بسم الله الرحمن الرحیم.
الحمدلله رب العالمین، صلوات و السلام علی سیدنا و نبینا و طبیب قلوبنا و شفیع ذنوبنا، العبد المؤید و الرسول المسدد، المحمود الأحمد، ابی القاسم المصطفی محمد
📆پنجشنبه ۱۴٠۵/۵/۲۹،درس اصول کافی جلد دوم
🧿موضوع: در این باب نکتهها و برگزیدههاییست از قرآن درباره ولایت.
8️⃣ مطالب مورد بحث{این متن مجموعهای از روایات تفسیری از اصول کافی درباره ولایت امیرالمومنبن ع و ائمه، ولایت در ایات قران، واستقامت درطریقت و عمل واحد برای محبوب شدن برای خدا.}
⬅️روایت ۳۵
⤴️امام باقر علیه السلام درباره قول خداى تعالى: (((توجه خود را با اعتدال بسوى دین بدار 30 سوره 30 -))) فرمود: آن ولایت است.
↩️شرح حدبث، فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّینِ حَنِیفاً ،
▪️ به دین خالصانه رو کنید یعنی به چه چیز رو کنید!!! میفرماید به ولایت و با اخلاص رو کن به ولایت.
اصل دین ولایت است کسی که ولایت رسول الله را نداشته باشد دین ندارد.
▪️ظهور دین در خارج میشود انسان کامل
⬅️روایت(۳۶)
⤴️امام صادق علیه السلام راجع بقول خداى تعالى (((ما در روز قیامت ترازوهاى عدالت در میان نهیم 47 سوره 21 -))) فرمود: آن ترازوها پیغمبران و اوصیاء ایشان علیهم السلامند.
↩️ شرح حدیث( حدیث مرفوع است یعنی یک قسمت از سند ذکر نشده باشد بدون واسطه نقل کرده میشود و ظاهراً امام صادق علیه السلام را ندیده است.
▪️ در روز قیامت ترازوی عدل را میآورند و این ترازوی عدل چیست؟؟!! مثل ترازوی دنیایی نیست.، آن ترازو انبیا و اوصیا هستند، هر چیز را بخواهیم بسنجیم با همجنس خودش و سنجیده میشود ماسنج دستگاهی است جیوه دارد مخصوص خودش با آهن سنجیده نمیشود اعمال انسان را بخواهند بسنجند با انسان کامل با انبیا و اوصیا
▪️ امیرالمومنین علیه السلام را میگذارند و اعمال انسان با امیرالمومنین سنجیده میشود.
شیر را بچّه همی مانَد بدو / تو به پیغمبر به چه مانی ، بگو
▪️ آنجا مثقال ذرت خیرا یره و مثقال ذره شرا یره است، همه را حساب میکند خیر و شر…
⬅️روایت(۳۷)
⤴️مفضل بن عمر گوید: از امام صادق علیه السلام راجع بقول خداى تعالى: (((قرآن دیگرى بیاور یا این را عوض کن 15 سوره 10 -))) فرمود: مىگفتند یا على را عوض کن
↩️شرح حدیث( گفتند قرآنی جز این بیاور، یک جور دیگر قرآن، یک جور دیگر بیاور. حالا کسی بخواهد قبول نکند یا عوض کند آن را یا عوضش کند. یک نفر اهل مخالف بود، بحث میکرد در این شبکه، گفت: رسول خدا امیرالمومنین را در غدیر خم معرفی کرده. گفت چرا در غدیر خم معرفی کرده، چرا در مکه بودن معرفی نکرده؟ حالا در مکه معرفی میکرد، تو میگفتی چرا در مدینه معرفی نکرده. کسی نخواهد قبول کند. حالا اینا هم برای قرآن میگوید که قرآنی، سوره یونس، قرآنی جز این بیاور یا آن را عوض کن. میگوید این سوال را کردم.
گفتم: یعنی چی به قرآن غیر هذا بده یا تبدیل کن آن را؟ حضرت فرمودند: «قالُوا بَدِّلُوا عَلِیًّا» گفتند علی را عوض کن، علی را بزن کنار، یا این قرآن را عوض کن، یا علی را تبدیل کن. چون رسول خداص فرمود: «إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ» یا «ثَقَلَیْنِ: کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی» کتاب قرآن و امیرالمومنین. قرآن را عوض کن، علی را تبدیل کن، یک دیگه بشود. رسول خداص میگوید من از طرف خودم نیست، این از جانب خداوند است.
⬅️حدیث سیوهشتم:
⤴️ادریس بن عبداللّه گوید: از امام صادق علیه السلام تفسیر این آیه را پرسیدم: (((چه چیز شما را بدوزخ کشانید؟ گویند: ما نماز گزار نبودیم42 سوره 74 -))) فرمود: مقصود این است که: پیروى نکردیم از امامانى که خداى تبارک و تعالى درباره ایشان فرموده است. (((و پیشوایان پیشرو، آنهایند مقربان 11 سوره 56 -))) مگر نمىبینى که مردم اسبى را که در مسابقه پشت سر سابق است مصلى نامند؟ همین معنى مقصود است در آنجا که فرماید (((ما از مصلین نبودیم))) یعنى پیرو پیشروان نبودیم.
.↩️شرح حدیث:(این حدیث خیلی تاویل کرده. امام صادق ع از آن مطالبی است که عارفانی، مثلاً مثل محیالدین ابن عربی، وقتی تاویل میکند، آدم میگوید اینها را از کجا میگویی تو؟ بعد میبینیم امام صادق ع اینجور تاویلها را فرمودند که به حسب ظاهرش انسان میبیند که یک چیز دیگر است.
خوب دقت کنید.
میگوید از امام صادق ع پرسیدم تفسیر «ذَلِکَ» از تفسیر این آیه که: «مَا سَلَکَکُمْ فِی سَقَرَ» چه چیز شما را سلوک داد، یعنی برد در سقر، در جهنم.
یک حاج آقایی بود، یک بار سخنرانی میکرد، من نوجوان بودم، گفت یک نفر از من پرسید: آقا، آیهای داریم کسی نماز نخواند میرود جهنم؟ گفت من گفتم نه، آیهای نداریم.
بعد از چند وقتی این حاج آقا را دیدم، گفتم ببخشید
حاج آقا، شما آنجا گفتید نه، نداریم. چرا داریم؟
آیه قرآن فرمود: «مَا سَلَکَکُمْ فِی سَقَرَ، قَالُوا لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَ» گفت چه چیز شما را برد در سقر؟ گفتند ما از نمازگزاران نبودیم. این آیه میگوید کسی نماز نخواند جهنمی میشود. چی میگوید؟ ما این نداریم؟ صریح بگو. من نمیدانم. حالا نمیدانم، خیلی است ! کار را راحت میکند،
ولی کمتر کسی هست بگوید نمیدانم.
«مَا سَلَکَکُمْ فِی سَقَرَ، قَالُوا لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَ» گفتند ما از نمازگزاران نبودیم. از این آیه، پرسیدم؛ ظاهر آیه چی میفرماید؟ در مورد سلوک در جهنم است و اینکه طرف از نمازگزاران نیست. بعد آقا میآید این را تفسیر میکند، تاویل میکند به ولایت. بعد چه جوری؟ یک بطنی، دقت کنید.
خیلی زیباست. میفرماید ؛ معنایش میدانی چیست؟ معنایش این است که ما جزو «مُصلِّینَ» نبودیم، یعنی ما از تابعان ائمه نبودیم. این چه ربطی دارد؟ میگوید ما جز نمازگزاران نبودیم. میگوید، اینها از آن میگویند، آن بطن
قرآن. میگوید خداوند میفرماید:
«وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ، أُولَئِکَ الْمُقَرَّبُونَ» این در مورد کیست؟ درباره ائمه است. ائمه چی اند؟ سابقان هستند.
«وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ، أُولَئِکَ الْمُقَرَّبُونَ» مقربانند. و سابقون، سابقون. بعد میفرمود که در مسابقات اسبدوانی دیدی، به اونی که اسبی که اول میشود چی میگویند؟ سابق، سبقتگیرنده. اسبی که پشت سر او میرود، میگویند «مُصلٍّ». «لَمْکِینَ الْمُصلِّینَ» ما دنبالهرو آن سابق نبودیم. سابق کیست؟ ائمه.. آن بطن قرآنه، آن بطن قرآن است. خیلی هم زیباست. «لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَ» یعنی ما از تابعان ائمه نبودیم. چه جوری میشود؟ میگوییم میفرماید: «وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ» ائمه ع هستند. در میدان اسبسواری، اسبدوانی، اسبی که اول است سابق به آن میگویند، اسبی که پشت سر او میرود «مُصلٍّ» است.
به آن میگویند «مُصلٍّ». میگوید ما جز «مُصلِّینَ» نبودیم، تبعیت نمیکردیم از ائمه. اینکه میگویی قرآن بطن دارد، بطن قرآن بطن دارد. «إِنَّا حَیْثُ قَالَ لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَ، لَمْکُ مِنْ أَتْبَاعِ السَّابِقِینَ» ما از پیروان سابقون سابقون نبودیم. «وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ» از پیروان آنها نبودیم. برای خودمان میدویدیم، تبعیت نمیکردیم.
آیه قرآن میفرماید که روز قیامت:
«یَوْمَ نَدْعُوا کُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ» روزی که هر کسی را با امامش میخوانند. امامت کیست؟ دنبال کی بودی؟ اصلاً امام داشتی؟ امامت کی بود؟ آن کسانی که امام ندارند، وای به حالشان. که امام هم یعنی برای چی؟ برای تبعیت از او، تبعیت کنی.
⬅️حدیث (۳۹):
⤴️امام باقر علیه السلام درباره قول خداى عزوجل: (((اگر آنها بر این طریقه استقامت ورزند، آبى فراوانشان دهم 16 سوره 72 -))) فرمود: خدا مىفرماید: ایمان را در دلشان جایگزین کنیم، و طریقه همان ولایت على بن ابیطالب و اوصیاء او علیهم السلام است.
↩️شرح حدیث ( از یونس بن یعقوب، از کسی که ذکر کرده است، آنان ذکر نمیکنند کیست. «إِنَّ أَبِی جَعْفَرٍ» باز حدیث چه میشود؟ مرفوع میشود از امام باقر ع در قول خداوند عز و جل:
«وَ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَی الطَّرِیقَةِ لَأَسْقَیْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا» و اگر استقامت کنند بر طریقت، هرآینه مینوشانیم به آنان، ماءً غَدَقًا، آب فراوان، آب فراوان به آنها مینوشانیم. اگر استقامت کنند بر طریقت. یقول ؛ آب فراوان مینوشانیم یعنی چی؟ میفرمود: «لَرَبَّنَا قُلُوبَهُمُ الْإِیمَانَ» یعنی قلوبشان را از ایمان سیراب میکنیم. علومی که در قلبشان میآید.این ایمان سیراب بشود قلب یعنی چی؟ یعنی از علم سیراب میشود، علوم باطنی. علوم باطنی، مثلاً یک حدیث بخوانیم آقا باطن باطنی مثلاً چیه؟ حدیثی که سوال کرد از امیرالمومنین ع که: «هَلْ رَأَیْتَ رَبَّکَ؟» آیا پروردگارت را دیدهای؟ حضرت فرمود: «لَمْ أَعْبُدْ رَبًّا لَمْ أَرَهُ» نمیپرستم خدایی را که نبینم. بعد پرسید چگونه است؟
پروردگار تو را که او را میبینی؟ گفت: «وَیْلَکَ، لَا تُدْرِکُهُ الْعُیُونُ بِمُشَاهَدَةِ الْأَبْصَارِ، وَلَکِنْ تُدْرِکُهُ الْقُلُوبُ بِحَقَائِقِ الْإِیمَانِ» چشمها او را نمیبینند، ولیکن قلبها او را با حقایق ایمان میبینند. پس وقتی میگوید قلبت از ایمان سیراب میشود، یعنی به لقای خدا میرسی، مشاهده خدا میکنی، مشاهده ملکوت خدا میکنی، چشم باطنت باز میشود، علوم در قلبت سرازیر میشود. حالا هر کس دیگر به فراخور خودش. دیگر اگر استقامت کند، اگر کسی استقامت کند. یک روز باشد، یک روز نباشد، و یک روز حال باشد، یک روز نباشد، نیست. چون این استقامتی که کمتر کسی دارد، کمتر کسی که استقامتش را ول نکند.
▪️بعد میفرمود که این طریقت چیست؟
«وَ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَی الطَّرِیقَةِ» بر طریقت استقامت کند. میفرمود: «الطَّرِیقَةُ وَلَایَةُ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ وَ الْأَوْصِیَاءِ عَلَیْهِمُ السَّلَامُ» طریقت، ولایت امیرالمومنین ع،و اوصیای بعد از ایشان است.
❗نکته: قبلاً در تفاسیر، فکر کنم گفتیم این نکته را، ولی اینجا هم جای گفتنش هست. در عربی، ما برای مسیر و جاده چندین اسم داریم. مثلاً «صِرَاط» یعنی چی؟ راه. «سَبِیل» یعنی چی؟ راه «طَرِیق» یعنی راه دیگر. «سَبِیل» مسیر، محل سیر، «جَادَّة» هم عربی است،«جَادَّة» خودش عربی است. «مَعْبَر» محل عبور. اینها هر کدام یک معنایی دارد. میدانید مثلاً «مَعْبَر» با «مَسِیر» فرق دارد. «طَرِیق» با مثلاً «صِرَاط» فرق دارد. «صِرَاط» مثلاً نزدیکترین راهی که مستقیم باشد، میشود «صِرَاط». حالا «طَرِیق» چه خصوصیتی در آن است؟ «طَرِیق» همان است که ما در فارسی میگوییم «تَق تَق» اسم برای صدا، میگوییم «تَق» صدا کرد، «تَق» مال کوبیدن است، . حالا زمینی که بر اثر کوبیدن، یعنی راه رفتن، کوبیده شده و تبدیل شده به جاده، میشود چه؟ «طَرِیق»، آن جادهای که بر اثر پا خوردن، جاده مشخص شده، میشود «طَرِیق». حالا میفرمود: «وَ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَی الطَّرِیقَةِ» نگفت «عَلَی السَّبِیلِ» و نگفت «عَلَی الصِّرَاطِ». یعنی قبلاً این راه رفته شده است.
راه چنان رو که رهروان رفتند. کی رفته این راه را؟ امیرالمومنین ع و اوصیای ایشان.
میدانید اصلاً خدا امیرالمومنین ع را گذاشته کنار رسول خداص برای چه؟ یکی از چیزهایش، یکی از حکمتهایش
این است که ما یاد بگیریم با رسول خدا ص چه جوری باید برخورد کنیم. چون یک سری اصحاب نابلد بودند.
رسول خداص وقتی چیزی میفرمود، میگفتند: این را از خودت میگویی یا خدا گفته؟
«أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ» خود خدا میگوید از رسول الله اطاعت کنید. بعد تو میگویی از خودت میگویی یا خدا گفته؟ هرچی که رسول خدا ص میگفت، امیرالمومنین ع بدون چون و چرا میگفت: همین است، همین است، ولا غیر. پس یاد بگیریم چه جوری با رسول خدا ص برخورد کنیم.
حالا بعد از رسول خدا ص چه بدعتهایی آوردند؟ به امیرالمومنین ع میگفتند رسول خداص اینگونه عمل میکرد. جلو اینها میایستاد. خیلی، حالا گاهی وقت تیغش نمیبرید.
پس طریقت، راهی است که امیرالمومنین ع رفته، راهی است که اوصیای بعد از ایشان رفتند. آن اسلام و این میشود چه؟ مذهب ما. این طریقت میشود چه؟ مذهب. میدانید با دین فرق دارد. دین، اسلام است. مذهب، آن چیز اسلام است که در قرائتی که از اسلام داری. کدام اسلام را میگویی؟ اسلامی که ابوحنیفه میگوید، اسلامی که شافعی میگوید، اسلامی که اهل بیت پیامبر ص میگویند. کدام اسلام را میگویید؟ آن میشود مذهب که این طریقت که اینجا فرموده است:
همان مذهب ما، مذهب جعفری است؛ آنی که از طریق امام صادق ع به ما رسیده است.
⬅️حدیث (۴۰)
⤴️️محمد بن مسلم گوید: از امام صادق علیه السلام راجع بقول خداى عزوجل (((کسانى که گفتند: پروردگار ما خداست و سپس استقامت کردند. (((فرشتگان بر ایشان نازل شوند که بیم مدارید و غم مخورید و به بهشتى که وعده یافتهاید شادمان باشید))).
❗ نکته❗
فرمود: آنهایی که استقامت میکنند، چه میشود؟
«تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَةُ» استقامت کنند، ملائکه بر آنها نازل میشوند
▪️«تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَةُ أَلَّا تَخَافُوا» که نترسید. چرا نگفت «تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَةُ وَ قَالُوا» مثلاً و میگویند؟ ملائکه نازل میشوند و میگویند که «لَا تَخَافُوا وَ لَا تَحْزَنُوا».ظاهراً باید اینجوری باشد دیگر: «تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَةُ وَ یَقُولُونَ» یا «تَقُولُونَ». «وَ لَا تَخَافُوا». این چرا نمیگوید و میگویند؟ این میگویند و نمیگوید. بگو مستقیم باشم. مگه نباید بگویند؟ ملائکه بر حضرت مریم نازل شد و «قَالَتِ الْمَلَائِکَةُ یَا مَرْیَمُ» ملائکه گفتند ای مریم. اینجا چرا نمیگوید «یَقُولُونَ»؟
«وَ لَا تَخَافُوا، وَ لَا تَحْزَنُوا» وحی بشود، چی میشود؟ با ترسیدن و میگوید نترسید. چرا «قَالُوا» نمیگوید، میگوید «یَقُولُونَ» نمیگوید؟ چرا نه؟
▪️چرا ملائکه نمیگوید؟ ملائکه گفتند
این را باید بگویید باید ملائکه بگویند یا نگویند!؟
ملائکه را میشنوند از ملائکه یا نه؟ این را میخواهم بگویم. از ملائکه میشنوند یا نه؟ چی؟ صحبت اینها ندارد. میگوید: ▪️«تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَةُ» ملائکه نازل میشوند برایشان.
بعد باید میگفت و ملائکه میگویند که «لَا تَخَافُوا» نترسید، محزون نشوید، بشارت باد بر شما.
ولی میگویند و نمیگوید. اینجا قبلاً هم یک بار در بعضی جاها گفتیم، مثلاً کجا؟
▪️در سورهای که «هَلْ أَتَی عَلَی الْإِنْسَانِ حِینٌ مِنَ الدَّهْرِ» تا آنجایی که «لَا نُرِیدُ مِنْکُمْ جَزَاءً وَ لَا شُکُورًا». در آنجا هم نمیگوید که «وَ قَالُوا»، میگوید چی؟ «إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ». ما شما را، آیه قبلش را بخوانیم :
«وَ یُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَی حُبِّهِ مِسْکِینًا وَ یَتِیمًا وَ أَسِیرًا، إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ» میگوید در راه خدا، مسکین و یتیم و اسیر را طعام میدهند.
بعد باید میگفت «وَ قَالُوا» و میگویند «إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ»، ما شما را برای خدا اطعام میکنیم. درست است؟
در حالی که نمیگوید «وَ قَالُوا»، میگویند، میگوید
«إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ، لَا نُرِیدُ مِنْکُمْ جَزَاءً وَ لَا شُکُورًا».
چرا نمیگوید این گفتن را تاکید نمیکند؟
«وَ قَالَ» را نمیگوید. «وَ قَالَ» را خودش میداند، واقعیت است، این حرف دلشان است. ببینید، میگوید به یتیم و مسکین و اسیر غذا میدهند، بعد بگویند ما شما را برای خدا غذا میدهیم؟ نمیگوید. اینها این را میگویند، میگوید اینها حرف دل را به زبان نمیآورند. چون طرف خجالت میکشد. . خیلی جاهایی در قرآن داریم.
▪️مثلاً وقتی که فرعون گفت «آمَنْتُ» حتی «أَذَا أَدْرَکَهُ الْغَرَقُ» وقتی که غرق فرعون را گرفت، «قَالَ آمَنْتُ» ایمان آوردم. خداوند فرمود؟ «الْآنَ» اما چرا نمیگوید «وَ قَالَ اللَّهُ»؟ الان نمیگوید خدا گفت. الان چرا نگفت خدا گفت؟ الان باید میگفت، ظاهراً اینجوری است دیگر. وقتی فرعون گفت ایمان آوردم، میگوید «الْآنَ» فقط، «آسیت» قبل از این؟ قبل، ایمان میآوری تو؟ قبل از این کافر بودی. چرا نگفت خداوند گفت؟ آنجا زبان حقیقت، زبان حال است که الآن ایمان میآوری تو قبل از این، عصیانکار بودی.
▪️آنجا فرعون لیاقت ندارد که خداوند به او بگوید الآن ایمان میآوری. نمیگوید خداوند به او گفت، میگوید «الْآنَ» فقط، «آسِیتَ» قبل. باز مورد داریم؟ بله، اصحاب کهف، وقتی که دستور داده شد که بروید به سوی کهف، چه فرمود؟
«فَأْوُوا إِلَی الْکَهْفِ» که «لِمَ» مع، «تَظَلُّکُمْ» و «مَا یَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ». «فَأْوُوا إِلَی الْکَهْفِ» وقتی که از آنها جدا شدید از شرک آنها، پناه ببرید به کهف. اما نمیگوید «قَالَ اللَّهُ» خدا گفت. چرا نمیگوید؟ این گفتگویی که شنیده نمیشود، امریه که اطاعت میشود. اینها دلیل دارد که چرا نگفت «خدا».
چون ظاهراً باید میگفت خدا گفت که از آنها که جدا شدید، پناه ببرید به غار. اما نمیگوید خدا گفت، با اینکه حرف، حرف خداست.
▪️پس دو حالت است: یک موقع طرف میشنود حرف خدا را، یک موقع حرف خدا در قلبش پیاده میشود بدون اینکه صوتی باشد. یعنی اگر از اصحاب کهف میپرسیدی شما شنیدید که خداوند گفت پناه ببرید به غار؟ میگفتند ما نشنیدیم، ولی قلبمان ما را برد طرف غار. کلام را نشنیدیم.
اینجا ببینید: «تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَةُ» بعد باید ظاهراً میگفت
و ملائکه به آنان میگویند «لَا تَخَافُوا». اما نه، میگوید تنزل میکنند به چی؟ به اینکه «لَا تَخَافُوا»، نترسید، محزون نشوید، بشارت باد بر شما. به اینها تنزل میکنند. یعنی طرف صدای فرشته را نمیشنود. وقتی تنزل میکند بر او، ولی وقتی تنزل میکند، خوفش زایل میشود، حزنش برطرف میشود، بشارت دریافت میکند. دقت کردید؟ چون اگر میگفت «قَالَ» و «یَقُولُونَ» و اینها، یعنی آنها میشنوند، در حالی که نمیگوید میشنوند. و اینها در کجاست؟ در سختیهاست که
«لَا تَخَافُوا وَ لَا تَحْزَنُوا»، در سختیهاست، و بشارت باد شما را به بهشتی که وعده داده شدهاید.
▪️«الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا» گفتند پروردگار ما الله است. یکی از اذکار همین است: «رَبِّیَ اللَّهُ» یا «رَبِّنا اللَّهُ»، استقامت کند بر این؛ بر این ذکر استقامت کند،
▪️«رَبِّیَ اللَّهُ»، پروردگار من الله است. یا «رَبِّنااللَّهُ»
«تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَةُ» ملائکه بر او نازل میشوند. بعد استقامتش، یکی همین گفتن ذکر است. یکی وقتی گفتی پروردگار من الله است، دیگر زنا نمیتواند بکند. طرف رب من الله است، دیگر دزدی نمیتواند بکند، دیگر دنبال اهل دنیا نمیتواند بدود، دیگر خیلی کارها را نمیتواند انجام بدهد، چون «رَبِّیَ اللَّهُ»، پروردگار من، رب من، استاد من الله است. «رَب» چند تا معنا دارد دیگر. شما میتوانی بگویی استاد من، حضرت علی است ؛ بروی گناه کنی؟ میشود؟ میگویی نه، جور در نمیآید. پس «تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَةُ» استقامت میخواهد.
بر چه چیز استقامت میکنند؟ میفرمود:
«اسْتَقَامُوا عَلَی الْأَئِمَّةِ وَاحِدًا بَعْدَ وَاحِدٍ» استقامت میکنند بر ائمه، یکی بعد از دیگری. چون بعضیها بودند امام صادق ع را میپذیرفتند، امام بعدی را نمی پذیرفتند ! یا یک به یک ائمه را تا آنجایی که عمرش هست تبعیت میکند، یا تبعیت میکند از امام در تمام عمرش، از امامش تبعیت میکند، نه از هوای نفس خودش. خیلی هم سخت است. که چه چیز تبعیت از امام، چه چیز تبعیت از امام نیست؟ تبعیت از علما، تبعیت از امام است؟ بعضی وقتها بله، بعضی وقتا نه. آخرالزمان باید گوشهایت را باز کنی، چشمت را باز کنی. یک موقع تبعیت از علما، تبعیت از امام زمان عج نیست.
«تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَ لَا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ» ملائکه نازل میشوند بر آنان.
حالا یک موقع هم میشود نزول ملک را میبیند، یک موقع میشود نزول ملک را حس میکند.
▪️روایت داریم، میگوید شما وقتی میروید زیارت ائمه ع یا زیارت امام حسین ع ملائکهای که آنجا هستند، این را
«ابن قولویه» در «کامل الزیارات» آورده، میگوید ملائکه آنجا شما را با بالهای خودشان نوازش میکنند. بعد امام میگوید
تا حالا شده برایت در حرم باشی یک مرتبه قلبت میلرزد، میشکند قلبت، یک حس و حالی به تو دست میدهد. میگوید مال آن وقتی است که آنها دارند تو را نوازش میکنند. «تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَةُ» را طرف میفهمد، یعنی حس میکند. حالا میفهمد به این معنا.
⬅️حدیث (۴۱)
⤴️ابوحمزه گوید: از امام باقر علیه السلام قول خداى تعالى را: (((بگو شما را فقط یک اندرز مىدهم 46 سوره 34))) پرسیدم، فرمود: یعنى تنها شما را به ولایت على علیه السلام اندرز مىدهم، ولایت على همان یک اندرزى است که خداى تبارک و تعالى مىفرماید: (((فقط یک اندرز به شما مىدهم))).
↩️شرح حدیث :
میگوید از امام باقر علیهالسلام پرسیدم از این قول خداوند: «قُلْ إِنَّمَا أَعِظُکُمْ بِوَاحِدَةٍ» بگو من شما را به یک چیز موعظه میکنم.
▪️قبل از اینکه وارد حدیث بشویم، چون آیه قرآن هم هست، بعضی وقتها از خود آیه باید بگوییم یک چیزهایی.
قرآن دارد یاد میدهد به ما یک نکتهای را. میگوید وقتی خواستی کسی را نصیحت کنی، چه جوری نصیحت کن؟
، یک چیز میگویم، این را انجام بده، یک کار ازت میخواهم، یک کار. دیگر هرکی باشد میگوید باشد»
بِوَاحِدَةٍب، گو یک چیز.
▪️ به حضرت عیسی مسیح ع گفتند استاد، یک کار به ما یاد بده، یک عمل واحد به ما بیاموز تا با آن عمل واحد، خدای احد به ما مهر ورزد. یک چیز یاد بده که خدا ما را دوست داشته باشد. با آن یک چیزها، ببین پدر و مادر و نماز و روزه و صدقه و اینها، یک کار یاد بده که با آن یک کار خدا ما را دوست داشته باشد، محبوب خدا شویم. حضرت عیسی ع فرمود: «دشمن دنیا شوید تا محبوب خدا شوید.» دشمن دنیا شوید تا محبوب خدا شوید. دشمن ریاستطلبی و پست و مطرح شدن و شهوت و غضب و اینها را بگذار زیر پا، خدا دوستت میدارد.
حالا «قُلْ إِنَّمَا أَعِظُکُمْ بِوَاحِدَةٍ» یک چیز. «فَقَالَ: إِنَّمَا أَعِظُکُمْ بِوَلَایَةِ عَلِیٍّ عَلَیْهِ السَّلَامُ» بگو شما را موعظه میکنم به ولایت علی، دنبال علی باشید، یک چیز. اطاعت از علی کنید. «الْوَاحِدَةُ» این، همان واحدهای است که خداوند تبارک و تعالی فرموده: «إِنَّمَا أَعِظُکُمْ بِوَاحِدَةٍ». این واحده است، این همان واحده، همان یکی را.
این را دقت کنید، چرا میگوید ولایت امیرالمومنین ع یکی است؟ واحده است. چرا ولایت را به واحد، یعنی واحده، به ولایت تعبیر کرد؟ چه چیزی در واحده است؟ دلیلی دارد، میگوید ولایت.((پایان جلسه))
الحمدلله علی الولایه
دانلود فایل صوتی