بسم الله الرحمن الرحیم
﴿الصَّلَوٰتُ وَالسَّلَامُ عَلَیٰ سَیِّدِنَا وَنَبِیِّنَا وَطَبِیبِ قُلُوبِنَا وَشَفِیعِ ذُنُوبِنَا اَعْنِی أَحْمَدَ أَبِوالْقَاسِمِ الْمُصْطَفَىٰ مُحَمَّدٍ﴾ ]
پنج شنبه۱۴۰۴/۱۲/۱۴تفسیر سوره حجر جلسه(۹)
تفسیر سوره حجر ایات( ۳۶الی ۴٠
.«قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ»(۳۶)
. گفت: «پروردگارا! پس مهلتم بده تا روزی که برانگیخته میشوند.»
اول دو سه نکته را در این باره بگوییم، بعد به آن پیامی که هر آیه باید برایمان داشته باشد، بپردازیم.
نکات ادبی
و اینها را ابتدا باید بگوییم. «قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِي». پس مهلتم بده. نگفت: «رَبِّ أَنظِرْنِي». «فَأَنظِرْنِي»، «فاء» چیست؟ یعنی در فارسی میگوییم «پس». یعنی نتیجه. نتیجتاً مهلتم بده. تا کی؟ «إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ». تا روزی که برانگیخته میشوند. چه کسانی برانگیخته میشوند؟ انسانها.
این «فاء» نتیجه را نگفتیم یعنی چه؟ گفت: حالا که مرا اخراج کردی، حالا که مرا لعنت کردی، پس مهلتی هم به من بده. مهلتی به من بده تا روزی که نوع آدم، انسان، برانگیخته میشوند. میبینید آنجا طرفش حضرت آدم بود، ولی کینه بنیآدم را به دل گرفت. گفت: «تا روزی که برانگیخته میشوند به من مهلت بده.» یعنی با اینها کار دارم. این «پس» خیلی مهم است. این حرفی که میزند، نتیجه آن چیست؟ عداوتش با حضرت آدم است. چون قرآن بارها میفرماید که شیطان «عَدُوٌّ لَكُمْ»، دشمن شماست. بارها و بارها میگوید شیطان دشمن شماست، حواستان باشد.
اما آن نکتهای که گفتیم: «آیا شیطان دعا میکند؟» بله، شیطان دعا کرد. «قَالَ رَبِّ»، پروردگار من. «فَأَنظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ». مهلت بده من را تا روزی که مبعوث میشوند. بعد دعایش مستجاب هم میشود؟ مستجاب شد. بله. پس گاهی انسانهای بد هم دعا میکنند. آیا بدتر از شیطان داریم که تمام لعنتها شامل حالش شده باشد؟ و گاهی اوقات دعایشان هم مستجاب میشود. شیطان دعا میکند و دعایش هم مستجاب میشود. آن هم در دشمنی با بعضی. پس دعا کردن برای دشمنی مال چیست؟ شیطانی است. دعا کردن برای پیاده کردن دشمنی، که من دشمنیام را با آنها پیاده کنم، شیطانی است. حواست باشد. آن کسانی که دنبال دعانویسی و دعا گرفتن برای دیگران میروند، این کار چیست؟ شیطانی است. «قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ». گفت: «خدایا مرا مهلت بده تا روزی که برانگیخته میشوند.» یعنی کاملاً دعایش، دعای ضد انسانی است.
«قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ».(۳۷)
فرمود: «به درستی که تو از مهلتدادهشدگانی.» یعنی دعایش چه شد؟ مستجاب شد. بعد نکته: نگفت: «به تو مهلت دادم.» دقت باید بکنید در کلمات. نگفت: «به تو مهلت دادم.» فرمود: «تو از مهلتدادهشدگان هستی.» یعنی عدهای هستند که به آنها مهلت داده میشود و تو جزء آنهایی هستی که به تو مهلت داده شده است.
نکتهاش چیست؟ ممکن است خداوند به کسی مهلت بدهد، اما این مهلت دادن به خیرش نباشد. که در آیات دیگر هست: «إِنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدَادُوا إِثْمًا». و «وَلَا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدَادُوا إِثْمًا». میگوید: «آن کسانی که کفر میورزند، گمان نکنند مهلتی که به آنها میدهیم به خوبی آنهاست. ما مهلت میدهیم تا آنها گناهانشان را زیاد کنند.» گاهی اوقات خدا به کسی مهلت میدهد تا عبادت بیشتر کند و ثواب بیشتری ببرد. از آن سو، به کسی مهلت میدهد تا گناهانش را زیاد کند. تا اگر فردا به جهنم رفت، نگوید: «خدایا، من که کاری نکرده بودم.»
خداوند دعای شیطان را مستجاب کرد: «فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ». «تو از مهلتدادهشدگانی.» پس انسان اگر مهلت داده میشود، باید نگران باشد. بعضی چیزها جای نگرانی دارد. یعنی دادنش به انسان جای نگرانی دارد. مثل چی؟ یکیش مهلت است. یکی دیگرش پول است، مال دنیا. خداوند به حضرت موسی فرمود: «ای موسی! وقتی دنیا به طرفت آمد، بترس.» که شاید من میخواهم عذابت کنم. البته «شاید» ندارد در روایت. من «شاید» را در ترجمه میآورم. دنیا که به طرفت آمد و وضعت پولدار شد، بترس. نکند خدا میخواهد من را عذاب کند. فکر نکن خوشحالی ندارد. جای خوشحالی نیست خیلی. جای ترس است. همانطور که اینجا «إِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ»، «تو از مهلتدادهشدگانی.» که در دعای امام سجاد (ع) در صحیفه سجادیه هست. میگوید: «خدایا، هر وقت عمر من خواست چراگاه شیطان شود، جانم را بستان.» بعضیها عمرشان چراگاه شیطان است. دیدید یک حیوانی میافتد در یک مزرعه و میچرد؟ بعضیها شیطان در وجود اینها میافتد. همینجور راه به راه خطا و عصیان و گناه و… شمر (لعنت الله علیه) در صفین در رکاب امیرالمؤمنین (ع) بود. مجروح هم شد. شنیدید میگویند جانباز شمر. شانس منظرین، جزء منظرین شد. یعنی کشته نشد، نمرد. خدا به او مهلت داد. جزء منظرین، مهلتدادهشدگان گردید. که بعد رسید به آنجا که رسید. در حالی که اگر مثلاً کشته میشد، برایش فرق میکرد.
. «قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ إِلَى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ».(۳۸)
مهلت دادی، تو از مهلتدادهشدگانی تا روز وقت معلوم. اینجا مفسرین در مورد «إِلَى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ» نظریاتی دادهاند. که «إِلَى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ» کیست؟ یک نظریهای که منسوب به ابن عباس است، چون روز وقت معلوم، معلوم برای کیست؟ برای ما که معلوم نیست. برای شیطان معلوم بوده؟ برای کی معلوم بوده؟
ابن عباس چه میگوید؟ ابن عباس میگوید: «تا نفخه اول است، نفخه اولی.» ما دو تا نفخه داریم. نفخه چیست؟ نفخ صور. موقعی که اسرافیل در صور میدمد. دو تا نفخه است. یک نفخه اماته است، یک نفخه احیا. یک نفخهای است که وقتی میدمد، همه میمیرند. یک نفخهای است که وقتی میدمد، همه زنده میشوند برای قیامت. مثلاً حساب و کتاب و اینها. حالا این نفخه چیست؟ چگونه است؟ چگونه دمیده میشود؟ این صور چیست؟ بحثهایی هست در کتابهای معرفتی. الان کاری به این نداریم. میگوید: «شیطان گفت: «إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ»، تا نفخه ثانی که مبعوث میشوند. اما خداوند فرمود: «إِلَى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ»، یعنی تا نفخه اول بهت مهلت میدهم.» ابن عباس اینجوری گفته است.
. این یک نظریه که فاصلهای هست بین یک نفخه اول و نفخه ثانی. که ما میپرسیم خب از کجا میگویی شما این را؟ نفخه اول. فاصلهاش چند سال است؟ در بعضی از روایات دارد پانصد سال. حالا بماند. بگذریم. نظریه بعدی.
▪️نظریه بعدی میفرمود: «إِلَى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ» روز ظهور امام عصر (عج) است. ایام ظهور امام عصر (عج) است. که علامه طباطبایی (رضوان خدا بر ایشان باد) متمایل به این نظریه است. که میفرمود: «چون دیگر شیطان پرستیده نمیشود. با آمدن امام عصر (عج) توحید حاکم میشود و شیطان پرستیده نمیشود و اینها. پس «إِلَى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ» ظهور امام عصر (عج) است.»
اما قبلاً گفتیم ما یک نظریهای داریم غیر این دو نظریه است. نظریهمان هم مستند به قرآن است. از روی قرآن میگوییم. چیست؟ خداوند وقتی به حضرت یحیی (ع) سلام میدهد، در سه روز به ایشان سلام میدهد: «وَسَلَامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَيَوْمَ يَمُوتُ وَيَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا». «سلام بر او روزی که متولد شد، روزی که میمیرد، روزی که مبعوث میشود.» روزی که تولد پیدا میکند که به دنیا میآید. روایت داریم روزی که میمیرد، وارد برزخ میشود. روزی که مبعوث میشود، روز قیامت است. شیطان چه گفت؟ گفت: «إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ»، روزی که مبعوث میشوند، برانگیخته میشوند. یعنی قیامت. اما خداوند آن را قبول نکرد. فرمود: «إِلَى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ». پس «یومالوقتالمعلوم» میشود روز مرگ. «یوم یبعث حیا»، «یبعث» که همان «یبعثون» است. روز قبلش میشود چه؟ «یوم یموت». روزی که وارد برزخ میشود. انسان میمیرد و وارد برزخ میشود. شیطان گفت: «تا روز قیامت به من مهلت بده که اینها را بیچاره کنم.» اما خداوند قبول نکرد. فرمود: «تا انتهای دنیا.» که اگر خداوند ابلیس را تا در برزخ هم مهلت داده بود، انسان از دست شیطان آسایش نداشت. و این مستند به سه روزی است که خداوند به حضرت یحیی (ع) سلام داده است. حضرت عیسی مسیح (ع) هم به خودش سلام میداد. به همین سه روز سلام داد: «وَسَلَامٌ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدْتُ وَيَوْمَ أَمُوتُ وَيَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا». «سلام بر من روزی که به دنیا آمدم، روزی که میمیرم، روزی که مبعوث میشوم.» شیطان گفت: «تا روز مبعوث شدن اینها.» خداوند فرمود: «یوم الوقت المعلوم.» هرکسی اجل معلوم و مشخص دارد. همین در همین سوره هم خواندیم. آن آیات اولیه که ما هلاک نمیکنیم. آها. «وَمَا أَهْلَكْنَا مِنْ قَرْيَةٍ إِلَّا وَلَهَا كِتَابٌ مَعْلُومٌ». درست است؟ «هیچ روستایی را هلاک نکردیم مگر اینکه کتاب معلوم دارند.» پس «یوم الوقت المعلوم» روز هلاکت دنیایی است. روز مردن است. این نظریهای است که با قرآن من ندیدم مفسری گفته باشد. به خاطر همین استناد کردیم آیات را آوردیم که این بهتر است تا روز مرگ انسان. وگرنه ظهور امام عصر (عج) هم شیطان در کار است، گول میزند. بله. شیاطین انسی برچیده میشوند. حکومت الهی، عدل الهی برپا میشود در روی زمین. ولی این نیست که انسان دیگر گناه نکند، کسی هیچ. نه. آن عدالت اجتماعی در زمین حاکم میشود. انسانها در آسایشاند، به سوی کمال حرکت میکنند.
پس «إِلَى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ» شد تا روز مرگ. مرگ انسانها. چون میخواست آنها را گول بزند. یعنی خداوند مستجاب کرد، اما به طور کامل دعایش را مستجاب نکرد.
🕋«قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَلَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ»(۳۹).
گفت: «پروردگار من.» آقا، شیطان میداند خدا پروردگارش است. شیطان جهل ندارد. شیطان جهالت دارد. جهل با جهالت دو چیز است. شمر میدانست امام حسین (ع) کیست. جهل نداشت. جهالت میکرد. جهل با جهالت فرق میکند. یک موقع انسان نمیداند چیزی را، یک موقع میداند و دشمنی میکند. «قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي». گفت: «خدا، پروردگار من. بِمَا أَغْوَيْتَنِي، به خاطر آن که مرا گمراه کردی.» «لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ». هرآینه «ازیننّ»، نون تأکید ثقیله دارد، لام تأکید هم دارد. هرآینه، هرآینه، هرآینه زینت میکنم. برای آنان. برای چه کسی؟ اولاد آدم. «فیالارض»، در روی زمین. «وَلَأُغْوِيَنَّهُمْ». و هرآینه اغواشان میکنم. «أَجْمَعِينَ»، همهشان را. گفت: «به من مهلت بده تا دم رستاخیز.» که خداوند قبول نکرد. بعد گفت: «چون مرا گمراه کردی، هرآینه زینت میکنم برای آنان در زمین و همهشان را اغوا میکنم.»
نکته. ، ذات شیطان چیست؟ ذاتش لعنت شده است. لعنت یعنی چه؟ یعنی دوری از رحمت خدا. ذاتش اغوا شده است. به همین دلیل وقتی در قلب کسی ورود میکند و کسی دنبالش حرکت میکند، از رحمت خدا دور میشود. از رحمت خدا دور میشود. اغوا میشود. میگویند: «من از بعضی از افراد مطلع شنیدم که علامه طباطبایی فرموده بودند: حتی بحث از شیطان شیطانی است.» کسی از شیطان مینشیند صحبت کند، این هم شیطانی است.
یک شخصی یک بار خیلی سال پیش پیش بنده آمد، گفت: «آقا، من یک خوابی دیدهام که یک شخصی به من گفت: برو ببین عینالقضات همدانی در مورد شیطان چه گفته.» بعد من خوانده بودم خب چه گفته است. گفتم: «آقا، این خوابی که دیدی شیطانی است.» بعد بهش گفتم که شیطان وقتی در خواب ظاهر میشود، چون کمال آدم را ندارد، لذا یک عیبی در سر و صورت و قیافه و اینهاش وجود دارد. یک اشکالی. یا کور است، یا شل است، یا مثلاً یک عیبی دارد، چون کامل نیست دیگر. گفت: «آره، از قضا این که من میدیدم یک آدمی بود، لباسهای پاره پوره و کثیف تنش بود.» گفتم: «این نشانه این است که این شیطان است. میگوید: برو ببین چون تو متوجه نمیشوی او چه میگوید.» عینالقضات همدانی از عرفاست. مطالب بلندی گفته که حالا به بعضیهایش هم ما اشکال داریم اصلاً ولی حرفش اصلاً یک چیز دیگر است. خیلی تفسیر میخواهد تا به بطن حرفش برسی چه میگوید.
چون شیطان لعنت شده است، چون اغوا شده است، لذا وقتی کسی دنبالش میافتد، اغوا میشود. گمراه میشود. نکته دیگر. «قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ». گفت: «پروردگارا، چون گمراهم کردی، هرآینه زینت میکنم برای آنان در زمین.» ، چه چیزی را زینت میکند؟ نگفت چه چیزی را زینت میکند که. گفت: «زینت میکنم برای آنان در زمین.» حالا ما برویم دنبال خود بحث زینت که زینت چیست و چه چیزی را زینت میکنند. زینت کردن چیزی را که میخواهند عرضه کنند، بفروشند، به کسی بدهند و میخواهند او آن را بخرد یا بپذیرد، میآیند چه کارش میکنند؟ زینت میکنند. و معمولاً چیزی را زینت میکنند که زیبا نباشد. به قول حافظ: «به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را.» دیگر رویی که زیبا باشد، آب و رنگ و خال و خط میخواهد چه کار؟ آنی که نازیباست خودش را آرایش میکند. یا آنی که فکر میکند زیبا نیست، خودش را آرایش میکند، زینت میکند.
. پس گفت: «زینت میکنم.» بعد سه بار هم تأکید کرد. یعنی خیلی زینت میکنم در روی زمین. چه چیزهایی را زینت میکنی؟ یک چیزهایی که به درد نمیخورد. آقا، الان شما سراغ دارید چیزی که به درد نخورد؟ بعد شیطان زینت کرده باشد؟ بله؟ سراغ دارید؟ یکیاش را بگویید ببینم. زینت کرده باشد، حالا ازدواج که زنا و ازدواج خارج از قانون است، زینت که زینت کرده، یعنی چیزی باشد به درد نخور باشد، زینت کرده باشد. آقا همینقدر شیطان زینت میکند، نمیدانی چه چیزی را زینت میکند برایتان؟ انسان که چه؟ جانم؟ جانم؟ زینت کرده باشد، حالا ازدواج که زنا و ازدواج خارج از قانون است، زینت که زینت کرده، یعنی چیزی باشد به درد نخور باشد، زینت کرده باشد. بله. ممکن است طرف شیعه باشد، نفسش به گناه بکشد. اما شیطان جرأت نمیکند طرفش برود. همچنان که باز روایت داریم. میگوید: «آقا، مؤمنی که سر وقت نماز بخواند، شیطان جرأت نمیکند. نمازهای پنجگانهاش را درست بخواند، شیطان جرأت نمیکند به او نزدیک بشود.» وقتی نمازهایش ضعیف میشود، شیطان به او جرأت پیدا میکند. یعنی شیطان به هرکسی نمیتواند نزدیک بشود.
این را داشته باشیم.
🕋«إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ».(۴٠)
«مگر آن بندگان تو که از آنها هستند مخلصین.» آقا، اینجا ما یک بحثی داریم که قبلاً مطرح کردیم، ولی ابتدا بگذارید آن چیزی که مفسران گفتهاند بگوییم.
گفت: «همه را اغوا میکنم، إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ». «مگر بندگان تو که از آنانند مخلصین.» «مخلص» با «مخلَص» فرق دارد. «مخلص» اسم فاعل است. «مخلَص» اسم مفعول است. «مخلص» کسی است که کارهای با اخلاص انجام میدهد. کارهایی که میکند با اخلاص است. مثلاً در حدیث امیرالمؤمنین (ع) هست: «النَّاسُ هَالِكُونَ إِلَّا الْعَالِمُونَ. وَ الْعَالِمُونَ هَالِكُونَ إِلَّا الْعَامِلُونَ. وَ الْعَامِلُونَ هَالِكُونَ إِلَّا الْمُخْلِصُونَ. وَ الْمُخْلِصُونَ
عَلَى خَطَرٍ عَظِيمٍ». «مردم همه هلاکاند مگر عالمان. و عالمان همه هلاکاند مگر عاملان. آنهایی که عمل میکنند به علمشان. و عملکنندگان هم هلاکاند مگر آنانی که در عمل اخلاص دارند. و آنانی که اخلاص دارند جایگاه بزرگی دارند.» این مال چیست؟ مخلصون. اخلاصدارند.
«مخلَص» کسی است که خداوند او را خالص کرده است. از چه چیزی خالص کرده؟ از غیر خودش. از غیر خدا خالص شدهاند. و اینها جایگاهشان با انسانها متفاوت است. اصلاً با انسانهای دیگر. چون در مورد مخلصون ما در قرآن مطالبی داریم. مثلاً آیه قرآن میفرماید: «فَسُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ». «خدا منزه است از آنچه که اینان میگویند.» یعنی در مورد خدا. هرکس هرچه میگوید، خدا برتر از آن است. «مگر آن عباد مخلَص.» آن عباد مخلَص دیگر درست خدا را وصف میکنند. یعنی هیچکس خدا را نمیشناسد مگر آن عباد مخلَص. نه مخلِص. که حالا اگر بخواهیم در مورد مخلَصین بحث کنیم، آنهایی هستند که غیر خدا در وجودشان نیست. غیر خدا سهمی در وجود آنها ندارد. که شیطان هم از اینها میترسد. حتی گفت: «همه را اغوا میکنم، إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ». «مگر آن بندگان تو که از آنها هستند مخلصین.»
اما تا آنجایی که ما مراجعه کردیم به تفاسیر، دیدیم این آقایان مفسرین یک نکتهای را دقت نکردهاند. و آن نکته «مِنْهُمِ» است. گفت: «عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ». «بندگان تو که از آنانند مخلصین.» نه فقط مخلصین. گفت: «تو یک سری عبادی داری، یک سری بندگانی داری که مخلصین از آنها هستند.» مخلَصین مثل یعنی معصومین. چون شیطان به آنها راه ندارد دیگر. شیطان خودش گفت: «من نمیتوانم اینها را گول بزنم.» یعنی اینها چه هستند؟ معصوماند. اگر گفت آقا کسی معصوم کجای قرآن آمده؟ میگوییم اینجایش. مخلَصین، اینها معصوماند. شیطان نمیتواند به اینها راه پیدا کند. اما اینجا گفت: «یک عدهای هستند مخلَصین از آنها هستند.» یعنی فقط مخلَصین نیستند. کسانی هستند مخلَصین، امام مخلَصین، امام آنها هستند. در روایت داریم: «إِنَّ شِيعَتَنَا مِنَّا». «خدایا، شیعیان ما از ما هستند.» شیعیان، یعنی یک گروهی هستیم ما. شیعیان از ما هستند. امام مخلَص است. شیعیان آن عبادی هستند. بندگانی هستند که امام از آنهاست. جزء آنهاست. پس «عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ». یعنی شیعیان اهل بیت (ع).
شیعیان اهل بیت ما خیلی میبینیم گناه میکنند. پس این چه میشود داستان؟ نکته دارد. نکتهاش چیست؟ این است. گاهی اوقات گناه مال نفس خود طرف است. طرف نفسش وادارش میکند به گناه. دلش یک چیزی میخواهد، گناه میکند. گاهی اوقات شیطان طرف را به گناه میکشد. اینها دو چیز است. اینها دو چیز است. بله، ممکن است طرف شیعه باشد، نفسش به گناه بکشد. اما شیطان جرأت نمیکند طرفش برود. همچنان که باز روایت داریم. میگوید: «آقا، مؤمنی که سر وقت نماز بخواند، شیطان جرأت نمیکند. نمازهای پنجگانهاش را درست بخواند، شیطان جرأت نمیکند به او نزدیک بشود.» وقتی نمازهایش ضعیف میشود، شیطان به او جرأت پیدا میکند. یعنی شیطان به هرکسی نمیتواند نزدیک بشود.
الحمدلله علی الولایه
دانلود فایل صوتی