→

1405-3-31 شرح زیارت غدیریه جلسه 7

⌂

1405-3-31 شرح زیارت غدیریه جلسه 7

0:000:00

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین، الصلاة و السلام علی سیدنا و نبینا و طبیب قلوبنا و شفیع ذنوبنا العبد المؤید الرسول المسدد المحمود ابی القاسم المصطفی محمد ).
یکشنبه۱۴٠۵/۳/۳۱،شب هفتم محرم،
🏴موضوع:شرح زیارت غدیریه(جلسه۷)
🏴ادمه زیارت
✔️پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «زَیِّنوا مَجالِسَکُم بِذِکرِ عَلِیِّ بنِ أبی طالِب». (ص). مجالس خود را با یاد علی‌بن‌ابی‌طالب زینت دهید.
✔️مجالسی که در زمین تشکیل می‌شود، هر کدام روحی و باطنی دارند. گاه مجلسی هست، دور از اینجا، مجلس شیاطین است؛ ، به مجالس خیر می‌پردازیم؛ یعنی مجالسی که افراد دور هم می‌نشینند و در مورد خیرات و مبرّات صحبت می‌کنند. بهترین آن‌ها، همان‌طور که فرمودند، مجالس شیعیان ماست. «خیر مجالس اهل الارض»؛ بهترین مجالس زمین، از آنِ شیعیان ماست. و بهترین مجالس شیعیان نیز مجالسی است که ذکر فضائل امیرالمؤمنین و اهل‌بیت (ع) در آن گفته می‌شود. بهترین مجالس، مجلس قرآن و اهل‌بیت است؛ چون رسول خدا فرمودند: «من دو چیز گران‌بها در میان شما می‌گذارم: قرآن و اهل‌بیتم».
✔️لذا مجلس قرآن و مجلس اهل‌بیت از بهترین‌هاست. چون گاهی مجلسی به اسم امام حسین (ع) است، ولی سخنران می‌آید مثلاً مطالب اخلاقی می‌گوید. این‌ها که به اسم اهل‌بیت است، منظور نیست؛ بلکه آن چیزی مد نظر است که از اهل‌بیت گفته می‌شود، آن چیزی که از فضائل اهل‌بیت در آن گفته می‌شود، نه اینکه فقط به اسم اهل‌بیت باشد. مانند شخصی که خیلی سال پیش می‌گفت: «آقا، من به مجلسی در مسجدی می‌روم – خیلی سال پیش بود، مال الان نیست، شاید ده پانزده سال پیش – مجبورم برای نماز بروم. یک آقایی بعد از محرم می‌آید و صحبت می‌کند؛ مباحثی دارد به نام «خانواده در عاشورا». بعد می‌گفت: «تنها چیزی که ربطی به آن ندارد، عاشوراست.» اسمش «خانواده در عاشورا» است، اما تنها مطلبی که در آن نیست، عاشوراست! حالا یک‌سری مباحثی را برای خودش مطرح می‌کند و از این کلاس‌ها هم جدیداً زیاد برگزار شده است که مثلاً با بچه‌ها چطور باید برخورد کنید، رفتارها چگونه است…
✓ فرمودند اینکه ذکر فضائل امیرالمؤمنین (ع) در مجلسی گفته شود، بهترین مجالس است.

ابلاغ ولایت

در شرح زیارت غدیریه امام هادی (ع) به این عبارت رسیدیم که فرمود:
➖ «وَاَشهَدُ اَنَّهُ قَد بَلَّغَ عَنِ اللهِ مَا اَنزَلَهُ فِیکَ فَصَدَعَ بِأَمرِهِ». (شهادت می‌دهم که رسول خدا (ص) آنچه را در مورد تو (امیرالمؤمنین) نازل شده بود، از جانب خداوند ابلاغ کرد و امر او را شکافت و آشکار ساخت). رسول خدا مردم را به سوی ولایت امیرالمؤمنین (ع) دعوت می‌کردند. چرا؟ چون امیرالمؤمنین اسوه و امام است. می‌فرمودند: «بعد از من باید به امیرالمؤمنین نگاه کنید.» این نیست که شما مسلمان شدید و تمام شد رفت؛ بعد از من باید به دنبال امامت حرکت کنید. و در هر دوره‌ای باید امامی باشد که شما به امامت او بنگرید؛ حالا تا جایی که امام غایب می‌شود. و امام هم که غایب شد، قبلش فرمودند به راویان حدیث ما (اجداد من چقدر حدیث در این زمینه گفته‌اند؟) مراجعه کنید؛ زیرا در پی کشتن امام برآمده بودند تا ما ظهور کنیم، تا زمانی که ظاهر شویم. شما به همان احادیثی که گفته شده و برایتان تبیین شده است عمل کنید تا زمانی که آن حقیقت اسلام بخواهد بروز و ظهور کند.
✓ گفتیم آیاتی در مورد امیرالمؤمنین (ع) نازل شده است. بعضی آیات آن بسیار مهم است که رسول اکرم (ص) آن‌ها را ابلاغ می‌کنند، بیعت می‌گیرند، اعلام می‌کنند و شاهد می‌گیرند.

آیه ابلاغ ولایت

✔️ آیه قران «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا» است که در مورد غدیر خم نازل شد. (امروز دین شما را برایتان کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام گردانیدم و اسلام را برای شما به عنوان دین پسندیدم). کامل کردم، تمام کردم، راضی شدم برای شما دین اسلام را.
➖از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمودند: رسول خدا (ص) در همان غدیر خم از منبر پایین آمدند. «و جَاءَ أَصحَابُهُ إِلَی أَمِیرِالمُؤمِنِینَ»؛ اصحاب نزد امیرالمؤمنین آمدند «وَ هَنَّئُوهُ بِالوِلایَةِ». همه به امیرالمؤمنین (ع) به خاطر ولایت و اینکه به حکومت رسیده‌اید، تهنیت می‌گفتند. «وَ أَوَّلُ مَنْ قَالَ لَهُ عُمَرُ بنُ الْخَطَّابِ». اولین کسی که تهنیت گفت، عمر بن خطاب بود. شیعه و سنی این را روایت کرده‌اند. به او گفت: «یا علی، اَصبَحتَ مَولَایَ وَ مَولَی کُلِّ مُؤمِنٍ وَ مُؤمِنَةٍ»؛ تو امروز مولای من و مولای هر زن و مرد مؤمنی شدی. سپس فرمود: «وَ نَزَلَ جَبرَئِیلُ بِهَذِهِ الآیَةِ»؛ جبرئیل این آیه را نازل کرد: «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا». وقتی ولایت امیرالمؤمنین مشخص شد، می‌گوید: «حالا نعمتم تمام شد، حالا دین کامل شد.» به ولایت امیرالمؤمنین (ع) دین کامل می‌شود.
✔️ روایت دیگری که اهل سنت (حافظ ابونعیم اصفهانی) روایت کرده‌اند، می‌گوید: وقتی در غدیر خم رسول خدا یک مرتبه تکبیر گفتند، فرمودند: «الله اکبر، الله اکبر، علی اکمال الدین و اتمام النعمه و رضی الرب»؛ برای اینکه دین خدا کامل شد، نعمت خدا تمام شد و خدا راضی شد. به چه چیزی؟ به رسالت من و «بِالوِلایَةِ لِعَلِیٍّ علیه السلام»؛ و به ولایت علی (ع)، «مِن بَعدِی»؛ بعد از من. سپس فرمودند: «مَن کُنتُ مَولاهُ فَعَلِیٌّ مَولاهُ. اَللّهُمَّ والِ مَن والاهُ وَ عادِ مَن عاداهُ وَانصُر مَن نَصَرَهُ وَاخذُل مَن خَذَلَهُ.» هر که من مولای اویم، این علی مولای اوست. خداوندا، دوست بدار هر که او را دوست دارد و دشمن بدار هر که او را دشمن بدارد و یاری کن هر که او را یاری کند و خوار گردان هر که او را خوار گرداند.

این حدیث را، چون برای دیگران سنگین است، عده‌ای از علمای اهل سنت آمدند و انکار کردند که: «این حدیث را شیعه‌ها درست کرده‌اند و بعد در کتاب‌هایشان پخش کرده‌اند.» لذا علامه امینی (رضوان خدا بر ایشان باد) شروع به جمع‌آوری سندهای حدیث غدیر از کتب اهل سنت کردند. ما در عالم اسلام، حدیثی که این همه سلسله سند داشته باشد، نداریم. اولین حدیث این است. ایشان کتاب «الغدیر» را در بیست جلد نوشتند که شامل سندهای حدیث غدیر و اشعاری است که شعرای قدیم در مورد حدیث غدیر گفته‌اند تا جایی برای انکار باقی نماند.

آیه ولایت


➖ آیه بعدی، – حالا آیات متعددی که نازل شده و رسول خدا به مردم ابلاغ کرده‌اند، آیه ولایت است. آیه ولایت کدام است؟ می‌دانید بعضی از آیات اسم دارند . این «بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ» اسمش آیه ابلاغ است. آیه ولایت، آیه «إِنَّمَا وَلِیُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَ هُمْ رَاكِعُونَ» (سوره مائده، آیه ۵۵) است. این به آیه ولایت معروف است. «انما» در عربی برای حصر است. حصر یعنی چه؟ یعنی فقط و فقط ولیّ شما خداست و رسول او و کسانی که ایمان آورده‌اند. خب، همه کسانی که ایمان آورده‌اند، نه؛ «الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاةَ»؛ کسانی که نماز برپا می‌دارند. همه آن‌هایی که نماز برپا می‌دارند، نه؛ «وَ یُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَ هُمْ رَاكِعُونَ»؛ و زکات می‌دهند در حالی که در رکوع هستند. خیلی قضیه را تنگ کرد.

✔️خدا، رسول، و مؤمنانی که نماز می‌خوانند و در رکوع زکات می‌دهند. زکات یعنی صدقه. می‌دانید ما یک زکات واجب داریم، یک زکات مستحب. زکات مستحب همان صدقه است. شیعه و سنی روایت کرده‌اند که این آیه در مورد امیرالمؤمنین (ع) نازل شده است؛ زیرا فقیری وارد مسجد شد و از مسلمان‌ها تقاضای بخشش کرد و گفت: «آقا، به من کمکی کنید، من فقیرم و گرسنه‌ام.» هیچ‌کس به او توجه نکرد. امیرالمؤمنین (ع) در حال رکوع بود؛ با دست خود اشاره کرد که «عزم سوی ما کن.» سپس انگشتری را از انگشت خود درآورد و در همان حال رکوع به او داد. بعد این آیه نازل شد که این افراد هستند (منظور علی‌بن‌ابی‌طالب). حالا این خصوصیت چیست؟ ببینید، قرآن می‌گوید: «مؤمنانی که نماز می‌خوانند و در رکوع زکات می‌دهند.» چون می‌دانستید یک چیز دیگر بفرماید،
از جمله آیاتی که می‌گوید ولی شما این‌ها هستند. و شیعه و سنی هم گفته‌اند که این شخص امیرالمؤمنین، علی‌بن‌ابی‌طالب (ع) است که ولیّ شماست. ولیّ هم به معنی سرپرست است.
در روایتی هم می‌فرماید: «إِنَّمَا وَلِیُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا». می‌گوید: « این «الذین آمنوا» علی‌بن‌ابی‌طالب شد، بقیه ائمه چطور؟» می‌گوید: «این «و الذین آمنوا» منظور ائمه هستند.» (از امام باقر روایت است که این منظور ائمه هستند نه همه مؤمنان)؛ چون خداوند ولایت را محصور می‌کند.

آیه اولی الامر

✔️آیه دیگر، آیه «اولی الامر» است. آیه «اولی الامر» کدام است؟ «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا»؛ یعنی کسی اگر گفت: «امامت کجاست؟»، لازم نیست فکر کنید که فقط امام باید در قرآن باشد، یا لفظ «امام» آمده باشد. «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَیْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِیلًا». (ای کسانی که ایمان آوردید، اطاعت کنید از خدا و رسول و اولی‌الامر از خودتان. پس اگر در چیزی نزاع یا اختلاف کردید، آن را به سوی خدا و رسول بازگردانید، اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید که این بهتر و در تأویل زیباتر است). ، این اولی‌الامر چه کسانی هستند؟ قبلاً خیلی در موردش بحث کرده‌ایم، در جلساتی که داشته‌ایم. شیعیان می‌گویند: «اولی‌الامر، امامان معصوم هستند.» چرا؟ چون خداوند مطلق گفته است که از این‌ها اطاعت کنید. اگر غیر معصوم باشد، ممکن است از ما چیزی بخواهد که خلاف گفته خدا باشد. باید اطاعت کنیم یا نکنیم؟ مثلاً بگوید: «فلانی را بکش. فلانی‌ها را بکشید. حمله کنیم به فلان کشور.» باید اطاعت کنیم یا نکنیم؟ اگر خلاف گفته خدا باشد، پس اولی‌الامر باید کسی باشد که خلاف گفته خدا حرفی نزند؛ یعنی باید معصوم باشد و عصمت داشته باشد.

سپس می‌فرماید: «فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ»؛ اگر در چیزی نزاع کردید… اولین نزاع در مورد چیست؟ در مورد همین اولی‌الامر است. ، خدا که معلوم است، رسول هم که معلوم است، اما این اولی‌الامر چه کسانی هستند؟ سر این مسئله دعوا شد. آن‌ها می‌گویند: «اولی‌الامر علما هستند.» الان عده‌ای از شیعیان نیز به حرف آن‌ها چسبیده‌اند که این اولی‌الامر علما هستند! در حالی که شیعه می‌گوید: «نه، اولی‌الامر فقط امامان معصوم هستند؛ دوازده امام و لاغیر.» ، اگر اختلاف شد که این اولی‌الامر چه کسانی هستند، می‌گوید: «آن را به خدا و رسول بازگردانید تا ببینید چه گفته‌اند.» وقتی سراغ خدا و رسول می‌رویم، می‌بینیم پیامبر اکرم می‌گوید: «اولی‌الامر علی‌بن‌ابی‌طالب (ع) است.» چون خود اهل تسنن می‌گویند هیچ نصی در مورد خلفا وجود ندارد. اینکه ابوبکر خلیفه شود را پیامبر اکرم گفته‌اند؟ می‌گویند: «نه، هیچ حدیثی نداریم.» عمر خلیفه شود را پیامبر خدا فرموده‌اند؟ «نه.» عثمان خلیفه شود؟ «می‌گویند: نه، هیچ نصی وجود ندارد.» خودشان می‌گویند: «انتخاب صحابه بوده است.» حالا که اختلاف شد، باید برویم سراغ چه کسی؟ خدا و رسول. وقتی سراغ خدا و رسول می‌رویم، می‌بینیم بله، در کتاب‌های خودشان نوشته شده که از رسول خدا (ص) روایت کرده‌اید که ولیّ شما علی‌بن‌ابی‌طالب (ع) است. اولی‌الامر، علی‌بن‌ابی‌طالب و اوصیای ایشان هستند؛ اوصیای ایشان.

آیه تطهیر

✔️آیه دیگر، آیه تطهیر است: «إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَكُمْ تَطْهِیرًا». (خداوند اراده کرده است که از شما اهل‌بیت، رجس و پلیدی را برطرف کند و شما را به‌کلی پاک گرداند). این اهل‌بیت چه کسانی هستند؟ که خدا آن‌ها را تطهیر کرده است؟ خود اهل سنت می‌گویند پنج تن آل عبا هستند. خود اهل سنت روایت دارند که پنج تن آل عبا هستند. یک نکته برای تحقیق بگویم که قبلاً هم شاید گفته باشیم: در تحقیق قرآنی، آنجایی که فرمود: «أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ»، در قرآن داریم که می‌فرماید: «وَ لَا تُطِیعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِینَ»؛ امر مسرفین را اطاعت نکنید. ، پس مسرفین دیگر اولی‌الامر نیستند. حالا باید بگردیم و ببینیم مسرفین از نظر قرآن چه کسانی هستند.!!!! مسرف از نظر قرآن کیست؟ بعد باز در قرآن دارد: «و لَا تُطِیعُوا»؛ اطاعت نکنید. مثلاً در مورد فرعون می‌گوید: «کَانَ مِنَ الْمُسْرِفِینَ»؛ فرعون از مسرفین بود. فرعون پادشاه است، باید اطاعتش کنیم؟ می‌گوید: «امرش را نباید اطاعت کنید.» این قضیه خیلی کار می‌خواهد.
✓، پس این اولی‌الامر این نیست که هر کسی حاکم شد. چون یکی از نظرات اهل سنت این است که هر کس حاکم شد و ولی‌امر مسلمین شد، باید اطاعتش کنید. ما می‌گوییم: «نه ما این چیزی را نداریم.» لذا یزید را هم آن‌ها چه می‌دانند؟ می‌گویند یزید را هم باید اطاعت کنیم. می‌گویند: «از یزید بدگویی نکنید.»
اصلاً شما چه دینی دارید؟ یک کسی پیدا می‌شود نوه پیغمبرت را می‌کشد، خانه کعبه را خراب می‌کند، خون مردم بی‌گناه را می‌ریزد، بعد می‌گویید باید اطاعتش کنیم! چه دینی است؟ عقل من این دین را نمی‌پذیرد؛ دینی که شما می‌گویید (یعنی آن‌ها می‌گویند). چون یزید گفته فلان… یزید بگوید؟ مسلمان، مسلمان باشد؟ می‌گوید: «هر کس مسلمان باشد، من باید اطاعتش کنم.» تازه اسمش مسلمان است! هزار تا گناه می‌کند. باید مطهر باشد، پاکیزه باشد. تطهیرش را هم که من نمی‌دانم چگونه است. باید پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) معرفی کرده باشند که این پاک و معصوم است. کار به این راحتی نیست.

آیه علم امیرالامومنین

✓آیه دیگر، آیه علم امیرالمؤمنین (ع) است: «وَ یَقُولُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا قُلْ کَفَى بِاللَّهِ شَهِیدًا بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ». (کافران می‌گویند: تو رسول خدا نیستی. بگو: کافی است که خدا و کسی که دانش کتاب نزد اوست، میان من و شما گواه باشد). خدا و کسی که علم کتاب در نزد اوست، گواه است. خب، این کیست که علم کتاب در نزد اوست؟ از رسول خدا (ص) روایت است که: «ذَاکَ أَخِی عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ»؛ برادرم علی‌بن‌ابی‌طالب (ع) که علم کتاب در نزد اوست. تولد امیرالمؤمنین (ع) معجزه بود. می‌دانید در خانه کعبه به دنیا آمد و آن هم به صورت غیر طبیعی. ببینید سنی‌ها الان یک چیز درست کرده‌اند به نام حکیم بن حزام که این هم در کعبه به دنیا آمده است؛ برای اینکه می‌خواستند آن فضیلت امیرالمؤمنین (ع) را بشکنند. در حالی که تولد امیرالمؤمنین (ع) در کعبه به صورت اعجاز بود؛ یعنی دیوار شکافته شد، فاطمه بنت اسد داخل شد، دیوار به هم آمد. بعد از سه روز، دیوار شکافته شد و بیرون آمد، در حالی که قنداق امیرالمؤمنین (ع) در دستش بود. اگر از در می‌رفت تو، می‌گفتیم: آنجا بوده، در باز شده و رفته تو و در را قفل کرده است.» نمی‌دانید از این چیزها می‌شد درست کرد. خدا اعجاز کرده است در تولد امیرالمؤمنین (ع) تا بگوید: « تولدش با اعجاز است. این آدم معمولی نیست. این کسی است که «وَعِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ»؛ علم کتاب در نزد اوست.» و خود امیرالمؤمنین (ع) هم می‌فرماید: «أَنَا هُوَ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ»؛ من آن کسی هستم که علم کتاب در نزد من است. او گواه بر رسالت خاتم‌الانبیاست؛ شاهد بر رسالت خاتم‌الانبیاست، امیرالمؤمنین (ع).
✔️تمام علم کتاب در نزد اوست. آصف‌بن‌برخیا – بارها این را گفته‌ایم، حالا اشکال ندارد دوباره بگوییم – وزیر حضرت سلیمان (ع) بود. حضرت سلیمان، می‌دانید، جن و انس در تسخیرش بودند. وقتی بلقیس از «سبا» خواست به زیارت حضرت سلیمان (ع) برود، او تختی عظیم داشت. حضرت سلیمان پرسید: «چه کسی می‌تواند تخت ایشان را قبل از اینکه او به اینجا برسد، برای من منتقل کند؟» «قَالَ عِفْرِیتٌ مِنَ الْجِنِّ»؛ عفریتی از جن گفت: «أَنَا آتِیکَ»؛ من آن را برای تو می‌آورم «قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقَامِكَ»؛ قبل از اینکه از جای خود برخیزی. یعنی چه؟ حضرت سلیمان (ع) جایی می‌نشست و قضاوت می‌کرد؛ معمولاً دو سه ساعتی برای قضاوت می‌نشست. گفت: «قبل از اینکه قضاوت تمام شود، کارَت تمام شود و بلند شوی، آورده‌ام.» یعنی در دو سه ساعت این مسافت را طی کرده است. خیلی زیاد است؛ چندین فرسنگ بود. سپس: «قَالَ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکِتَابِ»؛ آصف‌بن‌برخیا که علمی از کتاب در نزدش بود، گفت: «أَنَا آتِیکَ قَبْلَ أَنْ یَرْتَدَّ إِلَیْكَ طَرْفُكَ»؛ قبل از اینکه چشم به هم بزنی، آورده‌ام. بعد یک مرتبه دیدند تخت بلقیس آنجاست. خیلی مقام بالایی است. ➖امام صادق (ع) می‌فرماید: «علم ایشان در مقابل علم ما مثل یک دانه برف در مقابل اقیانوس است؛ چون یک علمی از کتاب پیش ایشان بود، ولی علم تمام کتاب در نزد ماست. اقیانوس علم!»

آیه لیلة المبیت

➖آیه بعدی، «لیلة المبیت» است. وقتی رسول خدا (ص) در مکه بودند و حضرت ابوطالب (ع) زنده بود، از ایشان حمایت می‌کردند. وقتی ایشان از دنیا رفتند و حضرت خدیجه (سلام‌الله‌علیها) هم از دنیا رفتند (در همان شعب ابی‌طالب و…)، مشرکان قریش تصمیم گرفتند پیامبر خدا را به قتل برسانند. لذا رسول خدا به امیرالمؤمنین (ع) گفتند: «من باید خارج شوم؛ منتها این‌ها حواسشان هست.» چون امیرالمؤمنین (ع) هیچ‌وقت از رسول خدا جدا نمی‌شدند. می‌دانستند این‌ها همیشه با هم هستند، همیشه با هم هستند. امیرالمؤمنین (ع) گفتند: «آقا، من جای شما می‌خوابم. جای شما می‌خوابم، شما بروید.» آن‌ها منتظر بودند که شب شود. رسول خدا مخفیانه رفتند. امیرالمؤمنین (ع) در حیاط این طرف و آن طرف می‌رفت که این‌ها می‌دیدند: « علی هست.» گفتند: «پیامبر اکرم بدون علی جایی نمی‌روند.» و موقعی که زمان خواب شد، آمد در بستر رسول خدا خوابید؛ بستری که دیده‌بان دارند تا متوجه شوند رسول خدا خانه است؛ یعنی فکر کنند خانه است. [مشرکان] داخل خانه ریختند. شمشیرها و نیزه‌ها را که بالا بردند و پتو را کنار زدند، دیدند: «اَه! امیرالمؤمنین!» ایشان جوانی بودند. «رسول خدا کو؟» گشتند، نبود. شروع کردند به کتک زدن امیرالمؤمنین و با طناب بستن ایشان را. که این آیه نازل شد: «وَ مِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ». (و از مردم کسانی هستند که جان خود را در طلب رضای خدا می‌فروشند؛ و خداوند نسبت به بندگان بسیار مهربان است).
✓می‌دانید انسان هر چیزی را که می‌فروشد، برای چیست؟ برای راحتی جانش است. هر چیزی را که بخواهی برای چه بفروشی؟ هر چیزی را که می‌فروشی، می‌خواهی چیزی را به دست بیاوری که راحت باشی. اگر بگویند: «همه سرمایه دنیا مال شما، شما جانت را بده به ما.» حاضری؟ می‌گویم: « چه کار کنم وقتی جان نباشد؟ من می‌خواهم چه کار کنم سرمایه دنیا را؟» پس آن کسی که «یَشْرِی نَفْسَهُ»؛ نفس خودش را می‌فروشد، یعنی چیزی بالاتر از جان برایش ارزش دارد. خیلی زیاد است که نفسم و جانم را برایش می‌فروشم. آن چیست؟ رضای خدا و جان رسول الله. امیرالمؤمنین (ع) کسی است که جان رسول خدا را از جان خودش مهم‌تر می‌دانست؛ این آیه قرآنش است. شیعه و سنی هم روایت کرده‌اند، اگرچه اهل سنت آمده‌اند و احادیثی درست کرده‌اند که: «فلانی می‌خواست پول بدهد و پول داد، و این آیه در مورد اوست.» آقا، اینجا می‌گوید: «جانش را بفروشد.» تو می‌گویی: «پول داد؟!» آخر حدیث درست می‌کنی باید با آیه انطباق داشته باشد. می‌گوید: «جان خودش را می‌فروشد، نه اینکه پول خودش را بدهد.»

به خاطر این در جنگ‌ها رسول خدا (ص) را رها می‌کردند و فرار می‌کردند؛ چون جان خودشان ارزشمندتر از جان رسول خدا (ص) بود، جز امیرالمؤمنین (ع) که در لیلة المبیت جای رسول خدا خوابیدند. حالا یک روایتی از لیلة المبیت بخوانم. می‌گوید: «در قیامت که حساب و کتاب می‌شود، خیلی از شیعیان گرفتارند. بعضی از شیعیان می‌آیند تا این‌ها خلاص شوند؛ از حسنات خودشان به این‌ها می‌بخشند تا این‌ها خلاص شوند و بروند. وقتی آن‌ها خلاص می‌شوند و می‌روند، این‌ها خودشان می‌مانند. بعد خداوند می‌گوید: «شما احسان کردید، شما احسان کردید به شیعیان. حالا از من بخواهید تا من برایتان جبران کنم.» چه می‌خواهند؟ می‌گویند: «ثواب یک نفس کشیدن علی (ع) را در لیلة المبیت به ما بده.» یک نفس کشیدنش را! که وقتی [این ثواب] پخش می‌شود، همه اهل نجات می‌شوند؛ یک نفسش را! آقا، امیرالمؤمنین (ع) آخه یک‌جوری است! یک ضربه شمشیر می‌زند… شیعه و سنی روایت کرده‌اند: «ضَربَةُ عَلِیٍّ یَومَ الخَندَقِ أَفضَلُ مِن عِبادَةِ أُمَّتِی إِلی یَومِ القیامَةِ»؛ ضربه‌ای که علی (ع) در روز خندق زد، از عبادت امتم تا قیامت افضل است.
پایان جلسه
الحمدلله علی الولایه

دانلود فایل صوتی

14.6 مگابایت

← بعدیقبلی →