بسم الله الرحمن الرحیم
اَلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ، وَ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ عَلَی سَیِّدِنَا وَ نَبِیِّنَا وَ طَبِیبِ قُلُوبِنَا وَ شَفِیعِ ذُنُوبِنَا، الْعَبْدِ الْمُؤَیَّدِ، الرَّسُولِ الْمُسَدَّدِ، الْمَحْمُودِ أَحْمَدَ، أَبِیالْقَاسِمِ الْمُصْطَفَی مُحَمَّدٍ
جمعه ۱۴٠۵/۴/۵شب دوازدهم محرم،
🏴موضوع:شرح زیارت غدیریه(جلسه۱۲)
✔️ [پیامبر (ص)] فرمود: “بعد از ما ائمه، بهترین خلق کسی است که از فضائل ما میگوید و ذکر ما را میکند و مردم را به ذکر ما دعوت میکند.” و فرمود: “بعد از انبیاء و اوصیا، کسی بر روی زمین راه نرفت که افضل از شیعیان علی باشد، [همانهایی] که از فضائل علی ع) میگویند.” همچنین در مورد کسی که فضائل امیرالمؤمنین را میشنود و همچنین در مورد مجلسی که ذکر فضائل امیرالمؤمنین در آن میشود، که سید مجالس اهل ارض است.
✔️ در زیارت غدیریه بحث به اینجا رسید که رسول خدا در غدیر، ولایت را بر مردم عرضه کرد، واجب کرد و از آنها بیعت گرفت و گفت: “همانگونه که من مولای مؤمنین از خودشان اولاتر هستم، علی نیز اولاست.” بعد به مردم گفت: “آیا ابلاغ کردم به شما؟ رساندم به شما؟” گفتند: “بله، به خدا قسم که تو ابلاغ کردی.” رسول خدا گفت: “اللهم اشهد و کفی بک شهیداً و حاکماً بین العباد؛ خدایا شاهد باش و تو بهترین شاهد و حاکم بین بندگانی.”
✔️بعد میفرماید: “فلعن الله جاهد ولایتک بعد الاقرار؛ پس خدا لعنت کند منکران ولایت تو را بعد از اینکه اقرار کردند؛ و ناکث عهدک بعد المیثاق؛ و پیمانشکنانی که بعد از بستن پیمان، عهد خودشان را با تو شکستند.” و اشهد انک وفیت بعهد الله؛ و شهادت میدهم که تو به عهد خدا وفا کردی. آنها پیمان شکستند ولی تو به عهد خدا وفا کردی، که گفتیم احادیثی خواندیم که عهد خدا به چه معناست؛ به عهد الله تعالی. و ان الله تعالی موفٍ لک بعهده؛ و خداوند هم وفا کننده است برای تو به عهد خویش.
✔️بعد این آیه را میآورند که: “و من اوفی بما عاهد علیه الله فسیؤتیه اجراً عظیما؛ کسی که وفا کند به عهدی که خدا با او بسته است، خداوند اجر عظیم به او میدهد.” در روایت هم خواندیم: کسی [که] به ولایت علی وفادار باشد، به عهد خدا وفادار است. حالا اینکه عهدی که امام میبندد با خدا، این یک چیز است؛ عهدی که ما میبندیم، یک چیز دیگر است. ببینید، آیه قرآن میفرماید: “اوفوا بعهدی اوف بعهدکم؛ به عهد من وفا کنید تا من به عهدم وفا کنم.” در روایت میگوید یعنی به ولایت وفادار باشید تا من عهدی که کردم که شما را به بهشت ببرم، وفا کنم.
✔️ این عهد خداوند، ولایت را شما از کجا می گوید؟ از قرآن؟ یعنی کسی بگوید که این عهد خدا را میگویید ولایت و امامت است، حدیث را من قبول ندارم، از قرآن برای من بگو! میگوییم: باشد، از قرآن برایت میگوییم؛ از قرآن برایت اثبات میکنیم عهد خدا ولایت است. کجا؟ آنجایی که خداوند به حضرت ابراهیم میفرماید: “انی جاعلک للناس اماماً؛ من تو را امام مردم قرار دادم. من تو را امام مردم قرار دادهام.” پس امام را چه کسی قرار میدهد؟ خداوند. خب، بعد به حضرت ابراهیم چه گفت؟ “و قال و من ذریتی؛ گفت: خدایا، از ذریه من هم امام قرار بده.” قال لا ینال عهدی الظالمین؛ خداوند فرمود: “عهد من به ظالمان نمیرسد.” پس عهد خدا چیست؟ امامت است. خداوند فرمود: “من تو را امام مردم قرار دادهام.” حضرت ابراهیم گفت: “ذریه من هم قرار بده.” فرمود: “عهد من به ظالمان نمیرسد.” امامت عهد خداوند است.
یعنی میخواهم به عهد خدا وفا کنم. یک نفر بگوید: آقا، من میخواهم الان مسلمانم، میخواهم به عهد خدا وفا کنم؛ باید چهکار کنم؟ میگوید: عهد خدا امامت است. باید پای امامت بایستی؛ امام را بشناسی، دنبال امام بروی. زمان غیبت چه باید کرد؟ زمان غیبت هم معتقد باشی به وجود امام زمانت تا وقتی بیاید. تا وقتی بیاید که در روایت داریم:در زمان غیبت چه کنیم؟ فرمود: “همانهایی که به دستتان رسیده، همانها را انجام دهید تا آمدن حجت؛ بنا نیست از خودتان کار جدید انجام دهید.” هر چقدر طول بکشد، آنقدر طول میکشد که خیلیها میریزند. آن کسی که به عهد خدا وفادار است، یعنی به امامت امام زمانش، امام معصوم.
✔️پس فرمود: “شهادت میدهم تو وفا کردی به عهدت و خداوند هم وفا کرد به عهدی که با تو بست.”
یک روایتی بخوانیم از رسول خدا، از بحار [الانوار]: “قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:
ایها الناس! هذا علی ابن ابی طالب؛ مردم، این علی بن ابیطالب است.” یعنی معلوم است رسول [اکرم] و امیرالمؤمنین کنار دستش بودهاند که میگوید: “این علی بن ابیطالب است. کنز الله الیوم و ما بعد الیوم؛ او گنجینه خداست در امروز و بعد از امروز. گنج خداست، یعنی اسرار خدا در وجود ایشان است. من احبه و توالاه الیوم و ما بعد الیوم؛ کسی که دوست میدارد او را و ولایت او را میپذیرد امروز و بعد از امروز، یعنی امروز به بعد، فقد اوفی بما عاهد علیه الله؛ به تحقیق که وفا کرده است به عهد خداوند.” یعنی کسی که علی را دوست نداشته باشد و ولایتش را نپذیرفته باشد، به عهد خدا وفا نکرده است.
✔️امامت، آن دست خداوند است که آمده طرف ما برای بیعت. دست خداست که آمده به طرف ما برای بیعت با خدا. از کجا میگویی؟ از قرآن میگویم! ترسناک نیست. آیه قرآن مگر نفرمود: “ان الذین یبایعونک انما یبایعون الله؛ یا رسول الله، آن کسانی که با تو بیعت میکنند، با خدا بیعت میکنند.” در مورد امیرالمؤمنین هم همینطور است. آخه بعضی حرفها هست؛ آقا طرف ظاهرش را میشنود، اصلاً میترسد. مخصوصاً اگر حرف نشنیده باشد. یک بنده خدایی بود این حرفهای عجیب و غریبی میزد، بعضی وقتها من که نشنیدم ولی کسی نقل میکرد، میگفت: مثلاً نشسته یک مرتبه میگوید: “یا علی به داد خدا برس!” آقا، این کفر میگویی! “یا علی به داد خدا برس” یعنی چه؟ “یا علی به داد خدا برس!” یک نفر گفت: اشکال ندارد، درست دارد میگوید. مگر نمیگوییم: “ان تنصروا الله ینصرکم؛ اگر خدا را یاری کنید، خدا یاریتان میکند.” به داد برس یعنی یاری کن! خب، آیه قرآن است که: “ان تنصروا الله ینصرکم.”
✔️بعضی حرفها ظاهرش [عجیب است]. حضرت علامه آقاجان فرمود: یک بار یکی از عرفا برگشت گفت: “من از خدا داراترم.” ریختند سرش: “چی گفتی؟ کفر میگویی! تو از خدا داراتری؟” خواستند او را پیش قاضی ببرند. بعد گفت: ” من کفر نگفتم. بیایید حساب کنیم بین من، داراترم یا خدا داراتر است. خدا مرا دارد، من خدا را دارم. کدام داراتریم؟ داراییمان بیشتر است؟ خدا مرا دارد، من خدا را دارم. من خدا را دارم خیلی است! نگفتم که من بالاتر از خدایم.”
✔️بعضی حرفها هست. آقا، امیرالمؤمنین دست خداست. آیه قرآن است: “هرکه با تو بیعت کند، با خدا بیعت کرده.” بله، فرمود: “هرکه او را دوست بدارد و ولایت او را بپذیرد، از امروز و بعد از این، فقد اوفی بما عاهد علیه الله؛ وفا کرده است به عهد خدا؛ و ادی ما وجب علیه؛ و ادا کرده است آنچه که بر او واجب بوده است؛ واجب خدا را ادا کرده.” و من عاداه الیوم و ما بعد الیوم؛ و آنکه دشمنی کند با علی، از امروز و بعد از امروز، جاء یوم القیامة اعمی و اصم؛ کر و کور روز قیامت محشور میشود، لا حجة له عند الله؛ هیچ حجتی در نزد خدا ندارد. هیچ حجتی در نزد خدا ندارد. هزار نماز خوانده باشد، هزار روزه گرفته باشد. شیطان هم خیلی نماز میخواند. یک سجده بر آدم نکرد. گفتند: “برو بیرون! چه میشود؟ برو بیرون! آنجا جای تو نیست!” یک سجده بر آدم نکرد. حجت خداست حضرت آدم. این همه نماز خوانده بود [شیطان]. “اخرج منها فانک رجیم؛ برو بیرون!” همه انبیاء و همه ملائکه اجتماع کنند در بغض علی. چه عظمتی دارد امیرالمؤمنین! محبتش چهکار میکند؟ اصلاً میگوید عهد خداست،
✔️تو وفا کردی به خداوند و چه سختی، چه سختی کشید امیرالمؤمنین. چه فشارهایی را تحمل کرد. چه مصیبتهایی را تحمل کرد؛ چون وفا کردن یک موقع راحت است. وفا یک موقع راحت است؛ مثلاً وفا کند به یک چیزی، پای یک چیزی بایستد. ولی یک موقع سخت میشود کار. کار سخت میشود که انسان پای یک چیزی بماند.
➖داستان(( زمان قدیم، حالا درست یادم نیست تاریخش چه زمانی بوده، ظاهراً سر بحث تشیع و اینها بوده که یک جوانی را دستگیر میکنند. میدانید بعضی از برهههای زمان خب، ایمان آوردن دردسر داشت، مشکل بود. یک جوانی را دستگیر میکنند به جرم مثلاً تشیع. میبرند زندان و میگویند اعدامت میکنیم. حکم اعدامش هم صادر میشود: “جمعه مثلاً میدان شهر اعدام.” مادرش میرود در زندان. با زندانبان صحبت میکند: “من میخواهم پسرم را ببینم.” میگوید: “نمیشود.” و التماس و زاری و گریه و “من پسرم را میخواهند اعدام کنند، بگذار من بچهام را ببینم!” و خلاصه آنقدر اصرار میکند که این راضی میشود که میبردش داخل زندان. به آن صاحب بند میگوید: “فلانی را بیار! این مادرش است، میخواهد ببینش.” و جوان را میآورد و مادر شروع میکند با او صحبت کردن. میگوید: “اگر میشود، مرا تنها بگذارید. میخواهم پسرم چند کلمه خصوصی با او حرف بزنم.”
به پسرش میگوید: “پسرم، ما مقدمات فرار تو را آماده کردیم. روزی که تو را برای اعدام به میدان شهر میآورند، یک آهنگری هست دور میدان. اگر دیدی یک اسب سفید آنجا بسته شده، بدان که کار تمام است؛ آماده شو.
از هیچی نترس. عدهای هستند که تو را فراری میدهند. نشانه ما چیست؟ آن اسب سفیدی که دم آهنگری بسته میشود.” میگوید: “باشد.” و از زندانبان تشکر میکند و خداحافظی میکند و میآید خانه.
روز موعود که میشود، مادر میرود از یک نفر یک اسب سفیدی قرض میکند، میآید و میبندد دم آهنگری. جوان را میآورند و میرسد میدان و نگاه میکند، میبیند یک اسب سفید دم آهنگری بسته شده. سینه را ستبر میکند، میرود بالا و میرود بالا [روی] چهارپایه و میایستد و طناب میاندازند گردنش. خیلی شجاعانه میایستد. و آن یار [جلاد] کسی هم که میخواست مثلاً قرائت میکند: “ایشان به جرم شیعه بودن و به جرم رافضی بودن اعدام میشود و فلان و اینها…” او هم همینطور نگاه میکند. مادرش هم تو جمعیت میبیند، ایستاده. مادرش هم سرش را تکان میدهد که کار درست است. بعد از چند دقیقه چهارپایه را از زیر پایش میکشند و به شهادت میرسد.
✓یک نفر که در جریان بود به پیرزنه میگوید: “این چه کاری بود تو کردی؟ اصلاً تو کسی را نداشتی که این را آزاد کند، با کسی هماهنگ نکرده بودی! یک اسب بردی بستی آنجا که چه بشود؟” گفت: “آه! من ترسیدم که مبادا پسرم به خاطر فشار و ترس از مرگ بلرزد و از اعتقادش برگردد. لذا چنین چیزی بهش گفتم که محکم بایستد؛ یعنی قوت دل داشته باشد، بتواند روی اعتقادش بایستد. لذا این کار را کردم برای اینکه محکم، با ایمان و محکم از دنیا برود.” بارکالله چه مادری! چون گاهی وقتها در سختیها وفادار بودن، در سختیها خیلی فرق میکند.
آقا امیرالمؤمنین به شیعیانش فرمود: “بعد از من، شما را وادار میکنند که به من فحش بدهید، به من لعنت کنید. اشکال ندارد، به خاطر حفظ جانتان این کار را کنید.” یک نفر گفت: “آقا جان، من نمیکنم.” حضرت گفت: “بله، راست میگویی، نمیکنی و میکُشنت.” گفت: “اشکال ندارد.” گفت: “فلان جای مسجد تو را دار میزنند.” خود حضرت بهش گفت. اصلاً گفت: “راست میگویی، نمیکنی و اعدامت هم میکنند فلان جا به این صورت.” به میثم گفت: “اینجوری کشته میشوی تو به دست فلان حرامزاده.” به کمیل، به قنبر. یک به یک شیعیانش را فرموده بود. عهد کردم بمانی، اینجوری بمانی. خیلی سخت است. امیرالمؤمنین در چه حالی ماند! در چه حالی ماند، وفا کرد! ترس از کشته شدن خودش و خانوادهاش.
✓در خطبه شقشقیه، فرمود: “ترسم بود که من و همه اهل بیتم از دم تیغ بگذریم. لذا سکوت کردم. دیدم من و بچهها و اینها همه کشته میشویم اگر بخواهم دست به شمشیر بشوم.”
[امام میفرماید:] “تو وفا کردی به عهد خدا و خداوند هم به عهد تو وفا کرد.
➖و اشهد انک امیرالمؤمنین الحق الذی نطق بولایتک التنزیل؛ و شهادت میدهم تو امیرالمؤمنین حقی هستی که به ولایت تو تنزیل، یعنی قرآن، سخن گفته است.” چقدر آیات خواندیم در قرآن!
✔️ میدانید بعد از رسول خدا، خلفا نگذاشتند احادیث پیامبر اکرم گفته بشود. چرا؟ خلیفه اول میگوید: “پانصد حدیث را خودم یادداشت کرده بودم؛ چون رسول خدا به اصحابش میگفت بنویسید.” سپس عایشه میگوید: “پدرم صبح بیدار شد و همه را آتش زد.” عمر برگشت به اصحاب گفت که: “احادیثی که از رسول خدا نوشتید بیارید من ببینم چهجوری است.” اینها فکر کردند میخواهد جمعآوری کند، یک مجموعهای درست کند از احادیث. آقا، تمام دفترها را جمع کرد. حالا دفتر که آن زمان نبوده، یکی روی کاغذ نوشته بود، یکی روی استخوان نوشته بود، یکی روی چرم نوشته بود، هر کس بالاخره یک جوری جمعآوری کرده بودند. آقا، تمام را آتش زد. چرا؟ چرا سخنان رسول خدا را آتش بزنید؟ چرا کسی اجازه ندارد احادیث پیامبر را نقل کند؟ عمر هر کسی را میفرستاد برای تبلیغ میگفت: “فقط قرآن میخوانی؛ نبینم حدیث بگویی!” چرا؟ چرا نگویی؟ چون کلی احادیث در فضائل امیرالمؤمنین بود. اصلاً دین تعریف شده بود. اینجوری ساختاری دارد دین، ساختاری دارد. حتی ابن عباس گفت: “حدیث نخوان.” گفت: “قرآن بخوانم؟” گفت: “آره قرآن بخوان.” گفت: “قرآن را تفسیر کنم؟” گفت: “تفسیر کن.” گفت: “بگویم رسول خدا چه فرمود؟” گفت: “نه!” آقا، رسول خدا چه گفته در مورد معنی قرآن، نباید بگوید؟! پناه بر خدا! این همه سفارش کرد رسول خدا در مورد امیرالمؤمنین، این همه سفارش کرد! چهکار کردند آقا؟ اینها چه جور آدمهایی بودند؟
✔️️حدیثی از زبان مبارک رسول خدا صلیاللهعلیهوآله :
در خطبه غدیر در همان خطبهای که روز غدیر خوانده شد بخشی از آن چنین است:
«مَعَاشِرَ النَّاسِ، تَدَبَّرُوا الْقُرْآنَ»؛ ای مردم، در قرآن تدبر کنید و آیات آن را بفهمید. «وَانْظُرُوا إِلَیٰ مُحْکَمَاتِهِ»؛ و به محکمات قرآن نظر کنید. «وَلَا تَتَّبِعُوا مُتَشَابِهَهُ»؛ و از متشابه قرآن پیروی نکنید. (توضیح محکم و متشابه بحث دیگری دارد.)
✔️«فَوَاللَّهِ لَنْ یُبَیِّنَ لَکُمْ زَوَاجِرَهُ وَلَنْ یُوضِحَ لَکُمْ تَفْسِیرَهُ إِلَّا مَنْ أَنَا آخِذٌ بِیَدِهِ»؛ یعنی: به خدا سوگند، هیچ کس حقایق و تفسیر قرآن را برای شما روشن نمیسازد، مگر آن کسی که من دست او را گرفتهام. «وَمَنْ أَنَا رَافِعٌ بِیَدِهِ وَمُعْلِمُکُمْ»؛ و کسی که دست او را بالا میبرم و به شما معرفی میکنم.
«أَنَّهُ مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِیٌّ مَوْلَاهُ»؛ پس هر که من مولای
او هستم، این علی مولای اوست.
«وَهُوَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ، أَخِی وَوَصِیِّی»؛
و او علی بن ابیطالب، برادر و وصی من است.
«مَاتَ مِنَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ أَنْزَلَهَا عَلَیْهِ»؛ ولایت او از جانب خداوند بر من نازل شده است؛ نه اینکه طبق تنزیل قرآن سخن گفته باشد، بلکه قرآن از ولایت او سخن گفته است؛ چرا که آیات آن را خواندیم و بسیار بحث کردیم
➖️ «وَأَخَذَ لَکَ الْعَهْدَ عَلَی الْأُمَّةِ بِذَلِکَ الرَّسُولِ»؛ و رسول خدا ص
در این مورد، از امت خود عهد گرفت و از آنان پیمان ستاند.
✔️️از این رو، وقتی روز حمله به خانه حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها فرا رسید، آن حضرت فرمود:
«چقدر زود غدیر خم را فراموش کردید! همین چند ماه پیش بود که شما با علی بیعت کردید؛ به این زودی یادتان رفت و فراموش کردید.»
️➖«وَأَشْهَدُ أَنَّکَ وَعَمَّکَ وَأَخَاکَ الَّذِینَ تَاجَرْتُمُ اللَّهَ بِنُّفُوسِکم»
و شهادت میدهم که تو و عموی تو و برادر تو، کسانی هستید که با خدا تجارت کردید با جانهای خود.
«فَأَنْزَلَ اللَّهُ فِیکُمْ»؛ پس خداوند در مورد شما نازل کرد
✔️️عموی تو کیست؟ عموی حضرت علی، حضرت حمزه است. برادرت کیست؟ جعفر، جعفر طیّار. شهادت میدهم که عموی تو و برادر تو، کسانی هستند که با خدا تجارت کردند با جانهای خود؛ یعنی خود را به خدا فروختند. از این رو خداوند در مورد شما آیه نازل کرد. آن آیه چیست؟
🕋 سوره توبه/ ۱۱۱- ۱۱۲ :
إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَىٰ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنجِيلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَىٰ بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُم بِهِ وَذَٰلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ
ﻳﻘﻴﻨﺎً ﺧﺪﺍ ﺍﺯ ﻣﺆﻣﻨﺎﻥ ﺟﺎﻥ ﻫﺎ ﻭ ﺍﻣﻮﺍﻟﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﻬﺎﻱ ﺁﻧﻜﻪ ﺑﻬﺸﺖ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ ﺧﺮﻳﺪﻩ ; ﻫﻤﺎﻥ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺧﺪﺍ ﭘﻴﻜﺎﺭ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ ، ﭘﺲ [ ﺩﺷﻤﻦ ﺭﺍ ]ﻣﻰ ﻛﺸﻨﺪ ﻭ [ ﺧﻮﺩ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺧﺪﺍ ] ﻛﺸﺘﻪ ﻣﻰ ﺷﻮﻧﺪ [ ﺧﺪﺍ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ] ﺑﺮ ﻋﻬﺪﻩ ﺧﻮﺩ ﺩﺭ ﺗﻮﺭﺍﺕ ﻭ ﺍﻧﺠﻴﻞ ﻭ ﻗﺮﺁﻥ [ ﻭﻋﺪﻩ ﺑﻬﺸﺖ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ ] ﻭﻋﺪﻩ ﺍﻱ ﺣﻖ ; ﻭ ﭼﻪ ﻛﺴﻲ ﺑﻪ ﻋﻬﺪ ﻭ ﭘﻴﻤﺎﻧﺶ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﻭﻓﺎﺩﺍﺭﺗﺮ ﺍﺳﺖ ؟ ﭘﺲ [ ﺍﻱ ﻣﺆﻣﻨﺎﻥ ! ] ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺳﺘﺪﻱ ﻛﻪ ﺍﻧﺠﺎم ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻳﺪ ، ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﻭ ﺷﺎﺩ ﺑﺎﺷﻴﺪ ; ﻭ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﻛﺎﻣﻴﺎﺑﻲ ﺑﺰﺭﮒ .(١١١)
التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاكِعُونَ السَّاجِدُونَ الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنكَرِ وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ
[ ﺁﻥ ﻣﺆﻣﻨﺎﻥ ، ﻫﻤﺎﻥ ] ﺗﻮﺑﻪ ﻛﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ، ﻋﺒﺎﺩﺕ ﻛﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ، ﺳﭙﺎﺱ ﮔﺰﺍﺭﺍﻥ ، ﺭﻭﺯﻩ ﺩﺍﺭﺍﻥ ، ﺭﻛﻮﻉ ﻛﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ، ﺳﺠﺪﻩ ﻛﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ، ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺩﻫﻨﺪﮔﺎﻥ ﺑﻪ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﻭ ﺑﺎﺯﺩﺍﺭﻧﺪﮔﺎﻥ ﺍﺯ ﻣﻨﻜﺮ ﻭ ﭘﺎﺳﺪﺍﺭﺍﻥ ﺣﺪﻭﺩ ﻭ ﻣﻘﺮّﺭﺍﺕ ﺧﺪﺍﻳﻨﺪ ; ﻭ ﻣﺆﻣﻨﺎﻥ ﺭﺍ [ ﺑﻪ ﺭﺣﻤﺖ ﻭ ﺭﺿﻮﺍﻥ ﺧﺪﺍ ] ﻣﮋﺩﻩ ﺩﻩ .(١١٢)
✔️️اینان چه کسانی هستند که جان و مال خود را فروختند
و کشتند و کشته شدند؟ همه بودند؟ خیر، همه نبودند. همه اصحاب پیامبرص به این گونه نبودند. بسیاری از اصحاب پیامبر در جنگ فرار میکردند. خود خلیفه دوم میگوید:
«در جنگ اُحُد، من مانند بز کوهی از کوه فرار میکردم و بالا میرفتم.» رسول خدا را در میان میدان جنگ تنها گذاشته بود و او مانند بز کوهی میدوید و فرار میکرد.
✔️️خلیفه سوم نیز در جنگ احد، سه روز بعد پیدا شد؛ جنگ تمام شده بود و او سه روز بعد آمد. گفتند: کجا بودی؟ گفت: رفته بودم رسول خداص به او فرمود: خیلی راه رفتی میدانید که خلیفه سوم پایش شل بود، با این حال چنان
رفته بود که سه روز بعد پیدا شد.
✔️در منابع اهل سنت آمده است که ابوبکر، عمر، عثمان، طلحه و زبیر در جنگ احد، به بالای کوه رفتند و نشسته بودند و میگفتند: پیامبر کشته شده است. ما باید به شام برویم و ابوسفیان را واسطه قرار دهیم تا ما را ببخشد.
✔️️در این میان، چه کسی در وسط میدان شمشیر میزد؟ امیرالمؤپومنین چه کسی شمشیر میزد؟ حمزه سیدالشهدا هنگامی که دید آنان فرار میکنند، فریاد زد:کجا فرار میکنید؟
✔️️نهایتاً حضرت حمزه را مثله کردند..ووو….
✓پس از دفن، جنازه حمزه را جمعآوری کردند. خواهر حمزه آمد، رسول خداص فرمود: روی او را بپوشانید تا نبیند و جلوی او را گرفتند.
✔️حضرت جعفر، برادر امیرالمومنین و برادر بزرگتر حضرت، پهلوانی دلیر و فرمانده و علمدار بود. در جنگ موته، یک دستش قطع شد، اما با همان دست علم را گرفت. با یک دست قطع شده، کار دشوار است، اما او علم را نگه داشت تا دست دیگرش نیز قطع شد. رسول خدا در مورد او فرمود:
«خداوند دو بال به جعفر عطا کرد که هر جای بهشت را بخواهد، با آنها پرواز کند.» و امیرالمومنین فرمود:
«این ویژگی مخصوص جعفر است و هیچیک از اهل بهشت چنین برتری را ندارند.»
✔️️سپس درباره حمزه و جعفر از امیرالمومنین ع پرسیدند:
در غصب خلافت، بنیهاشم کجا بودند؟ از شما دفاع کنند؟ حضرت فرمود: از بنیهاشم، تنها عباس و عقیل بودند و
اینان نیز از طُلَقاء به شمار میرفتند؛ یعنی آزادشدگانی که تازه مسلمان شده بودند و وجههای نداشتند. اگر حمزه و
جعفر بودند، کسی جرئت نمیکرد از من غصب خلافت کند.
لقب «سیدالشهدا» به حمزه داده شد. جعفر طیّار نیز چنین است
➖روایت:
قمر بنیهاشم همان مقام جعفر طیّار را یافت؛ زیرا چون
دو دستش قطع شد، خداوند دو بال به او عنایت کرد.
.
✔️رسول خداص این آیه را تلاوت فرمود:
«إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَیٰ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ»
(سوره توبه/ ۱۱۱).
✔️سپس به علی ع فرمود:
«یا علی، تو اوّل این امّتی هستی در ایمان به خدا
و رسولش، و اولین کسی که به سوی خدا و رسولش هجرت کردی، و آخرین کسی هستی که بر عهد خود با رسولش استوار میمانی.»
✔️«لَا یُحِبُّکَ إِلَّا مُؤْمِنٌ وَ لَا یُبْغِضُکَ إِلَّا مُنَافِقٌ»
ترجمه: «تو را دوست نمیدارد مگر مؤمن، و دشمن نمیدارد مگر منافق.»
️پس آن که دوستی علی را ندارد، کافر است.
این حدیث است، نه سخن شاعر که از خود گفته باشد.
✔️️رسول خداص این همه سفارش در مورد امیرالمومنین کرد، اما مردم چه کردند؟ اینان چه جور آدمهایی بودند؟
✔ا️مام سجاد ع) وقتی از کربلا بازگشتند، کاروان اسرا به مدینه رسید. امام سجاد فرمود:
بیرون مدینه خیمه بزنید و بایستیم. ابتدا خیمه زدند مردم مدینه به نُعمان گفتند: برو و مردم را خبر کن او رفت داخل مسجد و گفت: کاروان اسرای کربلا رسیدند ؛مردم بیرون دویدند. برخی از زنان با سرِ برهنه میدویدند. امام از خیمه بیرون آمد، در حالی که دستمال اشک به دست داشت و گریه میکرد. فرمود: مردم! رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمود:
من پاداش رسالت خود را نمیخواهم، مگردوستی با اهل بیت من.
✓️اگر رسول خداص فرموده بود که باید با اهل بیت من دشمنی کنید و به آنان ظلم کنید، دیگر نمیتوانستند این همه ظلم روا دارند؛ در حالی که سفارش به دوستی کرد.
پس چرا با اهل بیت پیامبر صچنین کردند؟ چگونه میتوان دوست داشت کسانی را که اهل بیت پیامبر ص را تکهتکه کردند؟ چگونه مسلمانی، با وجود این همه سفارش
رسول خداص .
✔️شخصی از امام باقر یا امام صادق علیهالسلام پرسید:
آقا جان، با این همه سفارش رسول خداص چگونه شد که خلافت را از علی علیهالسلام گرفتند؟
حضرت یک کلمه فرمود: ” الحسد ” حسد ؛ حسادت !
به خوبی علی حسادت می کردند! به شجاعتش به سخاوتش به کرامتش، به وجاهتش به مناعتش به ولایتش
پایان جلسه اخر( سال ۱۴۰۵)
الحمدلله علی الولایه
دانلود فایل صوتی