بسم الله الرحمن الرحیم
﴿الصَّلَوٰتُ وَالسَّلَامُ عَلَیٰ سَیِّدِنَا وَنَبِیِّنَا وَطَبِیبِ قُلُوبِنَا وَشَفِیعِ ذُنُوبِنَا اَعْنِی أَحْمَدَ أَبِوالْقَاسِمِ الْمُصْطَفَىٰ مُحَمَّدٍ﴾ ]
یکشنبه ۱۴۰۴/۱۲/۱۷تفسیر سوره حجر جلسه(۱۱)
🧿موضوع: تفسیر سوره حجر ایات( ۴۴الی۵٠
🕋لَهَا سَبْعَةُ أَبْوَابٍ لِّكُلِّ بَابٍ مِّنْهُمْ جُزْءٌ مَّقْسُومٌ
ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻥ ﻫﻔﺖ ﺩﺭ ﺍﺳﺖ ، ﺑﺮﺍﻱ ﻫﺮ ﺩﺭﻱ ﮔﺮﻭﻫﻲ ﺍﺯ ﭘﻴﺮﻭﺍﻥ ﺷﻴﻄﺎﻥ ﺗﻘﺴﻴﻢ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ .(٤٤)
▪️برای جهنم هفت در هست، وبرای هر دری از آنان عده ای تقسیم شده هستند؛ هر بابی تقسیم شده است که عده ای از آن پیروان شیاطین وارد بشوند ؛
▪️روایت:
می فرماید این ها طبقاتند و بابش طبقه است که
هر کدام مادون آن دیگریست
یعنی به طرف پایین درکه است درکه مقابل درجه
است درجه درجات می رود بالا درجه می رود به
طرف پایین که درکات جهنم است ؛ بعد چرا هفت در فرمود؟ به خاطر اینکه هر کسی از یک دری وارد این جهنم می شود؛ که در قرآن اسامی این ابواب آمده است و علت های ورود این ها به جهنم را هم فرموده است :
▪️یک دربش سقر است ، فرمود:
🕋سوره مدثر- آیات/ ۴۳- ۴۴- ۴۵- ۴۶-
” چه چیز شما را وارد در سقر کرد ” یعنی سقر یک جایی از جهنم است و گفتند ما از نمازگزاران نبودیم و اینگونه نبودیم که مسکین آن را طعام دهیم و ما با هر فرو رونده ای فرو می رفتیم و هر کسی چرت و پرتی می گفت ! ما با او همراهی می کردیم! یعنی اعمالشان پشتوانه اعتقادی دارد * چون یک موقع یک کسی نماز نمی خواند !اما مدثر/۴۵- (نخوص مع الخائضین) را ندارد؛ با هر کسی که علیه دین صحبت می کرد می گوید، ما همراهی می کردیم و این ما را وارد سقر کرد!
درب دیگرش سعیر است:
الملك
وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ
ﻭ ﻣﻰ ﮔﻮﻳﻨﺪ : ﺍﮔﺮ ﻣﺎ [ ﺩﻋﻮﺕ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﺑﺨﺶ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ]ﺷﻨﻴﺪﻩ ﺑﻮﺩﻳﻢ ، ﻳﺎ [ ﺩﺭ ﺣﻘﺎﻳﻘﻲ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﺎ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ ] ﺗﻌﻘّﻞ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻳﻢ ، ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ [ ﺁﺗﺶ ]ﺍﻫﻞ ﺁﺗﺶ ﺳﻮﺯﺍﻥ ﻧﺒﻮﺩﻳﻢ .(١٠)
می فرماید : اصحاب سعیر گفتند ما اگر
می شنیدیم یعنی گوش می کردیم یا تعقل می کردیم جزو اصحاب سیعر نمی شدیم . پس نه گوش می کنند و نه تعقل می کنند.*
درب دیگر لظی است ؛ که آیه قرآن میفرماید:
🕋المعارج
كَلَّا إِنَّهَا لَظَىٰ
ﺍﻳﻦ ﭼﻨﻴﻦ ﻧﻴﺴﺖ [ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻳﺶ ﺭﺍﻩ ﻧﺠﺎﺗﻲ ﺑﺎﺷﺪ ] ﻫﻤﺎﻧﺎ ﺁﺗﺶ ﺯﺑﺎﻧﻪ ﻣﻰ ﻛﺸﺪ ،(١٥)
نَزَّاعَةً لِّلشَّوَىٰ
ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘﺎ ﻭ ﭘﻮﺳﺖ ﺳﺮ ﺭﺍ ﺑﺮ
ﻣﻰ ﻛﻨﺪ! !(١٦) پوست صورت را به جوش
می آورد و می سوزاند و می کند؛
تَدْعُو مَنْ أَدْبَرَ وَتَوَلَّىٰ
ﻫﺮ ﻛﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺣﻖ ﭘﺸﺖ ﻛﺮﺩﻩ ﻭﺍﺯ ﺩﻋﻮﺕ ﺣﻖ ﺭﻭﻱ ﮔﺮﺩﺍﻧﺪﻩ ، ﻣﻰ ﻃﻠﺒﺪ ،(١٧)
و کسی که پشت می کند و رو برمی گرداند
▪️وَجَمَعَ فَأَوْعَىٰ
ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺛﺮﻭﺕ ﺟﻤﻊ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﺫﺧﻴﺮﻩ ﺳﺎﺯﻱ ﻭ ﺍﻧﺒﺎﺷﺘﻦ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻪ ، ﻣﻰ ﺧﻮﺍﻧﺪ ;(١٨)
پوست صورت را به جوش می آورد و می سوزاند و می کند؛ و کسی که پشت
می کند و رو برمی گرداند و مال را جمع می کند و خزینه می کند * و قرآن چقدر روی این مسئله تاکید دارد که اینها پول جمع می کنند و به دیگران نمی دهند ! و چقدر تاکید شده برای ورود به جهنم؛ و اینجا اول فرمود : تولی پشت می کند و می رود بعد فرمود: مال جمع می کند و ذخیره می کند ؛ انباشت می کند و انباشت ثروت
نمی گذارد به دست دیگران برسد*
درب دیگرش ؛ حطمه است:
الهمزة
وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْحُطَمَةُ
ﻭ ﺗﻮ ﭼﻪ ﻣﻰ ﺩﺍﻧﻲ ﺁﻥ ﺷﻜﻨﻨﺪﻩ ﭼﻴﺴﺖ ؟(٥)
ودرب دیگرش هاویه است که می فرماید:
القارعة
فَأُمُّهُ هَاوِيَةٌ
ﭘﺲ ﺟﺎﻳﮕﺎﻩ ﻭ ﭘﻨﺎﻫﮕﺎﻫﺶ ﻫﺎﻭﻳﻪ ﺍﺳﺖ ،(٩)
درب دیگرش سجین است و سجین آن زندان بسیار تودرتو را می گویند ،فجار که اهل فجورند؛ فسق و فجور جایگاهشان در سجین است*
المطففين
كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الْفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ
ﺍﻳﻦ ﭼﻨﻴﻦ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﻣﻰ ﭘﻨﺪﺍﺭﻧﺪ [ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ] ﻳﻘﻴﻨﺎً ﭘﺮﻭﻧﺪﻩ ﺑﺪﻛﺎﺭﺍﻥ ﺩﺭ ﺳﺠّﻴﻦ ﺍﺳﺖ .(٧)
درب بعدی جهیم که فرمود:
الحاقة
إِنَّهُ كَانَ لَا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ الْعَظِيمِ
ﺯﻳﺮﺍ ﺍﻭ ﺑﻪ ﺧﺪﺍﻱ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﻧﻤﻰ ﺁﻭﺭﺩﻩ(٣٣)
وَلَا يَحُضُّ عَلَىٰ طَعَامِ الْمِسْكِينِ.(٣٤)
فرمود :او به خدای عظیم ایمان نمی آورد و دیگران را تشویق نمی کند به طعام مسکین*
چند بار ورود به جهنم را فرمود: اینها به
داد دیگران نمی رسند و ایمان نمی آورند به
خدا و طعام مسکین را نمی دهند *
این ها ابواب جهنم است که گفته شده است
در بعضی از روایات دارد که مثلا جهنم دره ای است از جهنم، در حالی که جهنم خودش دارای هفت در است ، پس خودش در نیست *
این ها هر کدام از راهی وارد می شوند
النساء
إِنَّ الْمُنَافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَلَن تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرًا.(١٤٥)
منافقین در درک اسفل آتش اند ؛ یعنی
پایین ترین مرتبه است؛ یعنی از کفار هم
بدتر می شوند*
⬅️روایت :
رسول خداص فرمود:
دری از جهنم برای کسانی است که به اهل بیت من خیانت می کنند و بعد از من خون آن ها را می ریزند دری از جهنم مال این هاست؛ و اصلا یکی از ابواب جهنم است که در جریانات غصب خلافت درگیری هایی که بود سلمان فارسی به آن دومی گفت من از رسول خداص شنیدم که تو یکی از ابواب جهنمی
یکی از درهای جهنم تویی *
🌙در ادامه تفسیر :الحجر
🕋إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ
ﺑﻪ ﻳﻘﻴﻦ ، ﭘﺮﻫﻴﺰﻛﺎﺭﺍﻥ ﺩﺭ ﺑﻬﺸﺖ ﻫﺎ ﻭ ﭼﺸﻤﻪ ﺳﺎﺭﻫﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ .(٤٥)
می فرمود: به درستی که متقین در جنات و چشمه سارانند ؛ و جایگاه پیروان شیطان را گفت که آنها
دنبال شیطان حرکت می کنند و جایگاهشان کجاست! بعد جایگاه متقیان را می فرماید :
در آیات قبل مخلصین را فرمود مخلصین مقام انبیا و ائمه ع است که مخلصین اند
اینجا بعد ” الغاوین” امامشان شیطان است ! چون فرمود : کسی که تبعیت می کند از تو و پیروانش را هم گفت ؛ و این طرف مخلصین می شوند امامان و متقین میشوند پیروانشان ؛ خوب دقت کنید:
❗ نکته ای که کسی درتفاسیر نگفته است :
چرا ذکر متقین را اینجا آورد! وآنجا مخلصین را
فرمود؛ بعد فرمود فقط مخلصین نیستند، متقین هم جایگاهشان را فرمود ؛ اما متقین چه کسانی هستند
و متقین چگونه هستند؟ آیا کسی که دکمه بالای پیراهنش را سفت ببندد و ریش می گذارد و تسبیح
به دست می گیرد متقی اینجوری است؟ اصلا اگر
دکمه اش باز باشد یا ریش هایش کوتاه باشد
این متقی نیست*
قرآن می فرماید:
🕋إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ
ﺑﻪ ﻳﻘﻴﻦ ، ﭘﺮﻫﻴﺰﻛﺎﺭﺍﻥ ﺩﺭ ﺑﻬﺸﺖ ﻫﺎ ﻭ ﭼﺸﻤﻪ ﺳﺎﺭﻫﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ .(٤٥)
تقوا مربوط به قلب است ؛ مربوط به ظاهر نیست
فرمود : وای بر نمازگزاران که ریا می کنند و مال مردم را نمی دهند ؛ یعنی بیت المال را به دست مردم
نمی گذارند که برسد *
متقین :
تقوا برای قلب است یعنی چگونه است ؟
به زبان ساده یعنی خدا ترسی؛ مگر خدا ترس دارد؟! خدا که ارحم الراحمین است ؛ از خدا ترسیدن یعنی رعایت خدا را کردن یعنی یک کاری می خواهد بکند می گوید خدا دوست ندارد؛ خدا ناراحت می شود
این رضای خدا نیست؛ این می شود تقوا
حالا یک کسی هست در ریز امورش تقوا دارد چون تقوا مراتب دارد ؛ شدت و ضعف دارد هر کاری
می خواهد بکند می بیند این مورد رضای خدا هست یا نیست و حرفی می خواهد بزند و کاری می خواهد انجام بدهد ؛ این سطح بالایی از تقوا را دارد
اما یک کسی دیگر هست اینجوری نیست ولی بعضی جاها که می رسد آنجا دستش می لرزد و می گوید
نه من همه کار کردم ولی این یک کار را نمی کنم
یعنی یک جاهایی از خدا می ترسد ؛ پس تقوا دارد
در دلش ؛ شاید گناهکار باشد ؛ اصلا بدکاره باشد
اما یک جاهایی می بینید از خدا می ترسد
طرف می گوید مگر می شود ؟ بله می شود یک کسی جبر روزگار او را برده و در وادی هایی که آلودگی هایی دارد اما همان آدم یک جاهایی می گوید این کار را من نمی کنم! یعنی یک تقوایی در دلش هست و شاید کسی خیلی ظاهرالصلاح باشد اما در دلش تقوایی نداشته باشد!
خداوند تقوا را می خرد و خداوند از متقین قبول
می کند ؛ چه بسیار افرادی که در دید مردم آدمهای کثیفی اند اما اهل بهشتند آیه قرآن/ عده ای وارد جهنم می شوند و می گویند چیست ما را مردانی را اینجا نمی بینیم که ما آنان را جزو اشرار حساب
می کردیم* یعنی آنقدر تعجب می کنند پس اینها
کجا هستند ؟ چرا تو جهنم نیستند !، چون به ظاهر
نیست که ما به ظاهر افراد نگاه می کنیم و ظاهر
افراد را که نمی شود بشناسید ! خداوند از اینها
خریده است با همان یک عمل اهل نجات شده
است چون نمی دانیم که کدام عمل ما را خداوند خریده و قبول کرده است
همین که تقوا پیشه کند و دنبال شیطان راه نیفتد
در صراط مستقیم حرکت کند و صراط مستقیم را
همه می دانند *
عزیزان هیچ کس نیست که بگوید ظلم خوب
است ! یهودی باشد یا مسیحی باشد یا مسلمان باشد حتی کافر باشد ! همه می گویند بد است
هیچ کس نیست که تجاوز به دیگران را بگوید
خوب است ؛ همه در دلشان می دانند که چی خوب و چی بد است یعنی خداوند قرار داده است
انبیا هم اگر فرستاده برای بیدار کردن این فطرت ماست* لذا خداوند به شیطان می گوید / مگر خودشان دنبال تو بیایند تو نمی توانی آنها را بگیری بکشی در مسیر باطل
بعد هیچ کدام از نعمات بهشتی را اینجا نفرمود: حوری و قصر و غلمان و شیر و شراب و اینها را اینجا نفرمود – باغ در عربی خیلی الفاظی دارد و گفتیم جنات باغی که درخت ها آنقدر تو هم فرو رفته باشند که زیرش سایه شده باشد * یعنی در آن باغ که می روید تمام سایه باشد ؛ پوشیده شده باشد از نور آفتاب آن را می گوید ؛ جنات بعد چشمه هایی که روان شده پوشیدگی هایی که جوشش دارد در زیر آن پوشیدگی ها خیلی می تواند مراتبی داشته باشد
می گوید این بهشت سلام آمنین یک معنایش هم این است که ادخلوها به سلام با سلام داخل شوید وقتی داخل می شوید می گویید سلام علیکم چون سلام
سلامتی می آورد ؛ سلام یکی از اسماء خداوند است
” سلام المومن المهیمن العزیز الجبار المتکبر”
سلام چه خواصی دارد ؟ آیه قرآن
می فرماید:
النور
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّىٰ تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَىٰ أَهْلِهَا ذَٰلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ
ﺍﻱ ﺍﻫﻞ ﺍﻳﻤﺎﻥ ! ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎﻳﻲ ﻏﻴﺮ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎﻱ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﻭﺍﺭﺩ ﻧﺸﻮﻳﺪ ﺗﺎ ﺁﻧﻜﻪ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺑﮕﻴﺮﻳﺪ ، ﻭ ﺑﺮ ﺍﻫﻞ ﺁﻧﻬﺎ ﺳﻠﺎم ﻛﻨﻴﺪ ، [ ﺭﻋﺎﻳﺖ ] ﺍﻳﻦ [ ﺍﻣﻮﺭ ﺍﺧﻠﺎﻗﻲ ] ﺑﺮﺍﻱ ﺷﻤﺎ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ، ﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﻣﺘﺬﻛّﺮ ﺷﻮﻳﺪ .(٢٧)
وقتی داخل خانه اتان می شوید به خودتان سلام بدهید
ما می گوییم :
هر وقت رفتید جلوی آیینه به خودتان سلام بدهید
خودتان را که می بینید سلام بدهید ؛ سلامتی می آورد
اینکه ما می گوییم سلام علیکم سلام بر تو باد یعنی در سلامت باشید و اینها اثر دارد پس هر وقت رفتید جلو آیینه خودتان را دیدید بگویید سلام علیکم به خودتان سلام کنید ؛ بهشت اینجوری وارد می شوند سلام می کنند ” ادخلوها بسلام” در خانه خودتان هم وارد می شوید همین کار را کنید ؛ سلام علیکم
بعضی گفتند یعنی به اهل خانه خودتان به زن و بچه هایتان سلام کنید وقتی وارد می شوید یا نه حتی خانه خالی هم هست به خودتان سلام بدهید
” ادخلوها بسلام آمنین ” در امنیت کامل وارد بهشت می شوند که این دوتا بزرگترین نعمت خداست
سلامتی بزرگترین نعمتی است که خداوند به
اهل بهشت داده است
🕋وَنَزَعْنَا مَا فِي صُدُورِهِم مِّنْ غِلٍّ إِخْوَانًا عَلَىٰ سُرُرٍ مُّتَقَابِلِينَ
ﻭ ﺁﻧﭽﻪ ﺍﺯ ﺩﺷﻤﻨﻲ ﻭ ﻛﻴﻨﻪ ﺩﺭ ﺳﻴﻨﻪ ﻫﺎﻳﺸﺎﻥ ﺑﻮﺩﻩ ﺑﺮﻛﻨﺪﻩ ﺍﻳﻢ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﺩﺭﻭﺍﺭ ﺑﺮ ﺗﺨﺖ ﻫﺎﻳﻲ ﺭﻭﺑﺮﻭﻱ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮﻧﺪ .(٤٧)
بعضی گفتند حسد ، حسادت و کینه و اینها را از دل های اینها می گیریم؛ برادرانی می شوند که به روی سرور ؛ سریر جمع سریر سرور صندلی هایی رو به روی هم متقابلین نشسته اند
❗نکته:
پس ممکن است انسان متقی یک موقع در دلش
کینه ای از کسی باشد و ممکن است به برادر خودش حسادت کند ؛ منتها انسان متقی به خاطر آن تقوا این را بروز نمی دهد یعنی به خاطر کینه با برادر خودش دعوا نمی کند ؛ مثلا ظلم نمی کند چون اگر ظلم کند دیگر خلاف تقوا می شود ! ولی ممکن است در دلش باشد ! بعدیک عمر نسبت به یک نفر کینه دارد
⬅️حدیث:
شخصی آمد پیش امام سجاد ع گفت آقا یک شخصی هست این به من لطفی کرده است و بزرگواری کرده
در حق من و از آن طرف ظلمی هم به من کرده است ظلمش این که پدر من را کشته من نمی دانم با این چه کنم ؟ امام سجاد ع فرمود: چه لطفی در حق تو کرد ؟ گفت من را با توحید و ولایت شما آشنا کرد گفت اما آقاجان اینقدر این نیست که بخواهم از خون پدرم بگذرم امام سجاد ع فرمود” تو را با ولایت ما آشنا کرد فکر کردی کفاف خون پدرت را نمی دهد کفاف خون جمیع اهل زمین را می دهد آن که تو را با ولایت ما آشنا کرد اگر به خاطرش از جمیع خون اهل زمین بگذری غیر از ما ائمه می ارزد * این بنده خدا
می گوید من کینه دارم در دلم ولی از طرفی این لطف را کرده در حق من می گوید این ها در قیامت در بهشت که وارد می شوند؛ هرچی ناراحتی و حسادت و کینه و اینها هست از تو دل اینها می کشیم بیرون برادرانی می شوند؛ گفتیم سریر سریر صندلی است اما هر صندلی نمی گویند سرور سریر به صندلی
می گویند که وقتی می نشینید روی آن سرور لذت
می برید.
⬅️روایت :
یعنی به پشت هم نگاه نمی کنند یعنی پشت سر هم حرف نمی زنند و به عیوب همدیگر نظر نمی کنند بلکه به روی هم نظر می کنند چه خوب است که ما اینجا اینجوری باشیم پشت سر برادرهایمان حرف نزنیم از خوبی هایشان بگوییم . هر موقع در مورد کسی خواستیم حرف بزنیم فکر کنید پیشتان ایستاده است*
اهل بهشت(متقابل اند) رودرروی هم هستند و پشت سر هم حرف نمی زنند و از اهل بهشت باید
اینها را باید یاد بگیریم و اگر می خواهیم اهل بهشت بشویم ؛ باید همیشه خوبی های هم را بگوییم پس
یادتان باشد*
▪️ آقا امیرالمومنین فرمود :
سینه خودتان را قبرستان عیوب دیگران کنید
قبرستان دیدید چه جوری است ! مرده ها را در خاک می گذارند و خاک می ریزنو روی آن چون جنازه چیز کریهی است می گوید کارهای زشت دیگران را در سینه اتان چال کنید و بیرون نریزید؛ بیرون بریزید مثل این می ماند که جنازه ای را از قبر بیاورید بیرون بگذارید در سینه اتان بماند
🕋لَا يَمَسُّهُمْ فِيهَا نَصَبٌ وَمَا هُم مِّنْهَا بِمُخْرَجِينَ
ﺩﺭ ﺁﻧﺠﺎ ﺧﺴﺘﮕﻲ ﻭ ﺭﻧﺠﻲ ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﻧﻤﻰ ﺭﺳﺪ ﻭ ﻫﻴﭻ ﮔﺎﻩ ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎ ﺍﺧﺮﺍﺝ ﻧﻤﻰ ﺷﻮﻧﺪ .(٤٨)
مس نمی کند آنان را خستگی ؛ خسته نمی شوند فشار به آنها نمی آید؛ این گونه که از آنجا خارج شوند یعنی یک موقع هست طرف یک جایی خودش
می گوید می خواهم بگذارم بروم ! می گوید آنها خودشان خارج نمی شوند؛ حالا این صفت را که از بهشت خارج نمی شوند؛ در مورد اهل آتش می فرماید آن ها خارج نمی شوند از آتش اسم فاعل می آورد اسم خارج و اما اینجا می فرماید :اخراج نمی شوند آنها از بهشت؛ خارج نمی شوند ؛ نمی توانند بیرون بروند و اینها را اخراج نمی کنند؛ کسی آنها را اخراج نمی کند .
🕋نَبِّئْ عِبَادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ
ﺑﻪ ﺑﻨﺪﮔﺎﻧﻢ ﺧﺒﺮ ﺩﻩ ﻛﻪ ﻳﻘﻴﻨﺎً ﻣﻦ [ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﺆﻣﻨﺎﻥ ]ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺁﻣﺮﺯﻧﺪﻩ ﻭ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻢ .(٤٩)
▪️بنده می خواهم این جوری تعبیر کنم که اگر این سوره یک انگشتر باشد ؛ نگینش این آیه است▪️
فرمود : خبر بده بندگان من را که من غفور و رحیمم
من آمرزنده مهربانم عبادی چون بالا در بحث با شیطان که شد فرمود : تو بر بندگان من سلطنت نداری
حالا اگر یک موقع بنده ای خطا کند ! اشتباه کند!
چون متقین هم گفتیم ممکن است خطا کنند!
کینه و حسد یک موقع در دلشان می آید به خاطر گناهان است ! حالا خداوند می فرماید : خبر بده بندگان من را به بندگانم بگو نه به عبادی ! آگاه کن نه ؛ من آمرزنده مهربانم – این آمرزنده مهربان یک مقدار معنایش را باز کنیم؛ آمرزنده یعنی غفور ، غفور ، غفر داریم وقتی مبالغه می خواهد کند خیلی آمرزنده
می گوید غفور چون غفر هم از همین اسم فاعل همین است ؛ مثل کاتم و کتوم کاتم پوشاننده است کتوم خیلی پوشاننده است ظالم و ظلم که می گوییم آمرزنده اگر دقیق تر بخواهیم معنا کنیم غفر معنایش نزدیک به کفر است غفر و کفر معنایشان نزدیک به هم است وجفتشان به معنی پوشنده است عرب به کشاورز می گوید کافر چرا چون دانه را زیر خاک می پوشاند لذا آیه ای هست که زارع و کفار را کنار هم آورد
چون اصلا یک معنا دارد در تفسیرش بخواهیم برویم نکاتی دارد و باید جای خودش بگوییم؛ فقط داشته باشید که وقتی این را غفر و کفر را می خواهیم بگوییم به معنی پوشیدگی است
▪️ خداوند گناه ما را می پوشاند یعنی گناه ما را
می پوشاند غفور به زبان خودمان بخواهیم بگوییم
می شود چشم پوشی می کند آمرزنده کسی که ندید می گیرد ؛ کسیه که ندید می گیرد گناه را خیلی آمرزند است یعنی خیلی ندید می گیرد خیلی چشم پوشی می کند ؛ ” به درستی که من بسیار ندید گیرنده هستم ” “انی انا الغفور الرحیم ” رحیم مهربان است رحمان و رحیم جفتشان از رحمت است ؛ اما رحیم رحمتی همراه با دلسوزی است، مهربان است
🕋وَأَنَّ عَذَابِي هُوَ الْعَذَابُ الْأَلِيمُ
ﻭ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﻋﺬﺍﺑﻢ [ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﺠﺮﻣﺎﻥ ] ﻫﻤﺎﻥ ﻋﺬﺍﺏ ﺩﺭﺩﻧﺎﻙ ﺍﺳﺖ .(٥٠)
و به درستی که عذاب من آن عذاب دردناک است
ببینید ؛ غفور رحیم ، اینها را به خودش نسبت داد فرمود : من غفور رحیمم ” اما عذاب برای فعل خداوند است فرمود: کارم ؛ عذاب کردنم سخت است ! نگفت من سختگیرم مثلا فرمود : عذابم سخت است
یعنی غفور و رحیم را به ذات خودش نسبت داد
اما عذاب مربوطه به فعل خداوند است
ما این صفات را در رسول خدا ص و امیرالمومنین می بینیم و چقدر روایت داریم :
⬅️طرف می آمد پیش امیرالمومنین ع و می گفت آقا من نعوذ بالله زنا کردم سرشان را می گرفت آنور که من نشنیدم دوباره می آمد به آنور می گفت: آقا من زنا کردم آخرش حضرت می گفت شاید حالا مثلا زنا نشده شاید مثلا لمس کردید می گفت؛ من زنا دادم گفت نه آقا من باردارم باردار شدم از زنا حضرت گفت پس پاشو برو تا بچه ات به دنیا بیاید حد نمی شود برایت جاری کرد ؛ این رفت نه ماه دیگر آمد گفت آقا بچه ام به دنیا آمد حد را برایم جاری کنید هی آقا ندید
می گرفت برو استغفار کن می گفت آقا بچه ام به دنیا آمد گفت باید بچه را شیر بدهید و دو سال حق شیر دارد نمی شود که برو حالا هی ندید! و در آخر فرمود یک کسی باید این بچه را سرپرستیش را به عهده بگیرد ؛ و یک آدم نادان گفت آقا من به عهده می گیرم
اصلا تو چه کاره ای که دخالت می کنید من
می خواهم این را ببخشم برود و حد جاری نشود
خدا ببخشد؛ توبه کند خدا ببخشد* و ندید می گرفت خیلی روایات داریم در این زمینه که رسول خداص ندید می گرفتند و امیرالمومنین ع ندید می گرفتند(پایان جلسه)
*الحمدلله علی الولایه*
دانلود فایل صوتی