→

1404-2-16 شرح عیون مسائل نفس جلسه 375

⌂

1404-2-16 شرح عیون مسائل نفس جلسه 375

0:000:00

سه شنبه ۱۴۰۴/۲/۱۶، درس عیون مسائل نفس، جلسه ۳۷۵

موضوع: شرح عین ۵۹، انسان دارای هر دو معاد است.

تبصره دیگر

خدای تعالی شٱنه در واقعه فرمود:

وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ

أُولَٰئِكَ الْمُقَرَّبُونَ

فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ

یعنی سابقان با اینکه در جنات نعیم هستند، مقرب خدا نیز هستند پس در این کریمه اشاره‌ای به هر دو معاد می‌باشد…

وَادْخُلِي جَنَّتِي (و در بهشت من داخل شو)

آیا کسی که در جنت لقا و جنت ذات داخل می‌شود در مرتبه‌ای است که حوری و شراب و… آنجا نیست و لذات فقط عقلی و شهودی است؟

علامه حسن‌زاده آملی می‌فرماید نه بلکه هر دو معاد با هم هست، قصر و غلمان و سیب و گلابی هست، شهود روحانی و عقلی هم دارد.

علامه حسن زاده می‌فرماید مثل اینکه زیر درخت سیب نشسته‌ای و کتاب می‌خوانی، کتاب معاد روحانی است و درخت سیب و منظره و… هم معاد جسمانی است.

هر دو معاد باهم هست، معادی که فلاسفه می‌گویند که معاد روحانی است و معادی که شریعت به ما می‌گوید که سیب و حوری و قصر و غلمان دارد یعنی معاد جسمانی، هر دو با هم هستند.

بعضی‌ها فکر می‌کنند تقرب به خدا سابقان را می‌برد جای دیگری غیر از بهشت، خیر اینگونه نیست بلکه بهشت دارای مراتب است، یکی از مراتب آن دارای ادراکات عقلی و شهودی است، یکی از مراتب آن لذات خوردن و آشامیدن و نکاح است و بعضی از مراتب آن هم ممزوج می‌شود باهم.

روایت: نهر تسنیم مخصوص محمد و آل محمد است و دیگران اگر بخواهند از این نهر بنوشند باید آن را با شراب‌های دیگر ممزوج کنند.

هرچه که پایین می‌آید معاد روحانی کمرنگ می‌شود و هرچه بالا می‌رود معاد روحانی غلظت پیدا می‌کند.

بیدار گری

اطلاق محل به جنت بنا به توسعه در تعبیر و مجاز است و در عین هفتم و هجدهم سخن حضرت وصی آمد که می‌فرماید:

إِنَّ الدُّنیا فی آلاخِرَۀٌ وَ الآخِرَۀُ مُحیطَۀٌ بِالدُّنیا

دنیا در آخرت است و آخرت محیط بر دنیاست.

پس در دنیا دنبال آخرت نگردید.

این حدیث آیه قرآن دارد و گفتیم که احادیث باید ارجاع داده شوند به قرآن:

سوره رعد

اللَّهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاءُ وَيَقْدِرُ وَفَرِحُوا بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا فِي الْآخِرَةِ إِلَّا مَتَاعٌ.

ﺧﺪﺍ ﺭﻭﺯﻱ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﻫﺮ ﻛﺲ ﻛﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ، ﻭﺳﻌﺖ می‌دهد ﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﻫﺮ ﻛﺲ ﻛﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ، ﺗﻨﮓ می‌گیرد. ﻭ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺯﻭﺩﮔﺬﺭ ﺩﻧﻴﺎ ﺷﺎﺩﻣﺎﻥ ﺷﺪﻧﺪ، ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺩﻧﻴﺎ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺁﺧﺮﺕ ﺟﺰ ﻣﺘﺎﻋﻲ ﺍﻧﺪﻙ ﻭ ﻧﺎﭼﻴﺰ ﻧﻴﺴﺖ. (٢٦)

وقتی می‌فرماید: نیست حیات دنیا در آخرت مگر متاعی یعنی حیات دنیا در آخرت است، نسبتشان چیست؟ مثل متاع است.

زمان و مکان آخرت مانند زمان و مکان دنیا نیست که بگوییم کجاست یا بگوییم پس کی قیامت می‌شود.

بهشت در کجای این دنیاست؟

آیه قرآن می‌فرماید:

الحديد

عرض‌ها كَعَرْضِ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ …

ﺑﻬﺸﺘﻲ ﻛﻪ ﭘﻬﻨﺎﻳﺶ ﭼﻮﻥ ﭘﻬﻨﺎﻱ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻭ ﺯﻣﻴﻦ ﺍﺳﺖ.

بهشت عرضش به اندازه عرض آسمان‌ها و زمین است، شما کجا دنبال آن می‌گردید!؟؟

از امیر مومنان ع سؤال کردند: بهشت که عرضش به اندازه عرض آسمان‌ها و زمین است پس جا دیگر برای جهنم نمی‌ماند!!! پس جهنم کجاست؟ حضرت فرمود: وقتی شب می‌رود و روز می‌آید شب کجا می‌رود؟

که حضرت می‌خواست مطلب را یک طوری برای آنها تمثیل کند و بگوید آنگونه ای که شما فکر می‌کنید نیست.

آخرت مکان و زمان ندارد چون آخرت کامل است و از جنس دنیا نیست و ناقص نیست تا لوازم موجودات دنیوی مثل زمان و مکان را داشته باشد…

می‌فرماید زمان و مکان آخرت و برزخ مانند دنیا نیست که شما بخواهید در دنیا دنبال آن بگردید وگرنه در برزخ و آخرت باغ و حوری و قصر و نهر و… وجود دارد و اینها مکان مثالی و آخرتی دارند.

قدیم مثال آیینه را می‌زدند که تصاویر داخل آیینه و آن فضا و عمقی که در آن دیده می‌شود کجاست؟ پشت آیینه که چیزی نیست.

اما الان علم پیشرفت کرده و عینک‌های سه بعدی و چهاربعدی آمده که طرف خودش را در دریا و جنگل و… می‌بیند و فضای آنجا را کاملاً حس می‌کند درحالیکه در اتاقی ایستاده است.

روایت می‌فرماید قبر مؤمن می‌شود یک باغی از باغهای بهشت، طرف می‌گوید قبر یک متر در یک متر چگونه باغ بهشت می‌شود؟

اصلاً مکان ملکوت، مکان برزخ، مکان عالم مثال غیر از مکان عالم ماده است که شما بخواهید در عالم ماده دنبال مکان مثالی بگردید!

آخرت زمان و مکان دارد اما متفاوت است با این عالم.

علامه حسن زاده می‌فرمود شما وقتی دست دراز می‌کنید در بهشت و سیب را از درخت جدا می‌کنید و می‌خورید، زمان می‌برد.

زمان چیست؟!! وقوع حوادث یکی بعد از دیگری می‌شود زمان، اینجا زمانش اینگونه است که ما الان درک می‌کنیم اما آنجا زمان مثالی و ملکوتی است.

نسبت دنیا به آخرت نسبت نقص به کمال است و نسبت طفل به بالغ است…

ما یک نقص و کمال داریم، یک رشد و تکامل داریم، این‌ها با هم فرق دارند، رشد و تکامل هم با هم فرق دارند، بچه که به دنیا می‌آید کامل است و همه چیز دارد، زبان دارد، چشم دارد، این‌ها را بعداً در نمی‌آورد ولی رفته رفته رشد می‌کند لذا اینجا فرمود: نسبت نقص به کمال است و نسبت طفل به بالغ است که رشد نکرده اما همه را دارد به نحو ضعیف‌تر.

زمان و مکان دو تا علت اصلی تکثر هستند.

مثلاً اینجا ما هفتاد نفر آدم هستیم، چگونه هفتاد نفر هستیم؟ چون برای هرکدام از ما مکان وجود دارد و هر کدام در یک مکان جداگانه هستیم و اگر مکان نبود این هفتاد نفر به وجود نمی‌آمد و دیگری بعد زمان است، هفتاد نفر در این زمان که الان ما در آن هستیم و هفتاد نفر در یک زمان دیگر که باعث کثرت می‌شود.

می‌فرماید: این نقص برای اینکه به کمال برسد

گهواره‌ای به نام مکان و دایه‌ای به نام زمان احتیاج دارد.

در آیه قرآن می‌فرماید:

الزخرف

الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْدًا وَجَعَلَ لَكُمْ فِيهَا سُبُلًا لَّعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ

ﻫﻤﺎﻥ ﻛﻪ ﺍﻳﻦ ﺯﻣﻴﻦ ﺭﺍ مهد و گهواره ﺷﻤﺎ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﺁﻥ، راه‌ها ﭘﺪﻳﺪ ﺁﻭﺭﺩ ﺗﺎ ﺭﺍﻩ ﻳﺎﺑﻴﺪ. (١٠)

یکی اینکه گهواره همیشه در حال حرکت است همان طور که زمین در حال حرکت است و یکی این که کسانی که ساکن زمین هستند طفل هستند و باید به بلوغ برسند، باید به کمال برسند زیرا اینجا مهد و گهواره است.

اینجا دار القرار نیست و قرار ندارد، در اینجا هیچ چیزی قرار ندارد چون در تحت زمان است و هر چه که در تحت زمان است درحال حرکت است و هر چه که حرکت می‌کند قرار ندارد! هیچ موجودی در این عالم قرار ندارد، همه در حال حرکتند، از آن ذرات اتمی بگیر تا خود کره زمین، تا خورشید، تا افلاک و حتی خود ما دائم در حال حرکت هستیم و دارالقرار آخرت است.

حضرت موسی ع وقتی از خداوند تقاضای رویت کرد:

الأعراف

وَلَمَّا جَاءَ مُوسَىٰ لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ إِلَيْكَ قَالَ لن‌ترانی وَلَٰكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي….

ﺯﻣﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﻣﻮﺳﻲ ﺑﻪ ﻣﻴﻌﺎﺩﮔﺎﻩ ﻣﺎ ﺁﻣﺪ، ﻭ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺵ ﺑﺎ ﻭﻱ ﺳﺨﻦ ﮔﻔﺖ، ﻋﺮﺽ ﻛﺮﺩ: ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺍ! ﺟﻤﺎﻝ ﺑﺎ ﻛﻤﺎﻝ ﺫﺍﺕ ﺑﻲ ﻧﻬﺎﻳﺘﺖ ﺭﺍ ﺑﻨﻤﺎﻱ ﺗﺎ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻨﮕﺮم. ﺧﺪﺍ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﻫﺮﮔﺰ ﻣﺮﺍ ﻧﺨﻮﺍﻫﻲ ﺩﻳﺪ، ﻭﻟﻲ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﻛﻮﻩ ﺑﻨﮕﺮ ﺍﮔﺮ ﺑﺮ ﺟﺎﻱ ﺧﻮﺩ ﺛﺎﺑﺖ ﻭ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭ ﻣﺎﻧﺪ، ﺗﻮ ﻫﻢ ﻣﺮﺍ ﺧﻮﺍﻫﻲ ﺩﻳﺪ …

چون هیچ چیزی در مکان خودش استقرار ندارد.

می‌گوید این عالم، عالم استقرار نیست این عالم، دارالقرار نیست.

هر موجودی را که می‌بینید حرکت می‌کند و هر حرکتی غایتی دارد.

آیه قرآن در مورد خورشید می‌فرماید:

يس

وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا ذَٰلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ

ﻭ ﺧﻮﺭﺷﻴﺪ ﻛﻪ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺑﻪ ﺳﻮﻱ ﻗﺮﺍﺭﮔﺎﻫﺶ ﺣﺮﻛﺖ می‌کند. ﺍﻳﻦ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﮔﻴﺮﻱ ﺗﻮﺍﻧﺎﻱ ﺷﻜﺴﺖ ﻧﺎﭘﺬﻳﺮ ﻭ ﺩﺍﻧﺎﺳﺖ (٣٨)

تخم کاج در زمین می افتد و رشد می‌کند

و با یک نظم خاصی حرکت می‌کند تا به یک غایتی که به آن شکل خاص درخت کاج است در بیاید و برسد ووو…

و انسان غایتش ختم به این دنیا نمی‌شود، بلکه انسان درختی است که از این عالم بیرون می زند.

منهج دوم اثبات آن از جهت مبدأ فاعلی است…

برهانانی و برهان لمی:

ما یک موقع از طریق معلول جلو می‌آییم تا علت را پیدا کنیم یا استدلال می‌کنیم.

جایی دود می‌بینیم می گوییم از این دود که معلول است معلوم می‌شود که آتشی وجود دارد، از معلول پی به علت می‌بریم و این را می گوییم برهانان.

برهان لمی آنجایی است که ما از علت جلو می آئیم و پی به معلول می‌بریم، علت را پیدا می‌کنیم و می گوییم این علت چنین معلولی دارد.

وقتی در جایی پشه مالاریا دیدیم می گوییم حتماً ساکنان این شهر مریضی مالاریا دارند، چون پشه مالاریا علت است برای مریضی مالاریا، و از آن علت پی به معلول می‌بریم.

برهان لِم که از علت پی به معلول می‌بریم بالاتر از برهانان است که از معلول پی به علت ببریم.

در برهان لمی وقتی غایت حد وسط قرار می‌گیرد بهترین دلیل می‌شود.

در قرآن چقدر می‌فرماید شما نطفه بودید و آمدید و شدید این!

برای اینکه طرف می‌گوید من بمیرم چگونه خدا من را زنده می‌کند؟ می‌فرماید تو یک نطفه بودی خدا تو را به این شکل در آورده است حالا اگر بمیری سخت نیست که دوباره تو را زنده کند. برای انسان مردن در کار نیست، نطفه می‌آید به مرحله‌ای می‌رسد که تجرد پیدا می‌کند و از بدن مفارقت می‌کند و سیر تکاملی دارد.

الطارق

فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ مِمَّ خُلِقَ

خُلِقَ مِن مَّاءٍ دَافِقٍ

انسان باید نگاه کند از چه چیزی آفریده شده است! از یک آب، یک قطره آب آمده شده یک انسان خردمند، پس اگر انسان ذهن خودش را خالی کند و نگاه کند به این عالم می‌بیند که خالقی که ما را از آن نطفه گندیده آورده به اینجا رسانده است بنا نیست به اینجا برساند و رها کند! این حتماً یک دنباله‌ای دارد، و آن حکیمی که با این دقت و نظم این عالم را آفریده و ما را به اینجا رسانده آیا رهایمان می‌کند؟ نه، انسان ادامه دارد، کمال شایسته‌ای دارد که آن کمال شایسته اینجا پیدا نمی‌شود و آن کمالی که انسان باید به آن برسد در یک عالمی است که فوق اینجاست که حالا آن عالم چه عظموتی دارد…

الحمدلله علی الولایه

دانلود فایل صوتی

8.9 مگابایت

← بعدیقبلی →