بسم الله الرحمن الرحیم
اَلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ، وَ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ عَلَی سَیِّدِنَا وَ نَبِیِّنَا وَ طَبِیبِ قُلُوبِنَا وَ شَفِیعِ ذُنُوبِنَا، الْعَبْدِ الْمُؤَیَّدِ، الرَّسُولِ الْمُسَدَّدِ، الْمَحْمُودِ أَحْمَدَ، أَبِیالْقَاسِمِ الْمُصْطَفَی مُحَمَّدٍ
📆پنج شنبه ۱۴۰۵/۶/۲۶ اصول کافی،جلد دوم
🧿موضوع: باب(نکته ها و برگزیدهائیست از قرآن در باره ولایت)
8️⃣خلاصه این جلسه (این متن مجموعهای ازباطن تفسیر ایات در ولایت امیرالمومنین ع، حدیث امام رضاع در مورد ولایت و فضل و رحمت خداوند، ولایت اهل بیت از تمام مال دنیا بالاتر است.، روایت امام صادق ع در مورد قرائت قران در شب جمعه
تفسیری در مورد، یوم الفصل، رسول الله لسان خداست و امیرالمومنین ع، اُذُنُ الْواعِیَةِ، بخث علم و عمل و اثرات ان در آخرت، عظمت فضایل امیرالمومنبن ع در قیامت
⬅️حدیث (۵۵)
⤴️محمد بن فضیل گوید: از حضرت رضا علیه السلام این آیه را پرسیدم: (((بگو بکرم و رحمت خدا باید شادمان باشند که آن از آنچه جمع مىآورند بهتر است 58 سوره 10 فرمود: بولایت محمد و آل محمد (باید شادمان باشند) که آن بهتر است از دنیائى که آنها جمع مىکنند.
↩️شرح حدیث:
امام رضا علیه السلام فرمود:
سوره يونس
قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَٰلِكَ فَلْيَفْرَحُوا هُوَ خَيْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُونَ
ﺑﮕﻮ : [ ﺍﻳﻦ ﻣﻮﻋﻈﻪ ، ﺩﺍﺭﻭ ، ﻫﺪﺍﻳﺖ ﻭ ﺭﺣﻤﺖ ] ﺑﻪ ﻓﻀﻞ ﻭ ﺭﺣﻤﺖ ﺧﺪﺍﺳﺖ ، ﭘﺲ ﺑﺎﻳﺪ ﻣﺆﻣﻨﺎﻥ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺷﺎﺩ ﺷﻮﻧﺪ ﻛﻪ ﺁﻥ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺛﺮﻭﺗﻲ ﻛﻪ ﺟﻤﻊ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ ، ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ .(٥٨)
▪️در مورد این آیه فرمود:
«بگو به فضل و رحمت خداوند باید شادمان باشند»، «یفرح» یعنی باید شادی کنند، «هو خیر مما یجمعون» یعنی آن بهتر است از آنچه جمع میکنند. بگو شادی شما باید به فضل و رحمت خدا باشد، که آن بهتر است از آنچه جمع میکنند.
چه چیزی را جمع میکنند؟ مال دنیا را،
▪️ آن که از مال دنیا بهتر است چیست؟ میفرماید فضل و رحمت خدا،
▪️ فضل و رحمت خدا؛ این بهتر است از تمام مال دنیایی که آنان جمع میکنند.
▪️امام رضا علیه السلام فرمود: آن ولایت محمد و آل محمد، است. بگو ولایت اهل بیت پیغمبر که آن بهتر است از آنچه اینان از مال دنیا جمع میکنند. اما میفرماید چیزی هست که خیلی بهتر از این مال دنیاست که جمع میکنند. نمیگوید میکنید، میگوید میکنند و به او باید خوشحال باشند. و آن بحث ولایت محمد و آل محمد است.
⬅️روایتی هست که میفرماید این اولاً نشان میدهد که ولایت اهل بیت از همهٔ مال دنیا بالاتر است، ، «خیر ما یجمعون»
▪️روایتی هست که میگوید شما مؤمن حقیقی نمیشوید تا آنکه فقر را بیشتر از ثروت دوست داشته باشید، مرگ را بیشتر از حیات دوست داشته باشید، مریضی را بیشتر از صحت دوست داشته باشید. طرف گفت: اگر اینجوری باشد، پس ما بیچارهایم، ما مؤمن نیستیم؛ پس چون ما فقر را دوست نداریم، ما غنا و پولدار بودن را دوست داریم.
داریم که ما مرگ را دوست نداریم، زندگی را دوست داریم. حضرت فرمود: معنای این حدیث آن نیست که تو فهمیدی. گفت: پس ای آقا، معنایش چیست؟ فرمود: یعنی در راه ولایت ما، فقر را بیشتر از غنا دوست داشته باشی. سپس فرمود: حاضری ولایت ما را از تو بگیرند و همهٔ پول دنیا را به تو بدهند؟ گفت: نه. فرمود: پس تو فقر را بیشتر دوست داری. سپس فرمود: حاضری ولایت ما را از تو بگیرند و عمر نوح به تو بدهند؟ گفت: نه. فرمود: پس تو مرگ را بیشتر از زندگی دوست داری. به این معناست.
.▪️ تمام سرخ و زرد دنیا به یک لبخند رضایت امام زمان عج نمیارزد،
⬅️حدیث (۵۶):
⤴️زید شحام گوید: شب جمعهاى بود و ما راه مىرفتیم که امام صادق علیه السلام به من فرمود: قرآن بخوان، زیرا شب جمعه است، من این آیه را خواندم: (((وعده گاه همگى آنها روز فصل قیامت است روزى که هیچ دوستى براى دوست خود کارى نسازد و آنها یارى نشوند، مگر آنکه خدایش ترحم کند 42 سوره 44 -))) امام صادق علیه السلام فرمود: به خدا ما را خدا ترحم کرده و ما را خدا استثنا فرموده ولى ما از دوستان خود کارسازى کنیم.
↩️شرح حدیث:
میگوید ما داشتیم با امام صادق ع شب جمعهای، در مسیر داشتیم میرفتیم. حضرت به من گفت که: «اقرأ» قرائت کن، قرآن بخوان. «فیها لیلة الجمعة»، فرق جمعه با جمعه چیست؟
جمعه یعنی هفته، ولی جمعه یعنی روز جمعه.
«الصلاة یوم الجمعة» یعنی روز جمعه، ولی وقتی میگوییم جمعه، یعنی کل هفته را میگوییم.فرمود که «لیلة الجمعة» قرآن بخوان، که الان شب جمعه است. معلوم میشود قرائت قرآن شب جمعه خیلی [مؤکد است].من شروع کردم قرائت کردن، ظاهراً در حال حرکت هم بودیم، چون میگوید
«نحن فی الطریق»، در راه بودیم. خواندم که:
«إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ كَانَ مِيقَاتَهُمْ أَجْمَعِينَ»
(سورهٔ دخان، آیهٔ ۴۰). به درستی که روز فصل، میقات همگان است، محل ملاقات دستهجمعی، روز فصل.
«يَوْمَ لَا يُغْنِي مَوْلًى عَن مَّوْلًى شَيْئًا» (سورهٔ دخان، آیهٔ ۴۱). روزی که هیچکسی به فریاد هیچکسی نمیتواند برسد، روزی که هیچکس برای هیچکس نمیتواند کاری کند.
«وَلَا هُمْ يُنصَرُونَ» و آنان یاری نمیشوند.
«إِلَّا مَن رَّحِمَ اللَّهُ» مگر کسی که خدا به او رحم کند.
اول یک تفسیری از آیه بگوییم: «یوم الفصل» یعنی روز جدایی. چرا میگوید جدایی؟ این یک پارادوکسی در آن است، پارادوکس، ضد، وقتی کنار هم قرار میگیرد، میشود چیست؟ پارادوکس. فرمود «میقات مجمعین»، روز ملاقات همگانی، بعد روز فصل است، جدایی است. همه جمع میشوند ولی جدا میشوند، یعنی مؤمن از منافق، از کافر، اینها جدا میشوند از هم. «إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ كَانَ مِيقَاتَهُمْ أَجْمَعِينَ». میگوید آن روز «یوم لا یغنی مولًی عن مولًی شیئاً». «یوم الفصل» میقاته دارد، حالا اینجا در چون نسخه کار نداشته، اینها رعایت کردهاند، به اصطلاح همانجوری ثبت کردهاند:
«إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ مِيقَاتُهُمْ أَجْمَعِينَ»، «يَوْمَ لَا يُغْنِي مَوْلًى عَن مَّوْلًى شَيْئًا» روزی که هیچکسی به فریاد هیچکسی نمیتواند برسد. «وَلَا هُمْ يُنصَرُونَ» یاری هم نمیشوند، یعنی از جای دیگر هم یاری نمیشوند. «إِلَّا مَن رَّحِمَ اللَّهُ» مگر کسی که خدا به او رحم کند.
«کسی مگر کسی که خدا به او رحم کند»، اینها چه کسانی اند ؟ امام صادق ع فرمود: «نحن والله» به خدا قسم، ماییم «الذی رحم الله»، کسی که خدا به او رحم میکند.
«و نحن والله الذین استثنی الله» به خدا قسم، ماییم آن کسانی که خدا آنان را استثنا کرده است، «إلا من رحم الله». «و کنا نغنی عنهم» و ما بینیاز میکنیم از آنان. چون گفت بینیاز نمیکند کسی را کسی، بعد گفت «إلا من رحم الله»، فرمود: ماییم آنان، و ما بینیاز میکنیم چه کسانی را؟ و شیعیانمان را. یعنی میگوید هیچکس به فریاد هیچکس نمیتواند برسد، هیچکس برای کسی نمیتواند کاری کند، بعد یک استثنا آورد: «إلا من رحم الله» مگر کسی که خدا به او رحم میکند. فرمود: ماییم آنان، و ماییم که بینیاز میکنیم، یعنی شفاعت، ماییم که شفاعت میکنیم. که یکی از آیات شفاعت چیست؟ همین است.
⬅️حدیث (۵۷):
⤴️امام صادق علیه السلام: چون این آیه نازل شد: (((و گوشى شنوا آن را حفظ کند 12 سوره 69 -)))، رسول خدا صلى اللّه علیه وآله فرمود: آن گوش تو است، اى على.
↩️شرح حدیث :
وقتی نازل شد این آیه:
«وَتَعِيَهَا أُذُنٌ وَاعِيَةٌ» (سورهٔ حاقه، آیهٔ ۱۲).
یعنی جا میدهد در خودش، «أُذُنٌ واعیة» گوشی که شنواست، گوشی که «واعیه» از «وَعَی» است، گوشی که جا دارد، گوشش تنگ نیست، گوشش سنگین نیست. .
میگوید وقتی این آیه نازل شد، «وَتَعِيَهَا أُذُنٌ وَاعِيَةٌ»، قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: «اذنک یا علی» این گوش توست، ای علی جان.
▪️این حدیث هم برای سید عبدالعظیم حسنی است. چون در اصول کافی خیلی از حضرت عبدالعظیم روایت به دست ما رسیده، حالا من عمداً سند بالایی را خواندم که اسم ایشان بیاید، این سند این هم باز جناب عبدالعظیم حسنی است. دیروز تولد ایشان بود،
این حدیث کوتاه است ولی خیلی بلند است،
«وَتَعِيَهَا أُذُنٌ وَاعِيَةٌ» (سورهٔ حاقه، آیهٔ ۱۲)
آن را گوشی که جا دارد میپذیرد.
بعضی گوشها هستند تنگاند.
حضرت علامه، آقاجان، میفرمود: گوش، دهان جان انسان است. بعضی حلقها تنگاند، یعنی در گوششان نمیرود، حرف در گوششان نمیرود، یا به قول معروف از این گوش میگیرد، از آن گوش رد میکند. شنیدهاید؟ میگوید از این گوش میگیرد، از آن گوش در میآورد. یک گوشش در است، یک گوشش دروازه. اما بعضی گوشها هستند جا دارند، یعنی وقتی حرف را میشنوند، مینشیند در عمق جانش.
▪️علامه طباطبایی، رضوان خدا بر ایشان باد، میفرمود: وقتی آقای مطهری میآمد سر درس حالت شعف به من دست میداد، چون میدانستم حرف هرز نمیرود، یعنی حرف بزنم، میگیرد، حرف را میگیرد. بعضیها هستند یک ساعت پای سخنرانی مینشینند، میرود در کوچه، از او بپرسید چی بوده؟ حرفهای خوبی بود، قشنگ بود. یک کلمه را بگو ببینم؟ دیگه خیلی خوب بود.
.
▪️مولانا یک بحثی دارد در مثنوی خیلی زیبا. آیهٔ قرآن هست که وقتی قرآن خوانده میشود «وَلْیُنْصِتُوا» گوش فرا دهید. میگوید انسان، تو را گوش کن، خاموش باش، چون لسان حق نگشتی، گوش باش. میگوید بعضیها هستند لسان اللهاند، زبان خدایند، مثل رسول خدا ص چقدر در قرآن میگوید «قُل»، «قُل»، بگو، بگو؛ چرا؟ چون رسول الله ص زبان خداست. میگوید بگو. حالا اینکه میگوید شنونده نمیخواهد، باید یک نفر باشد تمام حرفها را بگیرد، و آن کیست؟ از آنهایی است که میگوید «اُذُنُ الْواعِیَةِ»، امیرالمؤمنین ع است. تمام حرفهای رسول الله را میگرفت،
▪️ مولانا خیلی قشنگ میگوید. میگوید بچه وقتی به دنیا میآید، اولش سکوت میکند، فقط گوش میدهد. دیدی بچه به دنیا میآید، حرف نمیزند؟ میگوید سکوت میکند و گوش میکند. بعد از دو سال که میگذرد، بعد یواشیواش به سخن میآید. که میگوید:
«گر ندارد گوش، تیتی میکند
خویشتن را گنگ و گیتی میکند».
میگوید اگر گوش نکند، تیتی میکند، حرفهای مهمل میزند، بعد هم آخرش گنگ میشود. بعد میگوید تو هم اگر میخواهی آدم بشوی، باید گوش کنی، حرف حق را بشنوی، مدتی که در گوش جانت نشست، بعد زبان باز میکنی، به حقایق حق از زبان بیرون میآید حرف حق از زبانت بیرون میآید.
بعد این آیهٔ قرآن، این تفسیری که میخواهم بگویم،
از آن نکات ظریف آیهٔ قرآن است.
میفرمود:
«وَاسْمَعُوا وَأَطِيعُوا وَأَنفِقُوا» (سورهٔ تغابن، آیهٔ ۱۶).التغابن
میگوید تا آنجایی که میتوانید تقوا پیشه کنید.
▪️تقوا یعنی چه؟ خداترس. ابتدای آدم شدن خداترسی است، قبل از علم. اصلاً انسان باید خداترسی را یاد بگیرد، چون آیهٔ قرآن، حالا با یک آیهٔ دیگر، پیامبر اکرم ص مبعوث شد برای چه؟
▪️«یُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ» (سورهٔ جمعه، آیهٔ ۲) تزکیه کند آنان را، بعد تعلیم کتاب کند. اول تزکیه است، بعد تعلیم کتاب. اینجا میفرماید: «فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ» تا میتوانید تقوا پیشه کنید.
مواظب باشم گناه از من سر نزند. بیشترین گناهم مال چیست؟ زبان. زبانم را ببندم. پس چه؟ «وَاسْمَعُوا» بشنوید، یعنی چه بشنوید؟ کی میداند بشنوید یعنی چه؟ یعنی کلاس بیایید، حرف حق باید بشنوید
. بشنوید چه؟ بشنوی بروی در خیابان حرف مردم بشنوی؟ نه، باید بنشینید پای درس، حرف خدا و پیغمبر و حدیث و قرآن بشنوید. «وَاسْمَعُوا وَأَطِيعُوا» اطاعت کنید، یعنی چه؟ یعنی عمل کنید. «وَاسْمَعُوا وَأَطِيعُوا» بعد چه؟ «وَأَنفِقُوا» انفاق کنید، یعنی پول در بیارم انفاق کنم؟ نه، آن را که شنیدی و عمل کردی، حالا به دیگران یاد بدهی. انفاق اینجا انفاق چیست؟ انفاق علم است. هر جایی که انفاق پول نیست.
▪️آقاجان، حضرت علامه میفرمود: آقاجان، امیرالمؤمنین ع روزها میرفت در مغازهٔ میثم تمار. میثم خرمافروش بود، خرمافروش کوفه. میرفت مینشست، خصوصی برای میثم حرف میزد. حالا غیر از آن مطالبی که بالای منبر حضرت برای عموم میگفت، برای شاگردان خواص و خصوصیاش کلاس داشت. میرفت کنار میثم مینشست، برای ایشان مطالبی میگفت. میشورند ایشان را. انسان باید حرف بشنود. به خودی خود که آدم نمیشود.
«أُذُنٌ وَاعِيَةٌ» (سورهٔ حاقه، آیهٔ ۱۲) آن کسی که گوش فراخ دارد، گوش فراخ، گوشش تنگ نیست، حرف در آن نرود، همهٔ حرف را میگیرد. که میگوید «اذن الواعیة» امیرالمؤمنین ع است.
بعد اطاعت میخواهد، حرف شنید، عمل کند.حرف بشنود، عمل کند. پای عمل که بیاید، معلوم میشود انسان چیکاره است. حرفهایی که گوش کرده، چقدر در جانش نشسته، پای عمل معلوم میشود. و تو، حرف، همهٔ ما الان خوبیم. پای عمل بیاید، نمره داده میشود
«وَاسْمَعُوا وَأَطِيعُوا» بعد که خودت عمل کردی، بعد «وَأَنفِقُوا». بعد میفرماید:
ـ«وَمَن يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»
(سورهٔ تغابن، آیهٔ ۱۶).
بعد از اینها میگوید آن کسی که شح نفس خودش را یوغ بزند. شح چیست؟ بخل با حرص. حرص بزند برای جمع دنیا، بخل سرش را مهر کند، به کسی ندهد.
▪️ شح، روایت داریم، بخل با حرص است. این نفس همه هست، این را باید یوغ بزند. طرف «أُذُنٌ وَاعِيَةٌ» (سورهٔ حاقه، آیهٔ ۱۲). سعی کنیم ما هم از آن، واقعی داشته باشیم، گوش شنوا. هر حرف خوبی از هر کسی شنیدی، یادت نرود، یک جا یادداشت کن، یک جایی بنویس حرف را.
⬅️حدیث (۵۸):
⤴️امام باقر علیه السلام فرمود: جبرئیل علیه السلام این آیه را این گونه بر محمد صلى اللّه علیه وآله نازل کرد: (((کسانى که (نسبت به حق آل محمد) ستم کردند، سخنى جز آنچه دستور داشتند، بجاى آن آوردند، پس ما بر آنها که (نسبت به حق آل محمد) ستم کردند، بسبب کارهاى ناروائى که مىکردند، از آسمان عذابى نازل کردیم 59 سوره 2-))).
↩️شرح حدیث:
این هم از عبدالعظیم حسنی است : از امام باقر ع که امام باقر ع فرمود: «نزل جبرئیل علیه السلام به هذه الآیة علی محمد صلی الله علیه و سلم»، این آیه را اینگونه نازل کرد
یعنی معنای آیه به این صورت :
البقره
فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُوا قَوْلًا غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ فَأَنزَلْنَا عَلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا رِجْزًا مِّنَ السَّمَاءِ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ
ﻭﻟﻲ ﺳﺘﻤﻜﺎﺭﺍﻥ ، ﺳﺨﻨﻲ ﺭﺍ ﻛﻪ [ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺩﺭﻭﺍﺯﻩ ﺷﻬﺮ ] ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﮔﻔﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ [ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻭﺭﻭﺩ ﺑﻪ ﺷﻬﺮ ] ﺑﻪ ﺳﺨﻨﻲ ﺩﻳﮕﺮ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﻛﺮﺩﻧﺪ [ ﺑﻪ ﺟﺎﻱ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﺭﻳﺰﺵ ﮔﻨﺎﻫﺎﻥ ، ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﺍﻣﻮﺭ ﻣﺎﺩﻱ ﻛﺮﺩﻧﺪ ] . ﻣﺎ ﻫﻢ ﺑﺮ ﺳﺘﻤﻜﺎﺭﺍﻥ ﺑﻪ ﺳﺒﺐ ﺁﻧﻜﻪ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﻧﺎﻓﺮﻣﺎﻧﻲ ﻣﻰ ﻛﺮﺩﻧﺪ ، ﻋﺬﺍﺑﻲ ﺍﺯ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻓﺮﻭﺩ ﺁﻭﺭﺩﻳﻢ .(٥٩)
پس تبدیل کردند کسانی که ظلم کردند قولی را غیر از آنی که به آنان گفته شد، پس ما نازل کردیم بر کسانی که ظلم کردند عذابی از آسمان به خاطر فسقی که کردند.
اول آیه را تفسیر کنیم، بعد ببینیم حدیث چه میفرماید. ▪️میفرمود آن کسانی که ظلم کردند، تبدیل کردند قول را، گفتار را، به آنچه که به آنان گفته نشده بود، یعنی قول را عوض کردند، گفتار را عوض کردند. پس ما هم نازل کردیم بر آن ستمکاران رجز، عذاب، از آسمان، به خاطر فسقی که کردند. فسق، تجاوز از حد، به خاطر گناهانی که مرتکب شدند.
پس اینها یکی، قول را عوض کردند، بعد آن کسانی که این کار را میکنند، معمولاً پشت سرش یک فسقی هم دارند، یعنی این نیست که آدم خوبی باشند، قول را عوض کنند، حرف را عوض کنند، ولی آدم خوبی باشند، نه، حتماً چیزهای زشتی پشتِ پروندهٔ اعمالشان هست، چون میگوید نازل کردیم،
«بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ»، به خاطر فسق و فجورشان عذاب نازل کردیم.
▪️حالا حضرت چگونه تفسیر کرد؟ میفرمود:
«فبدل الذین ظلموا آل محمد حقهم» آن کسانی که تبدیل کردند، کسانی که تبدیل کردند، آنان که ظلم کردند به حق آل پیغمبر، ظلمشان چه بود؟ در مورد آل پیغمبر بود.
«قولاً غیر الذی لهم» تبدیل کردن گفتار را به غیر آن که بود، یعنی پیامبر اکرم ص چه فرموده بود؟
«علی جانشین من است»، «من کنت مولاه فهذاعلی مولاه». میدانید یکی از کارهایی که کردند چه بود؟
وقتی پیامبر اکرم ص در بستر بیماری بود، اینها یک شایعهای انداختند که رسول خدا علی را از جانشینی خودش برداشت. حالا در غدیر خم از همه بیعت گرفته، بعد در خلوت علی را برداشت. آنکه چه جوری؟ یک مرتبه مردم، آخه گول خوردند؟ کسانی که بیعت کرده بودند، کسانی مثل ابوبکر و عمر و اینها جزو نزدیکان پیامبر محسوب میشدند، اینها وقتی شایعه را پخش کردند، خیلیها پذیرفتند این شایعه را
«قولاً غیر الذی لهم» گفتاری غیر از آن که به آنان گفته شده بود.
▪️«فَأَنزَلْنَا عَلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا آلَ مُحَمَّدٍ حَقَّهُمْ»
(سورهٔ بقره، آیهٔ ۵۹) پس ما نازل کردیم بر کسانی که ظلم کردند به آل پیغمبر، به حق آنان، «رِجْزًا مِّنَ السَّمَاءِ» عذابی از آسمان، «بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ» به خاطر فسقی که مرتکب میشدند، به خاطر فسقی که مرتکب میشدند، گناهانی که مرتکب میشدند.
یعنی، وقتی کسی دانسته حرف خدا را عوض میکند، حرف پیغمبر را عوض میکند، یا حرف، حتی حرف حقی را، مطمئن باش این در عقبهاش خیلی فسق و گناهان دیگری دارد که الان نمیخواهم، حالا بالای منبر، دیگر الان خیلی از فسق آنها بگویم، چیزهایی که خود اهل سنت روایت کردند، چیست؟
⬅️حدیث (۵۹)
⤴️و فرمود: این آیه را جبرئیل علیه السلام این گونه نازل کرد: (((همانا کسانى که (نسبت به حق آل محمد) ستم کردند، خدا در معرض آمرزش ایشان نیست و به راهى هدایتشان نکند، جز راه دوزخ که همیشه در آن جاودانند، و این براى خدا آسانست سپس فرماید -: اى مردم! پیغمبر از جانب پروردگارتان به حق سوى شما آمده (درباره ولایت على) ایمان آورید که مایه خیر شماست و اگر کافر شوید (به ولایت على) آنچه در آسمانها و در زمین است متعلق بخداست))) (یعنى به او زیانى نرسد).
↩️شرح حدیث:
از عبدالعظیم حسنی روایت میآید.
میدانید زیارت ایشان، روایت داریم به اندازهٔ زیارت امام حسین ع ثواب دارد، زیارت عبدالعظیم حسنی. چرا؟ چون سید بود. نه، خیلیها بودند سید بودند. اصلاً امام صادق ع محمد بن محمد دیباج، پسر فاطمه بنت الحسین بود، گفت اصلاً دوست ندارم این بیاید پیش من، دوست ندارم بیاید پیش من، یا آن دیگران. این به خاطر چه بود؟ اهل ولایت بود. عبدالعظیم حسنی از اولاد امام حسن ع بود و از علما بود، اهل علم بود، حرف شنیده بود از چند تا امام، به خاطر این زیارتش معادل زیارت امام حسین ع میشود.
این احادیثی که میشنویم، اینها هر کدامش یک نور است، مگر در زیارت جامعه نمیخوانیم «کلامکم نور»
▪️ به قول حضرت آقا، علامه، آقاجان میفرمودند:
دو بال علم و عمل. هر که به جایی میرسد، از این دو بال، علم کسب کند و عمل کند. یعنی عبدالعظیم حسنی که چنین مقامی پیدا میکند چنین مرتبهای پیدا میکند.
عرض کردم، به خاطر سید بودنش که نیست. امام صادق ع فرمود: «ولایتی لأمیرالمؤمنین خیر من ولادتی منه»، اینکه من ولایت امیرالمؤمنین را پذیرفتم، بالاتر از آن است که من فرزند امیرالمؤمنینم. «لن ولایتی له فضل و ولادتی من فضل»، چرا که ولایت امیرالمؤمنین واجب است، اما اینکه من سیدم و فرزند امیرالمؤمنینم، یک فضیلت است، یعنی شیعه بودن خیلی بالاتر از سید بودن است.
جناب عبدالعظیم حسنی چون جزو علمای اهل بیت است، عالم عامل. ما هم علم کسب کنیم، عمل کنیم، راه برایمان باز است، برای همه باز است. فیض خدا مخصوص یک عدهٔ خاص نیست، هر کس علم کسب کند، به اندازهٔ علمی که کسب میکند، عمل کند، بالا میرود.
و گاهی وقت، ما اینجا خیلی چیزها را متوجه نمیشویم. وقتی انسان وارد برزخ میشود، میبیند آن چه عظمتی داده به او، مثلاً یک حدیث را خوب فهمیده، آن ور چه عظمتی داده به او. علم و عمل ارتقا میدهند، آنطرف معلوم میشود. یک آیهٔ قرآن و فهمیده، به دلش نشسته، آنطرف میبیند چیزهایی میدهند به او. پول و مال و ثروت و سمت و آبرو و هر چیزی که داریم، اینجا میگذاریم، میرویم. آنطرف میگویند: حالا چی آوردید؟ علم و عمل.
▪️ یک وقتی یک کسی میگوید تو برزخ سیری داشته، میرسد به جایی، میبیند عدهٔ کثیری ایستاده بودند، گیر کردند، اینجا یک فضیلت از امیرالمؤمنین ع کسی بخواند، رد میشود اینجا موقفش این است: یک خلق کثیری ایستاده بودند، یک فضیلت از امیرالمؤمنین ع بلد نبودند. بعد میگوید:
گفتم من بخوانم؟ گفتم: میتوانی، یاد بده به اینها، یاد بده اینها رد شوند. یادشان بده. همینجا و اینها رد بشوند و بروند ؛ بعد خودت هم باید رد بشوی، نمیشود وایستی.
باز یک عده میآیند آنجا گیر میکنند تا یک نفر بیاید از دنیا که مثلاً بتواند به اینها تعلیم بدهد، اینها از اینجا رد بشوند اینجا یاد بگیرید آنجا رد میشوید.
▪️پیامبر خداص نفرمود چهل تا حدیث از من کسی یاد بگیرد، جزو فقها محشور میشود
الحمدلله علی الولایه
دانلود فایل صوتی