→

1404-11-9 شرح اصول کافی باب کیفیت ولادت ائمه

⌂

1404-11-9 شرح اصول کافی باب کیفیت ولادت ائمه

0:000:00

بسم الله الرحمن الرحیم
«الحمدالله رب العالمین الصلاه و السلام علی سیدنا و نبینا و طبیب قلوبنا و شفیع ذنوبنا العبد المؤید الرسول المسدد المحمود الاحمد ابوالقاسم المصطفی محمد
پنجشنبه ۱۴۰۴/۱۱/۹،درس اصول کافی، جلد دوم،
🧿موضوع:«باب کیفیت ولادت ائمه ع
مقدمه«« هیچ کاری انسان واجب‌تر از خودشناسی ندارد.
/ در هر شرایطی انسان باید دنبال کمال باشد.

در جنگ صفین وقتی که همه مشغول جنگ و اضطراب و نگرانی و این ها بودند و امیرالمومنین ع در راس همه این هاست یک شخصی آمد خدمت امیرالمومنین ع یا امیرالمومنین ع اینکه می گویید می گوییم خدا واحد است به چه معناست ؟ دیگران ریختند سر او که مگه نمی بینید آقاجان و مشغول جنگ و اضطراب و نگرانی در جنگند تو آمدی در مورد چه داری حرف می زنی؟؟ حضرت فرمود: ساکت چیزی که این دارد
از ما می پرسد همانی که ما از این لشکر دشمن
می خواهیم ما از آنها می خواهیم موحد بشوند
جنگ برای این است برای حکومت که نیست!
لشکر معاویه با لشکر امیرالمومنین ع اصلش سر چیست؟؟ سر توحید است فهمیدن توحید فرمود سوالی که این از ما می کند همان چیزی است که ما به خاطرش داریم می جنگیم یعنی حضرت می فرمود: نکته :
این شرایطی که الان هست شرایط اضطراب و تشویشی که در مملکت هست کسی می گوید
آقا تو این اضطراب شما نشستید اصول کافی
می خوانید می گویم بله تمام این اضطراب ها و اینها برای چیست برای اینکه انسان شرایطی پیش بیاید به کمال خودش برسد شرایطی پیش بیاید انسان به کمال برسد اصلش برای این که نفوذ عالم بشوند کامل بشوند ما به خاطر جنگ که نباید مثلا علم را کنار بگذاریم
بله منظور این که فرمودند شما درس و بحثتان را داشته باشید شما درس را بخوانید بحث داشته باشید خداوند خودش مشیتش هرچی اقتضا داشته باشد حالا هرچی هست ما دنبال درس و بحث و کمال خودمان باید باشیم این را یک مقدمه گفتم برای اینکه من خودم ناراحتم از اوضاعی که هست هم شماها ناراحت هستید ولی باید بدانیم که دنبال کمال باید باشیم
⬅️حدیث (۲)
حسن بن راشد گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام مى‏فرمود: زمانى که خداى تبارک و تعالى بخواهد امام را خلق کند به فرشته‏ئى دستور دهد که شربتى از آب زیر عرش گرفته به پدر امام بیاشاماند، پس آفرینش امام از آن شربت است، آنگاه چهل شبانه روز در شکم مادر است و صدا نمى‏شنود و بعد از آن گوشش براى شنیدن سخن باز مى‏شود، و چون متولد شود همان فرشته مبعوث شود و میان دو چشم امام بنویسد کلمه پرودگارت براستى و عدالت پایان یافت کلمات او را دگرگون کننده‏ئى نیست و او شنوا و داناست و چون امام پیش از وى در گذرد، براى او مناره‏ئى از نور افراشته شود که به وسیله آن کردار همه مردم را ببیند، و خدا بر خلقش بدان احتجاج کند
(شرح حدیث)
/ در فص فاطمیه بحث از عصمت، آقاجان (علامه حسن زاده) از انعقاد نطفه شروع میکند که عصمت امام از انعقاد نطفه شروع می شود امام یک چیزی نیست بیاید در دنیا بعدا انتخاب بشود.
همچنان که حضرت عیسی مسیح ع در گهواره که بود اولین روز تولدش- گفت خداوند مرا بنده خویش آفریده است و به من کتاب عطا کرده است و مرا پیغمبر قرار داده است /
/نطفه امام از همان ابتدا از شربتی از آبی که از تحت عرش این را آورده است و این را انسان بفهمد متوجه می شود این نیست که هر کسی بگوید من امامم امام از انتخاب مردم نیست امام معصوم ع در بعضی از بحث ها گفتیم امام در شکم مادرش هم که هست امام است پس وقتی که به دنیا می آید همین فرشته را که اون آب را از تحت عرش آورد خداوند مبعوث می کند که در بین دو چشم امام این آیه را بنویسد
«« وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلًا لَّا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ»»
وقتی امام قبلی از دنیا رفت و ایشان به امامت رسید برای او ستونی از نور که در اون ستون نور اعمال خلایق را. می بیند و به همین است که خدا احتجاج می کند بر خلقش می شود حجت خدا شاهد بر اعمال بندگان
/ در بعضی احادیث این نوشته روی بازوی امام نوشته می شود و در بعضی روایات دارد که روی کتفش نوشته می شود منظور این که در وجود امام این آیه ثبت است و این آیه در مورد امام همت تمام شد به اتمام رسید یعنی کار تمام شد خلقت امام می آید به یک جایی می رسد که می گوید
به اتمام رسید کلمه ای که صدق و عدل است
/در قرآن خداوند- مثلا حضرت عیسی ع را
کلمه الله معرفی می کند انسان ها به وجهی کلمات الله اند منتها ما در قرآن داریم کلمه العذاب بعضی کلمه عذابند و بعضی آیات آیات بهشت بعضی کلمات کلمه تام پروردگار که صدق و عدل است امام است
نکته(وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلًا لَّا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ
ﻭ ﺳﺨﻦ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺕ ﺍﺯ ﺭﻭﻱ ﺭﺍﺳﺘﻲ ﻭ ﻋﺪﻝ ﻛﺎﻣﻞ ﺷﺪ ، ﺳﺨﻨﺎﻥ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﺍﻱ ﻧﻴﺴﺖ ; ﻭ ﺍﻭ ﺷﻨﻮﺍ ﻭ ﺩﺍﻧﺎﺳﺖ .(١١٥)
/ انسان دو تا بعد دارد که در این دو تا بعد دارای کمال و نقص می شود یک بعدش ارتباط با خداوند ارتباط با بالادست خودش است و یکی ارتباط با خلایق است.
/ در کلمات اولیا عرفا گفته شد تمام راه در دو کلمه است تعظیم امر خالق و شفقت بر مخلوق
/ این همین کلمه ی صدقا و عدلا یعنی وقتی که گفتند ربنا الله، پروردگار ما الله است و بعد استقامت کردند صدق اون ارتباط با خداست و ارتباط با خدا مربوط به قلب می شود چون انسان قلبش حرم الله است در قلب با خدا ارتباط داریم ما عدلا مربوط بابرخورد با خلایق
است که با مخلوقات باید با عدل رفتار کنید.

/حدیث داریم از رسول خداص که خدا لعنت کند
کسی که غیر قاتل خودش را بکشد
و یا اسراف نکنید در قتل اگر یک نفر کشته شد حق ندارید دو نفر را به جای او بکشید
/چه کسی در صدق و عدل تام است ؟ امام
امام چه در ارتباط با خدا صادق است و در ارتباط با خلق عادل است امام عدل مجسم است
/ آقا امام عصر( عج) وقتی تشریف می آورند کاری که انجام می دهند اینکه مال را به عدالت بالسویه تقسیم می کنند بین مردم
لذا هیچ فقیری باقی نمی ماند وقتی فقیر نبود جنایت هم نمی شود
/روایت داریم می گوید :روزی خلایق را خدا به اندازه مخلوقاتش نازل می کند اگر بعضی ها گرسنه اند این که یک عده ای احتکار می کنند و یک عده ای ظلم می کنند .
//معاویه بالای منبر می گفت که مردم مگر آیه قرآن نمی گوید – هر چیزی خزینه اش نزد ماست ما به اندازه ی معلوم نازل می کنیم
خدا روزی نازل نمی کند برای شما تقصیر من چیست!!! ابوالاسود دولی بلند شد گفت ببخشید آقا اینکه خدا روزی نازل می کند یا نمی کند را ما مشکل نداریم
ما مشکلمان با توئ است که روزی که خدا نازل کرده تو توی انبارت ذخیره کردی به ما نمی دهی بخوریم چقدر قشنگ جواب داد

/امام صدق و عدل است و امام در دو جنبه صادق و عادل است اگر از خدا می گوید راست می گوید

❗نکته ای مهم
این حدیث را نباید از یادت برود از رسول خدا( ص)
است
که فرمود: ما به ظاهر حکم می کنیم خدا مامور و متولی باطن هاست
یعنی طرف وقتی که می گوید: اشهدان لا اله الا الله ما می گوییم مسلمان است و اینکه تو دلش چیست؟ خدا می داند!! بعضی ها یک کار خیری انجام می دهند یک عده می گویند این برای خودنمایی این کارها را می کند آقا رسول خداص فرمود :
ما به ظاهر حکم می کنیم خدا می داند تو باطن افراد چه می گذرد!!! پس هر کسی در مورد کسی گفت این ریا می کند! پیغمبر خاتم اول شخص نظام عالم فرمود خداوند متولی باطن ها است تو از کجا می دانی!!!
/چون صدقا و عدلا ما نمی دانیم تو دل طرف صادق هست یا نه ؟ یا طرف خداباور هست یا نه!!!
اصلا خدا را قبول دارد یا نه و ما نمی دانیم ایمان دارد یا ندارد نمی دانیم چون ایمان یک امر قلبی
است و عصمت یک امر قلبی است و نمی شود
تشخیص داد لذا امام معصوم را باید پیامبر ص معرفی کند یا امام قبلی معرفی کند چون عصمت را نمی شود تشخیص داد کی صدق دارد و کی واقعا
می گوید خدا
/حدیثی جعلی که خیلی مشهور است،
هر کس از فقها که خویشتن دار باشد مخالف هوای خود باشد مطیع امر مولا باشد پس برای عوام است
که از او تقلید کنند.
این حدیث اولا سندش اشکال دارد چون یک تفسیری منسوب به امام حسن عسگری ع که حضرت علامه آقاجان از قول علامه شعرانی فرمودند:
می گوید ما وقتی تفسیر طبرسی را پیش علامه شعرانی می خواندیم وقتی تمام شد گفت ایشان چقدر وسیع الاطلاع بودند چون نظریات زیادی را جمع کرده است جناب طبرسی اما از تفسیر منسوب به امام حسن عسگری ع یک کلمه هم نگفت چون قبول نداشت اصلا این تفسیر را و اگر کسی با حدیث آشنا باشد و بخواند می فهمد که این حدیث!
این کتاب حدیث نیست چون اشکالات تاریخی در ان وجود دارد اشکالات اعتقادی در آن وجود دارد
بعد یک تاویلات دور از عقل وارد شده است که این عبارت برای آن تفسیر است.
اشکالات ان چیست؟ اشکالش این که من از کجا بدانم این فقیه مخالف هوای نفس است مگر مخالف هوای نفس را روی پیشانی می نویسند؟ اینجا می گوید :
هر کی مخالف هوای نفس است من چه می دانم این آقا هوای نفس دارد یا ندارد؟! اینها امور قلبی است مطیع مولا باشد ووو….
پس اصلا اصلش اشکال دارد که کتابش باطل است دوم از این حرفش هر کدام از فقها که اینگونه بودند باید یک چیزی باشد که من بتوانم تشخیص بدهم

/ این صدقا و عدلا قلبش صادق
است یا نه اینکه رسول خدا ص فرمود:
خدا متولی قلب هاست تو از قلب کسی خبر نداری نیت او چیست!!! ما ظاهر افراد را می بینیم ظاهر نماز
می خواند مسلمان است و ظاهرش کمک می کند
به دیگران آدم خوبی است
پس ما فقط ظاهر عمل را می بینیم اگر گناه از او دیدی به کسی نباید بگویید که می شود غیبت
// ابن جوزی از علمای اهل سنت یک کتابی دارد تذکره الخواص ترجمه هم شده به فارسی یک حدیثی نقل کرده من آنجا دیدم:
امام حسن مجتبی ع سفره دار بود الان هم می دانید در مدینه سفره امام حسن ع پهن است هنوز که هنوزه سفره ی امام حسن می اندازند افطار می دهند برایش مهمان آمد هیچی نداشت آمد سراغ قنبر که اینهم بیت المال دستش بود گفت قنبر دیروز یک مقدار عسل آوردند حالا فردا یا پس فردا مثلا این عسل ها
می خواهد تقسیم بشود من مهمان دارم هیچی ندارم سهم عسل من را زودتر به من بده بیشتر نمی خواهم گفت آخه آقاجان امیرالمومنین ع بیاید فرمود:
با من ، مهمان دارم هیچی ندارم می گوید سهم عسل امام حسن ع را جدا کرد داد به ایشان رفت امیرالمومنین ع آمد نگاه کرد و گفت قنبر گفت بله گفت چرا عسل ها کم است ؟ آقا جان حضرت مجتبی مهمان آمده بود هیچی نداشت گفت فقط سهم من را زودتر بده گفت بله برو صدایش کن بیاید ببینم
می گوید امام مجتبی وقتی آمد غضب را در چهره امیرالمومنین ع دید اصلا کاری نکرده بعد هی قنبر افتاد وسط که آقاجان ببخشید من این کار را کردم به امام مجتبی به امام معصوم ع گفت اگر ندیده بودم که رسول خدا ص لب و دهانت را می بوسد حد
می زدم که چرا زودتر عسل برداشتی ووو… می گوید امام مجتبی افتاد روی پاهای امیرالمومنین ع و تکرار می کرد و می گفت آقاجان شما را به عمویم جعفر قسم

می دهم که می گویند امیرالمومنین ع وقتی غضبناک می شد به برادرش جعفر طیار قسمش می دادند حضرت می بخشید می گوید امام مجتبی هم
می گفت آقاجان به عمویم جعفر به عمویم جعفر قسم می دهم گناهی نکرده است و حقش را گرفته فقط یک روز زودتر آنهم مهمان دارد…
یعنی این عدل یعنی این عدل مجسم عدل مجسم یعنی امیرالمومنین ع صدقا و عدلا امام است
// تبدیلی برای کلمات خدا نیست، عوض شدن در ان نیست که کسی را بیاوری بگذاری بگویید این امام است مثل اولی دست دومی را ببرد بالا بگوید این خلیفه پیغمبر است و این جانشین پیغمبر است
تبدیلی در کلمات الهی نیست همه شنیدید چون
صدقا و عدلا این را می خواهم توضیح بدهم

/ امام صادق فرمود:
شخصی آمد پیش آقا از شیعیان گفت آقاجان الان تو خیابون می رفتم این خلیفه می رفت سربازها دور او را گرفته بودند دور باش کور باش بگیر ببند آقاجان شما باید خلیفه می شدید حق شما بود اگر شما خلیفه شده بودید ما هم کنار شما به نون و نوایی رسیده بودیم حضرت فرمود : نه ما اگر خلیفه بشویم اینجوری حکومت نمی کنیم ما مثل فقیرترین افراد
می خوریم و می پوشیم خلیفه باید مثل فقیرترین افراد بپوشد و غذا بخورد وگرنه عاقبتش آتش است
یعنی امام و غیر امام ندارد.
// در حدیث دیگر فرمود دولت ما آخرین دولت است قبل از ما همه فرقه ها میان سر کار که ما اگر آمدیم نگویند اگر ما هم بودیم مثل اینها حکومت می کردیم
⬅️روایت(۳)
یونس بن ظبیان گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام مى‏فرمود: همانا خداى عزوجل چون خواهد امامى را از امامى دیگر خلق کند، فرشته‏ئى را مبعوث کند تا شربتى از آب زیر عرش بگیرد و به امامش دهد تا بنوشد، سپس چهل روز در رحم بماند و سخن نشنود و بعد از آن سخن شنود. و چون مادرش او را بزاید، خدا همان فرشته‏ئى را که نوشابه بر گرفت بفرستد تا بر بازوى راست امام نویسد (((کلمه پروردگارت براستى و عدالت پایان یافت، براى کلمات او دگرگون کننده‏ئى نیست))) و چون به امر امامت قیام کند خدا در هر شهرى برایش مناره‏ئى بر افرازد که به وسیله آن اعمال بندگان را بنگرد.
⤴️شرح حدیث( این حدیث مثل حدیث قبلی است فقط راوی آن فرق دارد.
/ بعد از ۴۰ روز امام در رحم مادر کلام را می‌شنود
/امام فرمود ما به خطورات قلبی شما علم داریم.انسان باید حواسش جمع باشد که در محضر امام از امام چه می‌خواهد و چه چیزی را طلب می‌کند.
الحمدلله علی الولایه

دانلود فایل صوتی

17.1 مگابایت

← بعدیقبلی →