→

1405-3-28 شرح زیارت غدیریه جلسه 4

⌂

1405-3-28 شرح زیارت غدیریه جلسه 4

0:000:00

بسم الله الرحمن الرحیم
اَلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ، وَ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ عَلَی سَیِّدِنَا وَ نَبِیِّنَا وَ طَبِیبِ قُلُوبِنَا وَ شَفِیعِ ذُنُوبِنَا، الْعَبْدِ الْمُؤَیَّدِ، الرَّسُولِ الْمُسَدَّدِ، الْمَحْمُودِ أَحْمَدَ، أَبِی‌الْقَاسِمِ الْمُصْطَفَی مُحَمَّدٍ
پنجشنبه۱۴٠۵/۳/۲۸،شب چهارم محرم،
🏴موضوع:شرح زیارت غدیریه(جلسه ۴)
➖ادامه(در شرح این زیارت غدیریه امام هادی (ع) به قسمتی رسیدیم که فرمود: «وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ أَخُو رَسُولِ اللَّهِ». من شهادت می‌دهم که تو برادر رسول خدا هستی.
✔️نکته(عزیزان، این زیارت‌نامه‌ها که داریم شرح می‌کنیم و از امامان معصوم (ع) به ما رسیده است، نکته بسیار مهمی را می‌خواهد به ما بگوید. می‌خواهد بگوید که جانشینی پیامبر و امامت، چیزی نیست که مردم از طرف خودشان انتخاب کنند. امام، تالی‌تلوِ پیامبر است. کسی که جای پیامبر می‌نشیند، باید چنین صفاتی داشته باشد. مردم هم صفات او را تشخیص نمی‌دهند که آیا دارد یا ندارد؛ باید پیامبر خدا گفته باشد و امام بعدی را هم امام قبلی مشخص کند. امامت امری نیست که مردم دست کسی را بالا ببرند و بگویند: «این امام است.» در سقیفه جمع شوند و بگویند: «این جانشین پیامبر است.»
اگر شیعه این‌قدر محکم بر مسئله ولایت ایستاده است، می‌گوید: «آخر بحث نصب کردن نیست که ما بخواهیم یک نفر را نصب کنیم.» اکنون، مسئله مهدویت مختص شیعیان نیست. بسیاری از اهل سنت هم به حضرت مهدی (عج) قائل‌اند. حتی وهابی‌ها هم روایت و حدیث در این باره دارند. در جوامع اهل سنت نیز احادیثی هست و آن‌ها نیز به حضرت مهدی (عج) قائل‌اند. خب، آیا می‌توانیم یک نفر را به عنوان حضرت مهدی (عج) انتخاب کنیم؟ می‌گوید: «نه،نمی‌شود که.» می‌گوییم: «، چرا اولش می‌شد؟ چرا به جای حضرت علی (ع)، فرد دیگری را انتخاب کردند؟» انتخاب امام که در دست من و شما نیست. امامت…
چون اکنون برخی از مسائل مربوط به امامت بسیار بی‌ارزش شده است؛ در این جامعه، بعضی افراد را با امام معصوم (ع) مقایسه می‌کنند. فاصله امام معصوم (ع) با انبیا زیاد است، چه رسد به علما. علما چه کسانی هستند؟ علما از میان ما و شما برخاستند، به حوزه علمیه رفتند، درس خواندند و عالم شدند. امام معصوم (ع) داستانش متفاوت است؛ از زمین تا آسمان با بقیه انسان‌ها تفاوت دارد. حدیث طویل امام رضا (ع) می‌فرماید که مقام امامت مانند ستاره‌ای دوردست و خارج از دسترس مردمان است. امامت مقامی نیست که دست کسی را بالا بگیری و بگویی: «این خلیفه پیامبر است.»
و این‌ها که اینجا می‌خوانیم، مقامات امیرالمؤمنین (ع) است. می‌گوید: «مقام ایشان این‌گونه است که امام شده‌اند.» ✔️«شهادت می‌دهیم تو برادر رسول خدا هستی» یعنی چه؟ برادران باید یک وجه اشتراک داشته باشند. این‌ها را دیشب در احادیث خواندیم. رسول خدا (ص) فرمود: «یا علی! تو برادر من در دنیا و آخرت هستی و هیچ‌کس از مردم مانند تو نیست.» هیچ‌کس نیست که در دنیا و آخرت برادر من باشد. گفتیم در آخرت، رسول خدا (ص) برادرانی دارد؛ اما در دنیا و آخرت، این ویژگی مختص امیرالمؤمنین (ع) است.
درباره برادری‌اش نیز فرمود: «أَنْتَ مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى»؛ که هارون (ع) برادر حضرت موسی (ع) و خلیفه او نیز بود. و از قضا، همان اتفاقی برای امیرالمؤمنین (ع) افتاد که برای جناب هارون (ع) رخ داد. هنگامی که حضرت موسی (ع) به کوه طور رفت، هارون (ع) را خلیفه خود کرد. سامری گوساله‌ای تراشید و مردم را به پرستش آن دعوت کرد و حتی چاقو به گلوی هارون (ع) گذاشتند و گفتند: «گلوی تو را می‌بُریم.» همان‌گونه که شمشیر بالای سر امیرالمؤمنین (ع) گرفتند. و همان کلامی را امیرالمؤمنین (ع) به رسول خدا (ص) گفت که حضرت هارون (ع) به موسی (ع) گفت؛ هنگامی که برای گرفتن بیعت، او را از کنار قبر (پیامبر) می‌بردند، فرمود: «یَابْنَ عَمِّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِی وَ کَادُوا یَقْتُلُونَنِی»؛ یعنی «ای پسرعمو، این قوم مرا ضعیف کردند و نزدیک بود مرا بکشند.» او اخوّت دارد. فرمود: «ما از یک نور واحد هستیم؛ به همین خاطر با هم برادریم، چون از یک نور واحدیم.» «أَنَا وَ عَلِیٌّ مِنْ نُورٍ وَاحِدٍ»؛ من و علی (ع) از یک نور واحد هستیم.

وصی رسول الله

➖ «أَشْهَدُ أَنَّکَ أَخُو رَسُولِ اللَّهِ وَ وَصِیُّهُ». شهادت می‌دهم که تو وصی رسول خدا هستی. وصی، مثلاً عرب می‌گوید: «أرضٌ واسِعَة»؛ یعنی زمینی فراخ. شما چمن‌زارها و جاهایی دیده‌اید که سبزه آن تکه‌تکه است؛ اما برخی زمین‌ها یکپارچه سبز است. عرب به این می‌گوید: «أرض واسِعَة»؛ زمینی که سبزی‌اش به هم متصل است.
از همین مفهوم، استعاره وصیت گرفته شده است. وصیت چیست؟ امری است که شخص می‌خواهد بعد از مرگش ادامه یابد؛ یعنی به بعد از مرگش وصل باشد. لذا وصیت می‌کند و می‌گوید: «بعد از من چنین کنید.» این را وصیت می‌گویند. این مفهوم از همان «واسِعَة» و «وصل» می‌آید.
تو وصی رسول‌الله (ص) هستی. وصی رسول‌الله (ص) یعنی چه؟ یعنی ادامه رسول‌الله (ص) هستی. که چقدر روایات داشتیم که فرمودند: «همه انبیا دارای چه چیزی هستند؟ اوصیا هستند.» انبیا همه وصی داشتند؛ از حضرت آدم (ع) که شیث، وصی حضرت آدم (ع) بود (هبةالله)، اولین وصی بود. و سید اوصیا امیرالمؤمنین (ع) است. پیامبر ما دوازده وصی دارد. نکته‌ای که گفتیم این است که لقب «سیدالاوصیا» برای امیرالمؤمنین (ع)، اوصیای پیامبر خود ما را هم در بر می‌گیرد. یعنی در میان امامان اهل بیت (ع)، امیرالمؤمنین (ع) سیدالاوصیاست. یعنی اگر بگوییم: «در میان امامان اهل بیت (ع) چه کسی بالاتر از همه است؟» پاسخ می‌شود امیرالمؤمنین (ع)، چون سیدالاوصیاست.
تو وصی پیامبر هستی، ادامه خط رسول‌الله (ص). وگرنه بقیه مردم، یعنی آنانی که خلافت را غصب کردند، کار خودشان را می‌کردند. به ظاهر مسلمان بودند و همان کارهای جاهلی خودشان را انجام می‌دادند. اصلاً در عبارات بعدی، چون خواهد آمد، می‌خواهم عباراتش را برایتان بخوانم تا متوجه شوید؛ که این‌ها همان قتل و غارت‌هایی را که در زمان جاهلیت داشتند، بعد از پیامبر اکرم (ص) نیز ادامه دادند. البته کمی دست‌وپابسته‌تر. هر کس جلویشان می‌ایستاد، او را می‌کشتند.

✔️حال بگویم… آقا، در زمان امام حسین (ع)، یعنی بعد از ایشان، عبدالله بن زبیر می‌خواست بنی‌هاشم را آتش بزند. بعد می‌گفت: «اشکال ندارد.» چرا؟ چون عمر بن خطاب خانه فاطمه (س) و علی (ع) را آتش زد!!!!
یعنی وهابی‌ها را می‌بینید که آدم آتش می‌زنند؟ فکر نکنید این‌ها می‌گویند ما دینمان این نیست؛ نه، این دینشان است. وقتی دین به دست آدم‌های نابخرد بیفتد، این‌گونه می‌شود. آن‌ها آدم آتش می‌زنند به عنوان دین!
✔️در منابع اهل سنت آمده است که ابوبکر موقع مرگش چند پشیمانی ابراز می‌کرد. یکی از آن‌ها این بود که «ای کاش درِ خانه فاطمه زهرا (س) را نمی‌شکستم» و دیگری این بود که «ای کاش فلانی، (شخصی را نام می‌برد که جزو دشمنانش بود)، را به آتش نسوزانده بودم.» او یکی از دشمنانش را زنده‌زنده با آتش سوزاند. مسلمان… اسلام… وصی پیامبر کسی است که راه پیامبر (ص) را می‌رود. پیامبر اکرم (ص) با مشرکان قریش چه کرد؟ مشرکانی که جنگیده بودند، عمویش را کشته بودند، یارانش را کشته بودند… همه را بخشید. آیا غیر از این است؟ هیچ‌کس را هم نگرفت تا منصبش را به دیگری بدهد یا منصبش را بگیرد و به یاران خودش بدهد. فرمود: «مسلمان شو و همان‌جا بایست.»
➖تو وصی رسول‌الله (ص) هستی و ادامه دهنده راه رسول‌الله (ص) تو هستی.
دیگران بر اساس هوای نفس خودشان به ایران حمله کردند، به توران حمله کردند، به جاهای دیگر رفتند؛ این‌ها فتوحات غیر اسلامی بود.
تو وصی رسول‌الله (ص) هستی، وارث پیامبر. حضرت علامه حسن زاده آملی می‌فرمود: «اکثر القاب امیرالمؤمنین (ع) را دزدیدند. تنها لقبی را که نتوانستند کاری کنند، «وصی» بود؛ حضرت وصی (ع).» که ایشان وصی رسول‌الله (ص) بود. یعنی تمام توصیه‌ها به ایشان شده بود. و خود حضرت نیز در مواقف مختلف می‌فرمود: «چنین می‌شود و رسول خدا (ص) به من گفته است که در این موقف این‌گونه می‌شود و تو این‌گونه عمل کن.» گاهی اوقات امیرالمؤمنین (ع) پیشگویی‌های بسیاری می‌کردند. اصلاً کتاب‌هایی درباره پیشگویی‌های امیرالمؤمنین (ع) در روایات وجود دارد. بعد بعضی‌ها می‌گفتند: «آقا، شما پیشگو هستی؟» فرمود: «این‌ها علمی است که رسول خدا (ص) به من داده است.» گاهی اوقات می‌فرمود: «رسول خدا (ص) به من گفته است که در فلان جا هزار نفر به کمک تو می‌آیند.» [مثلاً] می‌شمردند و می‌دیدند دقیقاً هزار نفر آمدند. (مثلاً دارم عددش را می‌گویم.)
ایشان وصی است. او اتصال و پیاده شدن وحی است؛ پیاده شدن مشی رسول‌الله (ص) است. و وارث علم است. و شهادت می‌دهم که تو وارث علم رسول خدا (ص) هستی. در مورد «وارث»، «ارث» و «ارثیه»، همه ما می‌دانیم، چون در فارسی نیز کلمه «ارث» را به کار می‌بریم. ارث چیزی است که اکتسابی نیست. چون شما گاهی کار می‌کنی و پول به دست می‌آوری؛ گاهی هم ارثیه به دستت می‌رسد. حالا در مورد وارث علم پیامبر (ص)، [یعنی امام] می‌گوید: «شما این علم را کسب نکرده‌ای، بلکه به ارث به تو رسیده است.»
✔️اهل معرفت درباره این ارث (ارث معنوی) بحث‌های بسیاری دارند. تو وارث علم رسول‌الله (ص) هستی. چگونه به ارث می‌رسد؟
➖ جناب ابن عربی (محی‌الدین) در مورد ارث علوم که در زیارت وارث می‌خوانیم: «اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا وارِثَ آدَمَ صَفْوَةِ اللَّهِ»؛ یعنی «سلام بر تو ای کسی که وارث آدم، برگزیده خدا هستی.» چگونه علم از آدم (ع) به امام حسین (ع) می‌رسد؟ ایشان می‌گوید: «آن علم از عین آدم (ع)، از حقیقت آدم (ع) به آن شخص به ارث می‌رسد.» از عین حضرت ابراهیم (ع)، از حقیقت ابراهیم (ع). ارث آن علم به او منتقل می‌شود. از ذات او (منتقل می‌شود)، نه اینکه کتاب بخواند و یاد بگیرد؛ نه. [همین‌طور این معنا] که «اَلْعُلَمَاءُ وَرَثَةُ الْأَنْبِیَاء» (علما وارث انبیا هستند) ایشان می‌گوید این نیست که عالم کتاب بخواند و علوم آن‌ها را یاد بگیرد؛ بلکه علوم از عین آن‌ها در جانش منتقل می‌شود که وارث آن پیامبر (ص) می‌شود. این علمی است که آن پیامبر (ص) از عالم بالا گرفته است؛ سپس از قلب او به ایشان منتقل می‌شود.
➖در مورد ارث معنوی، ما مثلاً «وَرِثَةُ جَنَّةِ النَّعِیمِ» را داریم؛ یعنی «وارث جنت نعیم». بهشت را به ارث می‌برند. این بهشتی که به ارث می‌بریم، غیر از بهشتی است که شخص کسب می‌کند و به دست می‌آورد. این‌ها با هم متفاوت‌اند.
➖حدیث از بحارالانوار بخوانم که مفضل می‌گوید: «سَمِعْتُ أَبَاعَبْدِاللَّهِ علیه السلام یَقُولُ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ نَظَرَ إِلَی عَلِیٍّ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ فَبَکَی»؛ یعنی «رسول خدا (ص) به علی (ع)، حسن (ع) و حسین (ع) نگاه کرد و گریست.» و فرمود: «أَنْتُمُ الْمُسْتَضْعَفُونَ بَعْدِی»؛ یعنی «شما بعد از من مستضعف می‌شوید.» مستضعف با ضعیف فرق دارد. ضعیف کسی است که خودش زور و قدرت ندارد؛ اما مستضعف کسی است که او را ضعیف کرده‌اند. یعنی مالش را گرفته‌اند، قدرتش را گرفته‌اند، یارانش را گرفته‌اند و او را به استضعاف کشیده‌اند. فرمود: «شما بعد از من مستضعفانید.» مفضل می‌گوید: «به امام صادق (ع) عرض کردم: “مَا مَعْنَی ذَلِکَ؟” (معنای آن چیست؟)» یعنی «شما بعد از من مستضعفید؟» حضرت فرمود: «مَعْنَاهُ إِنَّکُمُ الْأَئِمَّةُ بَعْدِی»؛ یعنی «شما امامان بعد از من هستید.» آقا، مستضعفیت چه ربطی به امام دارد؟ چون خداوند عزوجل می‌فرماید: «وَنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ»؛ یعنی «ما اراده کردیم بر مستضعفان روی زمین منت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان [زمین] قرار دهیم.» پس وقتی می‌فرماید: «شما مستضعفید»، یعنی امامید؛ چون امام قدرت دارد و وقتی امام را تضعیف می‌کنند، مستضعف می‌شود. قدرتی که امام دارد و نمی‌گذارند در جامعه پیاده شود. جلو علمش را می‌گیرند و به استضعاف کشیده می‌شود.
✔️سپس فرمود: «فَهَذِهِ الْآیَةُ جَارِیَةٌ فِینَا إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ»؛ یعنی «و این آیه تا قیامت در ما جاری است.» که ما وارث هستیم، ما به ارث می‌بریم. گاهی اوقات به ارث بردن، یعنی زمین را به ارث می‌بریم. چون «وَ الْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ»؛ یعنی «عاقبت از آن پرهیزگاران است.» در روایت دیگری از امام سجاد (ع) داریم که «وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ» را فرمودند: «همان آل محمد (ص) هستند.» (حاضران: اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجه) که «یَبْعَثُ اللَّهُ مَهْدِیَّهُمْ بَعْدَ جَهْدِهِمْ فَیُعِزُّهُمْ وَ یُذِلُّ عَدُوَّهُمْ»؛ یعنی «خداوند مهدی (عج) آن‌ها را بعد از سختی‌هایشان برمی‌انگیزد و عزیزشان می‌کند و دشمنانشان را خوار می‌سازد.» مهدی آن‌ها که مهدی ماست، ان‌شاءالله به زودی زود تشریف بیاورند تا در رکابشان باشیم.
✔️ فرمود: «من شهادت می‌دهم که شما وارث علم پیامبرید.» حدیثی از امام رضا (ع) آقا جانمان، امام هشتم (ع).
➖ترجمه حدبث
✔️می‌گوید: «حضرت امام هشتم (ع) برای او نوشت: “اما بعد، به‌درستی که پیامبر اکرم (ص) امین خدا در خلق بود. پس چون آن حضرت قبض روح شد، ما اهل بیت (ع) میراث‌برندگان او و وارث او بودیم. پس ماییم امینان خدا در زمین. و در نزد ماست علم بلاها و مرگ‌ها (منایا و بلایا)؛ اینکه چه کسی کی می‌میرد، چه بلایی به کسی می‌خورد، ما این‌ها را می‌دانیم. علمش در نزد ماست. علم بلایا و منایا. و نسبت‌های درست و فاسد؛ اینکه چه کسی زنازاده است و چه کسی حلال‌زاده. ما از موضع تولد اسلام و محل ظهور آن آگاهیم. و به درستی که ما هر کسی را ببینیم، به حقیقت ایمان یا حقیقت نفاق او را می‌شناسیم؛ اینکه این فرد مؤمن است یا منافق، مسلمان است یا دروغ می‌گوید. زیرا نام شیعیان ما و نام پدران ایشان نوشته شده است. اسم شیعیان و پدران پدرانشان
➖️روایت:شخصی می‌گفت: همراه عمویم خدمت امام صادق(ع) رسیدیم. عمویم گفت: آقا، شما می‌فرمایید نام شیعیان نزد
شما ثبت است؛ آیا می‌توانم آن نوشته را ببینم؟
حضرت نوشته‌ای را آورد. در آن نام‌هایی ثبت شده بود. عمویم به من گفت: ببین آیا نام مرا پیدا می‌کنی؟
می‌گوید: در میان اسامی جست‌وجو می‌کردم که ناگهان نام خودم را دیدم. خوشحال شدم و گفتم: این نام من است. عمویم گفت: دنبال نام من بگرد، نه نام خودت. دوباره جست‌وجو کردم و دیدم نام عمویم نیز پایین‌تر ثبت شده است؛ در حالی که نام من پیش از او آمده بود.
➖️حضرت در ادامه فرمود:
«خداوند از ما و از آنان پیمان گرفته است که ما احکام الهی
را ابلاغ کنیم و آنان از ما بپذیرند.»
یعنی شیعیان، از اهل‌بیت(ع) پیروی کنند.
➖سپس فرمود:
«آنان وارد هر جایگاهی می‌شوند که ما وارد آن می‌شویم و در هر مقامی که ما داخل شویم، آنان نیز داخل می‌شوند.»
زیرا وارثان پیامبرند. سپس فرمود:
«غیر از ما و آنان، کسی بر ملت حقیقی اسلام نیست.»
یعنی ممکن است کسی در ظاهر مسلمان باشد، اما حقیقت اسلام چیز دیگری است. فرمود:
«ماییم برگزیدگان، بزرگواران، بهره‌مندان و رستگاران. ماییم پیشگامان به سوی کرامت الهی. ماییم فرزندان اوصیای پیامبران و ماییم آنان که در کتاب خدای عزوجل به مدح و ستایش مخصوص شده‌ایم. ماییم سزاوارترین مردم به کتاب خدا و سزاوارترین مردم نسبت به رسول خدا(ص).»
و نیز فرمود:
«خداوند دین خویش را برای ما تبیین و آشکار ساخته است.»
این دین برای مؤمنان آمده است. اصل دین برای کسانی است که به آن ایمان آورده‌اند و باید به آن عمل کنند. نباید به سبب رفتار نادرست برخی افراد، حقیقت دین را نادیده گرفت. اگر کسانی اختلاس می‌کنند، دزدی می‌کنند یا مرتکب خلاف می‌شوند، این اعمال دلیل بر حقانیت رفتار آنان نیست. وظیفه ما آن است که مطابق دینی که از رسول خدا(ص) به ما رسیده است عمل کنیم.
➖️خداوند در کتاب خود فرمود:
✔️«شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا…»؛
«برای شما از دین همان را تشریع کرد که به نوح سفارش
کرده بود…»

➖️حضرت می‌فرمود: «شَرَعَ لَكُمْ»؛ یعنی برای شما، ای خاندان پیامبر. خداوند آنچه را به حضرت نوح(ع) سفارش کرده بود، برای شما نیز تشریع و بیان فرموده است. آنچه به نوح(ع) دستور داده شد، در شریعت اسلام نیز وجود دارد و ما نیز به همان حقایقی مأمور شده‌ایم که پیامبران پیشین به آن مأمور بودند.
«وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ…»
✔️️ و آنچه را که به سوی تو وحی کردیم، ای رسول خدا، و
نیز آنچه را که به حضرت ابراهیم، حضرت موسی و حضرت عیسی(ع) سفارش و وحی نمودیم؛ پس به تحقیق که مردم را تعلیم دادیم و آنچه را به ما تعلیم شده بود به ایشان رساندیم. همچنین علم آنان را به ودیعه نزد ما سپردند و علوم انبیا به ما واگذار شد. ما وارثان پیامبران اولوالعزم هستیم؛ در حالی که دیگران از این معارف آگاهی ندارند. نه از حضرت نوح(ع)
خبر دارند و نه از حقایقی که در این آیات بیان شده است.
«أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ»؛ یعنی دین را برپا دارید.
➖حدیث :
خداوند فرمود:
✔️«شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا … أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ»؛ «برای شما از دین همان را تشریع کرد که به نوح سفارش کرده بود… که دین را برپا دارید.»
➖️در حدیث مفصلی آمده است که امیرالمؤمنین(ع) به
کمیل بن زیاد نخعی وصیت می‌فرمود:
حدیث بسیار طولانی است، اما در بخشی از آن حضرت مطلبی را بیان می‌کند. می‌فرماید: دین از آنِ خداست و کسی حق ندارد دین خدا را برپا کند، مگر پیامبر یا وصی پیامبر.
کسی حق ندارد بگوید من می‌خواهم دین خدا را برپا کنم. تو چه‌کاره‌ای که چنین ادعایی داشته باشی؟ یا باید پیامبر باشی یا وصی پیامبر. بنابراین، این سخن مشروعیت ادعای دیگران را در این مقام زیر سؤال می‌برد؛ زیرا می‌فرماید: شما بر چه اساسی می‌گویید می‌خواهیم دین خدا را برپا کنیم؟
از همین رو، آیه قرآن نیز می‌فرماید:
«شَرَعَ لَكُمْ … أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ»؛ یعنی این وظیفه به ما سپرده شده است که دین را برپا داریم.
➖️حضرت فرمود: ای فرزندان رسول خدا، دین را برپا دارید
و در آن پراکنده نشوید؛ بلکه بر یک امر متحد و هم‌داستان باشید. سپس خداوند می‌فرماید:
«كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ»؛ «آنچه آنان را به سوی آن دعوت می‌کنی بر مشرکان گران و سنگین است.»
➖️حضرت فرمود: آیا می‌دانید این مشرکان چه کسانی هستند؟ آنان کسانی‌اند که در مسئله ولایت امیرالمؤمنین(ع)، دیگران را شریک قرار دادند و اشخاص دیگری را هم‌پایه آن حضرت دانستند.
«مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ»؛ یعنی آنچه آنان را به سوی آن دعوت می‌کنید، برایشان بسیار سنگین است.
➖حضرت فرمود: آنچه برای آنان سنگین است، ولایت علی بن ابی‌طالب(ع) است. دعوت به ولایت امیرالمؤمنین(ع) بر آنان دشوار و سنگین می‌آید.
✔️️یعنی هر کس رو به حق آورد و دعوت الهی را بپذیرد، خداوند او را به سوی این مسیر هدایت می‌کند و ولایت امیرالمؤمنین(ع) را در دل او قرار می‌دهد. تا پایان حدیث،
حضرت تأکید می‌فرماید که ما وارثان پیامبران هستیم و آنچه بر بسیاری از مردم سنگین می‌آید، همین دعوت به سوی ولایت و پذیرش اولیای الهی است.
➖سر فرود آوردن در برابر ولایت امیرالمؤمنین(ع)، که وارث علوم انبیا هستند، برای آنان دشوار است.
➖️حدیث: در باب وصایت، ارث و میراث نقل کنم. امام باقر(ع)
فرمود که رسول خدا(ص) فرمود:
«إِنَّ أَوَّلَ وَصِيٍّ كَانَ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ هِبَةُ اللَّهِ بْنُ آدَمَ»؛ نخستین وصی بر روی زمین، هبة‌الله فرزند حضرت آدم(ع)، یعنی حضرت شیث(ع)، بود. سپس فرمود:
هیچ پیامبری از دنیا نرفت، مگر آنکه وصی‌ای داشت.
و همه پیامبران در مجموع 120هزار نفر بودند. در برخی روایات نیز 124 هزار نفر ذکر شده است. از میان آنان، پنج پیامبر اولوالعزم بودند:
➖حضرت نوح(ع) حضرت ابراهیم(ع) حضرت موسی(ع) حضرت عیسی(ع) و حضرت محمد مصطفی(ص).
✔️️سپس فرمود:
«وَإِنَّ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ كَانَ هِبَةَ اللَّهِ آلِ مُحَمَّدٍ(ص)»؛
امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب(ع) برای آل محمد(ص) همان جایگاهی را داشت که هبة‌الله برای حضرت آدم(ع) داشت.
و به ارث برد علم اوصیا، علم انبیا و علم کسانی را که پیش
از او بودند.
✔️️همچنین رسول خدا(ص) وارث علم همه پیامبران و رسولان پیش از خود بود و امیرالمؤمنین(ع) نیز وارث آن علوم شد.
➖️ روایت:
بر پایه عرش نوشته شده است:
«حمزة أسد الله وأسد رسوله وسيد الشهداء»؛
حمزه، شیر خدا، شیر رسول خدا و سیدالشهدا است.
و در زاویه‌ای از عرش نوشته شده است:
«علی أمیر المؤمنین».
حضرت فرمود: این، حجت ما بر کسانی است که حق ما را انکار می‌کنند و ما را از میراث خویش محروم می‌سازند.
این حدیث را به مناسبت بحث میراث و وراثت نقل کردم.
➖️روایت:از امام صادق(ع) آمده است که حضرت داوود(ع) از خود برای حضرت سلیمان(ع) ارث گذاشت و حضرت سلیمان(ع) وارث او شد. همچنین پیامبر اکرم(ص) علوم حضرت داوود و حضرت سلیمان(ع) را به ارث برد و آن میراث نیز به مارسیده است.حضرت فرمود:
صحف ابراهیم(ع) و الواح موسی(ع) نزد ماست.
ابوبصیر که این حدیث را شنید، عرض کرد:
آقاجان، آیا این همان علم امامت است که درباره آن سخن
گفته می‌شود؟ حضرت فرمود:
ای ابامحمد، این علم امامت نیست.
اینکه ما وارث علوم انبیا شده‌ایم و کتاب‌ها، صحف و الواح آنان نزد ماست، علم امامت نیست.
زیرا علم امامت آن علمی است که شب و روز، روز به روز و ساعت به ساعت به امام می‌رسد.
«إِنَّ الْعِلْمَ مَا يَحْدُثُ بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ، يَوْمًا بِيَوْمٍ وَسَاعَةً بِسَاعَةٍ».
علم امامت آن است که آنچه در عالم واقع می‌شود، پیوسته برای امام آشکار باشد و حقایق عالم، لحظه به لحظه در اختیار او قرار گیرد.
✔️پس گمان نکنید که علم امامت تنها همان علومی است که از پیامبران به ارث رسیده است. آن علوم، مرتبه‌ای از علم هستند، اما علم امامت حقیقتی فراتر از آن است و این دو با یکدیگر تفاوت دارند؛ زیرا امام همان‌گونه که امروز در میان علوم بشری رشته‌های گوناگونی وجود دارد، علوم امام نیز دارای مراتب و شاخه‌های مختلف است. امام، علوم متعددی را در اختیار دارد.
➖️ روایت : حضرت فرمود:
«هر کتابی که از جانب خداوند نازل شده است، نزد اهل
علم قرار دارد و ما همان اهل علم هستیم.»
یعنی کتاب‌های آسمانی و معارف نازل‌شده بر پیامبران، نزد اهل‌بیت(ع) موجود است و آنان وارثان آن علوم‌اند.

➖حدیث از منابع اهل سنت:
عبدالرزاق صنعانی، که از استادان بخاری است و بخاری صاحب کتاب «صحیح بخاری» از مهم‌ترین کتاب‌های اهل سنت به شمار می‌رود، در تفسیر خود از ابوطفیل نقل می‌کند:
من شاهد بودم که امیرالمؤمنین علی(ع) خطبه می‌خواند و می‌فرمود: «سَلُونِي»؛ از من بپرسید. سپس فرمود:
«فَوَاللهِ لَا تَسْأَلُونِي عَنْ شَيْءٍ يَكُونُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ إِلَّا
حَدَّثْتُكُمْ بِهِ.»
به خدا سوگند، از هیچ حادثه‌ای که تا روز قیامت رخ خواهد داد از من سؤال نمی‌کنید، مگر آنکه شما را از آن آگاه می‌کنم.
و نیز فرمود: «وَسَلُونِي عَنْ كِتَابِ اللهِ.»
از من درباره کتاب خدا بپرسید. سپس فرمود:
«فَوَاللهِ مَا مِنْ آيَةٍ إِلَّا وَأَنَا أَعْلَمُ.»
به خدا سوگند، هیچ آیه‌ای نیست مگر آنکه من نسبت به آن آگاه هستم. می‌دانم که آن آیه در شب نازل شده یا در روز،
در دشت نازل شده یا در کوه؛ یعنی به جزئی‌ترین مطالب و حقایق قرآن آگاهی دارم.
این روایت را یکی از عالمان اهل سنت از امیرالمؤمنین(ع)
نقل کرده است.
➖️در این زیارت، شهادت می‌دهیم که تو وارث علم رسول خدایی. هیچ‌کس نتوانست همانند امیرالمؤمنین(ع) با اطمینان و یقین بگوید: «سَلُونِي»؛ از من بپرسید.
✔️نقل شده است که یکی از عالمان اهل سنت، که فردی باسواد و اهل مطالعه بود، روزی بر منبر رفت و گفت:
«سلونی؛ هر چه می‌خواهید از من بپرسید.»
در میان حاضران، زنی شیعه حضور داشت. برخاست و گفت:
ای شیخ، سؤالی دارم. گفت: بپرس. زن گفت:
آیا این سخن درست است که می‌گویند امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب(ع) در یک شب از مدینه به مدائن رفت و پیکر سلمان فارسی را تجهیز و تدفین کرد؟
آن زن گفت: آیا درست است که امیرالمؤمنین علی(ع) در یک شب به مدائن رفت، پیکر سلمان فارسی را غسل داد و سپس بازگشت؟
آن عالم پاسخ داد: بله، این مطلب به صورت متواتر نقل شده و خبر آن رسیده است. درست است که امیرالمؤمنین(ع) در یک شب به مدائن رفت، پیکر سلمان را که از دنیا رفته بود غسل داد و بازگشت. زن گفت: پس چگونه شد که پیکر عثمان سه روز در مزبله افتاده بود و علی(ع) او را غسل نداد؟
در این هنگام، آن شخص که بر فراز منبر بود، درماند که چه پاسخی بدهد. پس گفت:
ای زن، اگر با اجازه شوهرت از خانه بیرون آمده‌ای، لعنت خدا بر شوهرت، و اگر بدون اجازه او آمده‌ای، لعنت خدا بر خودت.
زن گفت: صبر کن ببینم؛ عایشه که برای جنگ با علی(ع) خارج شد، با اجازه رسول خدا(ص) رفت یا بدون اجازه ایشان؟
با شنیدن این سخن، آن مرد از پاسخ بازماند و سر به زیر انداخت.
➖️پیش از این گفته بود: «سلونی»؛ از من بپرسید. اکنون که پرسیده‌اند، باید پاسخ بدهد. کسی که می‌گوید «سلونی»، باید توان پاسخگویی نیز داشته باشد.
➖امیرالمؤمنین(ع) وارث علم پیامبر خداست. در روایتی فرمود: «سَلُونِي عَنْ عِلْمٍ لَا يَعْرِفُهُ جَبْرَئِيلُ وَلَا مِيكَائِيلُ.»
از من درباره علومی بپرسید که جبرئیل و میکائیل از آن
آگاهی ندارند.

✔️شهادت می‌دهم که تو برادر رسول خدایی، وصی اویی، وارث علم اویی و امین او بر شریعتش هستی.
➖«وَأَمِينُهُ عَلَى شَرْعِهِ➖؛ تو امین رسول خدا بر شریعت او بودی.
✔️️ امین یعنی چه؟ در زبان فارسی به آن «امانت‌دار» می‌گوییم. خود واژه «امین» از ریشه «امان» و «امنیت» گرفته شده است؛ همان واژه‌ای که در فارسی نیز به کار می‌بریم.
✔️️امانت‌دار چه کسی است؟ کسی که هرگاه چیزی را به او بسپارند، آن چیز نزد او در امان باشد. انسان اطمینان داشته باشد که آن را تباه نمی‌کند، فاسد نمی‌سازد، از بین نمی‌برد، ضایع نمی‌کند و در آن خیانت نمی‌ورزد. به چنین شخصی «امین» و «امانت‌دار» گفته می‌شود.
✔️پس تو امین رسول خدا بر شریعت او بودی؛ امانت‌دار پیامبر خدا بودی.
گمان نکنید که اسلام به همین سادگی و بدون هیچ تغییری به دست ما رسیده است. پس از رحلت رسول خدا(ص)، چه تصرف‌ها و تغییرهایی در دین پدید آوردند. بدعت‌هایی که در دین گذاشته شد، تنها مربوط به دوران‌های بعد نبود، بلکه از همان آغاز شکل گرفت.
بدعت‌هایی که در دین وارد کردند و تغییراتی که در احکام و معارف ایجاد شد، اموری بود که امیرالمؤمنین(ع) همواره نسبت به آن‌ها هشدار می‌داد.
برخی می‌گویند اصحاب اجتهاد می‌کردند و بر اساس رأی خود عمل می‌نمودند. اما امیرالمؤمنین(ع) چنین نبود. تنها کسی که بر اساس رأی شخصی عمل نمی‌کرد، علی بن ابی‌طالب(ع) بود؛ زیرا خود را عبد و مطیع رسول خدا(ص) می‌دانست.
هرچه می‌فرمود، می‌گفت: رسول خدا چنین فرمود و رسول خدا چنین دستور داد. رأی و نظر شخصی خود را در برابر فرمان پیامبر مطرح نمی‌کرد.
او تنها کسی بود که با تعبد کامل، پیرو رسول خدا(ص) بود و چیزی را از پیش خود بر دین نمی‌افزود.
✔️️عایشه پس از آنکه خبر شهادت امیرالمؤمنین(ع) را شنید، جمله‌ای گفت که این سخن، پرده از بسیاری از حقایق برمی‌دارد. او گفت؛ حالا عرب هر کاری بخواهد می‌کند و دیگر کسی جلودارش نیست. یعنی عرب‌ها که مسلمان بودند، هر کاری دلشان می‌خواست انجام می‌دادند. کسی که در برابر آنان می‌ایستاد و مانع می‌شد، امیرالمؤمنین(ع) بود. ایشان اجازه نمی‌داد هر کاری انجام دهند و هر بدعتی را وارد اسلام کنند.
✔️️نخستین بدعت، غصب خلافت از امیرالمؤمنین(ع) بود. پس از آن، نقل و نگارش حدیث را ممنوع کردند و گفتند کسی حق ندارد حدیث رسول خدا(ص) را نقل یا نوشته‌ای از احادیث ایشان منتشر کند.
در حالی که مردم تازه مسلمان می‌شدند و شهرهای مختلف با اسلام آشنا می‌گردیدند، می‌گفتند فقط قرآن کافی است.
✔️️عایشه نقل می‌کند: شبی دیدم پدرم، ابوبکر، بی‌قرار است. صبح که شد، علت را پرسیدم. گفت: آن دفتر احادیث را بیاور. در آن دفتر، پانصد حدیث از رسول خدا(ص) نوشته شده بود. سپس آن را گرفت و همه را آتش زد.
علت این کار چه بود؟ زیرا احادیث فراوانی در فضائل امیرالمؤمنین(ع) وجود داشت. اساس انسجام دین با ولایت است. آنان دریافتند که اگر باب نقل حدیث گشوده شود، جایگاه حقیقی آنان زیر سؤال خواهد رفت. ازاین‌رو گفتند: فقط قرآن.
✔️پس از او، هنگامی که عمر به خلافت رسید، اعلام کرد:
هر کس نوشته‌ای از احادیث رسول خدا(ص) دارد، آن را بیاورد تا بررسی شود. مردم گمان کردند که او می‌خواهد مجموعه‌ای از احادیث فراهم کند؛ اما هنگامی که نوشته‌ها
را جمع‌آوری کرد، همه را به آتش کشید.
✔️️در منابع اهل سنت نیز آمده است که احادیث گردآوری‌
شده از رسول خدا(ص) سوزانده شد.
این نیز یکی از بدعت‌ها بود. در نتیجه، زمینه ورود احادیث جعلی فراهم شد؛ زیرا بسیاری از اصحاب، احادیث را از حفظ نقل می‌کردند. بخشی را به یاد می‌آوردند و بخشی را فراموش می‌کردند. تازه این درباره کسانی بود که راستگو بودند. برخی دیگر نیز مانند معاویه، به جعل حدیث روی آوردند.
✔️️از جمله بدعت‌های دیگر، برپایی نماز تراویح به صورت جماعت بود. در یکی از شب‌های ماه رمضان، عمر مشاهده کرد که گروهی در مسجد نمازهای مستحبی می‌خوانند. نمازهای مستحبی به صورت فرادی خوانده می‌شوند و جماعت در آن‌ها مشروع نیست؛ جماعت مخصوص نمازهای واجب است.
او دید که گروهی این نمازها را به صورت جماعت می‌خوانند، پس برای آنان امام جماعت تعیین کرد و گفت:
«نِعْمَ الْبِدْعَةُ هَذِهِ»؛ چه بدعت خوبی است.
این سنت تا امروز نیز در میان اهل سنت باقی مانده است.
✔️️در زمان خلافت امیرالمؤمنین(ع)، گروهی در کوفه نزد حضرت آمدند و درخواست کردند برای نماز تراویح امام جماعت تعیین کند. حضرت فرمود: این کار صحیح نیست و مطابق سنت رسول خدا(ص) نیست.
اما آنان پس از افطار گرد هم آمدند. امیرالمؤمنین(ع) تازیانه‌ای به امام مجتبی(ع) داد و فرمود آنان را از این کار بازدار. امام حسن(ع) نزد آنان رفت و فرمود: مگر امیرالمؤمنین(ع) نفرمود که این کار صحیح نیست؟

اما آنان همچنان ادامه دادند. هنگامی که با منع حضرت روبه‌رو شدند، فریاد می‌زدند: «وا سُنَّتَ عُمَرَاه!»؛ وای از سنت عمر!
در حالی که باید از رسول خدا(ص) پیروی شود.
✔️️وقتی بحث این بدعت‌ها مطرح می‌شود، روشن می‌گردد
که با دین چه کردند. این‌ها مربوط به ظاهر شریعت و احکام بود؛ اما هنگامی که به محتوای دین برسیم و آن را بررسی کنیم، روشن‌تر خواهد شد که چه اتفاقاتی رخ داده است.
آیا چه شد که تنها پنجاه سال پس از رحلت رسول خدا(ص)، مردم فرزند پیامبر خود را به خاطر اطاعت از فردی فاسق به شهادت رساندند؟ ووو…
پایان جلسه
الحمدلله علی الولایه

دانلود فایل صوتی

15.1 مگابایت

← بعدیقبلی →