→

1404-3-6 شرح عیون جلسه 379

⌂

1404-3-6 شرح عیون جلسه 379

0:000:00

بسم الله الرحمن الرحیم

سه شنبه ۱۴۰۴/۳/۶، عیون مسائل نفس، جلد دوم، (جلسه ۳۷۹)

موضوع: شرح عین ۵۹ در اینکه انسان دارای هردو معاد است.

بحث معاد جسمانی (دو نوع عالم داریم: ۱-عالم صورت مثالی ۲-عالم صورت مادی)

این عالمی که اینجا می‌بینیم در آن عالم صورتی دارد و حتی معانی هم که در این عالم هستند آن طرف صورت دارند.

روایت: اگر می‌خواهید در بهشت با حورالعین تزویج بشوید باید در این عالم در قلب مؤمن شادی ایجاد کنید، این شاد کردن یک معناست ولی آن طرف صورت می‌گیرد و به صورت ازدواج با حورالعین در می‌آید.

صورت اعمالی که انجام می‌دهیم آن طرف ثواب و عقاب می‌شود.

وجود یکی است، وجود در بدن دنیوی و در بدن اخروی یکی است و عوارض انسان‌هاست که با هم متفاوت است لذا شخصیت انسانها متفاوت می‌شود.

تشکیک یعنی چیزی که دارای شدت و ضعف باشد.

ایمان شدت و ضعف دارد پس تشکیک در آن است.

وجود دارای شدت و ضعف است.

وجودی هست مثل وجود جبرئیل که چه شدتی دارد و وجودی هست مثل وجود یک مورچه که چقدر ضعیف است.

وجود مایه امتیاز و تمایز است که بعضی شدت دارند و بعضی ضعف دارند.

چیزی که حرکت می‌کند باید یک حقیقتی در آن محفوظ و ثابت باشد.

قبل از ملاصدرا قائل بودند جوهر حرکت ندارد و عرض حرکت دارد چرا؟

وقتی یکشی از مرتبه‌ای به مرتبه دیگر تغییر می‌کند چه چیزِ آن حرکت می‌کند؟ جوهر آن حرکت می‌کند یا عرض آن؟ اگر جوهر حرکت می‌کند چه چیز آن ثابت است؟ باید یک چیز ثابت داشته باشیم که این حرکت کند، یک ماشین ثابت داریم از شهری به شهر دیگر حرکت می‌کند، اگر جوهرشی دگرگون شود حرکت را به چه چیز نسبت بدهیم!!! به خاطر همین فلاسفه گفته‌اند جوهرشی حرکت نمی‌کند و عوارض آن حرکت می‌کند.

جناب ملاصدرا می‌فرماید اصلاً حرکت مخصوص جوهر است و عرض معلول جوهر است.

حالا آن چیست که ثابت است؟ هیچ چیز ثابتی در عالم ماده وجود ندارد و جوهره این عالم حرکت است، ملکوت شیء ثابت است و ماده سیال است.

دم به دم فیض الهی می‌رسد و یک لحظه هم قطع نمی‌شود.

/ما زنده به آنیم که آرام نگیریم

موجیم که آسودگی ما عدم ماست/

موج اگر ثابت شود نیست می‌شود.

این عالم اصلش حرکت است اما در حرکت یک امر ثابت می‌خواهی که آن ملکوت شیء است که ثابت است.

انسان اگر ثابت است به خاطر نفس اوست، اگر از بچگی تا بزرگی شخصیت انسان‌ها ثابت است به خاطر نفس آنهاست که از ملکوت است.

حرکت، توالی سکونات نیست، چرخ و فلک وقتی می‌چرخد اگر از آن عکس گرفته شود می‌بینیم ثابت است، ولی آیا واقعاً ایستاده است!!!

خیر ما در این عالم چیز ثابت نداریم.

شیئیت شئ به صورت اوست.

مثال صندلی بودن صندلی به خاطر صورت اوست نه ماده و چوب آن.

شیئیت بدن ما به صورت و هیبتی است که دارد نه به مواد و سلول‌های آن که هرلحظه تغییر می‌کند.

در تقسیم بندی موجودات (جنس و نوع و فصل) داریم مثلاً حیوان جنس است که تحت آن انواعی است مانند الاغ و اسب و انسان و… که هرکدام فصلی دارند که ازهم متمایز می‌شوند.

انسان به خاطر ناطق بودنش از حیوانات دیگر متمایز می‌شود.

صورت آخرتی انحلال ندارد و صورتش محفوظ است، آنجا مثل دنیا نیست، صورت آنجا ثابت است زیرا ماده ندارد که تغییر کند لذا پیری در آنجا راه ندارد.

دو نوع حرکت داریم: قطعی و توسطی.

حرکت قطعی مثل اینکه یکشی از نقطه الف به نقطه ب حرکت می‌کند، این امتداد شیء که از نقطه الف تا ب دیده می‌شود در خارج وجود دارد یا در ذهن ماست؟ انسان در ذهنش این امتداد را می‌بیند و آنکه در خارج است حرکت توسطی است که شیء هر لحظه در نقطه‌ای است.

بدن انسان سیال است و ثابت بودن آن به خاطر نفس آن است.

صورت ما باقی به بقای روح است، اگر انسان صورت‌های مختلف دارد اما شخصیتش یکی است به خاطر وحدت نفس اوست که چند تا بدنش از کودکی تا پیری می‌شود یک بدن.

بدن اخروی یک خصوصیاتی و بدن دنیوی خصوصیات دیگری دارد و نمی‌شود گفت هر دو یکی است.

چطور می‌گویند این بدن‌ها یکی است در حالی که آن عالم بسیط و اینجا مرکب است.

همه‌ی ابدان انسان یک نفس دارند که قائم به آنند و همه‌ی اینها مراتب یک حقیقت هستند.

تمایز با تشخص متفاوت است و ابدان مختلف انسان در عوالم گوناگون باهم متمایز اند اما تشخص دارند زیرا نفس انسان یکی است.

هو هویت و این همانی در عالم ماده نداریم زیرا تا بخواهیم بگوییم این، عوض می‌شود، مثل آبی که با سرعت رد می‌شود.

در مراتب وجود تجافی نداریم و عوالم در طی هم هستند، فیض از عالم بالا نزول می‌کند به عالم مادون درحالیکه عالم بالا از آن فیض خالی نمی‌شود.

رقیقت در حقیقت وجود دارد و مرتبه‌ی نازله ی آن است.

مثال: آیا می‌شود انگشت خود را در فکر خود فرو ببرید؟ خیر زیرا هر کدام عالم خاص خود را دارند، عالم این‌ها با هم متفاوت است.

جبرئیل وقتی بر رسول الله نازل می‌شود، از مرتبه‌ی خود که خارج نمی‌شود، او در مقام خود حاضر است درحالیکه نزول می‌کند بدون تجافی لذا تمام عوالم را پر می‌کند تا به مرتبه تنزل یافته‌ی خود برسد، رسول الله فرمود جبرئیل را دیدم تمام عوالم را پر کرده بود.

هویت انسان غیر از این بدن مادی است، اگر بدن پوسید انسان نابود نمی‌شود، اگر انسان این مسئله را نفهمد در بحث دین و معاد گرفتاری ایجاد می‌شود.

جسد اخروی و قیامتی باقی است و عذاب و لذت اخروی ربطی به بدن دنیوی ندارد زیرا انسان آنجا بدن اخروی دارد و شیئیت ما به صورت ماست پس در آخرت حقیقت ما صورت ملکوتی ماست که می‌ترسد و عذاب می‌شود یا لذت می‌برد ووو…

الحمدلله علی الولایه

دانلود فایل صوتی

12.2 مگابایت

← بعدیقبلی →