بسم الله الرحمن الرحیم
«الحمدالله رب العالمین الصلاه و السلام علی سیدنا و نبینا و طبیب قلوبنا و شفیع ذنوبنا العبد المؤید الرسول المسدد المحمود الاحمد ابوالقاسم المصطفی محمد»
پنجشنبه۱۴۰۴/۷/۳، اصول کافی، جلددوم،
موضوع: «باب اشاره و نص بر صاحب خانه (امان زمان عج) ع
روایت (۲)
ابوهاشم جعفری گوید: به امام حسن عسکری علیه السلام عرض کردم: جلالت و بزرگی شما مرا از پرسش از شما باز میدارد، اجازه میفرمائید از شما سؤالی کنم؟ فرمود، بپرس، عرض کردم: آقای من! شما فرزندی دارید؟ فرمود: آری، عرض کردم: اگر برای شما پیش آمدی کند، در کجا از او بپرسم؟ فرمود: در مدینه از آنجا بشنود و ممکن است مقصود از مدینه همان شهر سامره باشد.
روایت (۳)
عمر و أهوازی گوید: امام حسن عسکری پسرش را به من نشان داد و فرمود، این است صاحب شما بعد از من.
روایت (۳)
عمر و أهوازی گوید: امام حسن عسکری پسرش را به من نشان داد و فرمود، این است صاحب شما بعد از من
روایت (۴)
حمدان قلانسی گوید: به عمری (به فتح عین نامش عثمان بن سعید است و او اولین کس از نواب أربعه امام زمان علیه السلام است) گفتم: امام حسن عسکری در گذشت، به من گفت: او در گذشت ولی جانشینی در میان شما گذاشت که گردنش به این حجم است – و با دست اشاره کرد
روایت (۵)
احمد بن عبدالله گوید: چون زبیری ملعون کشته شد، از طرف امام حسن عسکری علیه السلام چنین جملاتی صادر شد: (((این است کیفر کسیکه بر خدا نسبت به اولیائش گستاخی کند، گمان میکرد مرا خواهد کشت و بدون نسل میمانم، چگونه نیروی حق را درباره خود مشاهده کرد؟!! و برای آن حضرت در سال 256 پسری متولد شد که نامش را (((م ح م د))) گذاشت.
شرح حدیث (سال تولد حضرت ۲۵۶ مطابق ابجد کلمه نور است. در قرآن ما سورهای به نام سوره نور داریم و آیهای هم به نام آیه نور داریم.
بسم الله الرحمن الرحیم
اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْكَاةٍ فِیهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِی زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ کَأَنَّهَا کَوْكَبٌ دُرِّيٌّ یُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبَارَكَةٍ زَیْتُونَةٍ لَا شَرْقِيَّةٍ وَلَا غَرْبِيَّةٍ یَکَادُ زَیْتُهَا یُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُورٌ عَلَى نُورٍ یَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشَاءُ وَیَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِيمٌ.
در ایه نور، ۵ بار لفظ نور بکار رفته.
روایت (۶)
ضوء بن علی از مردی از اهل فارس که نامش را برده نقل، میکند که: به سامرا آمدم و بدر خانه امام حسن عسکری علیه السلام چسبیدم، حضرت مرا طلبید، من وارد شدم و سلام کردم فرمود: پس دربان ما باش، من همراه خادمان در خانه حضرت بودم، گاهی میرفتم، هر چه احتیاج داشتند از بازار میخریدم، و زمانیکه در خانه، مردها بودند، بدون اجازه وارد میگشتم.
روزی (بدون اجازه) بر حضرت وارد شدم و او در اتاق مردها بود، ناگاه در اتاق حرکت و صدائی شنیدم، سپس به من فریاد زد: بأیست، حرکت مکن: من جرأت در آمدن و بیرون رفتن نداشتم، سپس کنیزکی که چیز سرپوشیدئی همراه داشت، از نزد من گذشت: آنگاه مرا صدا زد که درآی، من وارد شدم و کنیز را هم صدا زد، کنیز نزد حضرت بازگشت، حضرت به کنیز فرمود: از آنچه همراه داری، روپوش بردار، کنیز از روی کودکی سفید و نیکو روی پرده برداشت، و خود حضرت روی شکم کودک را باز کرد، دیدم موی سبزی که بسیاهی آمیخته نبود از زیر گلو تا نافش روئیده است، پس فرمود: این است صاحب شما و بکنیز امر فرمود که او را ببرد، سپس من آن کودک را ندیدم، تا امام حسن علیه السلام وفات کرد.
««پایان باب»»
(باب ذکر نام کسانیکه آن حضرت ع را دیدهاند)
روایت (۱)
حمیری گوید: من و شیخ ابو عمرو (عثمان بن سعید عمری نایب اول) – رحمة الله – نزد احمد ابن اسحاق گرد آمدیم، احمد بن اسحاق به من اشاره کرد که راجع به جانشین (امام حسن عسکری) از شیخ بپرسم، من به او گفتم، ای با عمرو! من میخواهم از شما چیزی بپرسم که نسبت به آن شک ندارم، زیرا اعتقاد و دین من این است که زمین هیچگاه از حجت خالی نمیماند، مگر چهل روز پیش از قیامت (یعنی ایامی که مقدمات قیامت مانند خروج دابه و مانند آن به ظهور میرسد) و چون آن روز برسد، حجت برداشته و راه توبه بسته شود آنگاه کسی که از پیش ایمان نیاورده و یا در دوران ایمانش کار خیری نکرده، ایمان آوردنش سودش ندهد – 158 سوره 7-))) و ایشان بدترین مخلوق خدای عزوجل باشند و قیامت علیه ایشان برپا میشود، ولی من دوست دارم که یقینم افزوده گردد، همانا حضرت ابراهیم علیه السلام از پروردگار عزوجل درخواست کرد که به او نشان دهد. چگونه مردگان را زنده میکند (((فرمود: مگر ایمان نداری؟ عرض کرد: چرا ولی برای اینکه دلم مطمئن شود – 260 سوره 2-))).
و ابو علی احمد بن اسحاق به من خبر داد که از حضرت هادی علیه السلام سؤال کردم، با که معامله کنم؟ یا (پرسید احکام دینم را) از که بدست آورم؟ و سخن که را بپذیرم؟ به او فرمود: عمری مورد اعتماد من است آنچه از جانب من به تو رساند: حقیقة از من است و هر چه از جانب من به تو گوید، قول منست، از او بشنو و اطاعت کن که او مورد اعتماد و امین است. و نیز ابو علی به من خبر داد که او از حضرت امام حسن عسکری علیه السلام همین سؤال را کرده و او فرموده است: عمری و پسرش (محمد بن عثمان، نایب دوم) مورد اعتماد هستند، هر چه از جانب من به تو رسانند، حقیقة از جانب من رسانیدهاند و هر چه به تو گویند، از من گفتهاند، از آنها بشنو و اطاعت کن که هر دو مورد اعتماد و امینند، این سخن دو امامست که درباره شما صادر شده.
ابو عمرو به سجده افتاد و گریه کرد، آنگاه گفت: حاجتت را بپرس، گفتم: شما جانشین بعد از مام حسن عسکری علیه السلام را دیدهئی؟ گفت: آری به خدا، گردن او این چنین بود و با دست اشاره کرد. (به حدیث 857 رجوع شود) گفتم: یک مسأله دیگر باقی مانده، گفت: بگو، گفتم: نامش چیست؟ گفت: بر شما حرام است که نا او را بپرسید، و من این سخن از پیش خود نمیگویم، زیرا برای من روا نیست که چیزی را حلال یا حرام کنم، بلکه این سخن خود آن حضرت علیه السلام است، زیرا مطلب نزد سلطان (معتمد عباسی که در 12 رجب 256 خلیفه شد) چنین وانمود شده که امام حسن عسکری وفات نموده و فرزندی از خود بجا نگذاشته ومیراثش قسمت شده و کسی که حق نداشته (جعفر کذاب) آن را برده و خورده است و عیالش در به در شدهاند و کسی جرأت ندارد با آنها آشنا شود یا چیزی به آنها برساند. و چون اسمش در زبانها افتاد، تعقیبش میکنند، از خدا بپرهیزید و از این موضوع دست نگهدارید.
کلینی – رحمه الله – گوید: شیخی از اصحاب ما (شیعیان) که نامش از یادم رفته به من گفت: ابو عمرو از احمد بن اسحاق همین پرسش را کرد و او هم همین جواب را گفت
نکته ((امام زمان نایب ندارد، بلکه حضرت، سفیر دارد)
اگر حجت از زمین برداشته شود نظم ان به هم ریخته میشود.
بحث در مورد اینکه در روایات داریم چرا نام آن حضرت را نباید برد: شارحان دو نوع گفتهاند عدهای گفتند مختص غیبت صغری بوده که نباید برده شود که اسم سر زبانها بیفتد و به تعقیب او بیفتند و خطر دارد
ولی الان که خطر ندارد اسمی ندارد و این مال آن موقع بوده.
ولی بعضی از علما میگویند مال زمان غیبت است تا آمدن حضرت چطور صدا کنیم حجت خدا را،
در این باب فرمود صاحب خدا یا از ناحیه مقدسه که همان حضرت است، طوری غایب است که شخص دیده نمیشود و اسم او هم برده نمیشود، پرده پوشی است.
روایت (۲)
محمد بن اسماعیل بن موسی بن جعفر که پیر مردترین اولاد پیغمبر صلی اللّه علیه و آله در عراق بود، گفت آن حضرت را میان دو مسجد (مکه و مدینه یا مسجد کوفه و سهله یا مسجد سهله و صعصعه) دیدم و او هنوز کودکی نابالغ بود
روایت (۳)
موسی بن محمد گوید: حکیمه دختر محمد بن علی (امام جواد) علیها السلام که عمه پدر آن حضرت است به من گفت که خود او آن حضرت را در شب ولادتش و هم بعد از آن دیده است.
روایت (۴)
قلانسی گوید، به عمری گفتم: امام حسن عسکری علیه السلام در گذشت، گفت او در گذشت، ولی در میان شما کسی را که گردنش این چنین است جانشین گذاشت – و با دست خود اشاره کرد (به حدیث 857 رجوع شود)
روایت (۵)
فتح گوید: از ابا علی بن مطهر شنیدم نقل میکرد که خود او آن حضرت را دیده و قامتش را برای او وصف کرده است
روایت (۶)
کنیز ابراهیم بن عبده نیشابوری گوید: من با ابراهیم روی کوه صفا ایستاده بودم، آن حضرت علیه السلام آمد و بالای سر ابراهیم ایستاد و کتاب مناسکش را بدست گرفت و با او مطالبی گفت.
روایت (۷)
عبدالله بن صالح گوید که خود او آن حضرت را نزد حجر الاسود دید و مردم (برای بوسیدن حجر) نزاع و کشمکش داشتند، و آن حضرت میفرمود: به این موضع مأمور نشدهاند (بلکه اگر بوسیدن بدون مزاحمت ممکن شد باید ببوسند، وگرنه به اشاره با دست اکتفا کنند)
روایت (۸)
احمد بن ابراهیم بن ادریس گوید: پدرم میگفت: من آن حضرت را بعد از وفات امام حسن عسکری علیه السلام در سن نزدیک بلوغ دیدم و دست و سرش را بوسیدم
روایت (۹)
احمد بن نضر گوید: نزد قنبری خادم حضرت رضا علیه السلام که از اولاد قنبر بزرگ (غلام امیرالمؤمنین علیه السلام) است، سخن از جعفر بن علی (جعفر کذاب) به میان آمد، او وی را نکوهش کرد، من گفتم غیر او کسی از نسل امام نیست، مگر تو کسی را دیدهئی؟! گفت: من ندیدهام ولی غیر من دیده است، گفتم: که او را دیده است؟ گفت: جعفر دو مرتبه او را دیده و او را داستانی است
روایت (۱٠)
ابی محمد و جنانی گوید: کسی که آن حضرت را دیده بود به من خبر داد که آن حضرت ده روز پیش از حادثه (وفات امام یازدهم علیه السلام) از خانه بیرون آمد میفرمود: بار خدایا تو میدانی که اینجا (سامره که وطن پدر و جد من است) دوستترین بلاد است نزد من، اگر مرا نمیراندند – یا سخنی به این مضمون
روایت (۱۱)
علی بن قیص از قول یکی از پاسبانهای عراق نقل میکند که به همین تازگی (بعد از وفات امام عسکری علیه السلام) سیماء را در سامرا دیدم که در خانه امام عسکری علیه السلام را شکسته بود، امام دوازدهم علیه السلام با طبرزینی که در دست داشت، جلو او در آمد و فرمود: در خانه من چه میکنی؟ سیماء گفت: جعفر عقیده دارد که پدر شما مرده و فرزند ندارد، اگر خانه شماست، من بر میگردم و سپس از خانه بیرون رفت.
علی بن قیس گوید: سپس یکی از خادمان خانه بیرون آمد و من راجع به این خبر از او پرسیدم، به من گفت: کی به تو این خبر را گفته است؟ گفتم: یکی از پاسبانهای عراق، گفت: چیزی از مردم پنهان نمیماند.
روایت (۱۲)
عمرو اهوازی گوید: امام حسن عسکری علیه السلام آن حضرت را به من نشان داد و فرمود: این است صاحب شما
روایت (۱۳)
ابراهیم بن محمد بن عبدالله بن موسی بن جعفر، از ظریف خادم نقل میکند که او آن حضرت را دیده است
روایت (۱۴)
ضوء بن علی عجلی از قول مردی از اهل فارس که نامش را برده نقل میکند که امام عسکری علیه السلام آن حضرت را به او نشان داده است.
روایت (۱۵)
شخصی از اهل مدائن گوید: من با رفیقم به حج رفته بودیم، چون به موقف عرفات رسیدیم، جوانی را دیدیم نشسته و لنگ و روپوشی در بر کرده و نعلین زردی در پا دارد، لنگ و روپوش او بنظر من صد و پنجاه دینار ارزش داشت، و علامت و اثر سفر در او نبود، گدائی نزد ما آمد، او را رد کردیم، سپس نزد آن جوان رفت و سؤال کرد، جوان رفت و سؤال کرد، جوان چیزی از زمین بر داشت و به او داد، گدا او را دعا کرد و زیاد و جدی هم دعا کرد، سپس جوان برخاست و از نظر ما پنهان شد ما نزد آن سائل رفتیم و به او گفتیم عجبا!! به تو چه عطا کرد؟ او به ما ریگ طلای دندانه داری نشان داد که قریب 20 مثقال بود من به رفیقم گفتم: مولای ما نزد بوده و ما ندانستیم و آنگاه به جستجویش برخاستیم و تمام موقف را گردش کردیم و او را به دست نیاوردیم سپس از جمعیتی که اطرافش بودند از اهل مکه و مدینه راجع به او پرسیدیم گفتند: جوانی است علوی که هر سال پیاده به حج میآید.
««پایان باب»»
(باب: نهی از نام بردن ان حضرت)
روایت (۱)
داود بن قاسم جعفری گوید: شنیدم حضرت ابوالحسن عسکری (امام هادی) علیه السلام میفرمود: جانشین پس از من حسن است، حال شما چگونه خواهد بود، نسبت به جانشین بعد از آن جانشین؟ عرض کردم: برای چه، خدایم قربانت کند؟ فرمود: زیرا شما خود او را نمیبینید و برای شما روانیست که او را بنامش یاد کنید، عرض کردم: پس چگونه یادش کنیم؟ فرمود: بگوئید حجت از آل محمد صلوات الله علیه و سلامه (بشماره 853 رجوع شود
روایت (۲)
ابو عبدالله صالحی گوید: یکی از اصحاب ما (شیعیان) بعد از وفات ابومحمد (امام حسن عسکری) علیه السلام از من خواست که راجع به اسم و مکان آن حضرت بپرسم، جواب آمد که: اگر اسم را به آنها بگوئی، فاش میکنند، و اگر مکان را بدانند، نشان میدهند.
روایت (۳)
ریان بن صلت گوید: از حضرت رضا علیه السلام شنیدم که چون راجع به قائم سؤال شد، فرمود: شخصش دیده نشود و نامش برده نشود.
روایت (۴)
امام صادق علیه السلام فرمود: نام صاحب الامر را جز کافر نبرد.
««پایان باب»»
باب (باب نادریست در باره غیبت)
روایت (۱)
امام صادق علیه السلام فرمود: زمانیکه بندگان به خدای – عزوجل – ذکر نزدیکترند و خدا از ایشان بیشتر راضی است، زمانیست که حجت خدای – عزوجل – از میان آنها مفقود شود و آشکار نگردد و جای او را هم ندانند و از طرفی هم بدانند که حجت و میثاق خدای جل ذکره باطل نگشته و از میان نرفته است (فضیلت این زمان برای بندگان، از این جهت است که شخص امام و معجزات او را به چشم نمیبینند و تنها از روی تفکر و تامل در آثار و براهین به وجود او معتقد میشوند و شبهات و وساس شیاطین جن و انس هم در آن زمان بسیار است) در آن حال در هر صبح و هر شام به انتظار فرج باشید (و با این عمل غم و اندوه را از خود بزدائید و چون وقت ظهور معلوم نیست. همیشه احتمال آن میرود، و امید و نشاط شما را زنده نگه میدارد، از رحمت خدا مأیوس نباشد) زیرا سختترین موقع خشم خدا بر دشمنانش زمانی است که، حجت او از میان بندگانش مفقود باشد و آشکار نشود، و خدا میداند که اولیائش (در زمان غیبت امام هم) شک نمیکنند و اگر میدانست شک میکنند، چشم به هم زدنی حجت خود را از ایشان نهان نمیداشت، و ظهور امام جز بز سر بدترین مردم نباشد (یعنی برای از بین بردن آنها و جایگزینی عدل و داد است. یا آنکه غضب خدا در زمان غیبت مخصوص مردم بداست ولی نسبت به مؤمنین رحمت و ثواب است).
شرح حدیث (کاملان این دوران بالاتر از تمام کاملان تمام اعصار هستند در زمان غیبت.
این قسمت که یک سوم آخر که نزدیک فرج میشود این دوره از همه سختتر است مومنان آن از تمام مومنان تمام اعصار بالاتر هستند.
رسول خد (ص) ا فرمود: عمل مومنان آنها ۵۰ برابر بالاتر از اصحاب من است پرسیدند چرا فرمود چیزهایی در آن دوره است که اگر شما بودید نمیتوانستید تحمل کنید.
میدانست آنقدر ایمان آنها قوی است با وجود هزاران سال غیبت امام شک به وجود امام نمیکند.
مومنان در زبان غیبت خیلی میارزند قدر خودمان را بدانیم کسی در این زمان نماز و روزه خواند و هیئتی و مسجدی باشد و اهل گناه نباشد خیلی پیش خداوند میارزد و آبرو دارد.
در روایت آمده خدا غربال میکند غربال کردن در زمان غیبت ریز و درشت را جدا میکند این وسط کسی باقی نمیماند درشتها میماند بقیه خالی میشوند و هر کس به یک جور.
نامه عمل همه افراد را به امام زمان نمیدهند فقط مال مومنان را میدهند آقا نگاه میکند.
«والسلام علی من اتبع الهدی»
الحمدلله علی الولایه
دانلود فایل صوتی