→

1403-11-21 شرح عیون مسائل نفس عین 58 جلسه 368 خیال در آخرت عین حس شده و متحد می گردد.

⌂

1403-11-21 شرح عیون مسائل نفس عین 58 جلسه 368 خیال در آخرت عین حس شده و متحد می گردد.

0:000:00

بسم الله الرحمن الرحیم

یکشنبه ۱۴۰۳/۱۱/۲۱_عیون مسائل نفس، جلد دوم

🧿موضوع: عین ۵۸، در اینکه خیال در آخرت عین حس شده و با آن متحد می‌گردد.

⬅️ فصل بیست و هفتم باب یازدهم نفس اسفار این است: بدان که اتفاق بیفتد که برخی از کاملین که قوه خیالشان قوی شده و قوه حس وی ضعیف گشته، در همین عالم به چشم خیال چیزی را به طور مشاهده حسی بینند.

⤴️شرح:

این غیر از تمثلات است چون در تمثلات انسان می‌داند اینکه دارد می‌بیند تمثل است، ولی گاهی وقت آنقدر قوه خیال قوی می‌شود که خیالاتش را به شکل محسوسات می‌بیند، حتی گاهی وقت اشتباه می‌کند و فکر می‌کند آن چیز را واقعاً در عالم حس دیده است.

🖋در این عالم ادراکات ما ساخته نفس ما هستند و آنی که درک می‌کنیم عیناً همانی نیست که در خارج است، اما در عالم آخرت آنچه خیال می‌کنیم و درک می‌کنیم و مشاهده می‌کنیم عین حس است و عیناً همان حقیقتی است که موجود است.

🖊اینجا خیالات ما ازبین می‌روند اما در آخرت اینگونه نیست و خیالات عین حس ما می‌شوند و موجودند.

🖋 مثلاً کسی در خواب ببیند پولدار شده‌است، مهم نیست، زیرا این عالم موطنی برای وجود آنها نیست و به محض بیدار شدن می‌بیند که ازبین رفته است، اینجا موطن موجودات مادی است.

🖋 در عالم آخرت آنچه از صور می‌بینید عین نفس شماست یعنی تمام بهشتی که می‌بینید نفس خودتان است.

🖋 چطور تمام صورت‌ها عین نفس انسان هستند؟!! همان بحث اتحاد مدرِک و مدرَک است.

🖋اینجا هر کسی در نفس خودش مشاهده می‌کند و ادراک می‌کند اما اصل آن صورت در خارج است و اینجا فقط ادراک در نفس انسان است اما در آخرت اصل موجودات و صور می‌شود خود نفس.

⬅️ پس از همه آنچه نقل کردیم محقق و مبین شد که بهشت جسمانی عبارت از صور ادراک قائم به نفس خیالی است که نفس به آن اشتها دارد و از آن لذت می‌برد….

🖋 فاعل آن صور و به وجود آورنده آن کیست؟!! خود نفس است.

🖋 انسان خیلی عظمت دارد، آقا جان (علامه حسن‌زاده آملی) خیلی تاکید می‌کردند که قدر خود را بدانید که بزرگترین صنع الهی هستید، نفس تو می‌شود بهشتی که عرضها کعرض السماء والارض.

🖋 افکار شما در وجودتان زنده است و با شما صحبت می‌کند مثلاً در افکار خود با طرف مقابل خیالی دعوا می‌کنید، می‌خندید ووو….. منتها برای شما محسوس نیست، از این دنیا که بروید خیالتان می‌شود محسوس شما.

🖋یک موقع آب و گل رهزن نشود؛ دنیا رهزن نشود! خیلی ما موجود بزرگی هستیم.

هر نفسی به وسع ادراکاتش به منزلت عالمی عظیم است.

🖋شما فکر می‌کنید همین جسم صغیر هستید

و کوچک هستید، اما عالم کبیری در وجود شما نهفته است که حتی بزرگ‌تر است از این عالم جسمانی با همهٔ آنچه در آن است.

آنجا همه چیز زنده به حیات نفس ما هستند.

هرچیزی وابسته به حیات آن نفسی است که آن را ادراک کرده است.

🖋 چه موجودی به عظمت انسان می‌رسد در عالم؟!!

انبیاء الهی آمدند که به ما همین را تفهیم کنند که شما خیلی بزرگ‌تر از آنی هستید که فکرش را می‌کنید.

🖋فرمود همه حیات آنجا یک حیات است و آن حیات نفسی است که آن صور را ادراک و ایجادشان کرده است.

🖋 عظمت وجود نفس شما بستگی دارد به آن جانی که این جا پرورش داده‌اید و علم و عملی که این جا کسب کردید، آن جا می‌بینید چه شدتی و چه وسعتی دارد.

⬅️روایت:

فرشته‌ای بود که شرق و غرب عالم را با یک بال زدن طی می‌کرد، گفت من می‌خواهم ملک خدا را اندازه بگیرم و شروع کرد به پرواز کردن، آن قدر رفت که از پرواز کردن خسته شد، روی تخته سنگی فرود آمد و فرشته‌ای را دید گفت این جا کجای ملک خداست؟ گفت تو هنوز از ملک یک مؤمن بیرون نرفته‌ای!!!

🖋ملک مؤمن یعنی جان و نفس مؤمن البته این شدت و ضعف دارد و برای هرکسی متفاوت است و به خاطر همین‌هاست که این جانی که این جا قوت گرفته آنجا می‌شود کاخ‌ها و بستان‌ها باغ‌ها بعد از همه آن‌ها لذت می‌برد.

🖋شما در این دنیا ۱۰ تا باغ داشته باشید می‌توانید از همه آنها لذت ببرید؟ نه، فقط از یک باغ می‌توانید لذت ببرید ودر آنجا مثلاً بخوابید و از بقیه‌اش نمی‌توانید استفاده کنید.

ولی آن جا از همه آن حقایق و نعمات و صور لذت می‌برید، چیزی که این جا برای ما قابل تصور نیست.

⤴️ ادراک نفس این صور را عین اتحاد آن صور با نفس است.

آنجا اینگونه نیست که انسان اول ببیند و بعد ادراک کند چون ما این جا اول یک چیزی را می‌بینیم بعد ادراکش می‌کنیم و بعد تخیلش می‌کنیم، آن جا دیگر این طور نیست و اینگونه هم نیست که اول درک کند و بعد ایجاد کند و یا ایجادشان کرده آنگاه آن را ادراک کند، نه این طور نیست!

آنجا تخیل و اراده و حس همه یک چیز است و آن چه که می‌خواهید آنجا موجود است.

⬅️تبصره: ما در این جا معانی را با چشم بصیرت می‌بینیم نه با چشم بصر…

🖊ما معنای محبت، قدرت، احترام و… را با چشم بصیرت ادراک می‌کنیم نه با چشم مادی.

و دار آخرت داری غیر از این دنیای مادی است.

درحالی‌که عده‌ای به اشتباه تصور کردند که آخرت و قیامت در همین دنیاست.

🖋می‌فرماید: در دنیا ادراک شروطی دارد مثلاً دیدن شرایط خاص دارد، مثلاً نور باشد، جسم خیلی نزدیک یا خیلی دور نباشد ، چیزی حائل چشم و جسم نباشد و… اما در آخرت این شرایط برای ادراک وجود ندارد.

در عالم کشف هم این شرایط لزوم ندارد پس یقین کن که خیال در آخرت عین حس است و این شرایط که خودشان محدودیت‌اند برداشته می‌شود.

⬅️تبصره:

محاکات یعنی حکایت کردن و کار قوه خیال داستان پردازی است.

🖋 این مطلب را دقت کنید چون خیلی مطلب بلندی است:

رویای صادقه و صور در آن معانی خاص و مناسب خود را دارند؛ بعضی از تمثلات هم مثل خواب نیاز به تأویل دارند، مثلاً در خواب برکت به صورت نان یا گندم در می‌آید و علم به صورت شیر نوشیدنی در

می‌آید و برای هر معنایی یک صورتی مناسب اوست، مثلاً وقتی می‌بینید بر اسب سوار شده‌اید یعنی به مراد می‌رسید و گاهی وقت اسب یعنی همسر.

کار خیال این است که می‌آید معانی را صورت می‌دهد.

🖋 خیلی دقت کنید، این یکی از کلیدهاست.

بعضی از مطالب خیلی بلند و قیمتی است و این از آن مطالب خیلی قیمتی است.

🖊 بدان که رویت فرشته و نزول وی در صقع نفس متحقق می‌شود.

یعنی اگر ملائکه برای رسول الله نازل می‌شوند در صقع جان او این نزول انجام گرفته است و نزول فرشته در این مکان مادی اصلاً معنا ندارد پس فزشته در جان هر کسی نازل می‌شود.

📗 * انا انزلناه فی لیله القدر *

حقیقت قرآن کجا نازل می‌شود؟

در جان پیامبر خدا.

ظرف مکانی نزول قرآن نفس عظیم رسول الله است و اینکه می‌فرماید در لیله القدر نازل کردیم این لیله القدر ظرف زمانی آن است.

پس خود رسول الله حقیقت لیلة القدر است.

تمام نزول وحی و نزول جبرائیل و نزول قرآن در باطن نفس رسول الله است و خارج از نفس ایشان نیست.

🖋 روایاتی از اهل سنت هست که می گویند جبرئیل می‌آید پایین پرچم را می زند بالای کعبه ووو…

اینگونه نیست زیرا موطن نزول ملک جان انسان است.

در عالم ماده نزول ملک معنا ندارد!

⬅️ روایت:

با دشمنان ما با سوره انا انزلناه بحث کنید.

🖋 بعد از رسول الله لیله القدر کیست؟ در لیلة القدر ملائکه و روح بر جان چه کسی نازل می‌شوند؟‌ انسانی باید باشد که روح و ملائکه بر او نازل بشوند.

⤴️عمده در باب اینکه اولاً بدانید که تجافی هر موجود از مرتبه خود محال است…

🖋تجافی خودش در لغت به معنی جا خالی کردن است بعد در اصطلاح فلسفی که می گوییم تجافی محال است یعنی نمی‌شود موجودی مرتبه خود را رها کند و به مرتبه دیگر نازل شود یعنی اگر حضرت جبرائیل نزول می‌کند از آسمان به جان رسول الله به این معنا نیست که آسمان را رها می‌کند و به زمین می‌آید!

در عین اینکه در مرتبه خویش است نزول می‌کند در مرتبه پایین‌تر.

🖋برای مثال: علوم ما در روح ما به نحو کلی موجود است و پایین‌تر از مرتبه روح می‌شود مرتبه قلب که تفصیل علوم است و پایین‌تر از قلب می‌شود خیال که صورت گری علوم است و پایین‌تر از خیال می‌شود مرتبه حس.

مثلاً شعر حافظ را از حفظ دارید در روح شما به نحو کلی موجود است، این را می‌آورید در قلبتان و تفصیل می‌خورد، بعد از مرتبه قلب شما می‌آید در خیال شما تمثل پیدا می‌کند بعد از مرتبه خیال به زبان جاری می‌شود.

حالا یا می گویید یا می‌نویسید بعد طرف مقابل می‌شنود، با حسش می‌شنود، بعد منتقل می‌شود به خیالش و از خیال به قلبش بعد به روحش و تجافی ندارد.

پس وقتی فرشته نزول می‌کند جایش را خالی نمی‌کند که بیاید این جا، اینگونه نیست.

🖋 اگر انسان اینها را نخواند افکار و خیالات باطل او را در بر می‌گیرند و یک سری داستان پردازی‌هایی می‌کند، فکر می‌کند مثلاً حضرت جبرائیل پر میزند و پایین می‌آید و یک‌چیزی در گوش پیامبر می‌گوید و می‌رود.

مانند اهل سنت فکر نکنید. اینگونه نیست.

همه چیز را مادی تصور می‌کنند.

🖋فرمود عمده در این باب این که بدانید تجافی هر موجودی از مرتبه خود محال است که مرتبه خودش را رها کند و برود به مرتبه دیگر.

🖋و توقیف اسما به معنای بلندش به همین نکته بر می‌گردد…

ما به خداوند هر اسمی را نمی‌توانیم اطلاق کنیم اگرچه خیلی اسم بلندی باشد و فقط آن اسامی را می‌توانیم در مورد خداوند به کار ببریم

که در قرآن یا احادیث صحیح و ادعیه معتبر آمده باشد.

باید در شریعت وارد شده باشد.

🖋زیرا هر کدام از این اسما به یک حقیقت از حقایق وجودی و شأنی از شئون حق اشاره دارد.

🖊ثانیاً نفس از ماده طبیعی و احکام آن از احیاز و ازمان و جهات و غیر آن مجرد است…

نفس چون مجرد از ماده است مکان و زمان و جهت ندارد.

🖊ثالثاً خیال مفطور بر محاکات است…

🖊 رابعاً آن صور مرتسمه چه از نزدیک دیده شوند و چه از دور در حقیقت در صقع نفس عاری از ماده و احکام آن محقق‌اند.

🖋تمام آن صورت‌هایی که در خواب و بیداری می‌بیند، در جان خودش دارد می‌بیند، لذا کسی این جا روحی را ببیند، فرشته‌ای را ببیند، صد نفر هم نشسته باشند آن‌ها را نمی‌بینند.

مگر خیالات شما را کسی می‌بیند؟ نه

چون در جان شماست، تنزل فرشتگان هم همین است.

⬅️خامسا شرافت و قوت نفس و خست و ضعف وی و صفای نفس به صداقت و کدورت وی به خلاف صداقت و نحو این امور که در عظمت و یا حقارت نفس دخالت دارند اصلی رصین و قوی در آن تصویر و تمثیل و محاکات و تمثل می‌باشد.

🖊نفس چگونه شریف می‌شود؟

⬅️ روایت:

⤴️ شرف مؤمن در نماز شب است.

شرافت یعنی چه؟ در لغت به معتی بلندی و اشراف است یعنی کسیکه دارد از بالا نگاه می‌کند.

🖋می‌گوید مؤمن شرافتش به نماز شب او است.

بلندی و شرف مؤمن به خاطر آن خلوتی است که در دل شب با خدا دارد.

در آخرت معلوم می‌شود که چقدر جایگاهش بلند و شریف است.

🖋 نفس چگونه قوت پیدا می‌کند و قوی می‌شود؟ قوت نفس به پرهیز و دوری از گناه و دوری از نامحرم و دوری از مال حرام است.

این پرهیزهاست که نفس را قوی می‌کند.

🖋 یکی از چیزهایی که صفا می‌دهد به نفس، راست گویی و راستی است یعنی اینکه با رفیقت روراست باشی و پشت سرش بد نگویی و حرفی که می‌خواهی بزنی ببین آیا می‌توانی جلوی رویش بگویی که به او بی احترامی نشود!

طرف می‌گوید جلوی رویش می گویم، خب خیلی کار بدی می‌کنی، اگر بی احترامی باشد و جلوی رویش بگویی که بدتر است!

🖋 بعضی‌ها که اهل مراقبه‌اند در راست گویی حتی ساعت را بپرسید دقیق میگویند و دقیقه‌ای خلاف نمی‌گویند.

آنی که مراقب است یک بال مگس اعوجاج داخل سخن خود نمی‌کند.

مراقب باش و صداقت داشته باش چه در خلوت و چه در جلوت.

وقتی صداقت در کار و زبان بیاید آنچه که از عالم بالا می‌گیری درست است، چون بعضی وقت‌ها طرف یک چیزی می‌گیرد اما اشتباه می‌گیرد ، خراب می‌گیرد، کدر می‌گیرد.

🖋 وقتی صداقت داشته باشی صاف می‌گیری، مطلب را درست و بدون خط و خش می‌گیری.

🖋حضرت یوسف ع یوسف صدیق است.

لذا خواب را تعبیر می‌کند و می زند به هدف، چون صدق دارد، صدق هم فقط به زبان نیست، باید که در خلوت و در جلوت یکی باشیم.

⬅️روایت:

می‌گوید، به گریه و عبادت و این جور چیزها نگاه نکنید، ملاک دو تا چیز است:

راستی در گفتار و ادای امانت.

⬅️ روایت:

مجالس امانت هستند.

یعنی اگر کسی پیش شما یک حرفی زد این یک امانت است و حق ندارید بروید به دیگری بگویید. اگر بگویی می‌شود خیانت در امانت و غیبت کردن خیانت در امانت است.

⬅️ هر چه نفس صادق‌تر، باصفاتر و قوی‌تر دریافت‌هایش نورانی‌تر، بهتر و پربهاتر.

🖋طرف پیامبر خدا را در تمثل ببیند خیلی خوب است ولی اینکه چه چیزی را دریافت کردید از آن طرف و به شما چه مطلبی را فرمودند و چه حقیقتی را مشاهده می‌کنید مهم است.

الحمدلله علی الولایه

دانلود فایل صوتی

13.3 مگابایت

← بعدیقبلی →