بسم الله الرحمن الرحیم
سه شنبه ۱۴۰۲/۱۰/۱۹، درس فص فاطمیه، جلسه ۱۲۱
🧿موضوع: فصل ۱۶ در بیان فرق مقام انبائی و مقام تشریعی.
⬅️برای اینکه نبوت مقامی را بدانیم که چیست باید منزل احسان را بدانیم! منزل احسان مقام مشاهده است، کسیکه به منزل احسان میرسد پردهها میرود کنار و حقایق را شهود میکند.
⬅️کتب به معنی وجوب، چرا؟!!! روزه بر شما نوشته شده، یعنی قانون شده، قانون کتبی شده.
⬅️: إنَّ اللّه َ كَتَبَ الإحسانَ على كُلِّ شيءٍ
⤴️: خداوند، در هر موردى به نيك عمل كردن فرمان داده است.
بالاتر از ان
⬅️الإحسانُ أن تَعبُدَ اللّه َ كَأنَّكَ تَراهُ
⤴️ احسان، اين است كه خدا را چنان عبادت كنى كه گويى او را میبینی.
اینجا یاد میدهد به اهل حجاب گویا او را میبینی بالاتر «کأن» رفع میشودحقیقت احسان انگار او را میبینی.
⬅️ عبارت امیرالمؤمنین در نهج البلاغه
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِناعَنْأَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خالِدٍعَنْأَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبی نَصْرٍعَنْأَبی اَلْحَسَنِ اَلْمَوْصِلیِّعَنْأَبی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُقَالَ: جَاءَ حِبْرٌ إِلَىأَمِیرِ اَلْمُؤْمِنینَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ [صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَیْهِ]. فَقَالَ یااأَمِیرَ اَلْمُؤْمِنِینَهَلْ رَأَیْتَ رَبَّکَ حِینَ عَبَدْتَهُ قَالَ فَقالَ وَ یْلَکَ مَا کُنْتُ أَعْبُدُ رَبَّاً لَمْ أَرَهُ قَالَ وَ کَیْلَکَ. دْرِکُهُ اَلْعُیونُ فِی مُشَاهَدَةِ اَلْأَبْصارِ وَ لَکِنْ رَأَتْهُ اَلْقُلُوبُ بِحَقَائِقِ اَلْإِیمَانِ
⤴️امام صادق (علیه السّلام) فرمود: عالمى خدمت امير المؤمنين (عليه السّلام) مؤسسه رسيد و گفت اى اميرمنان: پروردگارت را هنگام پرستش او ديدهاى! فرمود: واى بر تو! من آن نیستم که پروردگاری را که ندیدهام بپرستم، عرض کردم: چگونه او را دیده اید؟ فرمود: واى بر تو ديدگان هنگام نظر افكندن او را درك نكنند ولي دلها با حقايق ايمان او را ديده.
⬅️ … اللهْ فِي قِبلَهِ المُصَلّي. خدا در قبله مصلّي است، نمازگزار به طرف الله نماز ميگذارد.
📌در نظر بگیرید خدا روبروی شما است روبروی او به سجده و رکوع میروید.
📌 حضور در نماز این است با خداوند حرف میزنم خدایی که روبروی من است.
📌 که خدا چطور است در موقع ذکر و همان خدایی که هست توجه کنید به آن عظمتی که دارد.
⬅️ خوشا آنان که دائم در نمازند.
⤴️ دائم در حضور، بعضیها در نماز نیستند ولی دائم در نماز هستند و بعضیها هم که در نماز هستند ولی حضور ندارند.
⬅️باب 460 فتوحات مكیه در معرفه منازله الاسلام و الایمان و الاحسان است، و نیز باب 558 آن در حضرت احسان است؛ و نیز ج 2 منتهی المدارك كه شرح فرغانی بر تائیه ابن فارض است در بیان احسان است (ص 86 و 112)؛ و نیز فصل اول فاتحه مصباح الانس در احسان و مراتب آن به تفصیل و تحقیق بحث كرده است (ط 1 رحلی- ص 5 و 6)، و همچنین اول فك ختم الفص اللقمانی از فكوك در احسان بحث شده است؛ و نیز فصل 23 فصوص الحكم شیخ اكبر، ابن عربی «فص حكمه احسانیه فی كلمه لقمانیه» است، و ما بنقل چند سطری از شارح آن علامه قیصری اكتفاء میکنیم:
«الاحسان لغه فعل ما ینبغی ان یفعل من الخیر بالمال و القال و الفعل و الحال كما قال علیه السلام: «ان الله كتب الاحسان علی کلشی ء فاذا ذبحتم ان تعبد الله كانك تراه، كما فی الحدیث المشهور، و فی باطنه و الحقیقه شهود الحق فی جمیع المراتب الوجودیه اذ قوله علیه السلام: كانك تراه، تعلیم و خطاب لاهل الحجاب؛ فللاحسان مراتب ثلاث: اولها اللغوی و هو ان تحسن علی کلشی ء حتی علی من اساء الیك و تعذره و تنظر علی الموجودات بنظر الرحمه و الشفقه؛ و ثانیها العباده بحضور تام كان العابد یشاهد ربه، و ثالثها شهود الرب مع کلشی ء و فی کلشی ء كما قال تعالی: «و من یسلم وجهه الی الله و هو محسن فقد استمسك بالعروه الوثقی» (لقمان- 23)، ای مشاهد لله تعالی عند تسلیم ذاته و قلبه الیه».
⤴️ترجمه: احسان در لغت انجام دادن آنچه شایسته است از خیرات به مال و سخن گفتن و فعل و کار و مال است. خداوند واجب کرده است احسان را بر هر چیزی پس وقتی ذبح میکنید به نیکی ذبح کنید بلکه بالاتر وقتی هم که میکشید به زیبایی بکشید ((یعنی چه به زیبایی کشتن؟
در جنگ خندق عمرو ابن عبد ود وقتی به صورت حضرت علی ع آب دهان انداخت حضرت بلند شدن و دوباره روی سینهاش نشستند گفتند چرا این کار را کردید گفت نمیخواستم برای نفس خودم اورا کشته باشم من برای خدا میکشم))
(هر کاری را به زیبایی انجام بدهید هر کاری را برای کسی انجام میدهید در کار خود احسان داشته باشید به نیکویی انجام بدهید.
ما در عمل میخواهیم احسان کنیم بر هر کاری نیکویی کنید سینه شما قبرستان عیوب دیگران باشد!)
در ظاهر شرع این است که پرستش کنی خدا را که انگار او را میبینید اما در باطن و حقیقت شرع مشاهده حق در تمام مراتب وجودی است.
(احسان بر هر چیزی مقدم است اگر دل تو بر هر چیزی نسوزد حق را در هیچ چیزی نمیبینی)
(حضرت زینب (ع) فرمود; «ما رایت الا جمیلا»; جز زیبائی چیزی درکربلا ندیدم)
که گویا او را میبیند برای یاد دادن به اهل حجاب است برای احسان مراتب سه گانه است
اول مرتبه لغوی است و آن این است احسان کنی بر هر چیزی حتی بر کسی که بر تو بدی کرده است.
(جزا ندهید بدی را به بدی لااقل آنکه جزای آن بدی نکنید)
«گر خواجه ز بهر ما بدی گفت
ما چهره ز غم نمیخراشیم
ما جز که ثنای او نگوئیم
تا هر دو دروغ گفته باشیم»
اینکه عذر بتراشید برای او
«روایت برای برادر مؤمن خود چهل عذر بتراشید اینها مال مقامات احسان است.»
«بدی را بدی کردن سگساری است.
خوبی را خوبی کردن خر کاری است.
بدی را خوبی کردن کار خواجه عبدالله انصاریست»
نظر کنی به موجودات به نظر شفقت و دلسوزی
روایت حضرت عیسی میرفت لب آب و برای ماهیان نان میریخت تا بخورند.
(چقدر برکت دارد انسان به دیگران دلسوزی کند)
و دوم مرتبه عبادت به حضور تام است که گویی عابد مشاهده میکند پروردگار خویش را.
و سوم مشاهده کنی پروردگار را با هر چیزی در هر چیز همانگونه خدای تعالی میفرماید آنکه تسلیم کند وجه خود را به خدا در حالی که محسن (اهل شهود) است این چنین کس به عروه الوثقی چنگ زده است
(کسی که چنگ زده به عروه وثقی میشود خودش عروه وثقی و کسی که به آن شخص چنگ بزند به عروه وثقی چنگ زده.
یعنی مشاهده خدای تعالی قلبش را تسلیم میکند
تفویض الأمر إلیه» واگذار کنید همه را به او
«اول العلم معرفة الجبار و آخر العلم تفویض الامر»
تمام عالم تحت ربوبیت جبار است بعد تفویض یعنی تمام امور را به او واگذار کنید این چنین کس میشود عروه وثقی میشود به او چنگ بزنید که به ریسمان الهی چنگ زدهاید.
⬅️آن كه گفتهایم «علیان النفس الانسانیه لیس لها مقام معلوم…» اشاره به مقام فوق تجرد نفس ناطقه انسانی است، و تنها آفریدهای كه او را مقام فوق تجرد است جناب انسان است كه او را در ارتقاء به معارج و مدارج معارف و حقائق كلمات وجودی حد یقف نیست. قرآن كریم كه مادبه غیر متناهی خدای سبحان است برای اینچنین آفریده گسترده شده است. در بند پنجم «دفتر دل» (دیوان- ص 90) آمده است:
⬅️گرت حفظ ادب باشد مع الله
شوی از سر سر خویش آگاه
⤴️ شرح (مقام سر داریم و مقام سر سر داریم ادب مع الله داشته باشید یعنی همه جا خدا را در نظر بگیرید و در محضر خدا ادب را رعایت کنید)
⬅️بر آن می باش تا با او زنی دم
چه میگویی سخن از بیش و از كم
⤴️شرح (هر نفسی که میزنی در محضر خدا باشد)
⬅️چنان كه هیچ امری بی سبب نیست
حصول قرب را غیر ادب نیست
⤴️شرح (هیچ امری در این عالم بدون سبب نیست سبب قرب خدا هم ادب مع الله است)
⬅️ادب آموز نبود غیر قرآن
كه قرآن مادبه است از لطف رحمان
⤴️(اگر ادب میخواهید سراغ قرآن بروید تمام داستانهایی که از انبیا گفته شده به ما ادب میآموزد)
⬅️بیا زین مادبه برگیر لقمه
نیابی خوشتر از این طعمه طعمه
⤴️شرح(از این سفره لقمه برگیر هیچ جایی از این عالم بهتر از این نمیتوانیم لقمه برگیری،
قرآن سراسر پند حکمت و معرفت است
⬅️طعام روح انسانی است قرآن
طعام تن بود از آب و از نان»
⤴️شرح(بدن شما هم آب و غذا میخواهد آن هم در قرآن است
آقا جان علامه حسنزاده آملی فرمودند هرچه هست در قرآن است.
⬅️امام على عليه السلام: كُلُّ وِعاءٍ يَضيقُ بِما جُعِلَ فيهِ إلاّ وِعاءَ العِلمِ فَإنَّهُ يَتَّسِعُ؛
امام على عليه السلام: گنجايش هر ظرفى با آنچه در آن نهند، تنگ مى شود مگر ظرف دانش كه [هر چه در آن نهند] گسترش مییابد.
[نهج البلاغه، حكمت 205]
آقاجان علامه حسنزاده آملی فرمودند این دلیل بر فوق تجرد بودن نفس است
الحمدلله علی الولایه
دانلود فایل صوتی