بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله رب العالمین و الصلاه و السلام علی سیدنا و نبینا و طبیب قلوبنا و شفیع ذنوبنا العبد المؤید الرسول المسدد المحمود احمد ابی القاسم المصطفی محمد. سه شنبه۱۴۰۴/۴/۱۰، ماه محرم، جلسه (۶) مووع:شرح زیارت غدیریه(کلام امام هادی ع) در شرح زیارت غدیریه امام هادی (ع)، به فرازی چنین میرسیم: «السلام علیک یا دین الله القویم و صراط المستقیم»؛ سلام بر تو ای دین پایدار و استوار الهی و ای راه راست. «دین قویم» به معنای دین با قوام، پایدار و محکم است، و این ویژگی به دین الهی و دین خدا اشاره دارد. در باب واژه «دین»، . این واژه در قرآن کریم به معانی متعددی به کار رفته است. یک معنای آن «جزا» است؛ چنانکه در عبارت «مالک یوم الدین» به معنای «مالک روز جزا» آمده است. معنای دیگر «دین»، مجموعه احکام، عبادات (نُسُک) و اعتقاداتی است که به عنوان راه و روشی از سوی خداوند برای هدایت انسان فرستاده شده است تا با پیمودن آن، در روز جزا به سعادت دست یابد. آیه شریفه «ان الدین عند الله الاسلام» (آل عمران/ ۱۹) بر همین معنا دلالت دارد . در روایات، اسلام به «تسلیم» تفسیر شده است، اما تسلیم در برابر چه کسی؟ تسلیم در برابر ولیّ خدا و امام؛ یعنی تسلیم در برابر علی بن ابی طالب (ع). اسلام حقیقی، تسلیم در مقابل ولایت و امامت است. اگر کسی نماز گزارد و روزه بگیرد، اما امامت و ولایت را نپذیرد، حال او چگونه خواهد بود؟ بسان ابلیس. ابلیس نیز عبادت میکرد؛ چنانکه امیرالمؤمنین (ع) فرمودند شش هزار سال عبادت کرد، اما چون ولایت آدم (ع) را نپذیرفت، هیچ یک از عباداتش پذیرفته نشد. پس، «الاسلام هو التسلیم»، اما تسلیم در برابر ولیّ امر و کسی که رسول خدا (ص) او را معین فرموده است. فرمودند: «سلام بر تو ای دین قویم الهی». این سؤال مطرح میشود که چگونه ممکن است امیرالمؤمنین (ع)، که انسانی است، «دین» نامیده شود؟ پاسخ آن است که برخی امور، مفاهیمی ذهنی هستند که برای ارائه و نمایاندن آنها در عالم خارج نیازمند مصداق و تجلی بیرونیایم. اگر بخواهیم در جامعهای که با مفاهیم الهی آشنا نیست، «دین اسلام» را معرفی کنیم، چگونه میتوانیم آن را نشان دهیم؟ دین نیازمند مصداق خارجی است که قابل ارائه باشد و این مصداق در «انسان کامل» متجلی میشود. ، دین ما امیرالمؤمنین (ع) است. در زیارت ناحیه مقدسه خطاب به امام حسین (ع) میخوانیم: «قتلوا بقتلک الاسلام»؛ یعنی با کشتن تو، اسلام را کشتند. اسلام یعنی امیرالمؤمنین (ع)، یعنی امام حسین (ع). «السلام علیک یا دین الله القویم»، ای دین قویم الهی، این تویی. در منابع خود اهل سنت، احادیث بسیاری وجود دارد (که برای تأکید بر عدم انحصار این مطالب در کتب شیعه به آنها اشاره میشود) مبنی بر اینکه خلفای سهگانه در مسائل مختلف دینی و فقهی دچار مشکل میشدند و ناگزیر بودند برای یافتن پاسخ به امیرالمؤمنین (ع) مراجعه کنند. چگونه کسی که احکام خدا را نمیداند، میتواند جانشین پیامبر باشد؟ ادامه فراز زیارت، به «صراط المستقیم» میرسیم؛ «سلام بر تو ای صراط مستقیم خدا». «صراط» در لغت عرب به معنای راه است. در عربی واژگان متعددی برای راه وجود دارد، مانند «سبیل»، «طریق»، «منهج» و «شارع». بسیاری از این واژگان دارای جمع هستند، مانند «سبیل» که جمع آن «سُبل» است، یا «طریق» که جمع آن «طُرُق» است. اما واژه «صراط» جمع ندارد. علت این است که «صراط» به نزدیکترین و کوتاهترین راه اطلاق میشود. و از آنجا که نزدیکترین مسیر بین دو نقطه، خط مستقیم است، معمولاً از آن به «صراط مستقیم» تعبیر میشود. انحراف از خط مستقیم موجب طولانیتر شدن مسیر میگردد. همچنین در قرآن کریم از «صراط سویا» نیز یاد شده است. «صراط سوی» راهی است که پستی و بلندی ندارد و صاف است. . مفهوم «صراط» به وفور در قرآن کریم به کار رفته است. از جمله در آیه ۱۵۳ سوره انعام که میفرماید: «وَأَنَّ هَٰذَا صِرَاطِی مُسْتَقِیمًا فَاتَّبِعُوهُ ۖ وَلَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِیلِهِ»؛ «و این است راه راست من؛ پس، از آن پیروی کنید و از راههای (انحرافی) دیگر پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده میسازد.» این «صراط مستقیم» که در آیه از آن سخن رفته، چیست؟ اگر بخواهیم مصداق خارجی این «راه راست» را به کسی نشان دهیم، چه کسی را باید معرفی کنیم؟ روایات تصریح دارند که «صراط مستقیم»، ولایت امیرالمؤمنین (ع) است. «صراط مستقیم»، ولایت ولیّ امر الهی است. آیه میفرماید: «این صراط مستقیم من است، پس از آن پیروی کنید و از راههای دیگر که شما را از راه او خارج میسازد، پیروی نکنید.» منظور از «راههای دیگر» چیست؟ یعنی از افراد و مسیرهای دیگری غیر از ولیّ خدا پیروی نکنید. چنانکه رسول خدا (ص) به عمار فرمودند: «یا عمار! اگر دیدی همه مردم به راهی میروند و علی (ع) به راهی دیگر میرود، تو با علی برو و کاری به دیگران نداشته باش؛ زیرا علی مع الحق و الحق مع علی»؛ «صراط مستقیم» ولایت امیرالمؤمنین (ع) است. نکته شایان توجه آن است که این روایات و مفاهیم، در منابع حدیثی شیعه و سنی هر دو نقل شدهاند. ما در نمازهای روزانه خود، هر بار میگوییم: «اهدنا الصراط المستقیم»؛ ما را به صراط مستقیم هدایت فرما. آیا این به معنای آن است که ما هنوز در صراط مستقیم نیستیم؟ خیر، این دعا برای استمرار و ثبات قدم در صراط مستقیم است. دعای «اهدنا الصراط المستقیم» نیز درخواست هدایت مستمر در مسیری است که در آن قرار داریم تا از آن خارج نشویم. چرا که ابلیس به خداوند عرضه داشت: «لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِیمَ» (اعراف/ ۱۶)؛ «من بر سر راه مستقیم تو در کمین آنها خواهم نشست.» صراط مستقیم الهی چیست؟ در روایات فرمودند: ولایت امیرالمؤمنین (ع). امام صادق (ع) به یکی از یاران خود فرمودند: «انه انما صمد لک و لاصحابک و اما الاخرون فقد فرق من هم»؛ «شیطان تنها متوجه تو و پیروان توست و با دیگران کاری ندارد»، زیرا آنان (مخالفان ولایت) از ابتدا در صراط مستقیم نیستند که ابلیس بخواهد آنان را گمراه کند. آنان به دلیل پیروی از نفس خویش مرتکب گناه میشوند. صراط مستقیم، ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) است. «صراط مستقیم» به کجا ختم میشود؟ به کجا رهنمون میگردد؟ قرآن کریم میفرماید: «ان ربی علی صراط مستقیم» (هود/ ۵۶)؛ «پروردگار من بر صراط مستقیم است». پس صراط مستقیم، انسان را به سوی خدا میرساند. کسی که در صراط مستقیم باشد، به خدا خواهد رسید. این صراط، دارای صاحبان و پیشوایانی است؛ چنانکه روایات آن را ولایت امیرالمؤمنین (ع) معرفی میکنند. دلیل این از کجای قرآن است؟ در نماز میگوییم: «اهدنا الصراط المستقیم»؛ ما را به صراط مستقیم هدایت فرما. سپس این صراط را اینگونه توصیف میکنیم: «صراط الذین انعمت علیهم» (فاتحه/ ۶)؛ «راه کسانی که به آنان نعمت بخشیدهای». این صراط، راه کسانی است که مشمول نعمت الهی گشتهاند. منظور از این نعمت چیست؟ آیا خداوند به همه نعمت نداده است؟ این «نعمت» در اینجا، نعمت خاص «ولایت» است. از کجای قرآن این برداشت میشود که این نعمت، نعمت ولایت است؟ آیات دیگر قرآن توضیح میدهند. از جمله آیه «الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتِی» (مائده/ ۳) که نعمت را در کنار اکمال دین ذکر میکند. و آیه «أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْرًا» (ابراهیم/ ۲۸) که گروهی نعمت خدا را به کفر تبدیل کردند. کفر در مقابل چیست؟ ایمان. پس آن نعمت، نعمت ایمان و ولایت بود که عدهای آن را به کفر مبدل ساختند. بنابراین، «صراط الذین انعمت علیهم» راه کسانی است که ولایت به آنان عطا شده است. همچنین در پایان سوره طه میخوانیم: «فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحَابُ الصِّرَاطِ السَّوِیِّ وَمَنِ اهْتَدَىٰ» (طه/ ۱۳۵)؛ «پس به زودی خواهید دانست چه کسی اصحاب و صاحبان صراط مستقیم و راه راست است و چه کسی هدایت شده به آن.» این آیه نشان میدهد که صراط مستقیم صاحبی دارد و عدهای نیز کسانی هستند که به این صراط هدایت شدهاند؛ مؤمنان هدایت شده به صراط مستقیم هستند، اما صراط، صاحبان و پیشوایانی دارد. «صراط المستقیم»، راه راست و درست، امیرالمؤمنین (علیه السلام) و امام زمان (عجل الله فرجه) است و بس. هر کس در این مسیر نباشد و ولایت را نپذیرد، در صراط مستقیم نیست. البته این حکم شامل کسانی که حقانیت به گوششان نرسیده و حجت بر آنان تمام نشده است، نمیشود و حساب آنان جداست. این سخن مربوط به کسانی است که حقانیت را شنیدهاند و از روی عناد یا دنیاپرستی آن را نمیپذیرند. فراز بعدی زیارت، «السلام علیک ایها النبأ العظیم الذی هم فیه مختلفون و عنه یسألون» است؛ «سلام بر تو ای نبأ عظیم، که آنان در آن اختلاف کردند و از آن بازخواست خواهند شد». این فراز اشاره به آیات آغازین سوره مبارکه نبأ دارد که میفرماید: «عَمَّ یَتَسَاءَلُونَ * عَنِ النَّبَإِ الْعَظِیمِ * الَّذِی هُمْ فِیهِ مُخْتَلِفُونَ» (نبأ/ ۱-۳)؛ «از چه چیز میپرسند؟ از آن خبر بزرگ (نبأ عظیم)، که در آن اختلاف دارند.» واژه «یتساءلون» به معنای پرسش مکرر و همراه با درگیری و مناقشه است. از چه چیزی مناقشه میکنند؟ از «نبأ عظیم»؛ از آن خبر بسیار مهم و بزرگ. این خبر بزرگ که در آن اختلاف وجود دارد، چیست؟ خود امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند: «أنا النبأ العظیم»؛ «منم آن خبر بزرگ.» و نیز فرمودند: «وَاللهِ مَا لِلَّهِ آيَةٌ أَعْظَمُ مِنِّي، وَمَا لِلَّهِ نَبَأٌ أَعْظَمُ مِنِّي»؛ «به خدا سوگند، برای خدا آیهای بزرگتر از من و خبری بزرگتر از من نیست.» بزرگترین خبر در عالم هستی، وجود امیرالمؤمنین (علیه السلام) است. اهمیت «نبأ» به دلیل بزرگی و اهمیت آن است. بزرگترین خبر، مربوط به بزرگترین حقیقت و بزرگترین موجود در عالم هستی است، و آن «انسان کامل» یعنی امیرالمؤمنین (علیه السلام) است. بزرگترین خبر و بزرگترین حقیقت در عالم، امام است. «الذِی هُمْ فِیهِ مُخْتَلِفُونَ»؛ که در آن اختلاف کردند. این اختلاف، نشانگر عمق بغض و عداوتی است که نسبت به امیرالمؤمنین (علیه السلام) ورزیدهاند. «وَ عَنْهُ یُسْأَلُونَ»؛ و از او بازخواست خواهند شد. کار ایشان تمام نمیشود و در پیشگاه الهی از موضعشان در قبال امیرالمؤمنین (علیه السلام) مورد بازخواست قرار خواهند گرفت. الحمدلله علی الولایه دانلود فایل صوتی1404-4-10 شرح زیارت غدیریه امام هادی ع جلسه 6
0:000:00
14.0 مگابایت