→

1404-4-8 شرح زیارت غدیریه امام هادی ع جلسه 4

⌂

1404-4-8 شرح زیارت غدیریه امام هادی ع جلسه 4

0:000:00

🏴بسم الله الرحمن الرحیم.

الحمدلله رب العالمین و صلاة و السلام علی سیدنا و نبینا و طبیب قلوبنا و شفیع ذنوبنا العبد المؤید الرسول المسدد المحمود الاحمد ابوالقاسم المصطفی محمد.

◾یکشنبه، ۱۴۰۴/۴/۸ ((ماه محرم، جلسه چهارم

🧿موضوع: شرح زیارت غدیریه، (کلام امام هادی ع)

در شرح زیارت غدیریه امام هادی (ع) به فرازی رسیدیم که می‌فرمایند: «السلام علیک یا امیرالمؤمنین و سیدالوصیین و وارث علم النبیین».

⬅️عرض شد که «امیرالمؤمنین» لقبی است مختص به علی بن ابی طالب (ع) چنانکه پیامبر خدا (ص) فرمودند: «ای علی، تو امیر اهل آسمان‌ها و امیر اهل زمین، امیر گذشتگان و امیر آیندگانی. نه امیری پیش از تو بوده است و نه امیری پس از تو خواهد آمد.» این مقام نشانگر آن است که ایشان قطب عالم و محور گذشته و آینده هستند. این نه صرفاً یک لقب اعتباری، بلکه بیانگر مقامی حقیقی است. کلمه «امیرالمؤمنین»، که لقب حضرت علی بن ابی طالب است، خود یکی از مقامات والای ایشان محسوب می‌شود، نه لقبی که به صورت اعتباری اعطا شده باشد. برای روشن شدن تفاوت میان مقام حقیقی و امر اعتباری،

⬅️لقب «امیرالمؤمنین» مختص علی بن ابی طالب (ع) است و حتی به امامان دیگر اهل بیت نیز نمی‌توان چنین لقبی داد. چنانکه در روایتی آمده است شخصی به امام صادق (ع) عرض کرد: «السلام علیک یا امیرالمؤمنین». امام فرمودند: «صه!» (ساکت باش) «امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب است. امیرالمؤمنین تنها ایشان هستند.» این مطلب مستند به حدیثی است که می‌فرماید: «فقط حیدر امیرالمؤمنین است».

⬅️ عبارت «امیرالمؤمنین» بررسی شد. یکی از معانی این عنوان، «امرکننده بر مؤمنان» است؛ بدین معنا که جمیع مؤمنان، از گذشتگان و آیندگان، تحت امر ایشان قرار دارند.

⬅️حال این پرسش مطرح می‌شود که چگونه مؤمنان گذشته تحت امر امیرالمؤمنین بودند؟ پاسخ در مقام نورانی ایشان نهفته است؛ جایی که انبیای پیشین از نور ایشان کسب فیض و استضائه می‌کردند. پیامبر خدا (ص) در این باره فرمودند: «یا علی، کنت مع الانبیاء سراً و معی جهراً» (ای علی، تو با پیامبران پنهانی و با من آشکارا بودی). این روایت به حضور ایشان در کنار انبیا اشاره دارد، حضوری که انبیا از آن استمداد می‌جستند و از باطن ایشان مدد می‌گرفتند. آنجا که انیس یوسف در چاه، و جلیس احمد بر عرش، علی است.

//جل الجلال آن شاهی که

سلسله انبیا به وقت بلا

به او شدند پناهی//

⬅️آدم و حوا به عشق تو زاد و وفات یافتند،

⬅️خضر از ولای تو آب حیات یافت،

⬅️نوح از شداید طوفان نجات یافت؛ (زیرا که بی‌عدد می‌گفتند: «هُو یا علی مدد».)

⬅️در روایات اهل سنت نیز آمده است که خداوند را به محمد و آل محمد قسم می‌دادند. فرموده پیامبر که «تو امیر گذشتگان و امیر آیندگانی»، بیانگر آن است که مقام ایشان محدود به دوره حیات دنیوی نیست، بلکه مقام نورانی ایشان احاطه‌ای بر هستی دارد.

⬅️ در زیارت می‌خوانیم: «و سیدالوصیین». واژه «وصی» در لغت به معنای پیوستگی و اتصال است. انسان وقتی وصیت می‌کند، در پی آن است که کارها و اهدافش پس از مرگ نیز ادامه یابد. انبیا نیز اوصیایی داشتند تا راه و رسالت ایشان را ادامه دهند. لازمه این ادامه، وراثت علوم آن پیامبر است تا وصی بتواند به درستی مسیر را بپیماید. بنابراین، عبارت «و وارث علم النبیین» پس از «سیدالوصیین» می‌آید؛ زیرا وصی باید وارث علم نبی باشد. امیرالمؤمنین (علیه السلام) نه تنها وصی پیامبر خاتم، بلکه «سیدالاوصیا»، یعنی سرور و برترین همه اوصیای انبیا هستند.

⬅️همان‌گونه که خاتم‌الانبیاء، پیامبر اکرم (ص)، «سیدالمرسلین» (سرور فرستادگان) هستند، وصی ایشان نیز «سیدالوصیین» (سرور اوصیا) است.

⬅️عبارت «و وارث علم النبیین» به این معناست که ایشان وارث علوم همه انبیا هستند. همان‌گونه که پیشتر بیان شد، انبیا علومی داشتند که برخی از آن‌ها مشترک بود (نظیر توحید، چنانکه در آیه شریفه «لا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِه» آمده است). مثالی برای این علوم مشترک، ماجرای دختر خالد نبی است که سوره توحید را از پدر خود شنیده بود، چرا که انبیا همگی از یک سرچشمه فیض می‌گیرند. اما انبیا علوم خاصی نیز داشتند که امیرالمؤمنین (علیه السلام) وارث همه آن علوم خاص هستند.

⬅️این وراثت شامل علوم و نیز شئونات و معجزات خاص انبیاست. هر پیامبر معجزات منحصر به فردی داشت: حضرت موسی (ع) با عصا اژدها ساخت، دریا را شکافت، و آب از سنگ جاری ساخت. حضرت عیسی (ع) مردگان را زنده می‌کرد و کور مادرزاد و افلیج را شفا می‌داد. حضرت سلیمان (ع) باد و شیاطین را در تسخیر داشت و تخت او با باد جابه‌جا می‌شد (چنانکه قرآن می‌فرماید: «وَلِسُلَيْمَانَ الرِّيحَ غُدُوُّهَا شَهْرٌ وَرَوَاحُهَا شَهْرٌ»). این علوم و شئونات در وجود امیرالمؤمنین (ع) جمع شده و از بین نرفته است. این معنا در «زیارت وارث» نیز تجلی یافته است،

⬅️ «السلام علیک یا وارث آدم صفوة الله، السلام علیک یا وارث نوح نبی الله، السلام علیک یا وارث ابراهیم خلیل الله…»؛ یعنی ای حسین، تو وارث آدم، نوح و ابراهیم هستی. این بزرگان هر یک شئوناتی داشتند و امام حسین (ع) همه آن‌ها را یکجا داراست.

⬅️در روایات نبوی آمده است که رسول خدا (ص) فرمودند: «هر کس می‌خواهد موسی را در هیبتش، یحیی را در زهدش، و ابراهیم را ببیند، به علی بن ابی طالب (ع) نظر کند.» این حدیث نشان می‌دهد که شئونات همه انبیا در وجود ایشان جمع است.

⬅️ در روایتی دیگر، امام عصر (عج) هنگام ظهور و تکیه بر خانه کعبه، می‌فرمایند: «ألا و من أراد أن ینظر إلی آدم و شیث، فها أنا ذا آدم و شیث؛ ألا و من أراد أن ینظر إلی نوح و سام، فها أنا ذا نوح و سام؛ … ألا و من أراد أن ینظر إلی محمد و أمیرالمؤمنین، فها أنا ذا محمد و أمیرالمؤمنین؛ … ألا و من أراد أن ینظر إلی الحسن و الحسین، فها أنا ذا الحسن و الحسین؛ … ألا و من أراد أن ینظر إلی الأئمة من ولد الحسین، فها أنا ذا الأئمة من ولد الحسین». یعنی هر کس می‌خواهد آدم و وصی او، نوح و وصی او، … محمد و امیرالمؤمنین، … حسن و حسین، … و امامان از فرزندان حسین را ببیند، به من نگاه کند. این روایات همگی بر این دلالت دارند که این بزرگواران یک نور واحد هستند و علوم همه انبیا در وجود امام معصوم جمع است.

⬅️در ادامه فراز زیارت می‌خوانیم: «و ولی رب العالمین». واژه «ولی» در اصل لغت به معنای قرب و نزدیکی است، به گونه‌ای که فاصله‌ای در میان نباشد. مفهوم «موالات» در وضو نیز از همین ریشه گرفته شده است؛ یعنی رعایت پیوستگی میان افعال وضو بدون فاصله انداختن. بنابراین، «ولی رب العالمین» به معنای نهایت قرب و نزدیکی ایشان به خداوند است، تا آنجا که گویی فاصله‌ای در میان نیست.

⬅️امام سجاد (ع) فرمودند: «بین خدا و حجتش هیچ حجابی نیست.»

⬅️ ولایت در اینجا دو جنبه دارد: یک جنبه آن رو به سوی حق (ولایت تکوینی نسبت به خداوند) و جنبه دیگر آن رو به سوی خلق (ولایت تشریعی بر خلق). به همین دلیل، در ادامه زیارت می‌آید: «و مولای و مولا المومنین». این عبارت نشان می‌دهد که ایشان از یک سو به خداوند متصلند و «ولی الله» هستند، و به واسطه این اتصال، بر خلق نیز «ولایت» دارند.

⬅️ولایت بر خلق به معنای «اولی به تصرف» بودن است؛ یعنی اولویت داشتن در امر و نهی و تدبیر امور. ولایت بر خلق در اصل از آن خداوند متعال است؛ زیرا او خالق ماست و به خیر و شر ما، چه در امور فردی و اجتماعی، چه در دنیا و آخرت، داناتر از خود ماست. سپس این ولایت از سوی خداوند به پیامبر اعطا شده است، چنانکه فرمود: «أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ» و نیز: «النَّبِيُّ أَوْلَىٰ بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ». پیامبر (ص) به واسطه علم الهی که از جانب پروردگار دریافت می‌دارد، به پیامد اعمال ما در دنیا و آخرت آگاه است و از این رو، امر و نهی او بر مؤمنان اولویت دارد.

⬅️پس از پیامبر، ولایت بر خلق به کسی می‌رسد که پیامبر او را ولی خدا، وصی خود و وارث علم خویش معرفی کرده باشد؛ یعنی امام معصوم. این همان مصداق «أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ» است که پیامبر ما معرفی فرمودند. بنابراین، بنا بر اعتقاد شیعه، پس از امام معصوم، هیچ کس به صورت مطلق ولایت امر ندارد و امر و نهی در دین تنها از سوی خدا، پیامبر و امام معصوم است. در مقابل، برخی مذاهب دیگر، ولایت امر را برای علما یا حتی پادشاهان قائلند.

⬅️برخی علمای اهل سنت تصریح کرده‌اند که حتی اگر حاکم گناهکار و اهل فسق باشد، اطاعت از او واجب است، تا بدانجا که برخی گفته‌اند اگر یزید (لعنة الله علیه)، که در روایات آنان نیز به فسق و فجور (مانند شراب‌خواری و بی‌بندوباری) مشهور است، خلیفه پیامبر بوده و امر و نهی می‌کرده، حسین بن علی (ع) در قیام علیه او کار نادرستی کرده است، زیرا یزید «اولی الامر» بوده و باید از او اطاعت می‌شد. این دیدگاه، که حتی اطاعت از حاکمی فاسق را واجب می‌شمارد (تا آنجا که برخی گفته‌اند حتی اگر در بیت الله الحرام شراب بنوشد)، با عقل سلیم ناسازگار است. چگونه می‌توان از جانشین پیامبری اطاعت کرد که مرتکب چنین فجایعی می‌شود؟

⬅️تاریخ خود گواه است که بسیاری از خلفا اهل فسق و فجور بودند. به عنوان نمونه، واقعه «حَرّه» پس از شهادت امام حسین (ع) در مدینه رخ داد. گروهی از بزرگان مدینه به شام نزد یزید رفتند و با مشاهده فسق او (شراب‌خواری، قمار، و…), با شگفتی به مدینه بازگشتند و فسق یزید را برای مردم بازگو کردند؛ تا جایی که مردم از ترس نزول عذاب، یزید را از خلافت عزل کرده و بنی امیه را از مدینه بیرون کردند. یزید سپاهی به فرماندهی مسلم بن عقبه برای سرکوب این قیام فرستاد. این سپاه پس از ورود به مدینه، به مدت سه شبانه‌روز، جان و مال و ناموس مردم مدینه را حلال شمردند؛ به خانه‌ها یورش بردند، مردان را کشتند، به زنان تجاوز کردند و اموال را غارت نمودند. بنا بر گزارش‌ها، تنها در این واقعه، هفتصد نفر از قاریان قرآن، صحابه و تابعین به شهادت رسیدند. مردم به مسجدالنبی پناه برده بودند، اما در همان مکان نیز مورد حمله قرار گرفتند.

⬅️با وجود چنین فجایعی که از یزید سر زد، چگونه می‌توان او را خلیفه و جانشین پیامبر دانست؟ اینجاست که عقلانیت شیعه درخشان می‌شود و تأکید می‌کند که امام (جانشین پیامبر) باید معصوم و پاک و ولی خدا باشد؛ و نمی‌توان از هر کسی که به ظاهر به قدرت رسیده، اطاعت کرد و او را جانشین پیامبر دانست.

⬅️عبارت «و مولای و مولا المومنین» به ولایت ایشان بر خلق اشاره دارد، همان ولایتی که در روز غدیر خم توسط پیامبر (ص) اعلام شد. آنجا که رسول خدا دست امیرالمؤمنین را بالا بردند و فرمودند: «مَن کُنتُ مَولاهُ فَهَذا عَلِیٌّ مَولاهُ» (هر کس من مولای اویم، این علی مولای اوست). بنا بر روایات معتبر در کتب اهل سنت، پس از این اعلام، خلیفه دوم به امیرالمؤمنین (علیه السلام) گفت: «بخٍّ بخٍّ لک یا أباالحسن، أصبحت مولای و مولی کل مؤمن و مؤمنة» (به به بر توای اباالحسن، مولای من و مولای هر مرد و زن مؤمنی گشتی). این خود اعترافی است صریح به ولایت و سرپرستی ایشان. با این حال، چگونه می‌توان پذیرفت که پس از این اقرار، ریسمان بر گردن مولای خود نهادند، خانه ایشان را به آتش کشیدند و حرمت همسر ایشان را شکستند؟ راه حق و باطل در اینجا بسیار روشن است.

⬅️چنانکه حضرت علامه (رضوان الله علیه) می‌فرمودند: «برای اثبات تشیع، نیازی به کتب خودمان نداریم؛ احادیث و دلایل در کتب اهل سنت به قدری فراوان است که کفایت می‌کند.» این امر حتی در برخورد علمای گذشته نیز نمود داشته است.

⬅️ روایت است که در زمان عبدالرحمن جامی، عارف و عالم بزرگ، یکی از علمای معاصر به نام «مولانا مزید» می‌گفت: «چون یزید اهل قبله است (مسلمان است)، لعنت کردن او روا نیست.» مولانا جامی در پاسخ فرمود: «صد لعنت بر یزید و صد دیگر بر مزید». (این سخن هم به معنای لعنت بر یزید و صد بار بیشتر بر او، و هم اشاره به نام آن عالم دارد).

⬅️مولانا جامی با آن سخن اشاره داشت که با کشتن اباعبدالله الحسین (علیه السلام)، اسلام را کشتند. به راستی، اگر خون سیدالشهداء و شهادت ایشان نبود، مردم حکومت یزید را به رسمیت می‌شناختند و او را جانشین پیامبر می‌دانستند. اما فداکاری اباعبدالله و به اسارت رفتن خاندان مطهر پیامبر، پرده از چهره این حاکمان برداشت و به مردم فهماند که کسانی که سبط رسول خدا را می‌کشند و خاندان او را دربه‌در شهرها می‌گردانند، نمی‌توانند جانشین پیامبر باشند.

⬅️ همان‌گونه که سیدالشهداء فرمودند: «اگر بنا باشد یزید ولی امر باشد، پس باید با اسلام خداحافظی کرد.» ایشان جان خویش را فدا کردند تا حقیقت امر روشن شود و مردم بدانند که این حاکمان بر باطل هستند.

⬅️اگرچه شهادت اباعبدالله (علیه السلام) مصیبتی بس عظیم بود و بر آسمان و زمین گران آمد، اما اسارت آل الله، به‌ویژه عمه سادات (سلام الله علیها) که نواده پیامبر بود و او را در شهرها می‌گرداندند، مصیبتی جانسوزتر بود.

الحمدلله علی الولایه

دانلود فایل صوتی

16.0 مگابایت

← بعدیقبلی →