→

1404-4-9 شرح زیارت غدیریه امام هادی ع جلسه 5

⌂

1404-4-9 شرح زیارت غدیریه امام هادی ع جلسه 5

0:000:00

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین و الصلاه و السلام علی سیدنا و نبینا و طبیب قلوبنا و شفیع ذنوبنا العبد المؤید الرسول المسدد المحمود احمد ابی القاسم المصطفی محمد

سه شنبه ۱۴۰۴/۴/، (جلسه (5) ماه محرم)

🧿موضوع: زیارت غدیریه (کلام امام هادی ع)

.⬅️در این شرح بر زیارت غدیریه امام هادی (ع)، به این فقره رسیدیم:

⬅️ «السلام علیک یا امیرالمؤمنین و سید الوصیین و وارث علم النبیین و ولی رب العالمین و مولای و مولا المومنین و رحمت الله و برکاته».

⬅️ نکته‌: ولایت خاصِ چه کسی است؟ ولایت از آنِ کیست؟ مقصود ما ولایت بر خلق است،

⬅️ ولایت دو جنبه دارد: ۱-ولایتی که روی به حق دارد ۲- ولایتی که روی به خلق دارد؛ یعنی کسی که ولیِ مردم است و بر آنان ولایت دارد.

⬅️ ولایت داشتن به چه معناست؟ به این معنا که او اولویّت در تصرّف داشته باشد؛ یعنی اگر او حکمی صادر کند، آن حکم صحیح باشد. اگر بگوید کاری غلط است، آن کار غلط باشد. اگر دستور دهد کاری را انجام ندهید، نباید انجام دهیم. اگر بگوید کاری را انجام دهید، باید انجام دهیم. این ولایت از آنِ چه کسی است؟ از آنِ خداوند است؛ ولایت الله.

⬅️گفتیم چرا خداوند ولایت دارد؟ چرا بر ما ولایت دارد؟ او اولاتر از ما به خود ماست.

⬅️ چون خالق ماست و به نیک و بدِ ما از خودمان آگاه‌تر است،

⬅️از این جهت خداوند بر ما ولایت دارد. پس از خداوند، رسول اوست؛ رسول الله. چرا او ولایت دارد؟ زیرا متصل به خداوند است و «ما ینطق عن الهوا» (از روی هوای نفس سخن نمی‌گوید)؛ «ان هو الا وحی یوحی» (کلام او تنها وحی است که بر او نازل می‌شود). از این رو، رسول الله نیز ولایت دارد. پس از او، ولایت ائمه اطهار (ع) است. آنان چرا ولایت دارند؟ زیرا ولیِ پروردگار جهانیان‌اند.

⬅️ممکن است کسی بپرسد: از کجا بدانیم اینان ولیِ رب العالمین‌اند؟ مگر نشانه‌ای بر پیشانی دارند؟ خیر. ⬅️آیا باید اعمال ایشان را بررسی کرد؟ خیر. چنین امری بدین سادگی نیست، زیرا ممکن است کسی اعمالش را بررسی کند و او به ظاهر فردی بسیار صالح به نظر رسد، اما این به معنای ولایت رب‌العالمین بودن نیست. چگونه می‌توان فهمید؟ از طریق کلام رسول خدا؛ کسی که از سوی رسول خدا معرفی شده باشد. همچنان که امیرالمؤمنین (ع) را معرفی کرده است که ایشان ولیِ خداست.

⬅️ ولایت همچون عصمت است؛ هیچ نشانه ظاهری ندارد. در مورد عصمت روایت داریم که نشانه ظاهری ندارد و نص صریح می‌طلبد؛ نص صریح از سوی رسول خدا که این فرد معصوم است. ولیِ الهی که بر دیگران ولایت دارد نیز باید از جانب خداوند معرفی شده باشد تا دارای ولایت گردد. و این ولایت منحصر در دوازده امام معصوم است.

⬅️امام هادی (ع) فرمودند: «و ولی رب العالمین و مولای و مولا المومنین». از آن رو که شما ولیِ پروردگار جهانیانید، مولای ما هستید و مولای همه مؤمنان. وگرنه، صرفِ اینکه کسی از اصحاب پیامبر باشد [دلیل ولایت نیست]. آیا هر که از اصحاب پیامبر گشت، فردی نیکوست؟ خیر. چه بسیار از اصحاب پیامبر که منافق بودند! این همه آیات قرآن درباره منافقان، درباره چه کسانی است؟ درباره کسانی است که در عصر پیامبر از یاران ایشان محسوب می‌شدند. چه بسیار روایاتی داریم که پیامبر خدا (ص) می‌فرمایند در روز قیامت برخی از اصحاب من به سوی حوض می‌آیند، اما رانده می‌شوند. گفته می‌شود: تو نمی‌دانی پس از تو چه کردند و چه بدعت‌ها آوردند. این حدیثی است که حتی خود اهل سنت روایت کرده‌اند. آیا هر که از اصحاب پیامبر گشت، بر دیگران ولایت دارد؟ خیر. اما کسی که رسول خدا او را معرفی کرده باشد، آری؛ اطاعت از او بر ما واجب است و غیر او، نه.

⬅️پس مولای من و مولای همه مؤمنان کسی است که ولیِّ رب است؛ کسی که متصل به خداوند است. این نکته را در نظر داشته باشیم. یعنی او به دلیل آن وجه باطنی و اتصال به خداوند، ولیّ مؤمنان می‌گردد. کلام او برای من مقدم بر کلام خودم است؛ برای مؤمنانی که ایمان دارند. چنانکه گفتیم، با کسانی که ایمان ندارند کاری نداریم. فرد مسلمان و مؤمن می‌پرسد مولای من کیست؟ باید از کلام چه کسی اطاعت کنم؟ و در ادامه زیارت می‌خوانیم: «و رحمت الله و برکاته».

⬅️ «السلام علیک یا مولای یا امیرالمؤمنین». این عبارت بار دیگر تکرار شده و این افزودنی در آن است: «مولای». در اینجا، پس از عبارت نخست «السلام علیک یا امیرالمؤمنین»، این بار می‌فرماید: «السلام علیک یا مولای یا امیرالمؤمنین». ای مولای من، ای امیر مؤمنان! این بدان معناست که من خود را از زمره مؤمنان به شما می‌دانم. ایمان سه بخش دارد:

۱- ایمان به خداوند،

۲-ایمان به پیامبر

۳- ایمان به ولایت. و چون او مولای مؤمنان است، [زیارت‌کننده] می‌گوید: «مولای منی» (مولای من هستی). حدیث غدیر: «من کنت مولاه فهذا علی مولاه»؛ هر کس من مولای اویم، پس این علی مولای اوست. یعنی اگر کسی من مولای او نباشم، علی مولای او نیست. زیرا پذیرش این ولایت از سوی شخص لازم است. آن ولایتی که از جانب خداوند است، ارتباطی به پذیرش ما ندارد. ولیِ پروردگار جهانیان، خودِ وجودِ ولایت است و به کسی ارتباطی ندارد. ممکن است کسی ولیِ پروردگار جهانیان باشد، اما ولایت بر خلق نداشته باشد؛ بدین معنا که مأمور به ولایت بر امور مؤمنان نباشد. او از اولیای الهی است، اما بر مردم ولایت ظاهری ندارد. اما برخی از اولیا، مأمور به ارشادند، مأمور به دستگیری (هدایت) هستند، مأمور به [دستگیری مردم و رساندن آنها به جایی که به امام سلام کنند و بگویند] «السلام علیک یا مولای» [است].

⬅️در روایت آمده است که در کوفه، هنگامی که حضرت (علیه السلام) در آنجا بودند، گروهی آمدند و به ایشان گفتند: «السلام علیک یا مولای یا مولانا». ایشان فرمودند: شما مگر عرب نیستید؟ [چرا مرا با این عنوان خطاب می‌کنید؟]. نکته‌ای را تبیین کنم: واژه «مولا» معنای دیگری نیز دارد و آن «وابسته» یا «آزادشده» است (موالی). این مفهوم وابستگان (موالی) امروزه رایج نیست و تبیین آن دشوار است. در گذشته، فردی که آزاد می‌شد، جزو موالی فرد آزادکننده محسوب می‌شد. موالی زیردست محسوب می‌شدند. آنان در زمره زیردستانی بودند که توسط خلفای پیشین [در این جایگاه] قرار داده شده بودند که دیگران را موالی خود می‌دانستند. این به معنای شهروند درجه دوم بودن بود. مفهوم موالی اینچنین بود. هنگامی که آنان به حضرت گفتند «یا مولانا»، مقصودشان این بود که ما از موالی و پیروان شما هستیم.

⬅️ حضرت فرمودند: شما که عرب هستید، چگونه مرا با این عنوان خطاب می‌کنید؟ بدین معنا که می‌خواستند از زبان ایشان اقرار بگیرند. عرض کردند: آقا، ما در غدیر خم، رسول خدا شما را مولا معرفی کردند؛ «من کنت مولاه فهذا علی مولاه». شما مولای ما هستید. از این رو ما می‌گوییم «یا مولانا»، نه به معنای آن «مولا» یی که عرب‌ها به عجم‌ها می‌گفتند (موالی). مقصود ما آن نیست.

بنگرید که امیرالمؤمنین (علیه السلام) چه اندازه مظلوم بودند که هنگامی که ایشان در کوفه می‌فرمودند رسول خدا مرا در غدیر خم معرفی کرده است، گروهی گفتند: علی دروغ می‌گوید. پس حضرت طلب شاهد کردند. از گروهی از اصحاب پرسیدند: چه کسانی در غدیر خم حضور داشتند و دیدند که رسول خدا مرا مولا نامید؟ «من کنت مولاه فهذا علی مولاه». گروهی برخاستند و گفتند: آقا، ما بودیم و از رسول خدا شنیدیم. گروه دیگری نیز بودند که شهادت ندادند؛ مانند زید بن ارقم. امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند: تو بودی؟ گفت: آقا، دیگر زمان گذشته و من فراموش کرده‌ام. فرمودند: اگر دروغ می‌گویی، خداوند بینایی‌ات را از تو بگیرد. او می‌گوید از مسجد بیرون رفتم و دیدم چشمانم دیگر نمی‌بیند. نکته جالب آنجاست که پس از این ماجرا، او در مدینه عصا زنان راه می‌رفت و می‌گفت: مردم، من از رسول خدا شنیدم که می‌فرمود: «من کنت مولاه فهذا علی مولاه». آری، [پس از دیدن آن عذاب] زبانش گشوده شد.

⬅️«السلام علیک یا مولای یا امیرالمؤمنین».

«یا امین الله فی ارضه» (ای امانتدار خدا در زمین!). این امانتدار خدا در زمین، امین خدا در زمین، یکی در ارتباط با اسرار الهی است؛ اسراری که خداوند نزد حجت خویش قرار می‌دهد. او امانتدار اسرار و رازهای خداوند در زمین است. این یک نکته است.

⬅️نکته دیگر آنکه او امانتدار دین خداست. یعنی اگر بخواهیم دین خدا را بیاموزیم، باید به چه کسی مراجعه کنیم؟ به کسی که دین خدا نزد او به امانت سپرده شده باشد و بدانیم که به ما دروغ نمی‌گوید، همانند آنانی که (چون زید بن ارقم و دیگران) [برای کتمان حقیقت] گفتند فراموش کرده‌ایم، دروغ نمی‌گوید. تنها این یک دروغ نبود، بلکه دروغ‌های بسیاری گفته شد. دروغ‌های بسیاری می‌گفتند. بنی امیه امیرالمؤمنین (علیه السلام) را بسیار سب و لعن می‌کردند.

⬅️امانتدار حقیقی دین خدا کیست؟ دین خدا نزد چه کسی به امانت سپرده شده است؟ به چه کسی مراجعه کنیم تا حقیقت دین خدا را دریابیم؟ چه چیزی صحیح است و چه چیزی غلط؟ چه کسی قرآن را به درستی می‌فهمد؟ امیرالمؤمنین (علیه السلام) درباره بنی امیه می‌فرمایند: اینان هر گرهی [از عقاید و احکام اسلام] را باز کردند (عقد به معنای گره)؛ عهدهای اسلام را [گشودند/نقض کردند]. می‌آمدند و صحیحِ هر حکم یا اعتقاد را می‌پرسیدند و سپس غلطِ آن را در میان مردم رایج می‌کردند. چه بدعت‌ها که در دین پدید آمد! فاصله [زمانی] از رحلت پیامبر تا خلافت امیرالمؤمنین (علیه السلام) بیست و پنج سال است.

⬅️حضرت می‌فرمایند بدعت‌های بسیاری در دین وارد شده که من علی نیز نمی‌توانم آن‌ها را اصلاح کنم،

⬅️ دین [حقیقی] نزد چه کسی است؟ امانتدار [آن] کیست؟ که به او مراجعه کنیم و حقیقت دین خدا را جویا شویم؟ حق و باطل کدام است؟ چه کسی قرآن را می‌فهمد؟

⬅️زیارتی وجود دارد به نام زیارت امین الله. این زیارت برای امیرالمؤمنین (ع) است و به زیارت امین الله معروف است. این زیارتی است که امام سجاد (ع) با آن، امیرالمؤمنین (ع) را مورد خطاب قرار داده‌اند. این از انشاءهای امام سجاد (ع) است که هم سند آن بسیار معتبر است و هم مضامین آن. عبارت «السلام علیک یا امین الله فی ارضه» [و ادامه آن]… یا «فی خلقه». بنابراین، امین خدا در زمین [یا در میان خلقش] کیست؟ امین خدا به معنای [نگهبان] رازهای الهی است، [و نگهبان] دین حقیقی خدا، [و نگهبان] تفسیر حقیقی قرآن [است که همه این‌ها] به امانت در نزد امام است. ⬅️او امانتدار خدا در زمین است. اکنون، او امانتدار پیامبر نیز هست. [قبلاً درباره] «وارث علم النبیین» [سخن گفتیم] که به معنای میراث‌دار پیامبران است و بحث آن در جای خود [گذشت]. اکنون بحث [ولایت، امانت و سفارت] امانتدار خداوند در زمین است.

⬅️«و سفیره فی خلقه» (و ای سفیر خدا در میان خلقش!). ما در زبان فارسی نیز واژه «سفیر» را به کار می‌بریم. سفیر به چه معناست؟ [آیا کسی می‌داند؟] به معنای رسول و فرستاده. وقتی می‌گوییم

⬅️«سفیر کبیر»، مقصود چیست؟ همان فرستاده بزرگ [کشور] است. اصلاً وقتی می‌گوییم «سفارت» و ⬅️«سفارتخانه»، مقصود چیست؟ همین کلمه «سفیر» است. اما فرستاده (رسول) با سفیر چه تفاوتی دارد؟ تفاوتی وجود دارد. درست است که معنای آنها نزدیک به هم است، اما تفاوتی دارند. سفیر فرستاده‌ای است که برای صلح و مصالحه اعزام می‌شود.

⬅️می‌فرماید: «سلام بر توای مولای من، ای امیرالمؤمنین، ای امین خدا در زمین، و ای سفیر خدا در خلقش!». [یعنی] سفیر خدا در میان خلق. یعنی برای چه فرستاده شده است؟ برای صلح. صلح میان چه کسی؟ میان بندگان و خداوند. او کسی است که میان بندگان و خداوند صلح برقرار می‌کند. این یک وجه معنای آن است.

⬅️وجه و معنای دیگری نیز دارد. آیا ممکن است کسی که می‌تواند میان بندگان و خداوند صلح ایجاد کند، خود با خدا قهر باشد؟ خیر، چنین چیزی ممکن نیست. آیا ممکن است که خداوند با او قهر باشد؟ خیر، ممکن نیست. پس باید او خود در صلح با خداوند باشد و دوستدار خداوند باشد تا بتواند دیگران را با خداوند آشتی دهد و میانشان صلح برقرار سازد.

⬅️حدیثی از امام حسن عسکری (علیه السلام) [وجود دارد] که فرمودند: یتیمی، یتیمیِ کسی نیست که از پدرش جدا شده است، بلکه یتیمی، یتیمیِ کسی است که از امامش جدا افتاده است

.⬅️خداوند رحمت کند آن شیعه ما را که دست این [یتیم] را بگیرد و او را به امامش متصل کند؛ یعنی میان او و امامش صلح ایجاد کند، دست او را در دست امام بگذارد، او را با امام آشتی دهد. زیرا امام خود سفیر خداست.

⬅️هر که با امام دست بیعت دهد، گویی با خدا دست داده است، زیرا امام خود یدالله (دست قدرت الهی) است. امام خود یدالله، سفیر صلح خداست. و هر کسی نمی‌تواند این مهم را انجام دهد.

⬅️ لذا می‌بینیم سیره ائمه اطهار (علیهم السلام) این بود که تا آنجا که امکان داشت، مانع درگیری و خونریزی شوند. تا آنجا که ممکن بود، آغازگر جنگ نبودند؛ جنگ را آغاز نمی‌کردند، تا زمانی که دشمن حمله می‌کرد و [آنان را] می‌زد و می‌کشت. چه در زمان رسول خدا و چه در زمان خود امیرالمؤمنین (ع)، سیره و روش ایشان اینچنین بود. هیچ‌گاه با کسی جنگ و درگیری آغاز نمی‌کردند، تا آنجا که ممکن بود. زیرا می‌خواهند میان بندگان و خدا صلح برقرار سازند

⬅️ روش رسول الله این است که او برای صلح آمده است تا بندگان خدا را با خداوند آشتی دهد و میانشان صلح برقرار سازد و آثار شرک و نفاق و دیگر [رذایل] را از دل‌هایشان بزداید.

معنای دیگر صلح، برقراری صلح میان خود خلق و مردم است. چه بسیار روایات که در فضیلت ایجاد صلح میان دو نفر که با هم قهر کرده‌اند، وارد شده است؛ میان دو نفری که با هم قهرند، مصالحه برقرار کنی. در برخی روایات آمده است که بالاترین کارها پس از نماز، ایجاد صلح میان مسلمانان و مؤمنان است. ایجاد صلح [از اعظم حسنات است]. «و الصلح خیر» (صلح بهتر است). اگر همه مردم دنیا با یکدیگر در صلح بودند، چه نیکو بود!

⬅️خداوند برای زندگیِ همه، روزی فراوان داده است؛ برای همه بندگانش روزی نازل می‌کند. «و الصلح خیر»؛ صلح نیکوست. البته مردم دنیا خوب هستند و با یکدیگر [بیشتر اوقات] خوب‌اند؛ این حاکمانند که با هم می‌جنگند، ولی مردم دنیا کاری به کار هم ندارند

⬅️هنگامی که امام عصر (عج) ظهور می‌کنند، چه می‌کنند؟ صلح در جامعه ایجاد می‌کنند. اینکه روایت می‌گوید در زمان ایشان زنی با تمام طلا و جواهراتش به تنهایی از مکانی به مکان دیگر می‌رود بدون آنکه کسی مزاحم او شود، [نشان از همین صلح و امنیت است که] در زمان ایشان اتفاق می‌افتد. این به چه معناست؟ به این معناست که مردم با یکدیگر در صلح هستند، نه در جنگ.

⬅️به این نتیجه رسیدم که اصلِ عملِ صلح کردن خوب است؛ نفس این عمل خیر است. بحث دوست و دشمن نیست؛ اصلِ صلح کردن خیر است. امام سفیر خدا در میان خلقش است تا خلق را با یکدیگر آشتی دهد و میانشان صلح برقرار سازد.

نکته(هر کسی نمی‌تواند صلح ایجاد کند مگر آنکه در باطن خود صلح‌جو باشد؛ فردی مصلح باشد. برخی خود با دیگران قهر هستند، سپس می‌خواهند میان دیگران صلح ایجاد کنند [و می‌گویند] قبول نمی‌کنند.،

⬅️نفس رسول الله (ص) و نفس ائمه اطهار (ع) گونه‌ای بود که وقتی در کنار افراد قرار می‌گرفتند، میانشان محبت ایجاد می‌شد؛ میانشان محبت برقرار می‌گشت. نفوذ معنوی ایشان این اثر را دارد. چون سفیر خداست. اصولاً برای چه آمده است؟ برای برقراری صلح؛ صلح کلی. صلح کلی که در زمان امام عصر (عج) اتفاق می‌افتد. همه قبیله‌ها و عشیره‌ها.

⬅️البته آن صلح کلی تنها با ظهور آن سفیر کبیر الهی، حضرت بقیة الله (ارواحنا فداه) رخ خواهد داد. ان شاءالله که خداوند فرج ایشان را برساند.

⬅️یا اباعبدالله. «سفیره فی خلقه و حجته البالغة علی عباده» (سفیر خدا در میان خلقش و حجت بلیغ او بر بندگانش). شما حجت بلیغ خداوند بر بندگانش هستید. سلام بر شما که حجت بلیغ خدایید. حجت در لغت به معنای دلیل است. حجت به چه معناست؟ به معنای دلیل.

⬅️امام قوی‌ترین دلیل بر وجود خداوند است؛ قوی‌ترین دلیل بر وجود خداوند. همه چیز دلیل بر خداوند است؛ همه چیز دلیل بر خداوند است. «و فی کل شیء له آیة تدل علی انه واحد» (در هر چیزی نشانه‌ای است که دلالت بر یگانگی او دارد). [شاعر] می‌گوید: به هر چیزی که نگاه می‌کنی، تو را به خدا دلالت می‌کند؛ به هر چیزی که نگاه کنی. شما به من نگاه می‌کنی، چه می‌بینی؟ صنع خدا را می‌بینی.

⬅️و فی کل شیء له آیه» (در هر چیزی نشانه‌ای است). به هر چیزی که نگاه می‌کنی، به هر چیزی در این عالم که نگاه کنی، خدا را می‌بینی.

⬅️امام آن بلیغ‌ترین حجت خدا، آن که دلیلِ [قاطع] خداست، آن بزرگترین موجود چیست؟ بزرگ‌ترین موجود، امام است. زیرا او انسان کامل است. ما انسان داریم و انسان کامل [نیز داریم]. همه ما انسان هستیم، اما آیا به کمال رسیده‌ایم؟ یا بالقوه‌ایم و می‌توانیم به کمال برسیم؟ به کمالاتی رسیده‌ایم. اما انسان کامل کیست؟ حجج الهی‌اند؛ حجت‌های خدا. «و حجته البالغة علی عباده» (و حجت بلیغ او بر بندگانش).

⬅️در برخی روایات آمده است که شما شیعیان، حجت‌های خدا در میان همسایگان و خویشاوندان خود هستید.

⬅️. در اصول کافی، روایتی در کتاب الحجه از امام صادق (علیه السلام) آمده که می‌فرمایند: «الحجة قبل الخلق و مع الخلق و بعد الخلق» (حجت پیش از خلقت، همراه خلقت و پس از خلقت است). اصولاً حجت بر خلق احاطه دارد. آن بحث دیگری است. حجت خدا، نماینده خداست

الحمدلله علی الولایه

دانلود فایل صوتی

14.5 مگابایت

← بعدیقبلی →