→

1404-4-5 شرح زیارت غدیریه امام هادی ع جلسه 1

⌂

1404-4-5 شرح زیارت غدیریه امام هادی ع جلسه 1

0:000:00
بسم الله الرحمن الرحیم پنجشنبه۱۴۰۴/۴/۵،ماه محرم، (جلسه (۱)) ماه محرم فرارسیده است و اکنون، با سپری شدن قریب به ۱۳۴۰ سال شمسی از واقعه عاشورا، داغ عظیم آن همچنان فرو ننشسته و بر جگر و دل این عالم نشسته است. در حالی که گذر زمان عموماً از شدت هر داغ و مصیبتی می‌کاهد، حتی اگر عظیم باشد، گذشت بیش از سیزده قرن از شهادت اباعبدالله (ع) نتوانسته است از حرارت این اندوه بکاهد. در طی این دوران، دولت‌ها و حکومت‌ها آمدند و رفتند، اما عَلَم عزای حسینی همچنان برافراشته مانده است. این همان نکته‌ای است که پیامبر خدا (ص) فرمودند: “إِنَّ لِلْحُسَیْنِ حَرَارَةً فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لَا تَخْمُدُ أَبَداً” (همانا برای حسین حرارتی در دل‌های مؤمنان است که هرگز خاموش نمی‌شود). این حرارت و داغی در قلوب مؤمنین است که اجازه آرام گرفتن نمی‌دهد و این وضعیت تا زمان فرارسیدن انتقام (ظهور) ادامه خواهد داشت. این نکته‌ای بود که در امت‌های پیشین نیز بر پیامبران گذشته اعلام شده بود. روایات متعددی گواه آنند که انبیای سلف، مصیبت آل‌الله و به‌ویژه واقعه شهادت اباعبدالله (ع) را ذکر کرده و بر آن می‌گریستند. همان‌گونه که ما امروز از زمان ظهور و قیام حضرت بقیةالله (عج) سخن می‌گوییم و یاد آن دوران را گرامی می‌داریم، انبیای گذشته نیز بر اساس وحی الهی، از خاتم‌الانبیا (ص) و مصیبتی که بر خاندان رسالت و اهل‌بیت ایشان، به‌ویژه بر اباعبدالله (ع)، وارد می‌شد، یاد می‌کردند. به‌عنوان نمونه، در روایتی که در تفسیر عیاشی نقل شده است – اگر اشتباه نکنم – آمده است که در داستان حضرت موسی و حضرت خضر (ع) که در سوره کهف آمده، پس از دیدار و گفتگو میان آن دو، حضرت خضر شرح مصیبت امام حسین (ع) را برای حضرت موسی بازگو کرد و حضرت موسی بر آن گریست. همچنین در کتب مقدس، از جمله تورات (اسفار پنج‌گانه) و دیگر کتب منسوب به انبیا که بخش‌هایی از آن‌ها باقی مانده است، اشاراتی به این واقعه یافت می‌شود. به‌ویژه در کتاب ارمیا، اگر اشتباه نکنم، وحی مربوط به شهادت امام حسین (ع) آمده است. این مطلب حتی در نسخه‌های فعلی این کتب نیز موجود است. مضمون آن این است: “برای سَیِّد رَبِّ الجنود روز انتقام فرا خواهد رسید و آنگاه شمشیرش از خون سیراب خواهد شد؛ چرا که برای سَیِّد رَبِّ الجنود ذبیحه‌ای سر بریده در کنار نهر فرات است.” (این مضمون عین عبارتی است که در کتاب ارمیا آمده است). این متن، زمان فرارسیدن روز انتقام را ذکر می‌کند، در حالی که هنوز شهادت صورت نگرفته بود. این نشان‌دهنده عظمت این شهادت است که از یک “سر بریده در کنار نهر فرات” سخن می‌گوید که آن را “ذبیحه‌ای برای سَیِّد رَبِّ الجنود” توصیف می‌کند؛ یعنی این واقعه و این ذبیحه نزد خداوند دارای جایگاهی بس عظیم است. (سَیِّد رَبِّ الجنود یکی از اسماء خداوند است). همچنین، فرزند یکی از شخصیت‌های برجسته یهود که به او “رأس الجالوت” گفته می‌شود (این اصطلاحی در میان یهودیان است، مانند مرجع دینی یا بزرگ قبیله در اصطلاح ما)، نقل کرده است که پیش از شهادت اباعبدالله (ع)، هرگاه او و پدرش به منطقه کربلا نزدیک می‌شدند، پدرش با سرعت هرچه تمام‌تر از آنجا عبور می‌کرد. هنگامی که فرزند علت این شتاب و عجله را پرسید، پدر پاسخ داد: “در کتب ما آمده است که یکی از اولاد انبیا در اینجا ذبح می‌شود و من بیم آن دارم که آن شخص خود من باشم.” فرزند می‌گوید این ماجرا را از پدرم شنیده بودم تا آنکه حسین بن علی (ع) را در این منطقه به شهادت رساندند؛ آنگاه بود که دریافتیم آن ذبیح همان حسین بن علی (ع) است. بنابراین، در کتب انبیا پیش از خاتم‌الانبیا (ص)، قضیه شهادت اباعبدالله (ع) ذکر شده بود. این امر از جمله مطالبی است که می‌توان آن را با داستان اصحاب فیل مقایسه کرد که در قرآن کریم آمده است. ابرهه قصد تخریب خانه کعبه را داشت. علت این اقدام آن بود که او مشاهده کرد مردم از اطراف و اکناف عالم به زیارت این خانه می‌روند – که قدمت زیارت آن به زمان حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) بازمی‌گردد – و این رفت‌وآمد موجب رونق تجارت می‌شود. در دل صحرای سوزان عربستان، در مکانی لم‌یزرع و نامساعد، این رفت‌وآمدها بازاری تجاری پدید آورده بود. ابرهه با خود اندیشید که خانه‌ای در منطقه‌ای خوش‌آب‌وهوا بسازد و مردم را به زیارت آن دعوت کند. او خانه‌ای بنا کرد و امکاناتی برای زائران فراهم آورد و به تبلیغ پرداخت، اما دید که هیچ‌کس به آنجا روی نمی‌آورد. پرنده‌ای نیز در آنجا پر نمی‌زد. او از عدم استقبال مردم شگفت‌زده بود و در نهایت به این نتیجه رسید که علت اقبال مردم به کعبه آن است که آنجا وجود دارد؛ پس باید آن را ویران کند تا مردم به خانه‌ای که او ساخته روی آورند. او نادانسته با لشکری عظیم، متشکل از فیل‌سواران، برای تخریب خانه خدا آمد. مردم مکه از دیدن این لشکر گریختند و برخی قبایل اطراف اظهار تسلیم کردند، زیرا یارای مقاومت نداشتند. در آن زمان، جد پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله)، که کلیددار کعبه بود، داستان مشهور رویارویی با ابرهه را رقم زد؛ جایی که پس از توقیف شترهایش توسط سپاه ابرهه، با هیبتی ویژه به دیدار او رفت و در پاسخ ابرهه که پرسید چه می‌خواهد، گفت: “شترهای مرا پس دهید.” ابرهه با شگفتی پرسید: “من برای تخریب خانه خدای تو آمده‌ام و تو در فکر شترهای خود هستی؟” او پاسخ داد: “این خانه صاحبی دارد که از آن محافظت می‌کند؛ من صاحب شترانم.” ابرهه شترها را بازگرداند. آنگاه بود که به اذن الهی، پرندگانی (ابابیل) با سنگ‌هایی از سجیل بر فراز لشکر ابرهه ظاهر شدند و آن‌ها را هدف قرار دادند؛ سنگ‌هایی که چون بر سر فیل‌سواران می‌خوردند، از شکم فیل بیرون می‌آمدند و همه را درهم می‌کوبیدند. مقصود از این داستان آن است که ابرهه گمان می‌کرد رونق زیارت کعبه امری صرفاً انسانی است، در حالی که این امر ریشه‌ای الهی داشت. همچنان که از زمان حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) تا کنون، مردم از سراسر عالم این خانه را زیارت می‌کنند. گویی برخی امور ورای اراده و تدبیر انسان‌هاست. دست ما نیست که پس از گذشت بیش از سیزده قرن، همچنان بر واقعه عاشورا می‌گرییم. اباعبدالله (ع) خود “سیدالشهدا” و “سیدالبکائین” (سرور گریه‌کنندگان) است. در طول تاریخ، برای هیچ امری در این عالم به اندازه مصیبت ایشان اشک ریخته نشده است. خود حضرت فرمودند: “أَنَا قَتِیلُ الْعَبْرَةِ لَا یَذْکُرُنِی مُؤْمِنٌ إِلَّا اسْتَعْبَرَ” (من کشته اشک هستم؛ هیچ مؤمنی مرا یاد نمی‌کند مگر آنکه به گریه می‌افتد). من کشته اشک چشمم.  روایات متعددی از ائمه معصومین (ع) نقل شده که با حلول ماه محرم، لبخند از لبانشان محو می‌شد و دیگر کسی ایشان را خندان نمی‌دید. و نکته شگفت‌انگیز آنکه، باطن گریه بر اباعبدالله (ع) در حقیقت سرور و شادی است. روایات بیان می‌دارند که اندوه شما بر اباعبدالله و مصیبت اهل‌بیت (ع) در هنگام رحلت از دنیا تبدیل به فرح و سرور خواهد شد. و حتی در این دنیا نیز این امر را احساس می‌کنید؛ این گریه نه تنها موجب ناراحتی اعصاب و آشفتگی درونی نمی‌شود، بلکه در باطن فرد حالتی از شادی و نشاط پدید می‌آورد. در حالی که گریه بر مصیبت‌های دیگر عالم – مانند آنچه امروز برای شهدای غزه و دیگر نقاط می‌بینیم – اگرچه از سر دلسوزی باشد، پشت سر آن سرور و فرحی نیست و غم و اندوه آن موجب ناراحتی و آزردگی خاطر می‌شود. اما گریه بر اباعبدالله (ع) چنین نیست و باطن آن سرشار از فرح است. اسرار این گریه و برکات آن بسیار است که اگر توفیق حاصل شود، در شب‌های آتی محرم به تفصیل درباره آن سخن خواهیم گفت. امسال قصد داریم در این ایام، به شرح و بسط زیارت غدیریه امام هادی (ع) بپردازیم. همان‌گونه که امام هادی (ع) زیارت جامعه کبیره را دارند که سال‌ها در ایام محرم به بحث پیرامون آن می‌پرداختیم – و آن از بهترین زیارات در زمینه معرفت امام است – ایشان زیارت دیگری نیز دارند که مختص روز غدیر است و به زیارت غدیریه مشهور است. در این زیارت، قریب به ۲۱۰ فضیلت و منقبت از امیرالمؤمنین (ع) ذکر شده است. شرح کامل این زیارت در یک دوره به پایان نمی‌رسد و ان‌شاءالله در سال‌های آینده نیز به بحث پیرامون آن ادامه خواهیم داد. شرح‌های متعددی بر این زیارت نوشته شده است؛ از جمله شرحی دو جلدی با نام “کلام هادی” که جلد اول آن هم‌اکنون نزد بنده است و حاوی مضامین بسیار والایی است. لازم به ذکر است که شیخ عباس قمی (رحمت‌الله‌علیه) این زیارت را در کتاب مفاتیح الجنان خود نیز آورده است. این زیارت، مختص امیرالمؤمنین (ع) و ویژه‌ی روز غدیر است. شیخ عباس قمی در مفاتیح، در توصیف این زیارت می‌فرماید: “زیارتی است که به سندهای معتبر از حضرت امام علی النقی (ع) نقل شده که حضرت، امیرالمؤمنین (ع) را با آن در روز غدیر در سالی که معتصم عباسی آن حضرت را به سامرا طلبیده بود، زیارت نمودند. و کیفیت آن چنان است که چون اراده زیارت نمایی، بایست بر در قبه منوره [حرم امیرالمومنین] و رخصت طلب…” یکی از مسائل اختلافی میان شیعه و وهابیت، موضوع زیارت است. در حالی که برخی از اهل سنت زیارت قبور را جایز و مستحب می‌دانند، وهابیت آن را شرک می‌پندارد، با این استدلال که فرد پس از مرگ نابود شده و تنها در روز قیامت زنده خواهد شد و اکنون زیارت قبور به منزله زیارت سنگ و چوب است. این دیدگاه خلاف صریح آیه قرآن کریم است که می‌فرماید: “وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ” (هرگز گمان مبرید کسانی که در راه خدا کشته شدند، مرده‌اند، بلکه زنده‌اند و نزد پروردگارشان روزی می‌خورند). طبق این آیه، شهدا زنده‌اند، پس ائمه معصومین (ع) که در راه خدا به شهادت رسیده‌اند، به طریق اولی زنده‌اند. روایات متعددی نیز بر حیات ایشان و آگاهی آنان از زائران تأکید دارند. به‌عنوان نمونه، در روایات آمده است که اباعبدالله (ع) به زائران خود نظر می‌افکنند و برای گریه‌کنندگان بر مصیبت ایشان استغفار می‌کنند و در برخی نقل‌ها شفاعت آنان را نزد پدر بزرگوارشان امیرالمؤمنین (ع) می‌نمایند. همان‌گونه که پیشتر گفته شد، زیارت اعم از زیارت از نزدیک و زیارت از راه دور است و امام (ع) زائر خود را می‌بیند. همچنین در کتاب “کامل الزیارات” ابن قولویه آمده است که گاهی هنگام زیارت امامان (ع)، حال خوشی به زائر دست می‌دهد؛ این لحظه‌ای است که فرشتگان با بال‌های خود او را نوازش می‌کنند. زیارت قبور اهل‌بیت (ع)، نشانه وفاداری شیعیان به ایشان است. روایات متعددی نیز از طریق شیعه و اهل سنت در مورد زیارت و سلام بر نبی اکرم (ص) وجود دارد. از جمله روایتی از اهل سنت که پیامبر (ص) فرمودند: هر کس نزد قبر من به من سلام دهد، پاسخش را می‌دهم و اگر از دور سلام دهد، سلامش به من رسانده می‌شود. در روایات شیعه نیز آمده است که فرشته‌ای به نام فطروس، سلام زائران دور را به اباعبدالله (ع) می‌رساند؛ یعنی هیچ سلامی گم نمی‌شود. اما معنای سلام دادن ما به پیامبر و ائمه (ع) چیست؟ واژه “سلام” خود یکی از اسماء الهی است و به معنای سلامتی و سلامت محض است. هنگامی که به کسی می‌گوییم “سلام علیکم”، در واقع می‌گوییم سلامتی از جانب من بر تو باد. هنگامی که ما به پیامبر اکرم (ص) یا ائمه اطهار (ع) سلام می‌دهیم، این عمل در روایات به عنوان تجدید میثاق و پیمانی که مؤمنان با ایشان بسته‌اند، تعبیر شده است؛ گویی تجدید بیعت با امام است. در برخی عبارات زیارات، مانند زیارت ناحیه مقدسه، تعابیر خاصی مانند “السَّلَامُ عَلَى الرَّأْسِ الْمَرْفُوعِ” (سلام بر آن سر برافراشته بر نیزه) یا سلام بر بدن‌های پاره پاره می‌بینیم. معنای این سلام آن است که من در هر حالتی، در همه شئون زندگی شما، در سلم و سازش با شما هستم و با شما در جنگ نیستم. همان‌گونه که در زیارت عاشورا می‌خوانیم: “إِنِّی سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَکُمْ” (من در سلمم با هر کسی که با شما در سلم است و در جنگم با هر کسی که با شما در جنگ است). سند اصلی این زیارت در کتاب “المزار الکبیر” اثر ابن مشهدی آمده است که یکی از کتب معتبر در زمینه زیارات و ادعیه محسوب می‌شود. (همان‌گونه که کتبی همچون “مصباح المنیر” یا “مصباح المتهجد” در زمینه دعا و “کامل الزیارات” ابن قولویه در زمینه زیارت‌نامه‌ها معتبرند، “مزار کبیر” نیز از کتب جامع زیارات با ذکر اسناد است). این زیارت دارای سندی معتبر است که به قصد تبرک به آن اشاره می‌کنم: “زیارةً أُخْرَى لِمَوْلَانَا أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ مُخْتَصَّةٌ بِیَوْمِ الْغَدِیرِ”؛ زیارت دیگری برای مولای ما امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (ص) که مخصوص روز غدیر است. ابوالفضل شاذان بن جبرئیل قمی (رضی‌الله‌عنه)، فقیه والا مقام و از محدثان بزرگ، این روایت را نقل کرده است از فقیه عماد محمد بن ابی القاسم طبری، او از ابی علی، از پدرش، او از محمد بن محمد بن نعمان (شیخ مفید)، او از ابی القاسم جعفر بن قولویه (صاحب کامل الزیارات)، او از محمد بن یعقوب کلینی (صاحب اصول کافی)، او از علی بن ابراهیم قمی (صاحب تفسیر معروف) و او از پدرش و از ابی القاسم بن روح و عثمان بن سعید عمری. این دو نفر، از سفرای حضرت (امام زمان عجل‌الله‌فرجه در غیبت صغری) بودند. (لازم به توضیح است که اصطلاح “نواب اربعه” یا “نائب خاص” و “نائب عام” بعدها رایج شده و در زمان غیبت صغری، این چهار نفر به عنوان سفرای حضرت شناخته می‌شدند). این دو سفیر موثق، از ابی محمد الحسن بن علی العسکری (ع) روایت کرده‌اند و ایشان نیز از پدر بزرگوارش، امام علی النقی الهادی (ع) . بنابراین، خود امام حسن عسکری (ع) راوی این زیارت از پدرشان، امام هادی (ع) هستند که ایشان این زیارت را انجام داده‌اند. ابن مشهدی نیز این زیارت را از شاذان بن جبرئیل و او با این سند از ائمه و سفرای ایشان نقل کرده است. ابن مشهدی ذکر می‌کند که امام هادی (ع) این زیارت را در روز غدیر، در همان سالی که معتصم عباسی ایشان را به عراق (سامرا) احضار کرده بود، به جای آوردند. سپس کیفیت آن را بیان می‌کند که: “می‌ایستی نزد قبه منوره و اذن دخول می‌طلبی…” این زیارت با عبارت “السَّلَامُ عَلَى مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ خَاتَمِ النَّبِیِّینَ وَ سَیِّدِ الْمُرْسَلِینَ” آغاز می‌شود؛ سلام بر محمد رسول خدا، خاتم پیامبران و سرور فرستادگان. سوال این است که چرا زیارت غدیریه که مختص امیرالمؤمنین (ع) است، با سلام بر رسول خدا (ص) شروع می‌شود؟ این امر به دلیل موقعیت عظیم واقعه غدیر است؛ واقعه‌ای که خداوند در قرآن کریم در مورد ابلاغ آن به پیامبر (ص) می‌فرماید: “وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ” (و اگر این کار را نکنی، رسالت او را به کمال نرسانده‌ای). چنین تعبیری در مورد هیچ حکم دیگری از احکام دین وارد نشده است. عظمت غدیر از آن روست که در آن، دوره نبوت به پایان می‌رسد و دوره امامت آغاز می‌گردد. تا پیش از آن، انسان‌های کامل برای هدایت مردم انبیا بودند و پیامبر ما، خاتم‌الانبیا (ص)، این دوره را ختم فرمود. دوره نبوت، دوران دریافت و تبیین احکام الهی از سوی انبیا بود که از حضرت آدم (ع) آغاز و با پیامبر اکرم (ص) پایان یافت. پس از ایشان، شریعتی جدید نمی‌آید و دوره امامت آغاز می‌شود که هدایت و تبیین دین در آن ادامه می‌یابد. در غدیر، یک سوی قضیه خاتم‌الانبیا (ص) و سوی دیگر آن امیرالمؤمنین (ع) است که پیامبر (ص) می‌خواهند این حقیقت را به ایشان بسپارند. لذا زیارت با سلام بر رسول‌الله (ص) آغاز می‌شود و بر خاتمیت نبوت تأکید دارد: “خاتم النبیین”، یعنی دوران نبوت به پایان رسیده و دوران امامت آغاز شده است. اما عبارت “سید المرسلین” (سرور فرستادگان) نشان می‌دهد که رسالت پیامبر (ابلاغ پیام الهی) پایان نیافته و در قالب امامت ادامه می‌یابد. پیامبر (ص) خود فرمودند: “آدم و من دونه من الأنبیاء تحت لوائی” (آدم و هر کس از انبیا پس از او آمده، زیر پرچم من در روز قیامت هستند). و پرچم‌دار در دنیا و آخرت، امیرالمؤمنین (ع) هستند؛ همه انبیا زیر لوای ایشان جمع می‌شوند. در اینجا به نکته‌ای اشاره می‌شود که شاید برای برخی سودمند باشد. در مواجهه با شبهاتی که گاهی در مورد نبوت پیامبر اکرم (ص) مطرح می‌گردد، چگونه می‌توان نبوت ایشان را اثبات کرد؟ هر پیامبری برای اثبات مدعای خود، معجزه‌ای ارائه می‌داد؛ کاری که از توان بشر عادی خارج است، مانند اژدها شدن عصای حضرت موسی (ع)، یا زنده کردن مردگان و شفای کور مادرزاد توسط حضرت عیسی (ع). این معجزات برای این بود که پیامبر بگوید “من از جانب خدا آمده‌ام”، نه برای اثبات وجود خداوند که بحثی جداگانه است. اما این معجزات معمولاً در زمان خود و برای مخاطبان همان عصر قابل مشاهده بودند. پیامبر اکرم (ص) که خاتم‌الانبیا هستند و پس از ایشان پیامبری نخواهد آمد، نیاز به معجزه‌ای داشتند که جاودانه بماند و برای آیندگان نیز حجیت داشته باشد. و آن معجزه را آوردند: قرآن کریم. خداوند در قرآن، تحدی کرده است و جن و انس را به مبارزه طلبیده که اگر می‌توانند، حتی یک سوره همانند سوره‌های قرآن بیاورند. برخی سوره‌های قرآن تنها سه آیه دارند (مانند سوره کوثر). با گذشت بیش از ۱۴ قرن، فصحا، بلغا، شعرا، حکما و دانشمندان عالم نتوانسته‌اند حتی یک سوره مانند قرآن بیاورند و پس از این نیز نخواهند توانست. این معجزه‌ای است که هم‌اکنون نیز در دسترس همگان است. برخلاف معجزات پیشین که تنها برای حاضران در آن عصر قابل رؤیت بودند، قرآن معجزه‌ای حاضر و ماندگار است که تحدی آن همچنان پابرجاست. “خاتم النبیین” حقیقتی استوار است. الحمدلله علی الولایه دانلود فایل صوتی

16.0 مگابایت

← بعدی