بسم الله الرحمن الرحیم
سه شنبه ۱۴۰۴/۲/۳۰، عیون مسائل نفس، جلد دوم، جلسه ۳۷۷
موضوع درس: شرح عین ۵۹ در اینکه انسان دارای هر دو معاد است.
گویم این عبارت که گفت تعبیر از آخرت…
بحث از زمان و مکان آخرت و بهشت و جهنم و اینهاست که میفرماید مکان و زمانشان با زمان و مکان دنیا فرق دارد لذا بر خلاف علمای عوام و عوام علما که فکر میکنند بهشت و جهنم در یک قسمتی از این دنیا قرار دارند.
اشاراتی داریم در خود قرآن که مثلاً میفرماید:
وَجَنَّةٍ عرضها كَعَرْضِ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ
بهشتی که عرضش به اندازه عرض آسمانها و زمین است.
اینها نشان میدهد که مکانش غیر از مکان دنیا است و اصلاً دنیا خودش در آخرت قرار دارد و خودش جزوی از آخرت است چنانکه روایتش را از امیرمومنان ع خواندیم ««الدنیا فی الاخره و الاخره محیطه فی دنیا»»
و آیه قرآن را هم در تاییدش آوردیم که:
حیات دنیا در آخرت نیست مگر متاعی.
یعنی دنیا در آخرت است و نسبتش مثل متاع است.
میگوید ما یک آخِر داریم یک آخَر داریم که اولی به معنی دیگر است و دومی به معنی پایان یعنی عالم آخرت عالمی دیگر است که عالم پایان است و این دنیا نیست.
در بعضی از دعاهای آقا امیرمومنان ع هست
((اللهم لک الحمد عدد ایام الدنیا و الآخره))
خدایا حمد از آن توست به عدد ایام دنیا و آخرت
پس ایام دنیا با ایام آخرت متفاوتند و عالم آخرت یک عالم دیگر است نه اینکه تصور کنیم در همین دنیاست.
در این عنوان بیدارگرانه بیان کنیم شما از عیون بعدی نیز خواهی نوشید که بهشت و دوزخ در خود انسان است نه اینکه انسان در آنها باشد بهشت و جهنم در انسانند…
عالم آخرت و بهشت و حوری و قصر و غلمان تماماً در وجود خود ماست چون وجود ما بزرگتر از آسمان و زمین و… است.
حدیث:
خداوند میفرماید: من در آسمان و زمین نمیگنجم اما در قلب بنده مومنم میگنجم.
شرع باید طوری حرف بزند که همه بفهمند و عبارات را ملموس میکند برای مردم.
مثلاً در قرآن در داستان حضرت عزیر یا ارمیا که به آن جایی رسید که شهری را دید که همه مردمانش مردند که بعد گفت خدا چگونه اینها را زنده میکند خلاصه همراه با حمارش بود و خداوند صد سال او را می راند و… که اشاره به معادجسمانی و نیاز به تفسیر دارد.
بحث در اینکه انسان را دو معاد است.
در روز قیامت که ابدان از قبور برخیزند، هر کس تک تک آنها را ببیند میگوید این عیناً همان فلانی است.
کسی که در دنیا کور بوده در روز قیامت چگونه محشور میشود؟
میگوید اگر مؤمن باشد خیلی زیبا محشور میشود و همه میدانند که این بدن اوست که زیبا شده.
بیان
گفتار وی: این که ابدانی از قبور بر انگیخته شوند…
و اذا القبور بعثرت
هنگامی که قبرها برانگیخته میشوند.
این قبرها کجاهستند؟ هزار سال مثلاً گذشته قبرستانی بوده، آنجا را حفاری کردند و کندند و همه به هم ریخته و ساختمان سازی شده است، پس از کدام قبرها برانگیخته میشوند؟
بحث این است که ابدانی که از قبور برانگیخته شوند یعنی ابدان مکسوبه و یا مکتسبه که بدنهای مکسوبه (ابدان مومنان) و مکتسبه (ابدان فاسقان) است برانگیخته میشوند.
ما در دنیا با این بدن نیکی میکنیم و عبادت میکنیم و… که باعث میشود در برزخ و قیامت بدنی زیبا داشته باشیم، فرمود از این ابدان دنیوی برانگیخته شوند زیرا وزان قبور وزان ابدان است، قبر مثل بدن است، چطور انسان را در قبر میگذارند محبوس میشود، نفس شما هم الان در این بدن گرفتار است، تا وقتی که از این بدن بیرون بیاید می گوییم برانگیخته میشود و بیرون میآید با یک بدن ملکوتی که حالا خودش ساخته است زشت یا زیبا و تفاوتشان در نقص و کمال است، این بدن اینجا ناقص است و آن بدن کامل است.
ان الله یبعث من فی القبور
خداوند برمی انگیزد هر کسی را که در قبور است.
مثل این میماند که بگوییم هر کسی از پیراهن خود و از لباس خود برانگیخته میشود، زمانی میرسد که لباس را در میآورید و با یک لباس نو و تمیز مبعوث میشوید از این بدن، قبور ارواح همان ابدان است، ارواح قبرشان بدن است که از این قبور برانگیخته میشوند.
نفس عیناً همین نفس و بدن عیناً همین بدن است به گونهای که اگر او را ببینید گویید این همان فلانی است که در دنیا بوده است.
این حدیث را از آنجا آورده و آن را به اسنادش از ابوبصیر روایت کرد که ابوبصیر گفت از ابوعبدالله جعفر بن محمد صادق علیه السلام از ارواح مؤمنین پرسیدم: ارواح مؤمنین در بهشتند بر صورت بدنهایشان یعنی بر صورت بدنهایشان در دنیا که که اگر ببینید می گویید این فلانی است؛
میگوید آنجا بدن دارندو بدنشان هم عین بدن دنیایی آنهاست که اگر ببینید می گویید این همان فلانی است.
ابو بصیر از ارواح مؤمنین میپرسد آقا ارواح مؤمنین کجا هستند؟ و آن حضرت به او پاسخ میدهد که ایشان در بهشت بر صور ابدان خویشند یعنی بدن هست و معادجسمانی است، دقت باید کرد، پس بصیرت داشته باش که اگر خدا بصیرت را روزیت کرده باشد.
درجات بهشت خیلی زیاد است.
روایت:
مراتب بهشت به تعداد عدد آیات قرآن است که شش هزار و اندی آیه دارد.
شش هزار مرتبه به حسب ایمان.
بعضیها در آخرت کور محشور میشوند ولی مردم میدانند این همان فلانیست.
دار آخرت داریست که اسرار و حقایق روشن میشوند.
به هنگامی که نفس در خواب از جسد دور شد…
در خواب همانی را میبینید که در بیداری میدیدید، پس نفس بدون جسد در خواب قیام به ذات دارد و قائم به ذات خودش است در خواب در حالی که بدن افتاده و هیچ کاری انجام نمیدهد و به پایهای میرسد که در آن حال به جاهای دور میرود و در هوا پرواز میکند و به آسمان بالا میرود و به آنچه فردا موجود میشود پی میبرد و در خواب چیزهایی میبیند که فردا فلان اتفاق می افتد و چیزهایی که وی در بیداری بر هیچ کدام از آن کارها قادر نبود قادر میشود و… قبلاً روی اینها خیلی بحث کردیم، در خواب چگونه میبینیم و میشنویم و راه میرویم که بحثش را در استدلالات بر تجرد نفس آوردیم.
در عالم خواب نفس اصلاً به این بدن مادی توجه ندارد پس این نکته دقیقی است که نفس غیر از این دو بدن است، نفس ما نه این بدن مادی است و نه آن بدن مثالی است و در قوام ذات خود به آن دو نیازی ندارد.
تتمه
متأله سبزواری رضوان الله تعالی علیه براهین حکمت متعالیه را در کتاب شرح اسما حسنی…
قول اول مذهب بسیاری از اهل ظاهر و قشریهاست که معاد را همین جسمی میدانند که خاک میشود که دوباره این خاک را خداوند سبحان زنده میکند لذا طرف بلند میشود و مثلاً دوباره زندگی را شروع میکند بعد سوالاتی مطرح میشود مانند شبهه آکل و مأکول و شبهه پر شدن کرهی زمین و و و شبهاتی برایشان پیش میآید که باید دست و پا بزنند و حل کنند اما نمیشود.
می گویند این عالم منحصر در عالم صورت است و لذت و علم منحصر در لذت و علم حسی است همین که ما لمس و درک میکنیم.
شیئیت شی به صورتش است و آنها می گویند شیئیت شی به مادهاش است! چه فرقی میکند؟ خیلی فرق میکند، میگوید اصلاً بودن شما به مادهی شماست مثلاً آن خاکی که شما ازش بوجود آمدید باید آن خاک جمع بشود بچسبد به هم دوباره بدن شما درست بشود چون اصل و هویت شما آن است.
شبهه ابن کومونه چیست؟
میگوید شخصی مرده و خاک شده و آن خاک آمده تبدیل به علف شده بعد یک گوسفندی آمده علف را خورده و جزو بدن گوسفند شده است و من گوشت گوسفند را خوردم و جزو بدن من شده است خب حالا روز قیامت آن طرف جهنمی بوده بدنش خاک شده و من بهشتیام، بدن او آمده شده جزو بدن من، خدا این بدن را میخواهد عذاب کند یا ثواب بدهد؟ کسانی که شیئیت شی را به مادهاش میدانند حالا ببینید چه چیزهایی می گویند!
ما که قائل به نفسیم و نفس را مجرد می دانیم اینها را سطحی نگری می دانیم ولی آنها ببینید به چه مشکلاتی می افتند!
قول دوم مذهب جمهور فلاسفه است که فلاسفه مشاء را میگوید، آنها میگفتند بدن کائن است و هر کائنی فاسد است و باقی همان روح تنهاست و انسانیت انسان به روح وی میباشد و نه به جسد وی و لذت تنها همان لذت روحانی است در عالم آخرت.
میگویند تمام این قوا فانی میشود، لذت لامسه و دیدن و شنیدن و اینها از بین میرود و به نزد ایشان نفس جزئیات را به ذات خود ادراک نمیکند و نمیتواند جزئیات را ادراک کند، می گویند بدن از بین برود تمام این قوا از بین میرود.
فلاسفه اینگونه میگفتند چون بیشتر از این عقلشان نمیرسید!
حکمت متعالیه میآید معاد جسمانی را اثبات میکند.
الحمدلله علی الولایه
دانلود فایل صوتی