بسم الله الرحمن الرحیم
«الحمدالله رب العالمین الصلاه و السلام علی سیدنا و نبینا و طبیب قلوبنا و شفیع ذنوبنا العبد المؤید الرسول المسدد المحمود الاحمد ابوالقاسم المصطفی محمد
پنجشنبه۱۴۰۴/۸/۱۵، اصول کافی، جلددوم
موضوع: باب (انچه ادعای امامت راستگو را از دروغگو معلوم میکند)
ادامه بحث
// بعد این ها نشانههای امامتند که بیشتر معجزاتی اند که از ائمه ع صادر شدهاند برای اثبات امامتشان
نکته
معجزات یک خصوصیت زمانی دارن یعنی بزرگترین معجزه هم که باشد مال یک زمان خاص و در یک مکان خاصی است، مرده زنده میکند حضرت عیسی (ع) مال همان کسانی که اونجا میبینند و برای بقیه دیگر نقل قول میشود و در کتابها نوشته میشود و سینه به سینه گفته میشود تنها معجزهای که باقی است قرآن کریم است که هزار و چهارصد سال تحدی کرده که اگر میتوانید یک سوره مثل این قرآن بیاورید و هزار و چهارصد سال است کسی نتوانسته بیاورد چون باید آخرین پیامبر که خاتم انبیا (ص) میشود باید یک معجزهای میآورد و الان از کجا کسی بداند که پیامبر اکرم پیامبرص بوده آخر کسی که ایشان را ندیده!!! هزار و چهارصد سال قبل هم بوده معجزه هم که تو کتابها نوشته از کجا برویم راست است! به طرف انصاف بدهیم دارد درست میگوید باید یک معجزهای باشد انسان قبول کند پیامبر ما ص یک معجزهای آورد باقیه یک کتاب آورده نمیگوید مثل این کتاب میگوید یک سوره مثل این قرآن بیاورید اگر میتوانید این همه شاعر آمده این همه ادیب آمده یک نفر نتوانسته یک سوره مثل قرآن بیاورد در این هزار و چهارصد سال تنها معجزه باقیه قرآن است
//در اینجا معجزات را نقل میکند که میگوید امام دارای کرامات و معجزات است امام برای شناخته شدنش دارای معجزه است،
و بقیه احادیث از این باب
حدیث (۵)
امام باقر علیه السلام فرمود: چون امام حسین علیه السلام کشته شد، محمد بن حنفیه، شخصی را نزد علی ابن الحسین فرستاد که تقاضا کند با او در خلوت سخن گوید سپس (در خلوت) به آن حضرت چنین گفت: پسر برادرم! میدانی که رسول خدا صلی اللّه علیه و آله وصیت و امامت را پس از خود به امیرالمؤمنین علیه السلام و بعد از او به امام حسن علیه السلام و بعد از او به امام حسین علیه السلام واگذاشت. و پدر شما رضی الله عنه و صلی علی روحه کشته شد و وصیت هم نکرد، و من عموی شما و با پدر شما از یک ریشهام و زاده علی علیه السلام هستم. من با این سن و سبقتی که بر شما دارم از شما که جوانید به امامت سزاوارترم، پس با من در امر وصیت و امامت منازعه و مجادله مکن. علی بن الحسین علیه السلام به او فرمود: ای عمو از خدا پروا کن و چیزی را که حق نداری ادعا مکن. من ترا موعظه میکنم که مبادا از جاهلان باشی، ای عمو! همانا پدرم صلوات الله علیه پیش از آنکه رهسپار عراق شود به من وصیت فرمود و ساعتی پیش از شهادتش نسبت به آن با من عهد کرد. و این سلاح رسول خدا صلی اللّه علیه و آله است نزد من، متعرض این امر مشو که میترسم عمرت کوتاه و حالت پریشان شود.
همانا خدای عزوجل امر وصیت و امامت را در نسل حسین علیه السلام مقرر داشته است، اگر میخواهی این مطلب را بفهمی بیا نزد حجرالاسود رویم و محاکمه کنیم و این موضوع را از او بپرسیم، امام باقر علیه السلام فرماید، این گفتگو میان آنها در مکه بود، پس رهسپار شدند تا بحجر الاسود رسیدند، علی بن الحسین به محمد بن حنیفه فرمود تو اول بدرگاه خدای عزوجل تضرع کن و از او بخواه که حجر را برای تو به سخن آورد و سپس بپرس. محمد با تضرع و زاری دعا کرد و از خدا خواست و سپس از حجر خواست (که به امامت او سخن گوید) ولی حجر جوابش نگفت. علی بن الحسین علیه السلام فرمود: ای عمو اگر تو وصی و امام میبودی جواب میداد. محمد گفت: پسر برادر تو دعا کن و از خدا بخواه، علی بن الحسین علیه السلام به آنچه خواست دعا کرد، سپس فرمود: از تو میخواهم به آن خدائیکه میثاق پیغمبران و اوصیاء و همه مردم را در تو قرار داده است (همه باید نزد تو آیند و به پیمان خدا وفا کنند) که وصی و امام بعد از حسین علیه السلام را به ما خبر ده. حجر جنبشی کرد که نزدیک بود از جای خود کنده شود، سپس خدای عزوجل او را به سخن آورد و به زبان عربی فصیح گفت: بار خدایا همانا وصیت و امامت بعد از حسین بن علی علیه السلام به علی بن حسین بن علی بن ابیطالب پسر فاطمه دختر رسول خدا صلی اللّه علیه و آله رسیده است.
پس محمد بن علی (محمد حنفیه) برگشت و پیرو علی بن الحسین علیه السلام گردید.
روایت (۶)
کلبی نسابه گوید: من وارد مدینه شدم و از امر امامت اطلاعی نداشتم، بمسجد آمدم و جماعتی از قریش را دیدم، بآنها گفتم: بمن بگوئید عالم (امام) اهلبیت (پیغمبر صلی اللّه علیه و آله) کیست؟ گفتند: عبداللّه بن حسن است. من بمنزلش رفتم و اجازه خواستم، مردی بیرون آمد که من گمان کردم نوکر آقاست، باو گفتم از آقایت برایم اجازه بگیر، او رفت و بیرون آمد و گفت: در آی، من داخل شدم، پیرمردی را دیدم با جدیت بسیار بعبادت چسبیده است، من سلامش کردم، بمن گفت: کیستی؟ گفتم: من کلبی نسابه هستم. گفت: چه میخواهی؟ گفتم: آمدهام از شما مسأله بپرسم، گفت: بپسرم محمد برخوردی؟ گفتم: اول نزد شما آمدم. گفت: بپرس گفت: بفرمائید: مردیکه بزنش بگوید (((انت طالق عدد نجوم السماء))) تو طلاق دادهئی بشماره ستارههای آسمان، حکمش چیست؟ گفت: بشماره سرجوزا طلاق واقع میشود (یعنی سه طلاق واقع میشود، زیرا جوزا برج سوم سالست) و باقی (تا به عدد ستارههای آسمان برسد) و بال و کیفر بر اوست. کلبی گوید: با خود گفتم: این یک مسأله (که ندانست).
(چوپان کرد) است، سپس فرمود: این نامها را میشناسی؟ گفتم: نه بخدا قربانت گردم، اگر صلاح میدانید از این موضوع درگذریم، فرمود: تو سر سخن را باز کردی من هم دنبالش را گفتم، عرضکردم: من صرف نظر کردم. فرمود: ما هم صرف نظر کردم بپرس از آنچه برای آن اینجا آمدهئی.
گاهی دو مشت. عرضکردم: آن مشک چه اندازه گنجایش داشت فرمود: بین چهل تا هشتاد و بیشتر، عرض کردم: بواحد أرطال؟ فرمود: بارطال پیمانه عراقی، (هر رطل عراقی سیصد و چند گرم است).
سماعه گوید: کلبی گفت: سپس حضرت علیه السلام برخاست و من هم برخاستم و بیرون آمد و دستم را روی دست دیگر میزدم و میگفتم: اگر چیزی باشد اینست، و کلبی همیشه با محبت اهل بیت پیغمبر خدا را پرستش میکرد تا وفات یافت.
نکته
مراقب باشید: تو خشم تو دعوا تو شوخی یک موقع به زن خود نگویی طلاقت میدهم، طلاقت دادم گاهی وقت با همین حرف زن طلاق داده میشود و بعد ادامه زندگی زنا محسوب میشود حواستان باشد یک موقع حرف بیخود از دهنت در نیاید.
روایت:
یک عده از غم و ناراحتی به رسول الله ص شکایت کردند که آقا همش دلمان غمگین است فرمود:
خرما داخل آب بریزید بگذارید بماند و چنگ بزنید بعد هستهها و پوست و اینها را ازش جدا کنید یک شربتی
میماند اون شربت را که بخورید غم از دلتان میرود گفتم چند عدد خرما بوده است فرمود آنچه در مشت جا میشود یک مشت خرمای خشک ووو… سپس او برخاست و من بلند شدم و بیرون آمدم در حالی که دست بر دست میمالیدم و میگفتم اگر چیزی باشد همین است
پس کلبی همواره در آیین محبت خاندان پیامبرص بود
تا مرد یعنی جزو شیعیان شد تا از دنیا رفت
// اگر کسی دنبال حقیقت باشد دنبال انسان الهی باشد دنبال معرفت باشد به ان میرسد
به قول آقاجان میفرمود: آب را ساختند برای تشنه
روایت (۷)
سپس عرضکردم: قربانت، از شما بپرسم آنچه از پدرت میپرسیدم؟ فرمود: بپرس تا با خبر شوی ولی فاش مکن، اگر فاش کنی نتیجهاش سر بریدنست سپس از آنحضرت سؤال کردم و فهمیدم دریای بیکرانیست. عرضکردم: قربانت شیعیان تو و پدرت در گمراهی سرگردانند، با تعهد کتمانیکه از من گرفتهاید، ایشانرا به بینم و بسوی شما دعوت کنم؟ فرمود: هر کس از آنها که رشد و استقامتش را در راه راست دریافتی، مطلب را باو بگو، و شرط کن که کتمان کند، اگر فاش کند، نتیجهاش سر بریدن است و با دست اشاره بگلویش فرمود من از نزد آنحضرت خارج شدم و بابیجعفر احول برخوردم، بمن گفت: چه خبر بود؟ گفتم: هدایت بود، آنگاه داستان را برایش گزارش دادم، سپس فضیل و ابو بصیر را دیدم، ایشان هم خدمتش رسیدند و از حضرتش سؤال کردند و سخنش را شنیدند و بامامتش قاطع گشتند. سپس جماعتی از مردم را ملاقات کردیم، هر کس خدمتش رسید، امامتش را باور کرد، مگر طایفه عمار (بن موسی ساباطی) و اصحاب او، ولی عبداللّه جز چند نفری نزدش نمیرفتند، چون چنین دید، گفت: مردم چگونه شدند؟ باو خبر دادند که هشام مردم را از دور تو پراکند. هشام گوید: او چند نفر را در مدینه گماشته بود که مرا بزنند.
نکته
باید انسان بفهمد موقعیت چیست؟؟!
دقت کنید عبدالله میگوید که این معلولیت داشت معلول بود پاهابش یا دستش معلول بود میگوید
گفتم که آقا عبدالله گمان میکند که او بعد از پدر شما امام است! گفت عبدالله میخواهد که خدا پرستیده نشود یعنی چه؟؟ آقا موسی بن جعفر ع گفتند برادرتان
میگوید من امام هستم گفت عبدالله میخواهد که خدا پرستیده نشود!
/// در جلسات مطرح کردیم که اصلاً توحید در سایه ولایت است، کدام خدا را میگویید؟؟
خدای محمد و آل محمد ( ص) را میگوییم
خدا به وسیله حجتش شناخته میشود لذا اگر کسی حجت خدا را نشناسد اصلاً خدا را نمیشناسد و به توهم القلوب خدا را عبادت میکند یک چیزی تو دلش تصوری از خدا در نظر میگیرد نماز میخواند خدا را نمیشناسد که خدا را وقتی میشود شناخت که حجتش را بشناسی که این شخص نماینده خدا در روی زمین است من ان خدا را میپرستم از آیات قرآن آوردیم چقدر اثبات کردیم این مطلب را شیطان مگر در قرآن نیست مگه با خدا صحبت نمیکرد شیطان به خدا میگفت خدا من را از آتش آفریدی آدم را از خاک آفریدی
پس خدارا قبول دارد و با خدا حرف میزند ولی خداوند در مورد شیطان فرمود: شیطان از کافران بود
چرا کافر است؟! چون ولایت حضرت آدم ع را نپذیرفت خدا گفت کافر است نپذیرفتن ولایت اولیاء یعنی کفر به خداوند است
الحمدالله علی الولایه
«والسلام علی من اتبع الهدی»
دانلود فایل صوتی