بسم الله الرحمن الرحیم
سه شنبه ۱۴۰۳/۸/۱، درس فص فاطمیه، جلسه۱۴۱،
🧿موضوع: فصل ۱۹(علم و عالم و معلوم)
⬅️ الی قوله، «و کان سعیکم مشکورا» و کوشش شما سپاسگزاری شده است.
🖊قرآن: چیزی برای انسان نیست مگر آنچه سعی میکند.
🖊 بعضیها سعیشان مشکور است یعنی مورد شکر خدا قرار میگیرد و بعضیها سعیشان پراکنده (شتی) است.
کسی که سعیش خالص برای خدا باشد خداوند از او تشکر میکند.
🖊 شرابی که طهور است هم پاک است و هم پاک کننده است (از هرچه غیر خداست پاک میکند)
فقط در وجود آنها خدا میماند.
در ذکر «لا اله الا الله» :
تنها موجود مستقل «الا الله» است و «لا اله» هر موجود مستقلی را نفی کرده است.
🖊 صحبت از شان و منزلت خانم فاطمه زهرا «س» است.
🖊 شهود را مراتبی است.
🖊 یک رویت بصری که با چشم مشاهده میشود.
🖊 دوم شهود بصیرتی که با چشم دل در عالم خیال مشاهده میگردد.
🖊 سوم رویت به بصر و بصیرت هر دو باهم.
🖊 چهارم ادراک حقیقی مر حقایق را مجرد است و بر حسی است تا آنکه شهود در ذروه یعنی مراتب عالی توحید صمدی منتهی گردد و شخص مرزوق به این شهود از زمره کسانی که ((سقاهم ربهم شرابا طهورا)) شود.
🖊 کسی که به این شهود رسید چطور انسانی میشود؟!!
🖊 «جناب شیخ محمود شبستری»
/چو ذاتت پاک گردد از همه شین
نمازت گردد آنکه قرة العین/
(نماز باعث روشنی چشم شما میشود)
/ نماند در میانه هیچ تمیز
شود معروف و عارف جمله یک چیز/
( هیچ تمیزی در وسط نیست، تمیز یعنی جدایی.
تمیزی بین عارف و معروف نمیماند چون فانی در ذات حق شده است این انسان که به این مرحله رسیده میشود ولی الله و حجت الله و هر کسی که به او نگاه میکند دارد به خدا نگاه میکند)
🖊 اینها فانی در خدا و عارف به خدا هستند اینها هستند که خدا را میشناسند.
آیه قرآن:
🕋الصافات
سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ
ﺧﺪﺍ ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺗﻮﺻﻴﻒ میکنند، ﻣﻨﺰّﻩ ﺍﺳﺖ . (١٥٩)
إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ
ﻣﮕﺮ ﺑﻨﺪﮔﺎﻥ ﺧﺎﻟﺺ ﺷﺪﻩ ﺧﺪﺍ [ﻛﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺁﻧﭽﻪ ﺗﻮﺻﻴﻒ میکنند ﺷﺎﻳﺴﺘﻪ ﻣﻘﺎم ﻗﺪﺱ ﺍﻭﺳﺖ .] (١٦٠)
🖊 عباد مخلص خدا را میشناسند که شراب طهور آنها را پاک کرده و از طریق حجت خدا میشود خدا را پرستش کرد.
🖊در آن مرتبه تمیز از بین رفته.
⬅️حدیث: الإمامُ الصّادقُ علیه السلام: لا یَقْدِرُ الخلائقُ علی کُنْهِ صفةِ اللّه ِ عزّ و جلّ ، فكما لا يَقدِرُ على كُنهِ صفةِ اللّه ِ عزّ و جلّ فكذلکَ لا يَقْدِرُ على كُنهِ صفةِ رسولِ اللّه ِ صلى الله عليه و آله ، و كما لا يَقدِرُ على كُنهِ صفةِ الرَّسولِ صلى الله عليه و آله فكذلكَ لا يَقدِرُ على كُنهِ صفةِ الإمامِ عليه السلام و كما لا يَقدِرُ على كُنهِ صفةِ الإمامِ عليه السلام كذلكَ لا يَقدِرُ على كُنهِ صفةِ المؤمنِ .
▪️ امام صادق علیه السلام: خلایق از پی بردن به کُنْه صفت خداوند عزّ و جلّ ناتوانند، و همچنان که از رسیدن به کنه صفت خدا ناتوانند، از دریافت ژرفای صفت پیامبر خدا صلی الله علیه و آله نیز ناتوانند و همچنان که از پی بردن به کنه صفت پیامبر خدا عاجزند، از رسیدن به ژرفای صفت امام ناتوانند و همچنان که امام را چنان که باید نمیتوانند بشناسند، از شناخت حقیقت مؤمن ناتوانند.
🖊امام: همانطور که ما را نمیتوانید وصف کنید یک مومن حقیقی را هم نمیتوانید وصف کنید.
🖊 این چنین انسان که نامش میبرم
تا قیامت من ز وصفش عاجزم.
اینها را غیر خدا نمیشناسند.
🖊حدیثِ قُدسی «اولیایی تحتَ قِبابی لا یَعرفُهُم غیری».
🖊جناب مولانا
/ای بسا کس را که صورت راه زد
قصد انسان کرد و بر الله زد/
نمیگوید علی خداست، ولی علی فانی در خداست.
🖊رسول خدا فرمود:
“یا علی لایعرف اللّه تعالی الّا انا و انت و لایعرفنی الّا اللّه و انت و لا یعرفک الّا اللّه و انا؛
ای علی! خدا را نشناخت جز من و تو، و مرا نشناخت جز خدا و تو و تو را نشناخت مگر خدا و من.
🖊️ ((ن سوگند به قلم و به آنچه که مینویسند)) همانا اشاراتی که به جلالت قدر ودیعه رسول الله و عظم منزلت درهٔ توحید فاطمهٔ بتول نمودهایم، نمونهای از عظموت آن جناب و بارقهای از ملکوت آن حضرت است، و کثرت اسماء حسنی و تظافر القاب علیای آن جناب که در جوامع روائی و صحف منشور قدیم و حدیث ذکر شدهاند دلالت بر عظمت قدر و فخامت شان آنحضرت دارند.
🖊️اینها که گفتیم یک بارقه؛ برقی از ملکوت آن
حضرت است؛ شعاعاتی از حقیقت ایشان است
و القابی که برای آن حضرت گفته شده است مانند
ام ابیها و ام ائمه نجباء.
▪️نکته: یکی از معانی صحیفههای قدیم همان مقام قدیم و ازلی ایشان و حدیث هم ظهور حقیقت ایشان در نشئه ی حادثات است.
🖊جناب حافظ:
/ شعر حافظ در زمان آدم اندر باغ خلد
دفتر نسرین و گل را زینت اوراق بود/
🖊سپس این که آدمی آنچه میگوید مسئول آنست، و گوینده عزیز فرموده است: گوش و چشم و دل همگی مسئول اند، بنابراین میگویم: تحریر آنچه که خداوند وهاب و فیاض درباره معرفت به مادر ائمه نجباء و شفیع روز جزا و ریحانهٔ مصطفی و کلمه علیای الهی و مژده دهنده اولیاء حضرت فاطمه زهراء- درود خدا بر او و پدر و همسر و مادر و فرزندانش- روزیم فرموده است؛ وهمچنین نقل کلمات بلند آن بزرگوار، و شرح و تفسیر آیات و روایاتی که در شان او وارد شدهاند موجب تدوین چندین مجلد صحیفه نوری میشوند؛ و همانا که ما در این وجیزه به بخشی از مناقب آن حضرت برای کسی که خواهد تذکری یابد و یا خواهد شکور باشد، ایماء و اشارهای نمودهایم.
🖊️ میفرماید فکر نکنید این همه روایات و آیات و مطالبی که درمورد حضرت فاطمه گفته شده تمامشان و منزلت ایشان است بلکه ایشان
دریای بی پایان است.
/ هرچه گویم عشق را شرح و بیان
چون به عشق آیم خجل گردم از آن /
🖊️اوتاد جزو رجال الغیب هستند.
اول و والاترین شخص الهی میشود قوس
یا قطب که امام معصوم است بعد دونفر امامان در دو طرف قطب اند بعد سه نفر که افراد اند بعد چهار نفر که نامشان اوتاد است بعد هفت نفر که ابدال اند بعد ۴۰ نفر که اخیارند بعد ۳۶۰ نفر،
البته اسامی مختلفند، که این رتبه بندی برای انسانهای الهی است.
آیا در همه اعصار همه ی اینها هستند؟
زمین خالی از قطب نمیشود.
و چهار گوشه عالم به وجود اوتاد حفظ میشود.
(و الجبال اوتادا)
اوتاد و رجال الغیب در درس آقاجان (علامه حسن زاده آملی) شرکت میکنند.
🖊و همانا القایی سبوحی که روزی یکی از اوتاد محفل درس و بحثم- اعنی حائز به منقبت علم و عمل جناب خواجه ابوسعید آملی حاج آقا رضا ولائی- زاد الله صدره شرحا و صانه مما یوجبه جرحا- شده است، موجب تدوین این صحیفه مکرمه «فص حکمه عصمتیه فی کلمه فاطمیه» گردیده است؛ چه این که وقتی تدریس شرح علامه قیصری بر فصوص الحکم شیخ اکبر به فص عیسوی رسیده است، شبی در یک توجه روحانی، و وحدت و خلوتی جانانی، این جمله مبارک نورانی، اعنی «فص حکمه عصمتیه فی کلمه فاطمیه» بدو القاء شده است- و او را از این گونه واردات قلبی بسیار است- و در فردای همان شب به من اخبار فرموده است که موجب شگفتی و شکفتگی و شیفتگی نگارنده و سبب تصنیف این فص شریف منیف شده است که آن را تتمه «فصوص الحکم» یاد شده قرار دادهایم و به حضور مبارک شما اهداء نمودهایم، ذلک تقدیر العزیز العلیم.
متمسک بذیل ولایت اصحاب کساء: حسن بن عبدالله و فاطمه طبری آملی، مشتهر به حسن زاده آملی. قم 23 ع 2 سنه 1418 ه ق= 5/ 6/ 1376 ه ش.
🖋️این کتاب فص فاطمیه یک عظمتی دارد
در بین کتابهای آقاجان (علامه حسن زاده املی) ودر مورد خانم فاطمه الزهرا ع
کتاب زیاد نوشته شده است اما این کتاب یک چیز دیگر است و از عالم بالا آمده است و تقریباً آخرین کتابی بود که ایشان نوشتند.
این خودش نوعی وحی و کلمه وحیانی است.
الحمدلله
چه برکتی دارد و چه کتابی است!
🖊️یک وقتی درمورد این کتاب به بنده از عالم بالا
گفته شد که درس بده و بسیار تاکید کردند در تدریس این کتاب و چندین بار در آن حالت گفته شد درس بده، متنش را، شرحش را درس بده، بلد نیستی درس بده، بلد هستی درس بده، که هیچ کتابی را اینگونه نگفته بودند تدریس کن!
یک زمانی بود که بردن نام علی و فاطمه جرم بود و چه کسی جرات میکرد نام بچهاش را فاطمه بگذارد.
الحمدلله رب العالمین
که فص فاطمیه توسط آقاجان (علامه حسن زاده املی) نوشته شد و تدریس میشود؛ منقبت صدیقه طاهره ع تدریس میشود.
▪️نوشتن این کتاب توسط حضرت آقا در ماه ربیع الثانی تمام شد و ما هم در ماه ربیع الثانی به آخر کتاب رسیدیم.
اینها نشانههای الهی است که نشان از تایید الهی دارد.
الحمدلله رب العالمین
🖊️شرح
این فصل نیز از غرر فصول «فص حکمه عصمتیه فی کلمه فاطمیه» است و خاتمه آنست، و در اتحاد عالم به معلوم است که در حقیقت همان اتحاد عاقل به معقول است. فاتحه این فص شریف در خلق ازواج و ذکر طایفهای از مصادیق آن بوده است، خاتمه آن را به بیان گوهر علم که نور نفس ناطقه انسانی و امام عمل است و علم و عمل جفت انسان سازند، خاتمه دادهایم «ذلک تقدیر العزیز العلیم».
🖊️ ابتدا کتاب با خلق ازواج شروع شد.
در خلقت چقدر ازواج داریم.
خداوند عالم را زوج آفریده است و آقاجان مصادیقی را آوردند، حالا در آخر کتاب هم درمورد زوجی خاص به نام علم و عمل که جفت انسان سازند بحث کردهاند.
این تقدیر خدای عزیز علیم است.
یعنی اتفاقی نیست و نشانه الهی است.
🖊️جناب ابن عربی داستانی از یکی از صالحان
نقل میکند که در کشتی بودم و حوصلهام سر رفته بود آمدم وضو بگیرم تا خم شدم دست بزنم به آب دریا یک موجی آمد و من پرتاب شدم داخل دریا، حالا شب است و همه خوابند و صدا به صدا نمیرسد و از همه جا ناامید شدم و داشتم غرق میشدم که به فکر فرو رفتم و با خودم گفتم این اتفاقی نیست و حکمتی دارد، به یکباره گفتم:
«ذلک تقدیر العزیزالعلیم»
این خواست خدای عزیز علیم بود
در همین حین که ناامید بودم پرندهای عظیم الجثه رسید و مرا گرفت بلند کرد و گذاشت روی عرشه کشتی؛ آمد که پرواز کند گفتم تو که هستی؟ گفت من «ذلک تقدیر العزیزالعلیم» هستم.
یعنی این آیه یک حقیقت حی و زنده است.
🖊️ میخواهد بگوید:
باید در این کتاب دقت کنید که ۱۹ فصل شده است به تعداد حروف بسمله و اول و آخرش با زوجیت شروع و پایان یافته، آن هم با چه ترتیبی آمده جلو و با چه استدلالاتی.
بحث صدیقه طاهره ع یک اتفاق تاریخی نیست بلکه او حقیقت توحید است.
🖊️نکته: اگر میبینید حضرت علامه در معرفت نفس و اتحاد عاقل به معقول این همه کتاب نوشتند که در عالم اسلام چنین کتابی نداریم، این مطالب را همین جوری و فقط صرف نوشتن جمع نکردند بلکه اینها پایههای استدلال است برای رسیدن به حقایق توحیدی.
یکبار عرض کردیم اگر تجرد نفس ناطقه
اثبات نشود چنان که برای خیلی از متکلمین
و محدثین شیعه اثبات نشده است و قبول ندارند
نه بحث ولایت را میشود مطرح کرد نه نبوت را که
زیر مجموعه ولایت است و نه بحث معاد را.
ولایت یعنی قرب به خدا؛ اگر نفس نباشد
جسم من و شما با جسم پیامبر ص چه فرقی
میکند؟ آن مقامات که مخصوص جسم نیست،
وهابیت که انسان را همین جسم میدانند نمیفهمند میگویند پیامبر ص مرد رفت شما قبر پرست هستید و از قبر حاجت میخواهید ووو….
تا اتحاد عاقل به معقول اثبات نشود بحث معاد
روی هواست.
🖋بحث معرفت نفس و تجرد نفس و اتحاد
عاقل به معقول، اینها پایههای بحث ولایت و
نبوت و معراج و وحی و معاد و برزخ و تکامل
و اینها است؛ اینها اثبات نشود همه چیز روی
هواست.
از اینها به حقیقت توحید میرسیم.
🖋ای عزیز کتاب علیينی ما به نام «دروس اتحاد عاقل به معقول شرح مبسوط و مفصل این فصل «فص حکمه عصمتیه فی کلمه فاطمیه» است. این کتاب به فارسی نوشته شده است و بیست و سه درس است و هر درسی خود رسالهای در مسائل اتحاد عاقل به معقول و نتائج و فوائد متفرع بر آن است و به قطع وزیری در حدود پانصد صفحه، مکرر به طبع رسیده است.
🕋النجم
إِنَّ الَّذِينَ لَا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ لَیُسَمُّونَ الْمَلَائِكَةَ تَسْمِيَةَ الْأُنثَىٰ
ﻣﺴﻠﻤﺎً ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺁﺧﺮﺕ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ، ﻓﺮﺷﺘﮕﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻧﺎﻣﮕﺬﺍﺭﻱ ﺑﻪ ﻧﺎم ﺯﻥ ﻧﺎﻣﮕﺬﺍﺭﻱ میکنند ; (٢٧)
🖋️آنهایی که به عالم آخرت ایمان ندارند یعنی اعتقاد به تجرد نفوس ندارند.
پس بدانیم که این مطالب استدلالی مانند اثبات تجرد نفس و اتحاد عاقل به معقول و اتحاد عالم به معلوم و معرفت نفس، همه ی اینها پایههای رسیدن به حقیقت ولایت و توحید است.
الحمدلله علی الولایه
دانلود فایل صوتی