بسم الله الرحمن الرحیم.
الحمدلله رب العالمین و الصلوة والسلام علی سیدنا و نبینا و طبیب قلوبنا و شفیع ذنوبنا، ابوالقاسم المصطفی محمد.
مشهد مقدس
پنجشنبه۱۴۰4/۵/۲۳
موضوع؛ فلسفه منجی در اخرالزمان
قبل از آنکه بحث را آغاز کنم، یکی از عزیزان چند وقت پیش خوابی دیده بودند. چون پیغامی در این خواب بود، خواستم آن را خدمت شما عرض کنم و سپس بحثمان را شروع کنیم.
یکی از عزیزان مجلس ما خوابی دیده بود؛ میگفت: «خواب دیدم مشهد مقدس هستیم. جناب ابوصلت هروی (خواجه اباصلت) به من گفتند که آقا میفرمایند: “به دوستان ما، به هیئتیهایتان بگویید زیاد به دیدن ما بیایید. به رفتوآمد کسانی که به حرم میآیند، نگاه نکنید؛ ما غریبیم. ”
ما سالی دو بار که به زیارت آقاجان و پابوس حضرت میآییم، چگونه بیشتر بیاییم؟»
[در ادامه، اشاره شد که] زمانی که [مثلاً: یکی از اقوام] به قم مشرف شده بود، خدمت حضرت معصومه سلاماللهعلیها، ایشان فرموده بودند که زیارت حضرت معصومه نیز همین زیارت امام رضا محسوب میشود؛ یعنی اگر بیشتر از این نمیتوانید به مشهد بیایید، میتوانید به قم مشرف شوید.
نکته جالب این است که در روایت هم داریم که شخصی به امام صادق علیهالسلام گفت: «چقدر حاجی زیاد است!» حضرت فرمودند: «مَا أَکْثَرَ الزَّجِيجَ وَ أَقَلَّ الْحَجِيجَ؛ زجهزننده زیاد است، اما حاجی کم.» یعنی داد و بیداد میکنند، «لبیک، لبیک» میگویند؛ اما حاجی کم است. سپس حضرت تصرفی کردند و فرمودند: «به باطن اینها که طواف کعبه میکنند، نگاه کن.» میگفت: «به صورت آدم نبودند، إِلَّا وَاحِدٌ بَعْدَ وَاحِدٍ.» یعنی به گفته ما میشود تکوتوک. تکوتوک به صورت آدم بودند. اینکه حضرت فرمودند به کثرت اینها که به حرم میآیند، نگاه نکنید؛ به دوستانتان بگویید زیاد به دیدن ما بیایند، منظورم این است که در روایات دیگر هم آمده است: کسی که با معرفت زیارت کند حضرت را، با کسی که فقط برای رفع تکلیف یا حتی «رُبَّ تَالِی القرآنِ وَ القرآنُ یَلْعَنُهُ» (چه بسیار کسانی که قرآن میخوانند، در حالی که قرآن آنها را لعنت میکند) متفاوت است. چه بسیار کسانی که از اهلبیت دم میزنند، اما اهلبیت از آنها بیزارند؛ به دلایل مختلف: به دلایل اعتقادی و عملکردی. یعنی یا فرد معرفت ندارد یا تقوا.
بحثی را عزیزان مطرح کرده بودند، سؤال کردند و قول دادیم که پیرامونش بحث کنیم. در مورد بحث منجی بود. منجی که ما امام عصر را منجی میدانیم، این اختصاص به عالم اسلام ندارد؛ یعنی اینگونه نیست که بگوییم فقط منجی در عالم اسلام است. خیر. مسیحیان هم حضرت مسیح را منجی میدانند. میگویند حضرت مسیح یک روز برمیگردد که البته در روایات ما نیز این آمده است؛ یعنی بازگشت حضرت مسیح، هنگامی که امام عصر ظهور میکنند. امام عصر ظهور کردند و حضرت مسیح از آسمان نازل میشوند. این در روایات و اشارات قرآنی هم در موردش هست.
در دین یهود هم به منجی قائل هستند: «ماشیح». به ماشیح قائل هستند. ماشیح چیست؟ آنها حرف «سین» ندارند. در حروف عبری ۲۲ حرف هست و برخی حروف را ندارند؛ مثلاً سین ندارند، به جایش شین تلفظ میکنند. مثلاً «سلام» را «شلوم» میگویند. لذا «مسیح» را «مشیح» مینامند. ماشیح، همان مسیحی است که ما میگوییم. یهودیان به ماشیح قائل هستند. میگویند ماشیح میآید برای نجات یهود. حالا مگر حضرت مسیح نیامدند؟ چرا آمدند. اما آنها میگویند حضرت عیسی علیهالسلام، مسیح نیست. چرا؟ چون آنها تصوری از مسیح داشتند که مسیح میآید، شمشیر میکشد و آنها را سرور جهان میکند. ولی وقتی حضرت مسیح آمد، اصلاً اهل شمشیر نبود. و آیه قرآن میفرماید: «إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِیسَى ابْنُ مَرْيَمَ». یعنی حضرت عیسی، همان مسیح است. ولی یهودیان میگویند: «نه، مسیح نیامده، مسیح میآید.»
بعد در ادیان دیگری هم، مانند زرتشتی یا برخی ادیان هندی و اینها، آنجا هم بحث منجی هست که یک نجاتبخشی میآید. حتی شخصی که تحقیق کرده بود، در برخی از قبایل سرخپوست، سرخپوستان آمریکا، آنها هم در عقاید باستانیشان بر این باور بودند که کسی سوار بر اسب سفید، برای نجاتشان خواهد آمد. علیأیحال، منجی یعنی نجاتبخش. یهودیان از چه زمانی بحث منجی برایشان مطرح شد؟ وقتی که مورد هجوم قرار گرفتند و طبق برخی روایات تبعید شدند؛ از اورشلیم به بابل تبعید شدند، آنها گفتند: «یک روزی ماشیح میآید ما را نجات میدهد.» «منجی میآید ما را نجات میدهد.» مسیحیان نیز قائلند که یک روز مسیح میآید و مؤمنان را نجات میدهد. ما نیز قائلیم که یک روز امام زمان، امام دوازدهم ما، که روایات شیعه و سنی بر این مطلب دلالت دارد، برای نجات کل انسانها، برای نجات بشریت، میآید.
چند بحث در اینجا مطرح است: یکی اینکه آیا منجی در قرآن آمده است؟ یعنی آیا ما نمونهای داریم؟ مثلاً بگوییم ایشان نمونه بحث منجی هستند؟ در انبیا، این منجی بوده، نجاتبخش بوده. آیا در قرآن داریم؟ چه کسی؟ مثلاً بفرمایید حضرت نوح علیهالسلام. یکی از آنها حضرت نوح است که مؤمنان زمان خود را که مورد ظلم و ستم بودند، نجات داد؛ در کشتی نجات سوارشان کرد و از آن عذاب الهی آنها را نجات داد که به ایشان «نوح نجی» (نجاتبخش) میگویند. نمونه دیگر هم در قرآن داریم؟ حضرت موسی علیهالسلام که بنیاسرائیل تحت ظلم و فشار فرعونیان بودند. به آنها وعده داده شده بود که شخصی به نام موسی بن عمران میآید و شما را نجات میدهد. برخی روایات حاکی از آن است که مردم نام فرزندشان را «عمران» میگذاشتند و به او میگفتند نام پسرت را «موسی» بگذار تا «موسی بن عمران» شود، بلکه همان منجی باشد. میگویند موسی بن عمرانهای بسیاری در بنیاسرائیل بودند. البته اخبار و روایاتی در این باره داریم.
ما شیعیان هم که به منجی قائل هستیم، میگوییم چون خلافت را از اهلبیت عصمت و طهارت غصب کردند و امامت و خلافت غصب شده است، لذا یک روزی امام زمان میآید و حکومت غصبشده را بازپس میگیرد و جهان را پر از عدل و داد میکند. اینکه یک روزی امام زمان میآید و زمین را پر از عدل و داد میکند، روایاتش را شیعه و سنی نقل کردهاند. از جمله روایاتی که فریقین از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله نقل کردهاند که فرمودند: «اگر حتی یک روز از عمر دنیا باقی مانده باشد، خداوند آن روز را آنقدر طولانی میکند تا شخصی از فرزندان من که مهدی نام دارد، ظهور کند و عالم را پر از عدل و داد نماید؛ آنگونه که پر از ظلم و جور شده باشد.»
سؤال چیست حالا؟ بحثی که میخواستیم مطرح کنیم. بحث این است که الان بر اثر پیشرفت علم در این قرن اخیر، ببینید از ۱۰۰ یا ۱۵۰ سال پیش به قبل، زندگی انسانها یک جور بود؛ یعنی با اسب و شتر و الاغ مسافرت میکردند. جنگهایشان با شمشیر و نیزه و کمان و اینجور چیزها بود. داروهایشان از همین گیاهان صحرا و غذاهایشان همان چیزی که میکشتند یا حیواناتی که به طور سنتی پرورش میدادند، تهیه میشد. اما از این قرن اخیر، بر اثر گسترش علم، یکباره زندگی و جامعه متفاوت شده و انسانها غرق در رفاه شدهاند.
یعنی در زمان قدیم اگر شما اینجا تشریف داشتید، کولر وجود نداشت، پنکه وجود نداشت. نهایت چیزی که بود، یک بادبزن بود و میتوانستید خودتان را باد بزنید؛ یعنی مجبور بودید گرما را تحمل کنید. این یک نمونه کوچک است که بارها گفتهام. میخواستید به مشهد بیایید. سالی دو بار، در عمرتان اگر دو بار میتوانستید به مشهد بیایید، خیلی بود؛ چون از شهر ما تا مشهد یک ماه راه بود. یک ماه باید راه میرفتند تا به مشهد برسند. چند وقت باید بمانند آنجا؟ یک ماه لااقل باید در مشهد بمانند دیگر، تا خستگیشان در برود. بعد دوباره یک ماه دیگر راه برگردند. میشود چقدر؟ سه ماه. سالی چند بار میشد بیایید؟ تازه باید خرج و مخارج زندگیشان را هم تأمین میکردند که سه ماه در مسافرت هستند. شما الان سوار هواپیما میشوید و در یک ساعت مشهدید. مگر اینگونه نیست؟ سوار ماشین میشوید، ووو….
. زندگی واقعاً زندگی ما با پادشاهان گذشته هم قابل قیاس نیست؛ با پادشاهان گذشته. زندگی آدمهای عادی که ما زیر خط فقر هستیم (چون فقر یک فقر نسبی داریم، یک فقر مطلق). فقر مطلق، آنی است که واقعاً فرد نان ندارد بخورد. فقر نسبی، آن نسبت به اجتماع است. الان کسی تلویزیون نداشته باشد، میگوییم چیست؟ فقیر است. چرا؟ چون همه تلویزیون دارند. ولی زمان قدیم اگر تلویزیون نداشت، فقیر محسوب نمیشد. فرد نتواند ماشین یا موتور بخرد، میگوییم فقیر است؛ در حالی که قدیم اکثر آنها نه ماشین داشتند نه موتور. پس نسبی است. این زیر خط فقر نسبی است. آن فقر مطلق، چیز دیگری است.
، تازه ما الان جزو کدام جهان هستیم؟ جهان سومیم. کشورهای جهان اول که بهترین امکانات در اختیاردارند. ووو…. ـ
منجی بیاید چه کسی را نجات بدهد؟ از چه چیزی نجاتمان بدهد؟!!! از گرفتاری، از مشکلات. حضرت بیاید ما را از چه چیزی نجات بدهد؟ وقتی به زندگی کشورهای اروپایی نگاه کنید – حالا تازه کشور خودمان را هم، حتی پایتخت را نگاه کنید – از نظر امکانات، [اگر امام زمان بیاید] چه کار کند؟ چه کسی را نجات بدهد؟ برای چه بیاید اصلاً؟ این منجی برای این آخرالزمان برای چه باید بیاید؟
نکته دیگر، انسان باید تأمل کند که حضرت برای چه بیاید؟ دو مسئله است. یکی اینکه در این عصر، عصر مدرنیته، عصر مدرن شدن، این را خیلیها گفتند که اسلام در قسمتهایی احتیاج دارد که به قول امروزیها «آپدیت» یا بهروز شود. یعنی چه؟ مثلاً اینگونه بهروز شود: ببینید، در مسافرت نماز شکسته میشود، روزه برداشته میشود. حدش چقدر است که اینگونه روزه و نماز شکسته شود؟ ۲۲.۵ کیلومتر. ۲۲.۵ کیلومتر که فرد برود، نمازش دیگر شکسته میشود. روزهاش [قضا میشود]. در زمان قدیم ۲۲.۵ کیلومتر تقریباً در یک روز، کاروان بین ۳۵ تا ۴۰ کیلومتر میتوانست راه برود؛ حداکثر ۳۵ تا ۴۰ کیلومتر، بستگی به راه و شرایط داشت. یعنی ۲۲.۵ کیلومتر از نصف روز یک مقدار بیشتر بود. درست است؟ یعنی نصف روز یک مقدار بیشتر.
الان شما سوار ماشین میشوید، نصف روز چقدر میتوانید بروید؟ ۲۰۰۰ تا، ۱۵۰۰ تا. ماشین سواری نصف روز. با هواپیما ووو……
لااقل ۳۰۰ کیلومتر میتوانید راه بروید دیگر، ۶۰۰ کیلومتر میتوانید راه بروید؛ در نصف روز. حالا ما الان چون مثل زمان قدیم نیستیم، حکم چیست؟ یعنی ما از ۲۲.۵ کیلومتر به بعد، نمازمان شکسته میشود؟ یا نه، بسته به شرایط ما باید مثلاً ۵۰۰ کیلومتر راه برویم تا نمازمان شکسته شود؟ کدام یک است؟ این مسئلهای است که الان پیش آمده دیگر. خب، فقط همین است؟ نه، خیلی از این مسائل را داریم. خیلی از این مسائل هست. مثلاً چی؟ دیه انسان چقدر است؟ چه کسی میداند؟ دیه انسان چقدر است؟ صد شتر؟ هزار گوسفند؟ یا صد شتر، یا هزار گوسفند، یا ۲۰۰ گاو؟ خب، این حکم مال چه زمانی بود؟ زمانی بود که جامعه اینها را در اختیار داشت، با اینها معامله میشد. ولی الان قیمت یک انسان چگونه بررسی میشود؟ باید مثل همانجا بررسی کنیم؟ بعد آیا هزار گوسفند با ۲۰۰ گاو و با ۱۰۰ شتر، الان قیمتهایشان یک جور است؟ چون آن موقع یک جور بوده دیگر؛ یعنی هزار گوسفند معادل صد شتر بود. ولی الان بررسی کنید میبینید نه، فرق میکند. الان داستان متفاوت شده.
دیه زن نصف مرد است، از نظر شرعی. چرا؟ چون حضور زن در اجتماع فقط کاراییاش در خانه شوهر بود؛ یعنی زن سر کار میتوانست برود؟ اصلاً کاری نبود که زن بخواهد برود سر کار. مرد کار میکرد، زن در خانه شوهر کمککار بود. الان زنها پشت هواپیما مینشینند. مثل مرد کار میکنند. آیا باز دیه زن نصف مرد حساب باید شود؟ اینها مسائلی است که بین برخی از فقها اختلاف نظر وجود دارد. و اصلاً اگر بخواهند به این اختلافات بپردازند، حق با کیست؟ از چه کسی باید پیروی کنیم؟ عدهای میگویند برای روزه و نماز همان ۲۲.۵ کیلومتر است. بعضیها میگویند نه، فرق میکند. باید حرف کدام را قبول کنیم؟ چه قسمتهایی از دین هست که احتیاج بهروز شدن دارد و یک نفر از جانب خدا باید به ما بگوید؟ از طرف خودمان که نمیتوانیم هر جا را که دلمان خواست، تغییر بدهیم.
روایت داریم که امام عصر وقتی میآیند، میگویند: «یَأْتِی بِدِينٍ جَدِيدٍ؛ ایشان دین جدید آورده است.» چرا دین جدید؟ احکامش میگویند با احکام قبلی فرق میکند. چون اسلام دینی است که من دارم به شما میگویم؛ چون ایشان صاحب دین است.
. ما یک نفر را لازم داریم که در آخرالزمان از جانب خداوند بیاید و اسلامِ شرایط آخرالزمان را به ما بگوید. فقط اینهایی که گفتم نیستند. الان تولید مثل میکنند به وسیله لقاح مصنوعی. آیا این اشکال دارد یا ندارد؟ خیلی از فقها میگویند اشکال ندارد. از من بپرسی، میگویم اشکال دارد. دلایلش بماند.
مثلاً آیا پیوند اعضا درست است یا نه؟ پیوند اعضا که عضو یک شخص را به شخص دیگر پیوند بزنیم، آیا شرعاً جایز است یا نیست؟ و خیلی از این مسائل. اگر بخواهیم نمونههای آن را ذکر کنیم، فراوان است. یک نفر لازم داریم که دین اسلام منطبق با آخرالزمان را از جانب خداوند – نه از جانب خودش؛ از جانب خودش که بگوید نظر من این است، حالا نظر خودت برای خودت است – [به ما بگوید]. این چیزی است که در عالم نمونه نداشته است. اگرچه ما روایت داریم که پیامبر خدا احکامی را که انسان تا آخر روزگار به آنها احتیاج داشت، املا کرد و امیرالمؤمنین نوشت در کتابی به نام «جامعه» که این کتاب در نزد امامان معصوم بود و هست؛ که حتی جریمه خراش در آن ذکر شده است. آنچه انسان احتیاج دارد؛ چون خیلی اتفاقات زمان پیامبر نیفتاد، احکامش را نتوانستند بپرسند. این یک نکته در مورد منجی که لازم است یک نفر بیاید.
و بعد، تازه الان ابتدای تغییرات در زندگی است. با این سرعتی که داریم پیش میرویم، چه تغییراتی به وجود میآید؟ چه مسائلی در زندگی ما پیاده میشود که هیچکدام جوابش را نداریم؟ یعنی چیزی نیست که به اخبار و احادیث مراجعه کنیم و بتوانیم استنباط کنیم. فقیه هم از ذهن خودش نظر میدهد در اینجور مسائل. اصلاً چیزی نداریم. از ذهن خودش یک چیزی میگوید که «اشکال ندارد». میگویند «اشکال دارد». بعد هم اگر مثلاً بگوییم دلیل شما چیست؟ میگوید: «عقلایی است، امور حسبه است.» امور حسبه یعنی اموری که بر اساس عقل و خرد جمعی اداره میشوند. این یک مسئله.
مسئله دیگر برای منجی این است که همانگونه که انسان در علم پیشرفت کرده، در یک سری مسائل پیشرفته شده که این مسائل خطرناک است، خیلی خطرناک است. مثلاً اگر در زمان قدیم کسی میخواست گناه کند، چه شرایطی بود؟ باید به دنبال زنی بدنام میرفت و با او گناه میکرد. آن هم باید سنش به سنی میرسید. در حالی که شما میبینید در جامعه، موبایل در دست است و هر عکس و فیلم مستهجمی را که بخواهد، میتواند نگاه کند.، آن هم حد سنی ندارد که موبایل بگوید «سن تو کم است، نگاه نکن». ، این حالا چه میشود؟ این یک طرف قضیه است. طرف دیگر قضیه، فضای مجازی است، در حال نشر آن است؛ مثل ازدواج با حیوانات، ازدواج با عروسکها. عروسکهای انسانی ساخته و ترویج میشوند. یک سری چیزها هم هست که از بیان آنها معذورم و شما هم خودتان شاید میبینید که اینها در فضاهای مجازی هست. فقط این قسمت نیست؛ قسمتهای دیگر هم دارد. این تازه مال اخلاق است. قسمتهای دیگرش چیست؟ خطرناک؟ بمبها و مواد منفجرهای که در حال پیشرفت هستند. هوش مصنوعی نیز به آن اضافه شده است. هوش مصنوعی را ما نمیشناسیم. ما چهار تا سؤال میپرسیم مثلاً فلان چیز چیست، کجای آمریکا چگونه است. هوش مصنوعی قسمتهای تاریکی دارد، قسمتهای وحشتناکی دارد که اصلاً بعضی از قسمتهایش در دست عامه مردم نیست، در دست ارتشهای ابرقدرتهاست که فلان کشور را چگونه نابود کنند، به وسیله هوش مصنوعی. و این درست مثل این میماند که «شمشیر به دست زنگی مست بدهی». چه فاجعهای به بار میآورد. آیا اینها مدیریت نمیخواهد؟ این فضاها، این فضاهای مجازی، مدیریت لازم ندارند؟ این قدرتی که الان در دست بشر افتاده که هنوز رونمایی نکردهاند از قدرتهای خودشان، ابرقدرتها مثل اسرائیل و آمریکا و اینها. حالا یک نمونهاش را دیدید؛ یک هواپیما آمد که رادار نیز آن را تشخیص نمیدهد و از فاصله چند صد کیلومتری هدف را منهدم میکند. این آخرین تکنولوژیشان نیست. چه تکنولوژیهای دیگری دارند که هنوز رو نکردهاند؟ خیلی از ابرقدرتها. آیا اینها نیازمند مدیریت نیست؟ باید در دست یک انسان عاقل باشد.
انسان خیلی خطرناک شده الان. انسان قدیم هم خطرناک بود. قدیم لشکرکشی میکردند با شمشیر و گرز و …، یک شهر نهایتاً تسلیم میشد یا عدهای را میزدند و میکشتند. الان در کمتر از یک سال یا دو سال، نزدیک به ۶۰ هزار نفر – در غزه و اینها میبینید – کشته میشوند، بدون اینکه یک سرباز بخواهد تیراندازی کند؛ یعنی با موشک و هواپیما و تازه این هم گفتیم همه توان قدرتیشان نیست. بعد همه کشورها هم دارند تسلیحات میخرند. جهان یک التهابی دارد.. این فضاهای مجازی که شهوت و همجنسبازی را از یک طرف رواج میدهند (یعنی قوه شهویه) و از این طرف قوه غضبیه را (با این علم و تکنولوژی که در دست این بشر نادان قرار گرفته؛ «ظلوم و جهول»)؛ اینها یک نفر را لازم دارد که بیاید این انسان را سامان بدهد. وگرنه معلوم نیست این انسان با خودش چه کند.
از همه زمانها بیشتر الان ما احتیاج به منجی داریم. که یک نفر بیاید ما را از دست خودمان نجات بدهد؛ انسانها را از دست نادانی خودشان نجات بدهد. زندگی دنیایشان. حالا آن بحث معنویت و آن بحث ارتقای انسان به کمال انسانی، بحث دیگری است و جایگاه متفاوتی دارد. ابتدا باید زندگی دنیای انسان آباد شود.
روایات خواندیم که پیامبر اکرم فرمودند در آخرالزمان جنگ و خونریزی از هر جا که فرونشیند، از جای دیگر آغاز میشود. هر جا آرامش یابد، جنگی دیگر آغاز میگردد. آخر یک سری روایاتی بود ما قدیم نمیفهمیدیم یعنی چه؟ میگفتیم مثلاً چطور میشود؟ مگر میشود؟ مثلاً میگوید: زمانی که امام عصر میخواهند بیایند، دو سوم جمعیت زمین کشته میشوند؛ یا با مرگ سفید یا با مرگ سرخ. مرگ سفید چیست؟ مثل طاعون؛ بیماریهای فراگیر را میگوید. مرگ سرخ هم چیست؟ قتل، شمشیر. حالا الان که شمشیر دیگر نیست، الان اسلحه منظور است. آیا دو سوم مردم کشته میشوند؟ بله، داریم میبینیم الان. شما حساب کنید، بعد از جنگ جهانی اول و دوم، چند میلیون کشته دادند؟ چقدر؟ ۲۰ میلیون، ۳۰ میلیون؟ روی هم رفته، طبق تخمین ذهنی من، حدود ۵۰ میلیون نفر در جنگ جهانی اول و دوم کشته شدند. خیلی است. ووو……
اینکه میگوید دو سوم جمعیت زمین کشته میشود، قدیم نمیشد تصور کرد. ولی الان با این موشکها و با این بمبها و با این وسایل کشتار جمعی، اصلاً بمب شیمیایی. ووو…..
یک نفر الهی لازم است که بیاید و دین را بهروز کند. و عدالت را در جامعه پیاده کند و مردم عدالت او را به چشم خود ببینند. روایت میگوید: «اول که حضرت میآیند، شرق و غرب عالم لعنتش میکنند.» میگویند: «این هم مانند همانهاست.» زیرا قبل از ظهور ایشان، برخی مدعیان سیادت آنقدر به مردم ظلم میکنند که وقتی امام میآیند، مردم میگویند: «این هم مثل همانهاست.» ولی وقتی میآیند و عدالتش را میبینند، کمکم عاشقش میشوند؛ به گونهای که در هر محفلی که مینشینند، صحبت از مهدی میشود. وقتی دور هم جمع میشوند، از ایشان سخن میگویند؛ از بس دوستش میدارند.
حالاچرا دوستش دارند؟ «هر کجا بوی خدا میآید، خلق بیسر و پا میآیند.» مردم بوی خدا را تشخیص میدهند،.
ایشان به کارگزارانش میفرمایند: «من کمترین استفاده را میکنم، چه در خوراک و چه در لباس. شما هم باید مثل من باشید؛ مثل پایینترین فرد اجتماع زندگی کنید. میخواهید بسمالله، نمیخواهید به جای دیگری بروید.» وقتی اینها را میبینند، عاشق میشوند..
الحمدلله علی الولایه
دانلود فایل صوتی