بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین، الصلوة و السلام علی سَیدنا و نبینا و طبیب قلوبنا و شفیع ذنوبنا، العبد الموید الرسول المُسدد، المحمود الاحمد، اَبیالقاسم المصطفی محمد (ص
📆پنج شنبه ۱۴٠۵/۸/۱۴،درس اصول کافی، جلد دوم
باب نکتهها و برگزیدههاییست از قرآن درباره ولایت (از روایت ۸۴الی۸۸)
8️⃣خلاصه این جلسه می پردازد به، درجات ائمه و معرفت و اطاعت از انها و ولایت که باعث ارزش عمل انسان میشود.
و در مورد کلمه طیبه که لااله الا الله و این کلمه طیب انسان را بالا می برد و کلمه خبیث و زشت که ارزش انسان را پایین
می اورد و اینکه خداوند دو بهره به انسان عطا میکند که تاویل ان امام حسن و امام حسین هستند، واینکه اهل ولایت اهل نجات هستند، و در مورد عهد خدا وفا کنید که ولایت است و خدا هم به عهد خود وفا کند، که بهشت است.
روایت (۸۴)
⤴️عمار ساباطى گوید: از امام صادق علیه السلام این قول خداى عزوجل را پرسیدم: (((آیا کسى که از خشنودى خدا پیروى کرده مانند کسى است که به خشم خدا گرفتار شده و در دوزخ جایگاه دارد؟ چه بد سرانجامیست! ایشان درجات مختلفى نزد خدا دارند 612 سوره 3 -))) حضرت فرمود: کسانى که از خشنودى خدا پیروى کرده ائمه هستند. اى عمار! بخدا که ایشان درجات اهل ایمانند، که بوسیله ولایت و معرفت ایشان نسبت بما، خدا اعمال نیکشان را چند برابر کند و درجات عالى آنها را افراشته سازد.
↩️شرح روایت: چرا قرآن میپرسد این دو با هم برابر است؟
▪️ در اینجا میفرماید آنها درجات هستند نگفت برای آنها درجاتی است فرمود خودشان درجاتی هستند.
▪️ چه کسانی دنبال رضای خدا میروند!!! آن کسانی که دنبال رضای خدا میروند امامان اهل بیت هستند همه کارهای آنها بر اساس رضای خدا است فرمود «هم» درجات آنها درجات هستند.
▪️ هرچه به ما معرفت پیدا میکنند و اطاعت هم میکنند چون معرفت به تنهایی به کار نمیآید مثل شیطان، خداوند با او صحبت میکرد ولی او اطاعت نمیکند.
▪️ ائمه درجاتی برای مومنین هستند اعمال آنها مضاعف میشود چندین برابر میشود به ولایت ما.
▪️ هرچه محبت و معرفت بیشتر این غیر عمل است، عمل همان نماز و روزه گرفتن است که سرجای خود که انجام
می دهند آن ولایت است که اینها را بالا میبرد و ارزش پیدا میکند.
حدیث (۸۵)
⤴️امام صادق علیه السلام راجع بقول خداى عزوجل: (((سخنان پاک بسوى او بالا رود و کار شایسته را بالا برد 10 سوره 35 -))) فرمود: ولایت ما خانواده مقصود است، و با دست اشاره بسینه خود نمود. و فرمود: کسى که ولایت ما را نداشته باشد، خدا هیچ عملى را از او بالا نبرد
↩️شرح حدیث، ).این کلمه طیب چیست که به سوی خدا بالا میرود و صعود میکند؟ کلمه طیب چیست؟ جان انسان، کلمه طیب است. از کجا میگویید انسان کلمه طیب است؟ طیب یعنی پاک. «کَلِم» یعنی چه؟ کلم به معنای کلام است. کلام طیب یا کلمه طیب چیست؟
▪️یکی از معانی کلمه طیب، «لا إله إلا الله» است. «لا إله إلا الله» یعنی اعتقاد درست.جایگاه اعتقاد درست کجاست؟ جایگاه آن در جان انسان است؛ زیرا اعتقاد در خارج وجود ندارد. عقاید در خارج نیستند، بلکه در قلب ما هستند.
وقتی اعتقاد درست باشد، انسان را بالا میبرد؛ زیرا آن اعتقاد بالا میرود و انسان را نیز با جانش همراه خود بالا میبرد. ازاینرو، «لا إله إلا الله» که صادقترین سخن است، جایگاهی در عالم جان انسان دارد و انسان را با خود بالا میبرد. بنابراین، کلمه طیب را جان انسان، یعنی جان الهی انسان، میدانند. از کجا می فرمایید ؟! قرآن کریم حضرت عیسی علیهالسلام را «کَلِمَةُ اللَّهِ» معرفی کرده است؛ حضرت عیسی کلمه خداست. دیگر انسانها نیز برخی کلمه طیباند و برخی کلمه خبیث. بعضی زشتاند و بالا نمیروند و جایگاهشان پایین است؛ اما کلمه الله و کلمه طیب بالا میروند.
▪️چه چیزی آنها را بالا میبرد و به آنها رفعت میبخشد؟ چیزی وجود دارد که به منزله سوخت آنهاست؛ مانند بالن که بالا میرود، اما وقتی به آن سوخت میزنند، اوج میگیرد.
امام صادق علیهالسلام فرمودند: «وِلَايَتُنَا أَهْلَ الْبَيْتِ»؛ ولایت ما اهلبیت، همان عمل صالحی است که آن را بالا میبرد و به آن رفعت میبخشد.
حضرت سپس با دست به سینه خود اشاره کردند و فرمودند: «وَهِيَ إِلَى صَدْرِهِ»؛ یعنی ولایت ما به سینه او اشاره دارد.
سپس فرمودند: کسی که ولایت ما را نپذیرد، خداوند هیچ عملی از او را بالا نمیبرد؛ یعنی عملش همینجا باقی میماند.
▪️دعا نیز باید همینطور بالا برود.
▪️در دعای کمیل میخوانیم:
«اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَحْبِسُ الدُّعَاءَ»
خدایا، گناهانی را که دعا را حبس میکنند و مانع بالا رفتن
آن میشوند، بیامرز.
▪️برخی گناهان اجازه نمیدهند دعا بالا برود و حتی به مرحله استجابت برسد!
▪️بنابراین، امام صادق علیهالسلام فرمودند:
«فَمَنْ لَمْ يَتَوَلَّنَا لَمْ يَرْفَعِ اللَّهُ لَهُ عَمَلًا».
این رفعت، افق و مراتب دارد؟ یعنی چه؟
▪️یعنی محبت و معرفتی که شما به امام خود دارید، حقیقتاً محبت و اطاعتی که نسبت به امامتان دارید، عمل شما را بالا میبرد و در افق بالاتری قرار میدهد. کسی که معرفتش بسیار بیشتر است، بسیار بالاتر میرود و عملش در جایگاه بسیار بالاتری قرار میگیرد.
از طرف دیگر، خود اعمال نیز جایگاههای متفاوتی دارند.
▪️ هر عملی طبقه و درجهای دارد. مثلاً نماز خواندن جایگاهی دارد که عمل در آن ثبت میشود. اگر کار مستحبی انجام دهید، جایگاه دیگری دارد. مثلاً اگر به فقیری صدقه بدهید، جایگاه آن با نماز خواندن یکسان نیست. هرکدام در جایگاه مخصوص خود ثبت میشوند. البته خود ثبت نماز نیز درجات و طبقات مختلفی دارد و هرکدام از این اعمال، موطن حشر مخصوصی با رسول خدا ص دارند. به همین دلیل، در روایت داریم که سنتهای رسول خدا ص را، اگر شده یک بار در عمرتان، انجام دهید تا در آن موطن بارسول خدا صلی الله علیه و آله محشور باشی؛ زیرا عملت در آن جایگاه قرار میگیرد. عمل شما در همان جایگاهی قرار میگیرد که عمل رسول خدا در آن قرار دارد و در آنجا با ایشان محشور میشوید.
▪️گاهی شخصی، مثلاً به حج نمیرود. عرض میکنم که هر عملی موطنی دارد. حج نیز موطن مخصوص خود را دارد. کسی که به حج نرفته است، در آن موطن با رسول خدا ص محشور نمیشود؛ البته اگر توانایی رفتن داشته و نرفته باشد.
حدیث( ۸۶)
⤴️امام صادق علیه السلام درباره خداى عزوجل: (((خدا دو بهره از رحمت خود بشما دهد 28 سوره 57 -))) فرمود: آنها حسن و حسین علیهما السلاماند (((و نورى که با آن راه روید، براى شما قرار مىدهد))) فرمود، آن امامى است که پیرویش مىکنید))).
↩️شرح حدیث :
سماعة بن مهران از امام صادق علیهالسلام درباره این آیه از کلام خداوند عزوجل نقل میکند:
«يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ»
▪️یعنی خداوند دو بهره از رحمت خود به شما عطا میکند. چرا دو بهره میدهد؟ این دو بهره چیست و تعبیر آن به چه معناست؟
امام صادق علیهالسلام فرمودند: «الْحَسَنَ وَالْحُسَيْنَ»؛ تأویل این آیه، امام حسن و امام حسین علیهماالسلام هستند.
سپس میفرماید:
▪️و برای شما نوری قرار میدهد که با آن راه بروید. نوری که با آن راه برویم، یعنی چه؟ مگر برای راه رفتن به نور نیاز داریم؟ بله، زمین تاریک است و ما برای اینکه ببینیم به کجا میرویم، به نور نیاز داریم. آیه قرآن میفرماید: خداوند برای شما نوری قرار میدهد که با آن حرکت کنید و بتوانید راه بروید. این نور چیست؟
امام صادق علیهالسلام فرمودند: «إِمَامٌ تَأْتَمُّونَ بِهِ»؛ امامی که به او اقتدا میکنید و بهوسیله او راه خود را مییابید.
امام همان نوری است که در روایات دیگر آمده است:
«الْإِمَامُ نُورُ اللَّهِ فِي ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ»؛ امام، نور خداوند در تاریکیهای زمین است.
به کدام سو برویم؟ چه کار کنیم و چه کار نکنیم؟ چه چیزی خوب است و چه چیزی بد است؟ کسی که امام دارد، بهوسیله نور امام حرکت میکند و در در چاه نمیافتد و در دره و چاله سقوط نمیکند.
▪️اگر امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در غیبت هستند، آیا باز هم میتوانیم از نور ایشان استفاده کنیم؟ بله. چگونه؟
فرمودند در زمان غیبت نیز از نور امام زمان استفاده میکنند؛ همانگونه که از خورشید پشت ابر بهره میبرند.
میدانید خورشید پشت ابر دیده نمیشود؟ وقتی خورشید پشت ابر باشد، خود آن دیده نمیشود، اما تمام زمین از نور خورشید روشن است. یعنی شخص امام را نمیبینید، اما نور ایشان راهنمای شماست.
اگر کسی واقعاً در جستوجوی امام باشد، میفهمد چه چیزی حق است و چه چیزی باطل، کدام راه درست است و کدام راه غلط. امام او را راهنمایی میکند و دستگیریاش میکند، اگر واقعاً طالب هدایت باشد؛ زیرا کار امام، هدایت است.
اما کسی طالب هدایت امام باشد، امام او را هدایت و راهنمایی میکند.
▪️امام را صدا بزن. هر مشکلی داری، وضو بگیر، دو رکعت نماز بخوان و با ادب بایست و بگو: آقاجان، من این مشکل را دارم؛ آقاجان، من این گرفتاری را دارم. ببین آیا جواب میدهد یا نه. شاید چیزی نشنوی، اما کارت درست میشود؛ جوابت را در کتابی پیدا میکنی یا آن را پیش پایت میگذارند.
«نُورًا تَمْشُونَ بِهِ»؛ نوری که بهوسیله آن میتوانی راه بروی
و در چاله ها نیفتی.
حدیث (۸۷)
⤴️امام صادق علیه السلام راجع بقول خداى تعالى (((از تو مىپرسند آن حقست؟ 53 سوره 10 -))) یعنى آنچه درباره على علیه السلام مىگوئى (((بگو آرى به پروردگارم که آنچه (درباره على) مىگویم حق است و شما خدا را درمانده نکنید))).
↩️شرح حدیث قاسم بن محمد جوهری، عن بعض أصحابه. چون نام راوی را ذکر نکرده و گفته است «بعض أصحابه»، حدیث مرسل میشود. از اباعبدالله علیهالسلام، از امام صادق علیهالسلام، درباره این آیه:
«قُلْ إِي وَرَبِّي إِنَّهُ لَحَقٌّ وَمَا أَنْتُمْ بِمُعْجِزِينَ»
یعنی: «بگو: آری، به پروردگارم سوگند که آن قطعاً حق است و شما نمیتوانید از آن جلوگیری کنید.»
▪️ میفرماید؟ از تو میپرسند: آیا آن حق است؟ حضرت فرمود: آنچه درباره علی میگویی، حق است.
▪️روایات دیگری هم داریم که رسول خداص درباره امیرالمؤمنین ع سخن میگفت و بعضیها میگفتند: آقا، این را خودت میگویی یا خدا به تو گفته است که بگویی؟ بیش از بیست روایت داریم که اصحاب میگفتند: این سخن را از خودت میگویی یا خدا به تو گفته است که بگویی؟ ببینید، بعضی از اصحاب چقدر بیشعور بودند! ما قائل به عدالت همه صحابه نیستیم؛ زیرا بعضی از صحابه منافق بودند.
«أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ»؛ از خدا اطاعت کنید و از رسول خدا اطاعت کنید.
ـ▪️بعضیها حتی آشکارا و در برابر رسول خدا ص انکار میکردند. شخصی میگوید: من احادیث رسول خدا را مینوشتم و قلم و دوات در دست داشتم. هر جا رسول خدا ص سخنی میگفت، آن را مینوشتم. عدهای آمدند و گفتند: چه میکنی؟ هرچه این مرد میگوید، مینویسی؟ او گاهی خوشحال است و بهگونهای سخن میگوید و گاهی عصبانی میشود و چیز دیگری میگوید! یعنی این افراد ظاهراً مسلمان بودند. میگوید: من ناراحت شدم و نزد رسول خداص آمدم و عرض کردم: آقاجان، من این کار را میکنم و مینویسم، اما بعضیها چنین حرفهایی میزنند. فرمود: بنویس؛ زیرا من جز حق نمیگویم و جز حق از زبان من بیرون نمیآید.
▪️ وقتی درباره فضائل امیرالمؤمنین ع سخن میگفت، بعضی از صحابه بیادبی میکردند و نمیپذیرفتند. بعضی از منافقان میگفتند: ببینید چقدر از پسرعمه خودش تعریف میکند! چقدر از داماد خودش تعریف میکند! اگر قبول داری که ایشان رسول خداست، پس سخن او را بپذیر.
▪️ثوَإِنَّهُ لَحَقٌّ»؛ از تو میپرسند: آیا آن حق است؟ این حق یعنی چه؟ یعنی سخنی که رسول خداص گفته است. از تو میپرسند: آیا حق است و درست است؟ «قُلْ إِي»؛ بگو: آری. «وَرَبِّي»؛ سوگند به پروردگارم. «إِي» همان چیزی است که ما اکنون میگوییم: «ای والله»؛ یعنی آری، به خدا. «إِي وَرَبِّي» یعنی آری، به پروردگارم سوگند. «إِنَّهُ لَحَقٌّ»؛ آن قطعاً حق است.
«وَمَا أَنْتُمْ بِمُعْجِزِينَ»؛ شما نمیتوانید از آن جلوگیری کنید و در برابر آن بایستید.
پس اینها میخواهند در برابر آن بایستند و آن را ناتوان کنند. دقت کنید؛ میفرماید: آری، حق است و شما نمیتوانید در برابر آن کاری انجام دهید. البته رسول خدا ص بسیار مؤدبانه سخن میگوید و ما این عبارت را به آن صورت ترجمه نمیکنیم؛ اما منظور این است که آری، به خدا سوگند که حق است! کور شوید؛ شما نمیتوانید هیچ کاری انجام دهید و ما را عاجز کنید. شما نمیتوانید خدا را عاجز کنید یا ما را ناتوان سازید.
▪️اگر به تفاسیر مراجعه کنید، مثلاً میگویند منظور از این آیه چیست: «آیا آن حق است؟» میگویند منظور قیامت است. اما «وَمَا أَنْتُمْ بِمُعْجِزِينَ» چه معنایی دارد؟ حق، حق است؛ حق با علی است و علی با حق است. ازاینرو، دو بار کلمه «حق» آمده است:
▪️«قُلْ إِي وَرَبِّي إِنَّهُ لَحَقٌّ وَمَا أَنْتُمْ بِمُعْجِزِينَ»
. علی، یوم الحق و خود حق است.
▪️به این نکته دقت کنید که از نظر ادبی، در ادامه میفرماید: «إِنَّهُ»؛ یعنی او پاسخ میدهد که آن قطعاً حق است.
حق با علیست و علی با حق است لذا دوبار حق آمده است.
علی مع الحق والحق مع علی
حدیث(۸۸)
⤴️ ابان بن تغلب گوید: بامام صادق علیه السلام عرضکردم: قربانت، خداى تعالى فرماید: (((خود را بگردنه نینداخته 11 سوره 90 -))) حضرت فرمود: کسى را که خدا به برکت ولایت ما گرامىاش داشته از گردنه گذشته است و ما هستیم آن گردنهئى که هر کس وارد شود نجات یابد.
راوى گوید: من خاموش بودم، باز حضرت فرمود: نمىخواهى بتو حرفى آموزم و افاده کنم که از دنیا و آنچه در آنست برایت بهتر باشد؟ عرضکردم: چرا قربانت، فرمود: آن قول خداست: (((آزاد کردن بنده13 سوره 90 -))) آنگاه فرمود: مردم همگى برده دوزخند، مگر تو و اصحابت، زیرا خدا ببرکت ولایت ما خانواده گردن شما را از آتش دوزخ رهائى بخشیده (بحدیث 1128 رجوع شود).
↩️شرح حدیث:
ابان بن تغلب، از اباعبدالله علیهالسلام. میگوید: عرض کردم: فدایت شوم، معنای این آیه چیست:
«فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ»
یعنی از آن گردنه نگذشت؟
ابان بن تغلب از یاران بسیار نزدیک امام صادق علیهالسلام بود. عرض کرد: جانم به فدایت، معنای این آیه چیست؟
«از آن گردنه نگذشت» یعنی چه؟
میدانید که ما پس از این عالم، گردنههایی در پیش داریم. آیه قرآن است و گردنه، جایگاه دشوار و سختی است. میپرسد: این گردنه چیست؟
▪️حضرت فرمود: کسی که خداوند او را به ولایت ما گرامی بدارد، بهتحقیق از آن گردنه عبور کرده است. مانند کسانی نیست که در آن گردنه گرفتار شوند؛ او را از گردنه عبور میدهند.
«وَنَحْنُ تِلْكَ الْعَقَبَةُ»؛ ما همان گردنه هستیم. وقتی به ما میرسند، باید معلوم شود که آیا این آقا را دوست داشتهای یا دشمنش بودهای. آنجا دیگر جای دروغ گفتن نیست. آیا از این آقا بدگویی میکردی یا نه؟
.
▪️حضرت فرمود: «وَنَحْنُ تِلْكَ الْعَقَبَةُ»؛ ما همان گردنه هستیم که باید از آن عبور شود. «الَّتِي مَنْ اقْتَحَمَهَا نَجَا»؛ همان گردنهای هستیم که هرکس از آن عبور کند، نجات مییابد. عبور از آن یعنی وقتی به ما رسید، دوست ماست؛ اما کسی
که دشمن است، در آنجا میایستد.
▪️فکر نکنید که اکنون امیرالمؤمنین ع دشمن ندارد؛ فکر نکنید که ناصبیگری تمام شده است. بله، بعضی از اهل سنت واقعاً با اهلبیت دشمنی ندارند و پاکسرشت هستند؛ اما بعضی نیز با امیرالمؤمنین ع دشمنی دارند
▪️راوی میگوید: «فَسَكَتَ»؛ حضرت سکوت کردند. سپس فرمودند یعنی چند لحظه سکوت کردند. چرا سکوت کردند؟ برای جلب توجه؛ تا مخاطب با دقت گوش فرا دهد.
▪️سپس فرمودند: آیا سخنی به تو بگویم که برایت از دنیا و هرچه در آن است بهتر باشد؟ عرض کردم: بله، فدایت شوم.
فرمودند: گفتار خداوند سبحان: «فَكَ رَقَبَةٍ»؛ آزاد کردن بنده. «رَقَبَة» به معنای گردن است و آزاد کردن گردن، کنایه از آزاد کردن بنده است.
سپس فرمودند: در این آیه میخواهم مطلبی را به تو بگویم: «النَّاسُ كُلُّهُمْ عَبِيدُ النَّارِ»؛ همه مردم بنده آتش هستند، بهجز تو و اصحابت. شما اسیر آتش نیستید و آزادید؛ زیرا خداوند بهواسطه ولایت ما اهلبیت، گردنهای شما را از آتش آزاد کرده است.
ــ▪️اینکه همه مردم اهل آتش هستند، از کجای قرآن است؟ بالاخره باید جایی به آن اشاره شده باشد. امام اینجا فرمودند: «النَّاسُ كُلُّهُمْ عَبِيدُ النَّارِ»؛ همه مردم بنده آتش هستند، بهجز شما که به ولایت ما آزاد شدهاید.
آنجا که میفرماید:
▪️ «وَإِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وَارِدُهَا كَانَ عَلَىٰ رَبِّكَ حَتْمًا مَقْضِيًّا»؛
و هیچیک از شما نیست، مگر اینکه وارد آن میشود؛ این حکمی قطعی و حتمی از سوی پروردگارت است
▪️سپس میفرماید:ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوْا وَنَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيهَا جِثِيًّا»؛
سپس کسانی را که تقوا پیشه کردهاند نجات میدهیم و ستمکاران را در آنجا به زانو درآمده رها میکنیم
پس مردم بنده آتش هستند، مگر کسانی که نجات پیدا میکنند. چه کسانی نجات پیدا میکنند؟ کسانی که اهل ولایت هستند؛ کسانی که اهل ولایتاند، نجات پیدا میکنند.
گردنهایشان از آتش جهنم رهایی پیدا میکند؛ «فَكُّ رَقَبَةٍ»؛ آزاد کردن گردن از آتش. شما همان کسانی هستید که به ولایت ما از آتش آزاد شدهاید.
روایت (۸۹)
⤴️امام صادق علیه السلام درباره قول خداى جل و عز: (((بعهد من وفا کنید 40 سوره 2 -))) فرمود: یعنى بولایت امیرالمؤمنین علیه السلام تا بعهد شما وفا کنم))) یعنى بهشت را براى شما وفا کنم.
.
↩️شرح حدیث
سماعة بن مهران، از اباعبدالله علیهالسلام، درباره این
گفتار خداوند عزوجل:
▪️«أَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ»؛ به عهد من وفا کنید تا من نیز به عهد شما وفا کنم (سوره بقره، آیه ۴۰).
▪️عهد خدا چیست که باید به آن وفا کنیم؟ منظور از عهد خدا، ولایت امیرالمؤمنین ع است. حضرت فرمود: عهد خدا ولایت امیرالمؤمنین ع است. شما به عهد من، یعنی ولایت امیرالمؤمنین ع وفا کنید؛ من نیز به عهد شما وفا میکنم.
یعنی شما را به بهشت میبرم.
▪️عهد خدا ولایت امیرالمؤمنین ع است. کجای قرآن است؟ خداوند به حضرت ابراهیم فرمود:
▪️إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا»؛ من تو را پیشوای مردم قرار میدهم
ـ▪️حضرت ابراهیم ع از این مقام بسیار خوشحال شد و عرض کرد: «وَمِنْ ذُرِّيَّتِي»؛ و از فرزندان من نیز امام قرار بده. پاسخ آمد: «لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ»؛ عهد من به ستمکاران نمیرسد.
پس امامت چیست؟ عهد خداست. بنابراین، وقتی میفرماید به عهد من وفا کنید، منظور ولایت امیرالمؤمنین ع است. بله، ولایت امیرالمؤمنین ع همان عهد خداست.
▪️خداوند از شما نمیپرسد که چند کاسه برنج خوردهاید و از این قبیل مسائل؛ بلکه درباره عهد الهی از شما سؤال میکند. آیات دیگری نیز درباره این عهد داریم که در احادیث بعدی به آنها میرسیم. آنوقت میبینیم که وقتی این کلید به دست انسان میافتد، چه قفلهایی باز میشود!
▪️قرآن چه قفلهایی را باز میکند! چقدر قرآن درباره امامت سخن گفته است! چقدر درباره این موضوع آیه و مطلب دارد!
«أَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ»؛ به عهد من وفا کنید تا من نیز به عهد شما وفا کنم. عهد خدا همان ولایت است. به عهد من، یعنی ولایت، وفا کنید؛ من نیز به عهد شما وفا میکنم؛ یعنی شما را به بهشت وارد میکنم.(پایان جلسه)
الحمدلله علی الولایه
دانلود فایل صوتی