→

1404-7-17 شرح اصول کافی در امر غیبت امام زمان

⌂

1404-7-17 شرح اصول کافی در امر غیبت امام زمان

0:000:00

بسم الله الرحمن الرحیم

«الحمدالله رب العالمین الصلاه و السلام علی سیدنا و نبینا و طبیب قلوبنا و شفیع ذنوبنا العبد المؤید الرسول المسدد المحمود الاحمد ابوالقاسم المصطفی محمد

پنجشنبه ۱۴۰۴/۷/۱۷، درس اصول کافی، جلددوم،

موضوع: باب (در امر غیبت)

عرض شد کتاب‌هایی داریم مستقل در زمینه غیبت امام دوازدهم مثل کمال الدین صدوق مثل غیبت نعمانی غیبت شیخ طوسی روایات غیبت را جمع آوری کرده‌اند

حدیث (۱)

️//یمان تمار گوید: خدمت امام صادق علیه السلام نشسته بودیم، به ما فرمود: همانا صاحب الامر را غیبتی است، هر که در آنزمان دینش را نگه دارد مانند کسی است که درخت خارقتاد را با دست بتراشد (3) سپس فرمود: اینچنین و با اشاره دست مجسم فرمود – کدامیک از شما می‌تواند خار آن درخت را بدستش نگهدارد، سپس لختی سربزیر انداخت و باز فرمود: همانا صاحب الامر را غیبتی است، هر بنده‏ئی باید از خدا پروا کند، و بدین خود بچسبد.

تمار =خرمافروش

صاحب امر یعنی چه یعنی آن کسی که حکومت به دست می‌گیرد.

حدیث (۲)

//علی بن جعفر از برادرش موسی بن جعفر علیه السلام نقل کند که فرمود: هرگاه پنجمین فرزند هفتمین ناپدید شود (4) خدا را، خدا را، نسبت بدینتان مواظب باشید، مبادا کسی شما را از دینتان جدا کند، پسر جان (5) ناچار صاحب الامر غیبتی کند که معتقدین بامامت هم از آن برگردند، همانا امر غیبت یک آزمایشی است از جانب خدای عزوجل که خلقش را بوسیله آن بیازماید، اگر پدران و اجداد شما (امامان و پیغمبران پیشین) دینی درست‏تر از این دین سراغ داشتند، از آن پیروی می‌کردند (پس اگر دیگران بواسطه طول غیبت امام از دین برگشتند شما ثابت و پا برجا باشید) من عرضرکردم: آقای من! پنجمین فرزند هفتمین کیست؟ فرمود. پسر جان! عقل شما از درک آن کوچک‌تر و مغز شما از گنجایش آن تنگ‌تر است ولی اگر زنده باشید بدان خواهید رسید.

روایت: پیامبر فرمود در آخرالزمان مرغان آتشین می‌آیند وای به حال امت من از آن مرغان

حدیث (۳)

//مفضل بن عمر گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام می‏فرمود: بپرهیزید از شهرت دادن و فاش کردن (خصوصیات امر امام دوازدهم علیه السلام) همانا بخدا که امام شما سالهای سال از روزگار این جهان غایب شود و هر آینه شما در فشار آزمایش قرار گیرید تا آنجا که بگویند: امام مرد، کشته شد، بکدام دره افتاد ولی دیده اهل ایمان بر او اشک بارد، و شما مانند کشتی‌های گرفتار امواج دریا متزلزل و سرنگون شوید، و نجات و خلاصی نیست، جز برای کسی که خدا از او پیمان گرفته و ایمان را در دلش ثبت کرده و بوسیله روحی از جانب خود تقویتش نموده، همانا دوازده پرچم مشتبه برافراشته گردد که هیچ یک از دیگری تشخیص داده نشود (حق از باطل شناخته نشود).

مفضل گوید: من گریستم و عرضکردم: پس ما چکنیم؟ حضرت بشعاعی از خورشید که در ایوان تابیده بود اشاره کرد و فرمود: ای ابا عبداللّه: این آفتابرا می‌بینی؟ عرضکردم: آری، فرمود: بخدا امر ما از این آفتاب روشن‌تر است (یعنی علوم و معجزات و اخلاق و کمالات امام زمان علیه السلام برای راهنمائی مردم بحق از آفتاب روشن‏تر است).

انقدر در زمان غیبت سختی است ۱۲پرچم بلند مبشود همه شبیه به هم، معلوم نیست کدام به کدام است و همه از اسلام دم می‌زنند.

//روایت: کار به جایی می‌رسد شما شیعیان بر هم تفت می‌کنید.

حدیث (۴)

//سدیر صیرفی گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام می‏فرمود: همانا صاحب الامر علیه السلام شباهتهائی بجناب یوسف علیه السلام دارد، بحضرت عرضکردم: گویا امر زندگی یا امر غیبت آنحضرت را یاد می‌کنید، فرمود: خوک و شان این امت چه چیز را انکار می‌کنند؟! همانا برادران یوست نوادگان و فرزندان پیغمبران بودند و با او (در مصر) تجارت و معامله کردند و سخن گفتند، بعلاوه ایشان برادر او و او برادر ایشان بود، با وجود این همه او را نشناختند تا آنکه خودش گفت: (((من یوسفم و این برادر منست))) پس چرا لعنت شدگان این امت انکار می‌کنند که خدای عزوجل در یکزمانی با حجت خود همان کند که با یوسف کرد. (یعنی او را تا مدتی غایب کند که چون او را ببینند نشناسند).

همانا یوسف سلطان (مشهور و مقتدر) مصر بود و فاصله میان او و پدرش 18 روز راه بود، اگر می‌خواست پدرش را بیاگاهاند می‌توانست، ولی یعقوب و فرزندانش پس از دریافت مژده یوسف، فاصله میان ده خود و شهر مصر را در مدت نه روز پیمودند. پس این امت چرا انکار می‌کنند که خدای – جل و عز – با حجت خود همان کند که با یوسف کرد، بطوریکه او در بازارهای ایشان راه رود و پای روی فرش آنها گذارد (با وجود این او را نشناسند) تا خدا درباره او اجازه دهد، چنانکه بیوسف اجازه فرمود و آنها گفتند همین تو خود یوسف هستی؟!! گفت: من یوسفم.

در مورد سوره حضرت یوسف تفسیری تحویل آن مربوط به حضرت غیب است.

حدیث (۵)

زراره گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام می‏فرمود: برای آن جوان پیش از آنکه قیام کند، غیبتی است، عرضکردم: چرا؟ فرمود: می‌ترسد – و با دست اشاره بشکم خود کرد – (یعنی می‏ترسد شکمش را پاره کنند) سپس فرمود: ای زراره! اوست که چشم براهش باشند، و اوست که در ولادتش تردید شود: برخی گویند: پدرش بدون فرزند مرد، و برخی گویند: در شکم مادر بود (که پدرش وفات یافت و سپس هم بدینا آمد) و برخی گویند: دو سال پیش از وفات پدرش متولد شد و اوست که در انتظارش باشند ولی خدای عزوجل دوست دارد شیعه را بیازماید))) در زمان (غیبت) است ای زراره که اهل باطل شک می‏کنند، زراره گوید: من عرضکردم، قربانت، اگر من به آن زمان رسیدم چکار کنم؟ فرمود: ای زراره: اگر به آن زمان رسیدی، با این دعا از خدا بخواه: (((خدایا خودت را به من بشناسان، زیرا اگر تو خودت را به من بشناسانی، من رسولت را نشناسم (برای اینکه هر کس خدا را شناخت، بر او لازم می‏داند، که از راه لطف بندگانش را هدایت کند و کسی که خدا را نشناخت، فرستاده او را هم نمی‏شناسد) خدایا تو پیغمبرت را بمن بشناسان، زیرا اگر تو پیغمبرت را بمن نشناسانی، من حجت ترا نشناسم (برای اینکه امام جانشین پیغمبر و دست نشانده او به دستور خداست و مقام و ارزش جانشین مربوط بمقام و ارزش جانشین گذار است از این جهت شیعه می‏گوید: امام باید از لحاظ علم و عمل و اخلاق و عصمت مانند پیغمبر باشد) خدایا حجت خود را بمن بشناسان، زیرا اگر تو حجتت را بمن بسناسانی، از طریق دینم گمراه می‌شوم.

سپس فرمود: ای زراره! بناچار جوانی در مدینه کشته می‏شود، عرضکردم: قربانت، مگر لشکر سفیانی او را نمی‏کشند؟ فرمود: نه، بلکه او را لشکر آل بنی فلان بکشند، آن لشکر می‏آید تا وارد مدینه می‏شود و آن جوان را می‏گیرد و می‏کشد، پس چون او را از روی سرکشی و جور و ستم بکشد، مهلتشان بسر آید، در آن هنگام امید فرج داشته باش انشاء اللّه (مقصود از این جوان گویا همان نفس زکیه است که در علائم ظهور روایت شده است).

امام زمان می‌ترسد و ترسش برای جان خود است، ترسو بودن یک چیز دیگر است.

// انتظار حقیقی را امام می‌کشد او لحظه به لحظه منتظر است.

// امام زمان ۵ سال قبل از رحلت امام حسن عسکری متولد شدند.

// باطلکاران کسانی هستند که اهل حق و حقیقت نیستند.

دعای امام زمان در زمان غیبت خوانده شود

««اللَّهـُمَّ عـَرِّفـْنِي نَفْسَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي نَفْسَكَ لَمْ أَعْرِفْ نَبِيَّكَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي رَسُولَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي رَسُولَكَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَكَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي حُجَّتَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تـُعـَرِّفـْنِي حُجَّتَكَ ضَلَلْتُ عَنْ دِینِي»»

حدیث (۶)

//عبیدبن زراره گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام می‏فرمود: مردم امام خود را نیابند (گمشده و ناپیدا دانند) امام در موسم حج حاضر شود و مردم را ببیند ولی آنها او را نبینند.

حدیث (۷)

اصبغ بن نباته گوید: خدمت امیرالمؤمنین علیه السلام آمدم و دیدم آنحضرت متفکر است و زمین را خط می‌کشد، عرضکردم: ای امیرالمؤمنین! چرا شما را متفکر می‏بینم و بزمین خط می‌کشی، مگر بآن (خلافت در روی زمین) رغبت کرده‏ای؟ فرمود: نه، بخدا، هرگز روزی نبوده که بخلافت یا بدنیا رغبت کنم، ولی فکر می‏کردم درباره مولودیکه فرزند یازدهم من است، او همان مهدی است که زمین را از عدل و داد پر کند، چنانکه از جور و ستم پر شده باشد. برای او غیبت و سرگردانی است (هر زمانی در شهری بسر می‏برد) که مردمی در آن زمان گمراه گردند و دیگران هدایت شوند، عرضکردم: یا امیرالمؤمنین، آن سرگردانی و غیبت تا چه اندازه است؟ فرمود: شش روز یا شش ماه یا شش سال، عرضکردم: این امر (غیبت و سرگردانی) شدنی است؟! فرمود: آری چنانکه خود او خلق شدنی است (غیبتش هم قطعی و مسلم است) ولی ای اصبغ تو کجا و این امر؟ آنها (که زمان غیبت را درک می‌کنند) نیکان این امت با نیکان این عترت (خاندان پیغمبر صلی اللّه علیه و آله) اند، عرضکردم: پس از آن چه می‌شود؟ فرمود: پس از آن هر چه خدا خواهد می‏شود، همانا خدا را، بداها و اراده‏ها و غایات و پایانهاست.

شش روز یا شش ماه و یا ۶ سال این‌ها رمز است و به رمز صحبت می‌کنند و خیلی‌ها متوجه نشدند.

// حضرت نمی‌گوید چه اتفاقی می‌افتد.

//در روایت دیگر از آقا امیرالمومنین می‌فرمایند جمع می‌شوم و بیعت می‌کنند با مهدی و بعد چه می‌شود می‌فرماید حبیبم رسول خدا به من فرمود بعد از آن را نگویید به کسی، مگر به اهل بیت که چگونه می‌شود در زمان غیبت ایشان.

//روایت: تا می‌توانید صدقه بدهید زمانی که امام عصر بیاید کسی فقیر پیدا نمی‌شود که صدقه بدهید

// امیرالمومنان علیه السلام می‌فرماید برای امور سه غایتی وجود دارد تا زمان آن نرسد درست نمی‌شود

الحمدلله علی الولایه

««والسلام علی من اتبع الهدی»

دانلود فایل صوتی

20.5 مگابایت

← بعدیقبلی →