بسم الله الرحمن الرحیم
ناریخ۱۳۹۸/۷/۸، درس فص فاطمیه، جلسه (۱۲)
⬅️موضوع: بدن آخروی
// بحث بدن اخروی، انسان از این دنیا که میرود در بدنی دیگر قرار میگیرد به مانند همین بدن دنیوی طوری که اگر کسی او را ببیند میشناسد از روی صورت او را میشناسد که در دنیا دیده بوده و این بدنها در طول هم هستند نه جدای از یکدیگر وگرنه تناسخ باطل پیش میآید، تناسخ یعنی نفسی از بدنی جدا شود به بدن دیگر برود باطل است.
تناسخ باطل در مقابل تناسخ حق است.
// تناسخ حق چیست؟؟ یک جملهای است در کتب فلاسفه یا اهل معرفت هیچ مذهبی از مذاهب حکمی، معرفتی نیست مگر در تناسخ قدم راسخ دارد.
یعنی چه قائل به تناسخ هستند همه، آنجا تناسخ حق را میگوید انسان از دنیا میرود مثلاً به چه صورت در میآید بعضی ها به صورت حیوان در میآیند آنکه میگوید در عالم برزخ و ملکوت را میفرماید نه در عالم طبیعت، گردد در بدن دنیایی، اینکه میگوید برگردد در بدن دنیایی میشود تناسخ.یکی از اشکالات در بحث رجعت واصلاً بحث رجعت باطل است.
// در مورد تناسب ائمه میفرمایند از ما نیست کسی که قائل به تناسخ باشد.
// بحث رجعت از بحثهای یهود است.
// رجعت یعنی برگشتن حکومت به دست اهل بیت نه برگشتن ائمه به دنیا.
// این بدنها که میفرماید در طول هم هستند تشبیه آن مثل مار زمانی که پوست میاندازد پوست دیگر تن نمیکند یک بدن را رها نمیکند بدن دیگر را بگیرد.
/ در بحث معاد جسمانی و روحانی خیلی بحث شد بعضی میگویند معاد روحانی متعلق به یونانیان است تجرد نفس قائل بودند و بقای نفس بعد از بدن لذا معاد و روحانی میدانستند و معاد جسمانی مربوط به شرایعه ابراهیمیه است مثل یهودیت و مسیحیت و اسلام.
// قائل به معاد روحانی هستند معاد جسم ندارد و ماده ندارد این بهشت حورالعین وقصر… چه هستند!!! اینها برای این است لذات عقلی را نمیفهمند برای تشویق به بهشت کنند زیباترین چیز را برای شما میگویند در مقابل معاد جسمانی همین جسم است زنده میشود و زندگی میکنند
// میگوییم اولاً درست معاد یونانیان قائل به تجرد نفس بودند و شاید بعضی ها قائل به معاد روحانی بودند بعضی هم قائل به معاد جسمانی بودند معاد روحانی با دلایل استدلالی اثبات میشد اشکالی که مطرح بود چراا قائل به معاد جسمانی نمیشدند!! این بود در انتقال فلسفه در یونان به دامن اسلام، بحث عالم مثال جا نیفتاده لذا فلاسفه مشاء هیچ صحبتی از عالم مثال نمیکند، عالم مثال عالمی بین عالم عقل و عالم دنیا است حتی جناب میرداماد میگوید شاید آن عوالم دامنهای از عالم ماده است باز هم قبول نمیکنند عالم مثال را و همین قبول نکردن عالم مثال مشکل ایجاد میکند، مشکل چیست!!! میگویند یک عالم ماده داریم و یک عالم عقل، انسان از عالم ماده جدا میشود و وارد عالم عقل میشود عالم عقل هم جسم در آن نیست پس لذات یا عذابش لذت جسمی نیست.
// بعد جناب ملاصدرا عالم مثال را اثبات کردند ما عالمی داریم متوسط بین عالم عقل و ماده عالم شبیه به عالم طبیعت است منتها روحانیتر از اینجا است همان جسم دهری که آقاجان علامه حسنزاده فرمودند جسم دهری، دهر مرتبه وعای بالاتر از زمان است. جسمی داریم آنجا، به علاوه لذات عقلی که حکما گفتهاند یعنی هم معاد روحانی و هم معاد جسمانی است. منتها نه اینکه جسم طبیعی عنصری که فانی و دم به دم از بین میرود این جسم محدود است، بارها گفته شده لذات این جسم به خاطر عنصری بودنش ادراکاتش ضعیف است این بدن محدودیت دارد اما آن جسم دهری محدودیت ندارد لذا عذابی را میچشد
در دعای کمیل..
وَ هذا ما لا تَقُومُ لَهُ السَّمواتُ وَالاَْرْضُ يا سَيِّدِى فکیف لی..
و اين چيزى است كه تاب نياورند در برابرش آسمانها و زمين، اى سرور من تا چه رسد به من؟
//عالم مثال بین عالم عقل و ماده است.
// معاد هم جسمانی و هم روحانی است غیر از این جسم جسم دیگری داریم در ادراکات خیلی قویتر است.
// شیخ الرئیس ابن سینا فرمودند به عقل من اثبات نشد معاد جسمانی چون پیامبر فرمودند من قبول میکنم//
// علم نر و دین ماده، این و دنیا به این تو آماده میشوند.
// هر موجودی که اثر میگذارد مرد و هر موجودی که اثر میپذیرد زن است و هرچه که از انها بوجود می اید، اینها در کل عوالم ساری و جاری است، ازواج اسمان و زمین ووو….
// نجوم در قدیم دو قسمت داشت یک قسمت حساب و کتاب ستارهها و سیارات طلوع غروب سیارات.
یک قسمت بحث احکام نجوم در روایات برخوردید به روایتی که نهی کردهاند از علم نجوم چرا؟؟؟؟ گفتند وقتی ستارهای متولد میشود مثلاً پادشاه فلان کشور میمیرد احکامی قائل بودند برای نجوم چون اینها این تاثیرات را میدیدند از سیارات بر زمین، مثلاً خورشید نباشد چیزی در روی زمین به وجود نمیآید و ماه چه تاثیرات شگرفی بر زمین دارد چه شرایط زیست محیطی به هم میخورد روی زمین اگر ماه نبود. ووو…
// علامه حسنزاده میفرماید این نر و ماده بودنش به خاطر اینکه رصد کردند دیدند بیشتر لاد سکور به دنیا میآید میگفتند این مذکور است و وو
// خود غذای الهی در عالم ما را عاشق یکدیگر قرار داده فقط انسانها عاشق میشوند؟!! خیر حیوانات درختان ستارگان ووو…
عشق سریان دارد از ذرهای که دور هسته اتم میچرخد تا افلاک
شعر از جناب مولانا
(ملاقات آن عاشق با صدر جهان)
//جمله اجزای جهان زان حکم پیش
جفت جفت و عاشقان جفت خویش//
( کسی جفت خود را دوست دارد)
//هست هر جزوی ز عالم جفتخواه
راست همچون کهربا و برگ کاه)//
//آسمان گوید زمین را مرحبا
با توم چون آهن و آهنربا//
//آسمان مرد و زمین زن در خرد
هرچه آن انداخت این میپرورد//
(ایه قران، نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ،…، زنان شما کشتزار شمایند
//چون نماند گرمیش بفرستد او
چون نماند تری و نم بدهد او//
( در زمین بخواهد یخ کند آسمان گرمی نی دهد به او)
برج خاکی خاک ارضی را مدد
//برج آبی تریش اندر دمد
برج بادی ابر سوی او برد//
//تا بخارات وخم را بر کشد
برج آتش گرمی خورشید ازو//
//همچو تابهٔ سرخ ز آتش پشت و رو
هست سرگردان فلک اندر زمن//
همچو مردان گرد مکسب بهر زن//
( میگوید فلک سرگردان است در زمان مثل مرد که میرود کار میکند برای زنش)
//وین زمین کدبانویها میکند
بر ولادات و رضاعش میتند//
( زمین کد بانویی میکند ولادت دارد چقدر میده میوه میدهد او خودمان میوههای زمین هستیم
//پس زمین و چرخ را دان هوشمند
چونک کار هوشمندان میکنند//
//گر نه از هم این دو دلبر میمزند
پس چرا چون جفت در هم میخزند//
//بی زمین کی گل بروید و ارغوان
پس چه زاید ز آب و تاب آسمان//
//بهر آن میلست در ماده به نر
تا بود تکمیل کار همدگر//
//میل اندر مرد و زن حق زان نهاد
تا بقا یابد جهان زین اتحاد//
( میل را قرار داد تا بقای جهان از اتحاد این دو برقرار باشد)
// هر عقل قلم و هر نفس لوح است نفس از عقل میگیرد عقل به وسیله نفس با جسم ارتباط دارد//
// معلم و شاگرد معلم قلم و شاگرد لوح میشود این مینویسد در وجود او//
// آدم قلم و حوا لوح آسمان قلم و زمین لوح
⬅️اقا امیرالمومنین علیه السلام مظهر عقل کل و سید النساء العالمین فاطمه زهرا نفس کل است.
الحمدلله علی الولایه
دانلود فایل صوتی