بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین، الصلوة و السلام علی سَیدنا و نبینا و طبیب قلوبنا و شفیع ذنوبنا، العبد الموید الرسول المُسدد، المحمود الاحمد، اَبیالقاسم المصطفی محمد (ص
📆پنج شنبه ۱۴۰۵/۷/۱۶،درس اصول کافی،جلد دوم
🧿 موضوع: باب نکته ها و برگزیده هائیست از قران در مورد ولایت از حدیث ۷۲ الی۷۶
8️⃣ خلاصه درس: می پردازد به کتابهای قبل از قران تورات و انحیل و شرک و گوش ندادن مردم به حرفهای رسول الله و نزول ایات قران و ارامش دادن به رسولخدا. و ظلمهای
بنی امیه به امامان و شکر خداوند که نعمت را برای انسان زیاد میکند.
روایت (۷۲)
ابو عبیده گوید: از امام باقر علیه السلام درباره این آیه پرسیدم: (((اگر راست گوئید کتابى پیش از این قران یا باقیمانده علمى براى من بیاورید4 سوره 72 -))) فرمود: مقصود از کتاب تورات و انجیل است و مقصود از باقیمانده علم، علم اوصیاء پیغمبرانست
:
شرح ظاهراً ذکر این روایت در این باب مناسب نیست، زیرا مقصود از این باب ولایت امیرالمؤمنین و ائمه معصومین علیهم السلام است و مراد باوصیاء پیغمبران در این روایت، اوصیاء پیغمبران گذشته پیش از خاتم الانبیاء است
↩️شرح حدیث ️
▪️یعنی: «اگر راست میگویید، کتابی پیش از این یا اثری از علم برای من بیاورید.»
آیه قبل درباره این است که آیا کسی در آسمانها و زمین شریک خداوند است؟ سپس میفرماید: شما کتابی پیش از این، یعنی پیش از قرآن، بیاورید یا اثری از علم ارائه دهید.
بحث این حدیث درباره عبارت «أَوْ أَثَارَةٍ مِنْ عِلْمٍ» است؛ یعنی اثری از علم برای من بیاورید. اگر راست میگویید، آن را ارائه دهید.
◾امام باقر علیهالسلام در تفسیر این آیه فرمودند: منظور از کتاب، تورات و انجیل است؛ یعنی کتابهای آسمانیای که پیش از قرآن بودهاند.
▪️ نکته: آیه میفرماید: یا کتابی بیاورید یا اثری از علم ارائه دهید. امام علیهالسلام فرمودند: «وَأَثَارَةٍ مِنْ عِلْمٍ»؛ منظور از آن، اوصیای انبیا هستند.
اثر و بازمانده علم، یعنی علم اوصیای انبیا. بنابراین، اینجا دو نوع علم مطرح است: یکی علم انبیا که در کتابهای آسمانی بیان شده است و دیگری علم اوصیا که در عبارت
«أَثَارَةٍ مِنْ عِلْمٍ» به آن اشاره شده است.
نکته، اثر و بازمانده علم، همان علم اوصیاست که در اختیار شما قرار دارد. این علوم، علوم وحیانی و آسمانی هستند.
▪️درباره علم تورات و انجیل نیز مطالبی در قرآن کریم آمده است. برای مثال، درباره حضرت عیسی ع میفرماید که ایشان بشارتدهنده به رسولی هستند که پس از او میآید و نامش احمد است. حضرت (ع) در انجیل خود به آمدن پیامبر بعدی بشارت داده است.
پیامبری که نامش احمد است و پس از ایشان میآید. اگر اکنون انجیلها را بخوانیم، چنین چیزی در آنها پیدا نمیکنیم.
▪️درباره تورات میفرماید:يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ
یعنی پیامبر اکرم ص) را میشناختند، همانگونه که فرزندان خود را میشناختند. انسان حتی اگر صد فرزند داشته باشد، فرزند خودش را تشخیص میدهد. آنقدر در کتابهایشان مطالب نوشته شده بود که پیامبر (ص) را مانند فرزند خود میشناختند.
▪️ اگر در تورات جستوجو کنید، آیا چنین چیزی پیدا میکنید؟ خیر.
اگر تحریف شده است، بعضیها اینگونه میگویند که تورات پیش از پیامبر تحریف شده بود. اما آیا پس از پیامبر ص نیز تحریف شده است؟
ما میگوییم اصل تحریف، پس از پیامبر ما صورت گرفته است. از کجا میگوییم؟
▪️مستر هاکس در کتاب قاموس کتاب مقدس میگوید حدود هزار سال پیش، یعنی تقریباً چهارصد سال پس از پیامبر اکرم ص) پدران کلیسا، یعنی بزرگان کلیسا، کتاب مقدسی نوشتند. منظور همان تورات و کتابهای انبیاست که به نام پیامبران شناخته میشوند، بهعلاوه چهار انجیل. سپس به تمام کلیساها گفتند که اینها کتابهای مقدس هستند و هر کتاب دیگری غیر از اینها وجود دارد، باید نابود شود.
مستر هاکس میگوید به همین دلیل، ما نسخهای از تورات که قدمت آن به بیش از هزار سال پیش برسد، نداریم؛ با اینکه ظاهراً تورات باید سه هزار و چند صد سال قدمت داشته باشد. بنابراین، باید نسخههایی از آن باقی مانده باشد یا دستکم اوراقی پیدا شود که متعلق به هزار سال پیش باشد.
چرا این کار را کردند و چنین کتابی نوشتند؟ به دلیل همان مطالبی بود که در تورات و انجیل وجود داشت و به پیامبر اکرم ص) مربوط میشد. حتی اکنون نیز آثاری از این مطالب وجود دارد.
▪️در خود تورات، مطالبی وجود دارد؛ اما آن صراحتی را که قرآن بیان میکند، در کتابهای آنان نمیبینیم؛ زیرا پس از پیامبر ما تحریف صورت گرفت. آنان دیدند که اگر مردم از این مطالب آگاه شوند، دیگر کسی باقی نمیماند که پس از شما
شاید فکر کنید که اینها مگر کتابهایشان در اختیارشان نبود؟ چرا، اما مردم چنین دسترسیای نداشتند. ما مسلمانها از همان ابتدا قرآن را در خانههای خود داشتیم و از ابتدا در خانه همه مسلمانها قرآن بود؛ اما یهودیان و مسیحیان، در بیشتر موارد، بیسواد بودند. عالمان آنها، یعنی احبار و رهبان، روزهای یکشنبه یا شنبه در کنیسهها و کلیساها برای مردم تورات را میخواندند و مطالبی را انتخاب میکردند که خودشان میخواستند. اگر هم تحریفی صورت میگرفت، مردم اصلاً متوجه نمیشدند. افزون بر این، کتابها به زبانی بود که مردم آن را نمیدانستند.
▪️بنابراین، در تورات و انجیلی که در زمان پیامبر اکرم ص) وجود داشت، مطالبی بود که به پیامبر اکرم مربوط میشد. یکی از انجیلهایی که پیدا شد، انجیل برنابا بود که بارها بخشهایی از آن را برای عزیزان خواندیم. در آنجا بهصراحت نام پیامبر اکرم ص) آمده است.
روایت (۷۳)
⤴️حضرت ابوالحسن علیه السلام فرمود: چون رسولخدا صلى اللّه علیه وآله در خواب دید که تیم وعدى (ابوبکر و عمر) و بنى امیه بر منبر او مىنشینند، او را هراس و غم گرفت، خداى تبارک و تعالى آیه قرآنى نازل فرمود تا مایه دلداریش باشد: (((و چون بفرشتگان گفتیم: بآدم سجده کنید، همه سجده کردند، مگر ابلیس که سرپیچى کرد 116 سوره 20-))) سپس بپیغمبر وحى فرستاد که: اى محمد! من امر مىکنم و فرمان نمىبرند، پس اگر تو هم درباره وصىات امر کردى و فرمانت نبردند، بیتابى مکن.
↩️شرح روایت
یعنی هنگامی که رسول خدا ص) دیدند که تَیم، عَدی و بنیامیه بر منبر ایشان بالا میروند، این موضوع ایشان را اندوهگین کرد. تَیم و عَدی، قبیلههای ابوبکر و عمر بودند و بنیامیه نیز شامل کسانی مانند ابوسفیان، معاویه و یزید میشدند.
رسول خدا ص) دیدند که افرادی بر منبر ایشان بالا میروند و از آن پایین میآیند. این موضوع بسیار ایشان را غمگین کرد؛ زیرا فهمیدند که پس از ایشان، چنین افرادی بر منبرشان قرار میگیرند. در روایت، این افراد به میمون تشبیه شدهاند؛ زیرا میمون از حیواناتی است که از جهاتی به انسان شباهت دارد، اما انسان نیست.
همان کسانی که بر منبر رسول خدا ص) قرار گرفتند، به امیرالمؤمنین ع) دشنام میدادند.
▪️در روایت آمده است که وقتی رسول خدا ص) دیدند این افراد بر فراز منبرشان قرار میگیرند، بسیار اندوهگین شدند. پس خداوند تبارک و تعالی آیهای از قرآن نازل کرد تا مایه دلگرمی ایشان باشد و اندوهشان را برطرف کند.
آن آیه چه بود؟
«وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَى»
⤴️و هنگامی را که به فرشتگان گفتیم برای آدم سجده کنید، پس سجده کردند، جز ابلیس که سر باز زد.
این آیه چگونه باعث دلگرمی رسول اکرم ص) میشود؟
در ادامه روایت آمده است که خداوند به پیامبرش وحی کرد:
«يَا مُحَمَّدُ، إِنِّي أَمَرْتُ فَلَمْ أُطَعْ، فَلَا تَجْزَعْ؛ فَإِنَّكَ إِذَا أَمَرْتَ فَلَمْ تُطَعْ».
یعنی: ای محمد، من فرمان دادم، اما اطاعت نشدم؛ پس اندوهگین مباش. تو نیز اگر فرمان دادی و اطاعتت نکردند، اندوهگین مباش.
خداوند فرمود: من به شیطان گفتم سجده کن، اما او گفت سجده نمیکنم. اکنون تو هر کس گوش نکرد، به ضرر خودش است.
▪️ و بنی امیه با دین خدا چه کردهاند؟؟
▪️امیرالمومنین ع در نهج البلاغه فرموده اند که بنی امیه بر سر دین خدا جه اورده اند.
▪️ و خداوند آرامش داد به پیامبر اینها وقتی به حرف من گوش ندادند به حرف تو گوش میدادند
روایت (۷۴)
⤴️نعیم صحاف گوید: از امام صادق علیه السلام آیه: (((بعضى از شما کافر و بعضى مؤمنند 2 سوره 64 -))) را پرسیدم. فرمود: خداى عزوجل ایمان و کفر مردم را با ولایت ما شناخت، روزى که از ایشان پیمان گرفت و آنها بصورت مور در صلب آدم علیه السلام بودند، و نیز از آنحضرت این قول خداى عزوجل را پرسیدم! (((خدا را اطاعت کنید و پیغمبر را اطاعت کنید، و اگر روى بگردانید، بر رسول ما تنها ابلاغ نمایانست 2 سوره 64 -))) فرمود: هان بخدا سوگند، پیشینیان شما هلاک نشدند و هیچکس هم تا زمان قیام قائم ما علیه السلام هلاک نشود، جز بسب ترک نمودن ولایت ما و انکار حق ما، و رسولخدا صلى اللّه علیه وآله از دنیا نرفت، تا حق ما را بگردن این امت ثابت و لازم ساخت، و خدا هر که را بخواهد براه راست هدایت کند.
↩️ شرح روایت
از امام صادق علیهالسلام درباره این سخن خداوند سؤال کردم:
الَّذِي خَلَقَكُمْ فَمِنْكُمْ كَافِرٌ وَمِنْكُمْ مُؤْمِنٌ
خداوند میفرماید: «او کسی است که شما را آفرید؛ پس برخی از شما کافر و برخی مؤمن هستند.»
▪️ نکته: عبارت «فَمِنْكُمْ» یعنی «پس برخی از شما». این خطاب به چه کسانی است؟ باید دقت کنیم؛ زیرا خداوند نفرموده است که بعضی از مردم کافر و بعضی مؤمن هستند، بلکه میفرماید: «برخی از شما کافر و برخی مؤمن هستند.»
اگر میفرمود بعضی از مردم کافرند و بعضی مؤمن، میگفتیم بله، بعضی بت میپرستند و بعضی چنین و چنان هستند؛ اما خداوند میفرماید: «برخی از شما». این خطاب مستقیم است و در این تفسیر، مسلمانان نیز مورد خطاب قرار میگیرند؛ یعنی بعضی از مسلمانان کافر هستند.
⬅️امام صادق علیهالسلام فرمودند:
«عَرَّفَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ إِيمَانَهُمْ بِمَوَالَاتِنَا وَكُفْرَهُمْ بِهَا يَوْمَ أَخَذَ عَلَيْهِمُ الْمِيثَاقَ وَهُمْ ذَرٌّ فِي صُلْبِ آدَمَ عَلَيْهِ السَّلَامُ».
▪️یعنی خداوند عزوجل، ایمان مردم را به محبت و موالات ما اهلبیت و کفر آنان را به آن، در روزی که از آنها پیمان گرفت، مشخص کرد؛ هنگامی که آنان در عالم ذر و در صلب حضرت آدم علیهالسلام بودند.
میدانید که پیش از ورود به دنیا، در عالم ذر، یعنی عالم «ألست»، از مردم پیمان گرفته شد. بعضی آن پیمان را پذیرفتند و بعضی نپذیرفتند. بنابراین، کسانی که آنجا نپذیرفتند، در اینجا نیز نمیپذیرند و کسانی که ایمان آوردند، در اینجا نیز ایمان میآورند.
پس ایمان و کفر آنان بر اساس پذیرش یا نپذیرفتن ولایت ما مشخص شد. بنابراین، ممکن است کسی مسلمان باشد، اما به دلیل دشمنی با اهلبیت، در باطن کافر باشد.
/آن را که دوستی علی نیست، کافر است
گو زاهد زمانه و گو شیخ راه باش/
▪️نکته: ما هر کسی را که خداوند، پیامبر خدا، پیامبر اکرم ص) و قرآن را قبول داشته باشد، مسلمان میدانیم. این اسلام، اسلام ظاهری است؛ یعنی شخص در ظاهر مسلمان است. اما در قیامت چه وضعیتی خواهد داشت، مسئله دیگری است.
در این دنیا، احکام اسلام درباره او جاری میشود.
بنابراین، ما اسلام حقیقی و اسلام ظاهری داریم. کسی که خداوند، پیامبر اکرم ص) و قرآن را قبول داشته باشد، مسلمان است. پس در اینجا که امام علیهالسلام از کفر سخن میگویند، منظور کفر باطنی است؛ یعنی کسی که ولایت اهلبیت را نپذیرفته است، کافر است.
▪️قبلاً نیز گفتیم که بر اساس آیه قرآن، شیطان خداوند را پرستش میکرد و با خداوند سخن میگفت. همه این مطالب را پیشتر بیان کردیم؛ اما خداوند سبحان فرمود:
«وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ»
یعنی: «و از کافران بود.»
چرا شیطان از کافران بود؟ زیرا ولایت حضرت آدم ع) را نپذیرفت.
سپس راوی میگوید: از امام صادق ع) درباره این سخن خداوند عزوجل سؤال کردم:
▪️قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَيْهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَيْكُمْ مَا حُمِّلْتُمْ وَإِنْ تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ»
⤴️ «بگو از خدا اطاعت کنید و از پیامبر اطاعت کنید. پس اگر روی بگردانید، بر پیامبر همان چیزی است که بر عهده او گذاشته شده و بر شما نیز همان چیزی است که بر عهده شما گذاشته شده است. اگر از او اطاعت کنید، هدایت میشوید و بر عهده پیامبر جز ابلاغ آشکار نیست.»
⤴️یعنی از خداوند اطاعت کنید و از رسول خدا اطاعت کنید. اگر پشت کردید و روی گرداندید، وظیفه رسول، ابلاغ پیام است. رسول خدا وظیفه دارد پیام را برساند؛ حالا میخواهید بپذیرید یا نپذیرید، دیگر با خود شماست.
«وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ»؛ بر عهده پیامبر جز ابلاغ آشکار نیست.
▪️امام صادق علیهالسلام فرمودند:
به خدا قسم، کسانی که پیش از شما بودند، هلاک نشدند و کسانی نیز که هلاک میشوند، تا زمانی که قائم ما قیام کند، جز به سبب ترک ولایت ما و انکار حق ما هلاک نمیشوند.
سپس فرمودند:
«وَمَا خَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ مِنَ الدُّنْيَا حَتَّى أَلْزَمَ رِقَابَ هَذِهِ الْأُمَّةِ حَقَّنَا».
یعنی رسول خدا صلیاللهعلیهوآله از دنیا نرفتند، مگر آنکه حق ما را بر گردن این امت قرار دادند؛ یعنی ولایت ما را بر عهده این امت گذاشتند.
رسول خدا ص) فرمودند:
«مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ».
یعنی: «هر کس من مولای او هستم، علی نیز مولای اوست.»
اگر نمیخواهی ولایت امیرالمؤمنین علیهالسلام را بپذیری، پس ولایت رسول خدا ص) را نیز نپذیرفتهای؛ زیرا اگر رسول خدا مولای توست، علی علیهالسلام نیز مولای توست.
▪️و خداوند هر کس را بخواهد، به راه راست هدایت میکند.
امام علیهالسلام فرمودند: هر کس هلاک شد، به این دلیل بود که ولایت ما را نپذیرفت و تا زمان ظهور نیز همینگونه خواهد بود.
البته عدهای هستند که از این مسائل آگاهی ندارند. وضعیت کسانی که نمیدانند، متفاوت است؛ زیرا آگاهی
ندارند و دشمنی هم نمیکنند.
.▪️بنابراین، فکر نکنید دشمنی با اهلبیت علیهمالسلام تمام شده است یا ناصبیبودن از بین رفته است. تصور نکنید این مسائل پایان یافتهاند. نمیگویم همه، اما بسیاری از مردم عربستان، بهجز مناطقی که شیعهنشین هستند، با اهلبیت دشمنی دارند و ناصبی هستند.
روایت( ۷۵)
⤴️موسى بن جعفر علیه السلام درباره قول خداى تعالى: (((و چاه عاطل مانده و کاخ برافراشته 45 سوره 22 -))) فرمود: چاه عاطل مانده، امام ساکت است، و کاخ برافراشته امام گویاست.
شرح چاه عاطل مانده آنستکه آب دارد و مردم از آن استفاده نمىکنند و تأویل نمودن امام ساکت را بآن تشبیهى است بسیار مناسب، زیرا آب مایه حیات صورى و ظاهرى و علم امام مایه حیات معنوى و روحانى است و همانگونه که بدبختى مردم گاهى سبب مىشود که از آب موجود صاف و زلال استفاده مىکنند گاهى هم شقاوت آنها سبب مىشود که نتوانند از علم امام و رهبر خود استفاده کنند، مانند زمان خانه نشینى امیرالمؤمنین علیه السلام و زمان غیبت امام عصر علیه السلام و تشبیه امام ناطق بکاخ برافراشته نیز روشن و واضح است مانند زمان خلافت و حکومت آنحضرت و زمان ظهور امام عصر عجل الله تعالى فرجه الشریف.
↩️شرح روایت
علی بن جعفر، برادر امام موسی بن جعفر علیهالسلام، درباره این سخن خداوند سؤال میکند:
▪️فَكَأَيِّن مِّن قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا وَهِيَ ظَالِمَةٌ فَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَىٰ عُرُوشِهَا وَبِئْرٍ مُّعَطَّلَةٍ وَقَصْرٍ مَّشِيدٍ
ﻭ ﭼﻪ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺷﻬﺮﻫﺎ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﺍﻫﻠﺶ ﺳﺘﻤﻜﺎﺭ ﺑﻮﺩﻧﺪ ، ﻫﻠﺎﻙ ﻛﺮﺩﻳﻢ ، ﭘﺲ [ ﺑﻪ ﺳﺒﺐ ﻧﺰﻭﻝ ﻋﺬﺍﺏ ﺳﻘﻒ ﻫﺎﻱ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎﻳﺸﺎﻥ ﺧﺮﺍﺏ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺩﻳﻮﺍﺭﻫﺎﻳﺸﺎﻥ ﺑﺮ ] ﺳﻘﻒ ﻫﺎ ﻓﺮﻭ ﺭﻳﺨﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﻭ [ ﭼﻪ ﺑﺴﻴﺎﺭ ] ﭼﺎﻩ ﻫﺎﻱ ﭘﺮ ﺁﺏ [ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺳﺒﺐ ﻧﺎﺑﻮﺩ ﺷﺪﻥ ﻣﺎﻟﻜﺎﻧﺶ ] ﻣﺘﺮﻭﻙ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﻭ ﻛﺎﺥ ﻫﺎ ﻭ ﻗﺼﺮﻫﺎﻱ ﺑﺮﺍﻓﺮﺍﺷﺘﻪ [ ﻭﻣﺤﻜﻤﻰ ﻛﻪ ﺑﻲ ﺳﺎﻛﻦ ﻭ ﺑﻲ ﺻﺎﺣﺐ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ . ](٤٥)
این آیه چه میفرماید؟ خداوند میفرماید:
یعنی: «چه بسیار شهرهایی را که درحالیکه ستمگر بودند، هلاک کردیم؛ پس سقفهای آنها فرو ریخت و چه بسیار چاههای رهاشده و قصرهای برافراشتهای که بر جای ماندند.»
▪️در اینجا امام علیهالسلام میخواهند آیه را تأویل کنند. منظور از «بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ» و «قَصْرٍ مَشِيدٍ» چیست؟
▪️امام علیهالسلام فرمودند: «الْبِئْرُ الْمُعَطَّلَةُ الْإِمَامُ الصَّامِتُ»؛ یعنی چاه رهاشده، امام صامت است.
چاه معطّل یعنی چاهی که پر از آب است، اما رها شده و کسی از آن استفاده نمیکند. درحالیکه هر جا آب باشد، مردم به سوی آن میروند تا از آن بهره ببرند. حال، امام علیهالسلام میفرمایند چاه پرآبی که رها شده است، به امام صامت اشاره دارد.
امام صامت یعنی امامی که سکوت کرده است. امام گاهی سکوت میکند؛ مانند دوران غیبت یا زمانی که خلافت امیرالمؤمنین علیهالسلام غصب شد و ایشان سکوت کردند و به کشاورزی مشغول بودند.
چاه پر از آب حیات است، اما هیچکس نمیرود از آن استفاده کند. چاهی که سرشار از آب حیات است، معطّل افتاده است.
▪️سپس امام ع) میفرمودند:
«وَالْقَصْرُ الْمَشِيدُ الْإِمَامُ النَّاطِقُ»؛ یعنی قصر برافراشته، امام ناطق است؛ امامی که سخن میگوید.
ازاینرو، هنگامی که امیرالمؤمنین علیهالسلام به خلافت ظاهری رسیدند، بیشتر خطبههای نهجالبلاغه و سخنرانیهای ایشان مربوط به همان دوران است؛ زمانی که امکان سخن گفتن و بیان معارف برای ایشان فراهم شد.
حضرت باید سخن میگفتند، از توحید میگفتند، از معاد میگفتند و معارف الهی را بیان میکردند. شما حتی یک خطبه از نهجالبلاغه را در سخنان ابوبکر، عمر و عثمان پیدا نمیکنید که همانند خطبههای توحیدی امیرالمؤمنین علیهالسلام باشد؛ خطبههایی که در آنها درباره خداوند و معارف الهی سخن گفته شده است.
خطبههای توحیدی امیرالمؤمنین علیهالسلام چنان عمیقاند که فیلسوفانی مانند ملاصدرا، پس از هزار سال، آمدند و توانستند مطالب آنها را شرح دهند و بسط دهند.
اما گاهی امام در جایگاه «بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ» قرار میگیرد؛ مانند بعضی از امامان ما که در زندان بودند یا حتی اگر در زندان نبودند، مردم به آنان دسترسی نداشتند و نمیتوانستند از علم و معرفتشان بهره ببرند. مانند امام هادی علیهالسلام و امام حسن عسکری علیهالسلام.
امام عسکری علیهالسلام، امام صامت است؛ یعنی امامی که سکوت میکند. مانند امام سجاد علیهالسلام.
▪️ اسمع الائمه کیست؟ ساکتترین امام، از این جهت که کمترین روایت از ایشان گزارش شده است. ؟
امام حسین علیهالسلام اسمع الائمه است؛ زیرا کمترین روایت از امام حسین علیهالسلام نقل شده است. این مسئله به دلیل خفقان شدیدی بود که وجود داشت.
اما «قصر مشید» به امامی اشاره دارد که به سخن درمیآید و امام ناطق است.
▪️روایتی از امام جواد علیهالسلام نقل شده است که ظاهراً مربوط به دوران طفولیت ایشان است. حضرت سخنانی فرمودند و سپس امام رضا علیهالسلام به ایشان فرمودند: «سکوت کن، همانگونه که پدرانت سکوت کردند؛ سکوت کن، همانگونه که پدرانت سکوت کردند.» این سکوت ادامه داشت تا زمانی که حضرت بقیةالله عجل الله تعالی فرجه الشریف به سخن درآیند و امام ناطق ظهور کنند تا ببینیم چه حقایقی از عالم را بیان میفرمایند.
حدیث (۷۶)
⤴️امام صادق علیه السلام راجع بقول خداى تعالى: (((بتو و کسانى که پیش از تو بوده اند، وحى شد که: اگر شرک آورى عملت تباه مىشود65 سوره 39-))) فرمود: یعنى اگر در امر ولایت دیگرى را شریک گردانى (((بلکه خدا را عبادت کن و از شکر گزاران باش 66 سوره 39 -))) یعنى بلکه خدا را با اطاعت عبادت کن و از شکر گزاران باش، که برادر و پسر عمت را یاور تو ساختم.
↩️شرح راویت
در این سند، وقتی گفته میشود شخصی روایت کرده است که نام او مشخص نیست. در اصطلاح علم حدیث، چنین روایتی از جهت ناشناخته بودن راوی، ضعیف شمرده میشود و ممکن است در دسته روایات مرسل یا مجهول قرار گیرد.
▪️امام صادق ع) درباره این کلام خداوند میفرمایند:
«وَلَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْكَ وَإِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنّ عَمَلُكَ وَلَتَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ»
⤴️«و بهتحقیق، به سوی تو و کسانی که پیش از تو بودند وحی شده است که اگر شرک بورزی، قطعاً عملت حبط میشود و از زیانکاران خواهی بود.»
▪️مگر پیامبر خدا شرک میورزد؟ منظور از «لَئِنْ أَشْرَكْتَ» چیست؟
▪️امام صادق علیهالسلام فرمودند:
«یعنی اگر در ولایت، دیگری را شریک قرار دهی.»
یعنی اگر کسی را در ولایت شریک ولی خدا قرار دهی،
چه میشود؟
▪️ ️اگر کسی را شریک امیرالمؤمنین علیهالسلام قرار دهی، کسی را صاحب ولایت بدانی و اطاعت از او را واجب بشماری، این چه میشود؟ شرک میشود.
▪️ میفرماید:
«بَلِ اللَّهَ فَاعْبُدْ وَكُنْ مِنَ الشَّاكِرِينَ
یعنی: «بلکه خدا را عبادت کن و از شاکران باش.
فَاعْبُدْ»؛ یعنی خدا را بندگی کن و در اطاعت، بنده خدا باش. «وَكُنْ مِنَ الشَّاكِرِينَ»؛ یعنی از شاکران باش.
▪️«عَنْ أَذَاكَ أَخِيكَ وَابْنِ عَمِّكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ»؛
یعنی خداوند تو را به وسیله برادر و پسرعمویت، علی علیهالسلام، تقویت کرد.
▪️در این آیه، این مطلب بیان میشود که هیچکس را نباید با امام مقایسه کرد؛ نه فقیه، نه فقیه جامعالشرایط، نه عالم و نه هیچکس دیگر. هیچکس حتی به امام نزدیک نمیشود. حرف هیچکس در مقابل سخن امام، برای ما حجت نیست.
▪️اما در عبارت «بَلِ اللَّهَ فَاعْبُدْ وَكُنْ مِنَ الشَّاكِرِينَ» میفرمای خدا را پرستش کن؛ یعنی بنده خدا باش و از شاکران قرار بگیر.
شکر، زندگی انسان را زیر و رو میکند. خود خداوند به پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله میفرماید: «وَكُنْ مِنَ الشَّاكِرِينَ»؛ یعنی از شاکران باش. خداوند به پیامبر خود میفرماید که از شاکران باشد. این چه مقامی است که شاکران دارند؟
▪️در آیهای دیگر میفرماید:
وَقَلِيلٌ مِنْ عِبَادِيَ الشَّكُورُ
⤴️ «و اندکی از بندگان من بسیار شکرگزارند.»
الشَّكُورُ»؛ یعنی چه؟ خداوند میفرماید:
وَقَلِيلٌ مِنْ عِبَادِيَ الشَّكُورُ
یعنی اندکی از بندگان من بسیار شکرگزارند.
▪️ اگر شکور باشیم، چه میشود؟ اگر شکرگزار باشیم،
چه اتفاقی میافتد؟ خداوند فرمود:
«لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ»
: «اگر شکر کنید، قطعاً بر شما میافزایم.»
اگر شکر کنید، نعمتهایتان را افزایش میدهم.
این کلام خداوند سبحان است؛ قول خداست. میفرماید:
اگر شکر کنید، نعمتهایتان را افزایش میدهم.
▪️حالا برای اینکه خداوند نعمتهایمان را افزایش دهد، باید شکر کنیم. تو شکر خدا را بهجا بیاور؛ خداوند هم نعمتها را افزایش میدهد. این وعدهای است که خداوند داده است.
وَكُنْ مِنَ الشَّاكِرِينَ»؛ از شاکران باش.
شکر آنقدر اهمیت دارد که خداوند در قرآن میفرمای
«أَلَيْسَ اللَّهُ بِأَعْلَمَ بِالشَّاكِرِينَ»
«آیا خداوند به شاکران داناتر نیست؟»
خداوند به کسانی که شکر میکنند، آگاه است.
مگر شکر چیست که خداوند میفرماید:
«أَلَيْسَ اللَّهُ بِأَعْلَمَ بِالشَّاكِرِينَ»؟ آیا خداوند نمیداند شاکران چه کسانی هستند؟ این عبارت میخواهد اهمیت شکرگزاری را بیان کند.
▪️شکر یعنی چه؟ ما با یکدیگر تشکر میکنیم. مثلاً میگوییم: «دستت درد نکند.» این همه خدا به ما نعمت داده است؛ آیا یک بار نگفتهایم: «خدایا، شکرت»
چشم من سالم است و میبیند؛ آیا گفتهایم: «خدایا، شکرت»؟
▪️خداوند به حضرت داود علیهالسلام وحی کرد:
«شکر مرا آنچنان که شایسته شکر من است، به جا بیاور.»
حضرت داود علیهالسلام عرض کرد:
«خدایا، من عاجزم از اینکه بخواهم حقیقتاً شکر تو را به جا بیاورم.»
فرمود: «همین حقیقت شکر است؛ اینکه بفهمی نمیتوانی شکر مرا به جا بیاوری.»
▪️از این رو، بعضی از اهل معرفت میگویند:
«خدایا، ما عاجزیم از اینکه شکر تو را به جا بیاوریم.
تو خودت به جای ما شکر کن؛ از طرف ما، خودت را شکر کن.»
خود خداوند آنقدر میبخشد که بنده خجالتزده میشود.
در قرآن کریم میفرماید:
«قَالَ رَبِّ لَوْلَا أَخَّرْتَنِي إِلَىٰ أَجَلٍ قَرِيبٍ فَأَصَّدَّقَ وَأَكُنْ مِنَ الصَّالِحِينَ»
يَا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ بِمَا غَفَرَ لِي رَبِّي وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَمِينَ»
ای کاش قوم من میدانستند که پروردگارم مرا آمرزید و مرا از گرامیداشتهشدگان قرار داد.
وقتی شهید شد و به آن عالم رفت، گفت:
«ای کاش قوم من میدانستند که خداوند مرا بخشید و مرا از گرامیداشتهشدگان قرار داد.» ای کاش میدانستند که خداوند چه چیزهایی به من عطا کرد.
▪️اهل معرفت میگویند انسان وقتی چشم برزخیاش باز میشود و پردهها کنار میرود، آنقدر خداوند به او لطف میکند که این شرمسار میشود؛ شرمسار میشود.(پایان جلسه)
الحمدلله علی الولایه
دانلود فایل صوتی