بسم الله الرحمن الرحیم
یکشنبه ۱۴۰۴/۳/۱۱، عیون مسائل نفس، جلد دوم، جلسه ۳۸۰
موضوع درس: شرح عین ۵۹ در اینکه انسان دارای هر دو معاد است.
[بحث در فرق بین صور برزخی و صور اخروی]
و فرق بین جسد برزخی و اخروی بلکه همه امور برزخی به شدت و ضعف و صفا و کدورت است…
بعد از عالم دنیا، برزخ در پیش داریم و بعد قیامت.
بدن برزخی و اخروی باهم متفاوتاند و تفاوت آنها در شدت و ضعف است.
بدن دنیوی ماده دارد و نسبت به بدن برزخی بسیار محدودتر است.
خَالِصَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ…
هر مرتبهای که بالاتر میرویم خلوص و صفا و شدت بیشتر میشود.
در قیامت همه چیز خالص است و برزخ که ادامهی دنیاست مانند قیامت خالص نیست.
نسبت دنیا به برزخ نسبت انسان خواب است به انسان بیدار و نسبت برزخ به قیامت هم همینگونه است.
[[نکته: حضرت علامه حسنزاده میفرمودند در مورد قیامت خیلی نمیشود صحبت کرد و به این سادگی نیست چون نزدیک به ذهن انسان نیست]]
در قیامت چون انسان بعیدالعهد به دنیا میشود با تمام وجود متوجه اسما لطف و قهر الهی میشود.
خداوند در قرآن در بعضی از آیات انسانها را به دو دستهی سعید و شقی تقسیم میکند اما در خیلی از آیات تفصیل میخورد:
يَوْمَ يَأْتِ لَا تَكَلَّمُ نَفْسٌ إِلَّا بِإِذْنِهِ ۚ فَمِنْهُمْ شَقِيٌّ وَسَعِيدٌ
غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ
وَأَصْحَابُ الْيَمِينِ مَا أَصْحَابُ الْيَمِينِ
وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ
در دنیا چون ماده دخیل است و ضیق دارد هیچگاه دو صورت باهم و کنارهم نمیآیند زیرا ماده نمیتواند در یک آن دو صورت را باهم بپذیرد لذا صورت اول باید از بین برود تا صورت بعدی جای آن را بگیرد.
مثال: هسته پرتقالی که بخواهد میوه پرتقال شود باید صورت هستهاش از بین برود و بعد به ریشه و جوانه تبدیل شود و ریشه و جوانه از بین برود بعد ساقه و برگ ووو….. تا به صورت پرتقال برسد.
دم به دم صور در حال عوض شدن هستند.
یعنی دم به دم این صور از عالم غیب افاضه میشوند.
تمام کائنات دم به دم صورتی را از عالم غیب میگیرند و همه اینها در وعای دهر و در علم الهی ثابت است.
[بحث در دفع برخی از شبه درمورد معاد جسمانی]
شبهه آکل و مأکول: کسی که مؤمن باشد بمیرد و خاک شود و تبدیل به گیاه شود بعد کافری آن گیاه را بخورد در روز قیامت او به جهنم میرود یا بهشت؟!!
یا اینکه انسان با کدام بدن در قیامت محشور میشود؟ چون از تو طفولیت تا دم مرگ چندین بار بدن ما تغییر میکند و دائم سلولهای ما عوض میشود ووو…
در آخرت بین صور دیگر تصادم و ازدحامی نیست یعنی چه؟
ماده این عالم فقط یک صورت را پذیراست و اگر صورت بعدی بخواهد بیاید باید صورت قبلی کنار برود، ولی در آن عالم تنگی و ضیقی نیست و کلاً سیستم عوض میشود، مثلاً میفرماید به مؤمن صد قصر داده میشود و در هر قصر صد اتاق است و در هر اتاق یک حوریه است، چگونه میشود یک مؤمن از تمام اینها لذت ببرد؟
میگوییم آنجا مثل دنیا نیست، در دنیا ماده فقط یک صورت را پذیراست اما آنجا متفاوت است.
داستان حضرت عزیر یا ارمیا
البقره
أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلَىٰ قَرْيَةٍ وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَىٰ عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّىٰ يُحْيِي هَٰذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قَالَ كَمْ لَبِثْتَ قَالَ لَبِثْتُ يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قَالَ بَل لَّبِثْتَ مِائَةَ عَامٍ فَانظُرْ إِلَىٰ طَعَامِكَ وَشَرَابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ وَانظُرْ إِلَىٰ حِمَارِكَ وَلِنَجْعَلَكَ آيَةً لِّلنَّاسِ وَانظُرْ إِلَى الْعِظَامِ كَيْفَ نُنشِزُهَا ثُمَّ نَكْسُوهَا لَحْمًا فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
ﻳﺎ ﭼﻮﻥ ﺁﻥ ﻛﺴﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ دهکدهای ﮔﺬﺭ ﻛﺮﺩ، ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﺩﻳﻮﺍﺭﻫﺎﻱ ﺁﻥ ﺑﺮ ﺭﻭﻱ سقفهایش ﻓﺮﻭ ﺭﻳﺨﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﮔﻔﺖ: ﺧﺪﺍ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺍﻳﻨﺎﻥ ﺭﺍ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺮﮔﺸﺎﻥ ﺯﻧﺪﻩ میکند؟ ﭘﺲ ﺧﺪﺍ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺻﺪ ﺳﺎﻝ ﻣﻴﺮﺍﻧﺪ، ﺳﭙﺲ ﻭﻱ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻧﮕﻴﺨﺖ، ﺑﻪ ﺍﻭ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﭼﻪ ﻣﻘﺪﺍﺭ ﺩﺭﻧﮓ کردهای؟ ﮔﻔﺖ: ﻳﻚ ﺭﻭﺯ ﻳﺎ ﺑﺨﺸﻲ ﺍﺯ ﻳﻚ ﺭﻭﺯ ﺩﺭﻧﮓ کردهام. [ﺧﺪﺍ] ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﺑﻠﻜﻪ ﺻﺪ ﺳﺎﻝ ﺩﺭﻧﮓ کردهای! ﺑﻪ ﺧﻮﺭﺍﻛﻲ ﻭ ﻧﻮﺷﻴﺪﻧﻲ ﺧﻮﺩ ﺑﻨﮕﺮ ﻛﻪ ﺗﻐﻴﻴﺮﻱ ﻧﻜﺮﺩﻩ، ﻭ ﺑﻪ ﺩﺭﺍﺯ ﮔﻮﺵ ﺧﻮﺩ ﻧﻈﺮ ﻛﻦ، ﻭ ﺗﺎ ﺗﻮ ﺭﺍ نشانهای ﺑﺮﺍﻱ ﻣﺮﺩم ﻗﺮﺍﺭ ﺩﻫﻴﻢ، ﺍﻛﻨﻮﻥ ﺑﻪ استخوانها ﺑﻨﮕﺮ ﻛﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﻣﻰ ﺩﺍﺭﻳﻢ ﻭ ﺑﻪ ﻫﻢ ﭘﻴﻮﻧﺪ میدهیم، ﺳﭙﺲ ﺑﺮ ﺁﻧﻬﺎ ﮔﻮﺷﺖ میپوشانیم. ﭼﻮﻥ ﺑﺮ ﺍﻭ ﺭﻭﺷﻦ ﺷﺪ، ﮔﻔﺖ: ﺍﻛﻨﻮﻥ ﻣﻰ ﺩﺍﻧﻢ ﻛﻪ ﻳﻘﻴﻨﺎً ﺧﺪﺍ ﺑﺮ ﻫﺮ ﻛﺎﺭﻱ ﺗﻮﺍﻧﺎﺳﺖ. (٢٥٩)
ایشان یک الاغ داشت و غذایی که همراه او بود و بعد از صد سال که زنده شد غذای او دست نخورده باقی مانده بود ولی الاغ او تبدیل به خاک شده بود و نگاه کرد دید استخوانهای حمار چطور جمع شد و او دوباره به صورت قبلی خود بازگشت.
اینجا خداوند سه نوع احیا و زنده شدن را به حضرت عزیر نشان داد که اگر خدا بخواهد این استخوانهای پوسیده را زنده میکند یعنی مردم دوباره زنده میشوند.
و یکی هم اینکه فرمود به غذای خود نگاه کن، خدا اگر بخواهد همان طور نگهش میدارد و یکی هم خودت که مردی و دوباره حی و زنده شدی.
و در آخر آیه میفرماید:
أَنَّ اللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
در اینجا بحث کیفیت معاد جسمانی نیست بلکه بحث اینست که خدا بر هر چیزی تواناست.
مثل بدنهایی که در قبر به اذن الله نمیپوسند.
نکته مهم در بحث معاد: صور دم به دم افاضه میشوند از وعای دهر و دم به دم انسال تکامل پیدا میکند در آن مسیری که هست.
جناب ابن عربی بحثی دارد کوتاه اما بلند که (انسان در آخرین نفَس حیات خود به آخرین مرتبه خود نائل میشود)
چون انسان هرلحظه در حال تکامل است و کسی بیخود زنده نمیماند، و حالا انسانی که پیر شده فرتوت است، در آخرین لحظه عمر به آخرین کمال خود میرسد.
[[تعلیقات مرحوم حاجی]]
سخن ما که بنابراین روح به نزد ایشان جسمی ساری…
روح بخاری واسطه بین نفس و بدن است.
چگونه میگویند روح باز میماند؟ اگر میگویید روح سریان در بدن دارد پس وقتی بدن از بین برود روح هم میرود.
گویم: این عده چون از اهل مذاهب و مسلمان بودند به آنچه طبیعیها و دهریه میگفتند اعتقاد داشتند که:
(مَا هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَنَحْيَا وَمَا يُهْلِكُنَا إِلَّا الدَّهْرُ)
گفتند: زندگی و حیاتی جز همین زندگی و حیات دنیای ما نیست که [همواره گروهی از ما] میمیریم و [گروهی] زندگی میکنیم، و ما را فقط روزگار هلاک میکند.
که میگویند آخرت هم اینجاست، بهشت اینجاست پس لذت ببر.
فلاسفه میگویند اعاده معدوم محال است.
عدهای میگویند انسان میمیرد و معدوم میشود و خداوند روز قیامت دوباره آن را به وجود میآورد و میگفتند فلاسفه کافر هستند.
اشکال اینها این بود که انسان را همین بدن مادی میدانستند، اعتقاد داشتند که خداوند دوباره همه را به وجود میآورد ولی فلاسفه میگویند چیزی که معدوم شد برگشت آن محال است.
چرا محال است؟
زیرا هر شئ یک وجود دارد و یک ماهیت و نمیشود یک شئ دو وجود داشته باشد زیرا دیگر یکی نیست و میشود دوتا شئ متفاوت.
حالا وقتی که این شئ معدوم شد برای به وجود آمدنش باید به او وجود جدیدی بدهیم پس شئ جدیدی میشود که دیگر مانند قبلی نیست یعنی میشود دوتا پس اعادهی معدوم محال است.
پیامبر اکرم فرمودند: شما برای بقا آفریده شدهاید نه برای فنا، شما از خانهای به خانه دیگر میروید، مرگ عدم و نابودی نیست، مرگ انتقال از خانهای به خانه دیگر است.
الحمدلله علی الولایه
دانلود فایل صوتی