→

1405-6-12 شرح اصول کافی

⌂

1405-6-12 شرح اصول کافی

0:000:00

بسم الله الرحمن الرحیم
اَلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ، وَ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ عَلَی سَیِّدِنَا وَ نَبِیِّنَا وَ طَبِیبِ قُلُوبِنَا وَ شَفِیعِ ذُنُوبِنَا، الْعَبْدِ الْمُؤَیَّدِ، الرَّسُولِ الْمُسَدَّدِ، الْمَحْمُودِ أَحْمَدَ، أَبِی‌الْقَاسِمِ الْمُصْطَفَی مُحَمَّدٍ
📆پنج شنبه ۱۴۰۵/۶/۱۲- اصول کافی،جلد دوم

🧿موضوع: باب(نکته ها و برکزیدهایئست از قرآن در باره ولایت)

8️⃣خلاصه این جلسه ، تاویل ایات در مورد ولایت امیرالمومنین ع، روایت ۴۵( مَنْ هُوَ فِی ضَلَالٍ مُبِینٍ)
▪️روایت۴۶ ایه ذلِكُمْ بِأَنَّهُ إِذا دُعِيَ اللَّهُ وَحْدَهُ وَ أَهْلُ الْوَلَايَةِ كَفَرْتُمْ‏
▪️روایت۴۷،ایه(سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ)
▪️روایت۴۸ایه(أَمْرِ الْوَلَايَةِ يُؤْفَكُ عَنْهُ مَنْ أُفِكَ
▪️روایت۴۹ ایه (قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ، وَ ما أَدْراكَ مَا الْعَقَبَةُ،
▪️روایت ۵٠ایه( بَشِّرِ الَّذِینَ آمَنُوا أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ)

⬅️حدیث (۴۵)

⤴️امام صادق علیه السلام راجع به این قول خداى عزوجل فرمود: (((و خواهید دانست کى در گمراهى نمایانست 29 سوره 67 -))) اى گروه تکذیب کنندگان، زیرا من پیغام پروردگارم را درباره ولایت على علیه السلام و امامان بعد از او به شما رسانیدم، کى در گمراهى نمایانست، این چنین نازل شده است. و راجع به قول خداى تعالى: (((اگر کج کنید یا رو بگردانید 135 سوره 4-))) فرمود: امر امامت را (از صاحبش) کج کنید و از آنچه مأمور شده‏اید، رو بگردانید (((خدا به آنچه مى‏کنید آگاهست))).
و درباره این قول خداى تعالى فرمود: (((هر آینه بچشانیم کسانى را که کافر شدند (بسبب ترک گفتن ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام) عذاب سختى (در دنیا) و هر آینه ببدترین کردارى که انجام داده‏اند مجازاتشان کنیم 27 سوره 41 -))).
↩️شرح حدیث :
در قول خداوند عزوجل که می‌فرماید:
▪️«فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ هُوَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ» (سوره ص، آیه ۲۷)؛ یعنی به زودی خواهید فهمید چه کسی در گمراهی آشکار به سر می‌برد. ضلال مبین گاهی آشکار نیست و گاهی گمراهی به صورت علنی مشخص است. این گمراه می‌گوید به زودی معلوم می‌شود چه کسی در گمراهی آشکار به سر می‌برد. این آیه قرآنی است.
⬅️امام صادق علیه‌السلام می‌فرمود:
«یا معشر المکذبین» ای گروه تکذیب‌کنندگان، «حیث انبتکم رسال ربی» هنگامی که من یعنی رسول خدا شما را از رسالت پروردگارم آگاه کردم، «فی ولایت علی علیه‌السلام و الائمه من بعده» رسالت خود را در مورد ولایت امیرالمؤمنین و امامان بعد از او به شما گفتم، «اوه منه فی ضلال مبین» چه کسی در گمراهی آشکار است؟ به زودی خواهید فهمید.
زیرا این مردم با امیرالمؤمنین ع بیعت کردند.
رسول خدا ص) به صورت‌های مختلف این موضوع را بیان کرد و در غدیر خم نیز بیعت گرفت. در ابتدای رسالت خود در مکه، وقتی که فرمود:
«وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ» (سوره شعراء، آیه ۲۱۴)، فامیل‌های نزدیک خود را جمع کرد و در آنجا ولایت امیرالمؤمنین را اعلام نمود، با اینکه امیرالمؤمنین زیر سن بلوغ بود. فرمود: این وزیر من، خلیفه من و جانشین من است و باید به حرف او گوش دهید و از او اطاعت کنید. عده‌ای این را مسخره کردند، تا اینکه در غدیر خم، رسول خداص به صورت اشکارا از همه مردم بیعت گرفت و فرمود: به زودی خواهید فهمید چه کسی در گمراهی آشکار به سر می‌برد.
▪️ اگر امر را کج کنید، یعنی خلیفه‌ای که برای شما مشخص کردیم، شخص دیگری را به جای او بگذارید. در این صورت راه را کج کردید. و اما اگر اعراض کنید از آنچه که به شما امر کردیم – به شما امر کردیم که به این مراجعه کنید – نه تنها روی گرداندید، بلکه کج کردید و نفر دیگری را نیز جای او گذاشتید.
«فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا» (سوره نساء، آیه ۱۳۵)؛
به درستی که خداوند به آنچه می‌کنید آگاه است.
.▪️حضرت می‌فرمود: «فَلَنُذِيقَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا»؛ کسانی که کفر ورزیدند به سبب ترک ولایت امیرالمؤمنین ع، کفرشان به خاطر ترک ولایت امیرالمؤمنین ع است. به ولایت کفر ورزیدند، نپذیرفتند، انکار کردند. انکار کردند ولایت امیرالمؤمنین ع را. عذاب شدیدی در دنیا – «فِي الدُّنْيَا» –
این عذاب شدید در دنیا است. و «وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ» و جزا می‌دهیم به آنان «أَسْوَأَ الَّذِي كَانُوا يَعْمَلُونَ»؛ زشت‌ترین کارهایی که انجام می‌دادند.
❗ نکته :
ما یک گمراهی داریم از اصل اسلام که طرف گمراه است و اصلاً در وادی اسلام نیست، و یک گمراهی داریم در خود اسلام که طرف مسلمان است، خدا را پذیرفته، پیامبر را پذیرفته، اما ولایت را ترک کرده و کفر ورزیده است. این مربوط به کسانی است که ولایت برایشان اثبات شد. و اما الان خیلی از بندگان خدا اصلاً خبر ندارند از ولایت امیرالمؤمنین ع یا ولایت ائمه ع بعد از ایشان. این عذاب مخصوص کسانی است که ولایت برایشان اثبات شد و نپذیرفتند. اما در این آیه نکته‌ای هست: «وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ». «أَسْوَأَ الَّذِي كَانُوا يَعْمَلُونَ»؛ جزا می‌دهیم به آنان به زشت‌ترین کاری که کردند.
«أَحْسَنَ الَّذِي كَانُوا يَعْمَلُونَ» در قرآن داریم و «أَسْوَأَ الَّذِي كَانُوا يَعْمَلُونَ» نیز داریم.
▪️«وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَنُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَحْسَنَ الَّذِي كَانُوا يَعْمَلُونَ» (سوره عنکبوت، آیه ۷). اینها مقابل هم هستند. در آنجا می‌گوید به زیباترین کاری که کردند جزا می‌دهیم آنان را. اینجا چه می‌فرماید؟
«أَسْوَأَ الَّذِي كَانُوا يَعْمَلُونَ». آقا مگر همه کارهایی که انسان انجام داده است نباید جزای خود را ببیند؟ همه کارهایی که انجام می‌دهی باید جزای آن را ببینی.
«وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ»
اما اینجا می‌گوید جزا می‌دهیم به زشت‌ترین کاری که کرده‌اند. آنجا در سوره عنکبوت/۷ – می‌گوید به زیباترین کاری که کرده‌اند جزا می‌دهیم. این یعنی موقعیت‌های خاص و افراد خاصی هستند.
بعد زیباترین و زشت‌ترین یعنی چه؟ انسان در طول عمر خود کارهای مختلفی انجام می‌دهد. ممکن است گناه بسیار کوچکی انجام دهد، گناهان بسیار کوچک انجام دهد، ولی یک بار مثلاً گناه بسیار بزرگی کند. آن گناه کوچک جزای خود را دارد و آن گناه بزرگ جزای خود را دارد. یا حتی شاید کارهای خوبی هم انجام داده باشد که باید جزای آنها را نیز ببیند.
سوال ؟ :
کسی هست که در عمر خود کارهای خوب کرده و کارهای بد کرده. این شخص آمده در کربلا و در برابر امام حسین ع جنگیده است. او را چگونه جزا می‌دهند؟ می‌گویند آنجا گناه کوچک انجام دادی؟ نه، اینجا به «أَسْوَأَ الَّذِي كَانُوا يَعْمَلُونَ» یعنی به زشت‌ترین کاری که کرده، او را می‌گیریم. پس دیگر نمی‌گوییم آن گناه کوچک بود. وقتی می‌خواهیم جزا دهیم، به زشت‌ترین کارش جزا می‌دهیم. زشت‌ترین کارش این بود که در برابر امام جنگید.
حالا این در مقابل هم است. این مال همه نیست، مال عده‌ای از افراد است. عده‌ای دیگر هستند که به آنها نمی‌گویند تو گناه کوچک کردی یا کارهای خوب و بد را به صورت جداگانه محاسبه می‌کنند.
و اما در مورد زیباترین کاری که کرده، مثلاً شخصی در لشکر امام حسین ع یاری کرده و شهید شده است. اینجا دیگر نمی‌گویند که تو فلان کار کوچک را انجام دادی، بلکه آن زیباترین عمل را برای او در نظر می‌گیرند و به آن زیباترین عملش جزا می‌دهند. دقت فرمودید که چرا می‌آید «وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَسْوَأَ الَّذِي كَانُوا يَعْمَلُونَ»؛ یعنی به زشت‌ترین کارشان جزا می‌دهیم؟ و این از «سوء» می‌آید؛ به زشت‌ترین کاری که کرده‌اند جزا می‌دهیم. یعنی کارهای دیگرشان اصلاً در این
کار حل می‌شود، زیرا
«يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ»
گاهی گناهان، حسنات را تبدیل می‌کنند و گاهی گناه آنقدر بزرگ است که حسنات را پاک می‌کند. این‌ها افراد خاصی هستند که عذاب شدید می‌شوند و وقتی می‌خواهند جزا دهند، به زشت‌ترین اعمالشان جزا می‌دهند.
این را باید دقت کنیم، عزیزان، چون بعضی از آیات خصوصی است و اختصاص دارد، عموم نیست و مال همه نیست. ببینید که می‌گوید عذاب شدید می‌کنیم، ولی همه را که عذاب شدید نمی‌کنند. یا می‌گوید زشت‌ترین عمل، ولی همه را که این گونه جزا نمی‌دهند. آن کسانی که اعراض کردند از ولایت امیرالمؤمنین و دیگری را جای او گذاشتند، این‌ها را این گونه مواخذه می‌کنیم. «فَلَنُذِيقَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا» می‌گوید؛ این کفر به سبب ترک ولایت امیرالمؤمنین است. «عَذَابًا شَدِيدًا وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَسْوَأَ الَّذِي كَانُوا يَعْمَلُونَ».

⬅️حدیث (۴۶)

⤴️امام صادق علیه السلام فرمود: (((این به جهت آن است که چون خوانده شود خداى یگانه (و اهل ولایت) کافر شوید 17 سوره 40 -))) (یعنى کلمه و اهل الولایة در تنزیل یا تأویل این آیه وارد است).
↩️شرح حدیث:
از امام صادق علیه‌السلام روایت کرده است که آیه قرآن «ذَٰلِكُمْ بِأَنَّهُ إِذَا دُعِيَ اللَّهُ وَحْدَهُ كَفَرْتُمْ» – سوره غافر/۱۲ می‌گوید این به خاطر آن است که وقتی خدا به تنهایی خوانده شد، کفر ورزیدید. سپس امام صادق علیه‌السلام می‌فرمود: «ذَٰلِكُمْ بِأَنَّهُ إِذَا دُعِيَ اللَّهُ وَحْدَهُ وَ أَهْلُ الْوِلَايَةِ كَفَرْتُمْ»؛ یعنی وقتی خدا به تنهایی خوانده شد و اهل ولایت، کفر ورزیدید.
یعنی چه که خدا به تنهایی خوانده شد و اهل ولایت کفر ورزیدید؟ این‌ها اصحاب مهاجرین هستند، مخصوصاً وقتی رسول خدا ص در مورد امیرالمؤمنین ع مطلبی می‌فرمود
می گفتند ببین چقدر از پسرعموی خودش تعریف می‌کند، چقدر از داماد خودش تعریف می‌کند. یا می‌گفتند: آقا تو که همه را دادی به علی، همه فضائل را، پس ما چی؟ پس ما چی؟ بابا انسان کامل، فکر نکنید مثل شماست. فکر نکنید علی مثل شماست.
«إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ» ؛ آن کسانی که در حال رکوع زکات می‌دهند، که در مورد امیرالمؤمنین است. این آیه چه می‌فرماید؟ «إِنَّمَا» برای حصر است، یعنی فقط و فقط ولی شما خداوند است و رسول او و علی بن ابی‌طالب. چون مصداق آن امیرالمؤمنین ع بود که در حال نماز، در رکوع صدقه داد.
▪️پس آنجایی که می‌گوید علی تنهاست، علی امام است و به تنهایی یاد می‌شود، کفر می‌ورزید. «ذَٰلِكُمْ بِأَنَّهُ إِذَا دُعِيَ اللَّهُ وَحْدَهُ»؛ هنگامی که خوانده می‌شود خداوند به تنهایی، خدا به تنهایی و رسولش و مؤمنان به خدا که آن خصوصیت را دارند، کفر می‌ورزید، در حالی که اگر برای همه بود، قبول می‌کردند.
.▪️از امام باقر علیه‌السلام پرسیدند: آقا، آن همه تأکید رسول خداص بر ولایت امیرالمؤمنین ع آخر چه شد که خلافت از حضرت غصب شد؟ امام یک کلمه فرمود: حسادت. حسادت کردند. «إِذَا دُعِيَ اللَّهُ وَحْدَهُ وَ أَهْلُ الْوِلَايَةِ كَفَرْتُمْ»؛ وقتی خدا به تنهایی یاد می‌شود و اهل ولایت، کفر می‌ورزید.

⬅️حدیث(۴۷):

⤴️امام صادق علیه السلام راجع به این قول خداى تعالى فرمود: (((درخواست کننده ی عذابى را که به کافران (به ولایت على) رسید نیست و جلوگیر ندارد در خواست کرد 2 سوره 70))) سپس فرمود: به خدا این آیه را جبرئیل علیه السلام همین گونه بر محمد صلى اللّه علیه وآله نازل کرد.
↩️ شرح حدیث:
در قول خداوند تعالی روایت کرده است:
«سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ لِلْكَافِرِينَ لَيْسَ لَهُ دَافِعٌ»
(سوره معارج، آیه ۱ و ۲)؛ سوال کننده‌ای درخواست کرد عذابی را که واقع می‌شود بر کافران. «سَأَلَ» یعنی درخواست کرد. درخواست کننده‌ای عذابی را خواست که بر کافران واقع می‌شود.
که هیچ دفع‌کننده‌ای ندارد. عذابی را خواست که حتمی است و دفع‌کننده ندارد. آن چیست؟
فرمود: «سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ لِلْكَافِرِينَ بِوِلَايَةِ عَلِيٍّ»؛ آن کسانی که کفر ورزیدند به ولایت علی علیه‌السلام،
«لَيْسَ لَهُ دَافِعٌ»؛ هیچ جلوگیری‌کننده‌ای برای آن عذاب نیست.
در ادامه، حضرت فرمود:
«هَكَذَا وَ اللَّهِ نَزَّلَهَا جِبْرَئِيلُ عَلَى مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ»؛ به خدا که جبرئیل همین گونه بر رسول الله نازل کرد. گفتیم یعنی معنا را، نه لفظ را.
▪️در ذیل این آیه روایت داریم که شخصی خدمت رسول خدا ص آمد و گفت: یا رسول الله، شما به ما فرمودید بت‌ها را نپرستید، گوش کردیم. فرمودید باید نماز بخوانید، اطاعت کردیم. فرمودید باید روزه بگیرید، اطاعت کردیم. فرمودید باید زکات بدهید، اطاعت کردیم. حالا اینکه فرمودید علی ولی خداست و حاکم بر ماست بعد از شما، این را از خودتان می‌گویید یا از جانب خداست؟ خدا گفته است؟ فرمود از جانب خدا و رسول خداست. گفت: ما این را نمی‌توانیم بپذیریم. بلند شد و بالای شتر خود رفت که در کنار در خوابانده بود. گفت: خدایا، اگر این امر از جانب توست، سنگی از آسمان بیاید و به سر من بخورد. پناه بر خدا! «لَيْسَ لَهُ دَافِعٌ»؛ این همان عذاب واقعی است که دفع‌کننده‌ای هم ندارد. این شخص آن را درخواست کرد. رفت سوار شترش شد که سنگی از بالا آمد و به سر او خورد…… و همانجا هلاک شد. «سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ».

⬅️حدیث (۴۸)

⤴️امام باقر علیه السلام راجع به این قول خداى تعالى: (((شما گفتار مختلفى دارید فرمود (درباره امر ولایت) منصرف شود از آن هر که باید منصرف شود 9 سوره 51 -))) هر کس از ولایت منصرف شود، از بهشت منصرف گردد.
↩️شرح حدیث :
از امام باقر علیه‌السلام در قول خداوند تعالی روایت کرده است:
«إِنَّكُمْ لَفِي قَوْلٍ مُخْتَلِفٍ يُؤْفَكُ عَنْهُ مَنْ أُفِكَ»
(سوره ذاریات، آیه ۸ و ۹). به درستی که شما در گفتاری مختلف هستید. «قَوْلٍ» یعنی گفتار، «مُخْتَلِفٍ» یعنی پراکنده و مختلف. اختلاف یعنی چه؟ اصل اختلاف از «خلف» است، خلف یعنی پشت سر. وقتی دو نفر، یکی این می‌گوید و دیگری پشت سر او چیز دیگر می‌گوید، این می‌شود اختلاف. می‌گوید این‌ها با هم اختلاف کردند، یکی این می‌گوید و یکی آن می‌گوید، یعنی موافق هم نیستند و قبول ندارند. اگر حرفشان یکی می‌شد، تمام می‌شد.
«إِنَّكُمْ لَفِي قَوْلٍ مُخْتَلِفٍ»؛ شما در گفتاری مختلف هستید. سر چه چیزی؟ می‌فرمود: در امر ولایت، در مورد ولایت، در امر مختلف هستید، در اختلاف هستید. سر هیچ چیز به اندازه ولایت اختلاف نشده است.
تا جایی که به رسول خدا ص،بی‌حرمتی کردند. .

▪️«يُؤْفَكُ عَنْهُ مَنْ أُفِكَ» ادامه آیه است. کسی که برگشته، از آن برمی‌گردد. یعنی چه؟ می‌فرمود: «مَنْ أَفَكَ» یعنی کسی که از ولایت برگشته، از بهشت برمی‌گردد. ».

⬅️حدیث( ۴۹) : ولایت آزادی از بند است.

⤴️امام صادق علیه السلام درباره قول خداى عزوجل: (((خود را به گردنه نینداخته، تو چه دانى گردنه چیست؟ آزاد کردن بند است 130 سوره 90))) فرمود: مقصود خدا از آزاد کردن بنده ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام است، زیرا ولایت آزاد کردن بنده است. ‌‌‌‌‌‌‌‌
↩️شرح حدیث:
حدیث مرفوع در قول خداوند عزوجل – «مَرْفُوع» یعنی قسمتی از سند ذکر نشده است –
فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ وَ مَا أَدْرَاكَ مَا الْعَقَبَةُ فَكُّ رَقَبَةٍ»
. می‌فرمود: «فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ» ولی او از آن گردنه نگذشت، و تو چه می‌دانی که
«وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْعَقَبَةُ»؛ تو چه می‌دانی که گردنه چیست؟
«فَكُّ رَقَبَةٍ»؛ آزاد کردن گردنی است.
در مسیر، سخت‌ترین جای مسیر کجاست؟ گردنه.
▪️حالا امام صادق علیه‌السلام چه می‌فرماید؟ در تفسیر
«فَكُّ رَقَبَةٍ» فرمود: آزاد کردن گردن، ولایت امیرالمؤمنین است. «فَذَلِكَ فَكُّ الرَّقَبَةِ»؛ این آزاد کردن گردن است.
آ «فَكُّ رَقَبَةٍ» یعنی آزاد کردن گردن، چه ربطی به ولایت دارد؟ اصلاً ولایت خودش چیست؟ ولایت خودش این است که شما در بند بشوی و در تحت ولایت قرار بگیری و اختیار از خودت نداشته باشی. ولایت یعنی تحت سرپرستی بودن و هرچه امام بگوید همان باشد. این درست مقابل «فَكُّ» و «عقبه» است. ظاهر آیه این گونه است.
. به شارحان اصول کافی نیز مراجعه کنید و ببینید که آیا کسی توانسته است توضیح دهد که «فَكُّ رَقَبَةٍ» یعنی آزاد کردن از بند، چه ربطی به ولایت علی بن ابی‌طالب دارد.
اینجا یک پارادوکس است، اما جناب حافظ این را برای ما تفسیر کرده است. در بیت می‌فرماید:
«مَن از آن روز که در بند توام آزادم»
یعنی در بند تو شدم و آزاد شدم، گردنم آزاد شد. وقتی در تحت ولایت ولی خدا قرار می‌گیری، از بند دنیا آزاد می‌شوی و الا اسیر دنیا هستی. «قلندر» در اصطلاح عرفا، مثل حافظ، یعنی رهیده از قید اکوان، رهیده از بندها. حافظ بیتی دارد که می‌گوید:
/غلام همت آنم که زیر چرخ کبود
ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است/

یعنی اسیر رنگ تعلق نیست، بلکه اسیر ولی خداست. با اسیر ولی خدا بودن، می‌شود از اسارت دنیا آزاد شد.
⬅️در حدیث طویلی از رسول خدا صلی الله علیه و آله است که می‌فرمود:
«أَلَا مَنْ أَحَبَّ عَلِيًّا سُمِّيَ فِي السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ أَسِيرَ اللَّهِ»
هر که علی را دوست بدارد، در آسمان و زمین اسیر خدا نامیده می‌شود. اسیر خدا دیگر اسیر دیگران نیست، . اهل ولایت کسی است که اهل ولایت می‌شود و از این‌ها جدا می‌شود. آن کسی که اهل ولایت نیست، در برابر همه باید سجده کند و ولایت همه را بپذیرد، اما آن کسی که صاحب دارد، می‌گوید: من صاحب دارم و سر پیش هیچ کس خم نمی‌کنم.
«مَن از آن روز که در بند توام آزادم»
امیرالمومنین ع دست شما را گرفته باشد از عقبه های قیامت می توانید بگذارید

⬅️حدیث (۵۰): قدم صدق یعنی چه؟

⤴️امام صادق علیه السلام راجع به قول خداى تعالى: (((کسانى را که ایمان آورده‏اند، مژده بده که نزد پروردگارشان پایگاه راستى و درستى دارند 2 سوره 9-))) فرمود: آن پایگاه ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام است.
↩️شرح حدیث : ‌‌‌‌
حدیث(۴۹)چقدر با این حدیث(۵۰) مرتبط است. در قول خداوند تعالی:
«بَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا»بشارت بده کسانی را که ایمان آوردند.
«لَهُمْ قَدَمُ صِدْقٍ عِنْدَ رَبِّهِمْ»؛ برای ایشان نزد خدا قدم صدق است.
به مؤمنان بشارت می‌دهیم که آنان در نزد خدا /قَدَمُ صِدْقٍ/ دارند. حالا در ترجمه نوشته شده است: پیشینه‌ای از راستی دارند. آقا، «قَدَمُ» یعنی قدم، و «صِدْقٍ» یعنی راستی.
یعنی پا، پای راست دارند، پای صدق دارند. حالا «قَدَمُ صِدْقٍ» چیست؟ فرمود: ولایت امیرالمؤمنین، «قَدَمُ صِدْقٍ» ولایت امیرالمؤمنین ع است.
یعنی چه که «قَدَمُ صِدْقٍ» ولایت امیرالمؤمنین ع است؟ انسان با قدم چه کار می‌کند؟ با قدم سلوک می‌کند، راه می‌رود و حرکت می‌کند. آن چیزی که انسان را سیر می‌دهد، ولایت است. آن چیزی که در نزد پروردگار تو را سیر می‌دهد، ولایت است. می‌گوید: وقتی در تحت ولایت ولی از اولیا قرار می‌گیری، سالک مثل کسی می‌ماند که در کشتی سوار شود و بدون اینکه راه برود، سیر می‌کند. کسی در کشتی نشسته و کشتی حرکت می‌کند، او ساکن است ولی کشتی او را می‌برد. قدمش در آنجا کشتی است.
▪️حالا آن کسی که در تحت ولایت قرار می‌گیرد، قدمش ولایت می‌شود، یعنی ولایت او را سیر می‌دهد و ولایت او را حرکت می‌دهد.
▪️ بایزید بسطامی، سقای خانه امام صادق علیه‌السلام بود
و تربیت‌شده عرفان امام صادق ع بود. وقتی امام صادق ع این‌ها را تربیت می‌کرد، آن‌ها را به جامعه می‌فرستاد. به بایزید بسطامی می‌گویند «سلطان العارفین». در مورد سیر بایزید، نامه‌ای دارد به یکی از عرفای زمان خودش که می‌گوید: سیر و سلوک می‌دانی چیست؟ آن نیست که شب تا صبح بیدار باشی و عبادت کنی. آن عارفی است که شب سرت را روی بالش بگذاری و بخوابی، صبح که بلند می‌شوی، پیش از همه به مقصد رسیده باشی. این را ما دیگر نمی‌فهمیم. یعنی چه؟ می‌دانی چرا؟ چون او با قدم خودش می‌رود، ولی بایزید اهل ولایت است و با قدم امام می‌رود. می‌گوید: بخوابی و بلند شوی، پیش از همه به مقصد رسیدی. با «قَدَمُ صِدْقٍ» حرکت می‌کند. «قَدَمُ صِدْقٍ» ولایت است. «قَدَمُ صِدْقٍ» ولایت اهل بیت و ولایت امیرالمؤمنین است که سیر می‌دهد. هر چقدر محبت شدیدتر باشد، این قدم قوی‌تر است. هر چه ولایت قوی‌تر باشد، هر چه دیگران می‌خواهند بگیرند، این زودتر می‌گیرد و پیش از همه به مقصد می‌رسد. پس «قَدَمُ صِدْقٍ» یعنی ولایت امیرالمؤمنین ع.
«قَدَمُ صِدْقٍ» یعنی چه؟ اصلاً «بَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَ رَبِّهِمْ»؛ بشارت بده کسانی را که ایمان آوردند که آنان در نزد پروردگارشان قدم صدق دارند.

⬅️از این تفسیر بگذریم، اصلاً یعنی چه که «قَدَمَ صِدْقٍ» در نزد پروردگارشان دارند؟ در ترجمه نوشته‌اند: پیشینه راستی دارند. پیشینه راستی یعنی چه؟
الحمدلله که قدم داریم، پا داریم. پاهای ما امام ماست. با امام سیر می‌کنیم. ما با محبت آل الله سیر می‌کنیم.
🛥مگر نمی‌فرماید: «نَحْنُ سُفُنُ النَّجَاةِ»؛ ما کشتی‌های نجاتیم؟ «سَفِينَةُ الْحُسَيْنِ» اما کشتی حسین ع از همه سریع‌تر می‌رود. «إِنَّ الْحُسَيْنَ سَفِينَةُ النَّجَاةِ وَ مِصْبَاحُ الْهُدَى»؛ حسین کشتی نجات است. تو در کشتی ایستاده‌ای، اما کشتی می‌رود و تو را سیر می‌دهد و نجاتت می‌دهد
/بی عنایات حق و خاصان حق
گر ملک باشد سیاه هستش ورق
/پایان جلسه/
الحمدلله علی الولایه

دانلود فایل صوتی

14.1 مگابایت

← بعدیقبلی →