بسم الله الرحمن الرحیم
﴿الصَّلَوٰتُ وَالسَّلَامُ عَلَیٰ سَیِّدِنَا وَنَبِیِّنَا وَطَبِیبِ قُلُوبِنَا وَشَفِیعِ ذُنُوبِنَا اَعْنِی أَحْمَدَ أَبِوالْقَاسِمِ الْمُصْطَفَىٰ مُحَمَّدٍ﴾ ]
جمعه ۱۴۰۴/۱۲/۸تفسیر سوره حجر جلسه(۶)
🧿موضوع: تفسیر سوره حجر ایات( ۲۱ال۲۵)
🕋”وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلَّا عِندَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَّعْلُومٍ.”
“وَإِن مِّن شَيْءٍ” یعنی هیچچیزی نیست؛ “إِلَّا عِندَنَا خَزَائِنُهُ” مگر اینکه خزاین آن (خزائن، جمعِ خزینه یا خزانه است) در نزد ماست؛ “وَمَا نُنَزِّلُهُ” و ما آن را نازل نمیکنیم؛ “إِلَّا بِقَدَرٍ مَّعْلُومٍ” مگر با اندازهای معلوم و مشخص.(۲۱)
/این آیه از آیاتی است که خیلی بحث دارد و معانی بسیار عمیقی در آن نهفته است. البته همه قرآن عمیق است، اما برخی جاها و برخی مطالب عمق بیشتری دارند.
//وقتی میفرماید: “هیچچیزی نیست”**، قبلاً گفته شد که “شیء” در عربی معادل “چیز” در فارسی است. لغتشناسان میگویند این واژه همان “چی” فارسی بوده که به عربی رفته و تبدیل به “شیء” شده است. این “شیه” یا “چیه” به عربی رفته و “شیء” شده است. “چیز” یا “چی” در فارسی “اَنکَرُ النَّکرات” (نکرهترینِ نکرهها) است؛ یعنی وقتی میگوییم “چیز”، مقصود هر چیز است. مثلا میگوییم “هر چیز”؛ این شامل همه میشود. حتی “چیز” به خداوند نیز اطلاق میشود. خداوند هم یک چیز است، درست است؟ خداوند “شیء” هست یا خیر؟ بله، “شیء” است، “چیز” است. اصلاً در روایات آمده است که آیا میشود به خداوند “شیء” اطلاق کرد؟ فرموده است: “نَعَم”، خداوند شیء است، به حقیقت شیئیت؛ به حقیقتِ “چیز بودن”.
/ “هیچچیزی نیست مگر اینکه خزانههای آن در نزد ماست.” میخواهم روی این نکته تأکید کنم؛ زیرا بعضی از مفسران گفتهاند منظور از “شیء” در اینجا باران است، یا برخی دیگر آن را به گیاهان و بعضی از غذاها تفسیر کردهاند. در حالی که علامه طباطبایی در تفسیر المیزان میفرمود: “شیء اَنکَرُ النَّکرات” است. شما چگونه میآیید و میگویید منظور فقط باران است؟
//”هیچچیزی نیست مگر اینکه در نزد ماست خزاین آن.” خزاین، جمع خزینه یا خزانه است که خزانه نیز جایی است برای انبار کردن چیزی؛ هر چیزی را، مثلاً خزینه آب، خزینه طلا، خزینه غذا، و…
/”هیچچیزی نیست مگر اینکه خزانههای آن در نزد ماست.”
//در اینجا اول تفسیر کنیم: “در نزد ماست” (اشاره به آیه قرآن). در تفسیر قرآن به قرآن میخوانیم: “مَا عِندَكُمْ يَنفَدُ ۖ وَمَا عِندَ اللَّهِ بَاقٍ.” (سوره نحل، آیه ۹۶) آنچه در نزد شماست، فنا دارد، تمامشدنی است؛ اما آنچه در نزد خداست، باقی است و از بین رفتنی نیست.
پس آنچه در نزد شماست، اصل و خزینهاش پیش ماست. هر چیزی که در نزد شماست، خزانههای آن در نزد ماست. “وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَّعْلُومٍ”؛ یعنی از نزد ما نازل شده است. هر چیزی که اینجا هست، اصلش در نزد خداوند است؛ خزانههای آن (نه خزینه آن، بلکه خزانههای آن) در نزد ماست و ما آن را نازل نمیکنیم مگر به “قدر معلوم”.
//”قدر” یعنی چه؟ یعنی اندازه. یعنی هر چیزی که میخواهد نازل شود، اندازه میخورد. چون اصلاً این عالم، عالم چیست؟ عالم اندازه است. در مورد لیلة القدر (شب قدر)، روایت داریم که از امام معصوم پرسیدند: “قدر” یعنی چه؟ فرمود: “قدر” یعنی هندسه. و هندسه همان اندازه است در فارسی؛ اندازه بوده، به عربی رفته و هندسه شده است. هر چیزی اندازه میخورد. هر چیزی که میخواهد به این عالم نازل شود، اندازه میخورد. چه اندازهای؟ اندازه زمانی (بله)، مثلاً عمر شما چقدر باید باشد؟ اندازهای دارد. روزی شما چقدر باید باشد؟ اندازه دارد. قد شما چقدر باید باشد؟ اندازه دارد. هر چیزی که نازل میشود، با اندازه نازل میشود. یعنی از آن کانال قدر؛ “إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ.” (سوره قمر، آیه ۴۹) ما هر چیزی را به اندازه آفریدیم، به حد آفریده شده است.
//لیلة القدر، یک حقیقتی است که اشیاء در آن مرتبه تقدیر میپذیرند؛ یعنی قبل از آن اندازه ندارند، آنجا اندازه میخورند چون میخواهند اینجا نازل شوند؛ چه اندازه زمانی، چه اندازه مکانی، چه وزن و چه شمارش پیدا کنند. چون “وَكُلُّ شَيْءٍ عِندَهُ بِمِقْدَارٍ.” (سوره رعد، آیه ۸) هر چیزی در نزد خدا مقدار دارد. مقدار از همین “قدر” است. هر چیزی نزد خدا اندازه دارد و قدرش نزد خداوند مشخص است.
“//وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلَّا عِندَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَّعْلُومٍ.”
“قید معلوم” برای چیست؟ “قدر” حد است. “قدر” گفتیم اندازه است و حد میخورد. خب، اما این “قید معلوم”، “به قدر معلوم”؛ “معلوم” مفعول از “عَلِمَ” است. یعنی اندازهای که بر اساس علم است.
چشم شما چقدر باید فراخ باشد؟ بر اساس علم است. ووو….
// یک بار عرض کردم خدمتتان؛ این داستان دایناسورها و اینها دروغ است. دروغی که صهیونیستها درست کردهاند، باور نکنید! چون از نظر زیستشناسی، حیواناتی که اینها تصویر کردهاند، اصلاً قابل زندهماندن نیستند، تا چه برسد که پرواز کنند! یعنی زیستشناسان میگویند: “آقا! شما یک چیزی از خودت درست کردی، نوکش چند متر است و پایش چگونه است؟” میگویند: “اینها اصلاً نه میتواند شکار کند، نه میتواند راه برود، نه میتواند پرواز کند.” خفاش که بالهایش پوستی و کوچک است. هر چیزی اندازه معلومی دارد، اندازه مشخصی دارد، بر اساس علم است.
منتها این دروغها را آنقدر گفتهاند؛ این رسانهها دست ما نیست که، دست کسانی است که میخواهند دروغپردازی کنند.
مثل رفتن به کره ماه؛ گفتند: آمریکا گفت ما رفتیم کره ماه، شوروی هم گفت ما هم رفتیم کره ماه. بعد جالب است که از حدود پنجاه سال پیش این را گفتند، تا الان دیگر هیچکس به کره ماه نرفته است. آچه شد شما؟ در این پنجاه سال دیگر چرا نرفتید؟ بعد حالا رفتید کره ماه، چگونه برگشتید؟ اینجا دیدید که برای پرتاب موشک چه دستگاههایی لازم است. در کره ماه که دستگاهی نیست. چگونه شما را پرتاب کرد و به زمین برگشتید؟
این دروغهای رسانهای! اینها توسط مراکزی که به دنبال دروغپردازی هستند، منتشر شدهاند.
▪️”به قدر معلوم.”
/هر چیزی اندازهاش بر اساس علم است. موش باید سیستمش آنگونه باشد؛ اندازهاش که آن است، قلب موش سریعترین قلب را دارد. ولی قلب فیل، چون نمیتواند با آن حجم سریعترین باشد، پمپاژ خونش آهستهآهسته است. هر چیزی در این عالم اندازه مشخصی دارد.
▪️در روایت داریم : “خدایا، خزاین تو را میخواهم ببینم.” در روایت داریم حضرت موسی به خداوند عرض کرد: “خدایا، خزاین تو را میخواهم ببینم.” فرمود: “خزینه من این است که به هر چه بگویم باش، میشود.” “کُن فَیَکونُ.” “کُن” یعنی چه؟ یعنی “باش”.
▪️روایت دیگری هم داریم از رسول خدا که فرمود: “خزاین خداوند کلمات اوست که به هرچه بگوید باش، میشود.” و آیه قرآن است و در چندین آیه قرآن هست: “إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَن يَقُولَ لَهُ كُن فَيَكُونُ.” (سوره یس، آیه ۸۲ و آیات مشابه) به درستی که فرمان ما چنین است که به هرچه بگوید “باش”، پس میشود.
➖و در بعضی از ادعیه داریم: “یا مَن جَعَلَ خَزائِنَهُ بَینَ الکافِ وَ النّون”؛ ای کسی که خزاین او بین “کاف” و “نون” است (یعنی “کُن”). به محض اینکه بگوید “کُن فیکون”، “باش”، میشود. که آنجا پایانناپذیر است دیگر. “کلماتالله” (پایانناپذیر است).
➖ “قُل لَّوْ كَانَ الْبَحْرُ مِدَادًا لِّكَلِمَاتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَن تَنفَدَ كَلِمَاتُ رَبِّي.” (سوره کهف، آیه ۱۰۹) اگر دریاها مرکب شوند برای نوشتن کلمات پروردگار من، دریاها خشک میشوند قبل از اینکه کلمات پروردگارم تمام شود. و کلمه “کُن”، کلمه ایجاد است. “کُن فَیَکونُ.”
➖در اینجا بعضی از اهل ذوق نکتهای گفتهاند. گفتند: بین کاف و نون چیست؟ لام و میم است. حروف ابجد: حطی کلمن. “ک ل م ن”. بین کاف و نون میشود چه؟ لام و میم. که الف، لام، میم را در اول سوره بقره میخوانیم: “الف لام میم.” که در روایت هم داریم همه قرآن جمع در چیست؟ الف لام میم است.
الف لام میم را گفتهاند احدیت: لامش جبرئیل و میمش محمد (ص).پس خزاین احدیت در لام و میم است؛ یعنی جبرئیل و محمد (ص).
➖، الف، لام، میم. “لام” را اگر به صورت ملفوظ (تلفظ شده) بیان کنیم، میشود چه؟ “ل الف میم”. دوباره حروف الف، لام، میم در چه چیزی است؟ در “لام” هست. در وسط الف، لام، میم، وسطش “لام” است، بعد خود “لام” چه چیزی دارد؟ الف، لام، میم در آن هست. خزینه است دیگر، جمع است.
خزاین الهی، هرچه ما اینجا میبینیم، در روایت آمده است که هر موجودی که هست، تمثالی از آن در عرش است. هر کدام از ما، تمثالی از ما در عرش هست
➖. به این حدیث دقت کنید. امام سجاد فرمود: “مَا مِنْ عَبْدٍ إِلَّا وَ لَهُ تِمْثَالٌ فِي الْعَرْشِ.” هیچ بندهای نیست مگر اینکه تمثال آن در عرش است. که هرچه این بنده میکند، تمثال او نیز انجام میدهد. مثل چه؟ مثل تلویزیون مثلاً. اینجا بنده هر کاری انجام دهم، تلویزیون چهره من و حرکات من را نشان میدهد. هیچکدام از ما نیستیم مگر اینکه یک تمثالی داریم که هر کاری میکنیم، تصویرمان آنجا در عرش نشان داده میشود.
▪️ روایت میفرمود: “وقتی بنده مؤمن کار خیر میکند، خداوند به فرشتگانش میگوید: «نشان دهید به همگان که بنده من دارد کار خوب میکند.» و وقتی میخواهد گناه کند، میگوید: «بپوشانید تمثال او را که دیگران نبینند این دارد گناه میکند.»”
▪️ میفرمود: “تا وقتی که بنده پردهدری کند، یعنی دیگر از حد بگذراند، عین خیالش نباشد.” یک موقع بنده از خدا میترسد، گناه میکند ولی باز هم از خدا میترسد. “خدایا ببخش، خدایا معذرت میخواهم.” ولی یک موقع دیگر اصلاً بیتفاوت است. آنجا میگوید: “کاری نداشته باشید دیگر به او.” لذا گناه که میکند، اهل آسمان میبینند و آبروی او در میان اهل آسمان میرود. وقتی آبروی او در میان اهل آسمان برود، آبروی او در زمین هم میرود؛ حتی اگر داخل خانه خودش گناه کند.
🕋”وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلَّا عِندَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَّعْلُومٍ.”
یک حدیث هم بخوانیم
معاویه، مردم اعتراض میکردند: “آقا! چرا حق ما را نمیدهی؟ بیتالمال را چرا تقسیم نمیکنی؟ مثلاً یارانهای که الان میدهند، چرا به مردم نمیدهی؟ چرا اندازهای که حق ماست را نمیدهی؟”
معاویه گفت: “شما مگر قرآن نخواندهاید؟ قبول دارید قرآن را؟” (استدلال میکرد به قرآن). گفتند: “بله، قبول داریم.” گفت: “این آیه را نخواندهاید؟ **وإِن مِّن شَيْءٍ إِلَّا عِندَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَّعْلُومٍ. هیچچیز نیست مگر اینکه خزانهاش پیش ماست و ما آن را نازل نمیکنیم مگر به اندازه مشخص. وقتی خدا روزی شما را نازل نمیکند و در خزانههای خودش نگه داشته است، شما چرا از من طلبکارید؟”
یک نفر بلند شد و بسیار فصیح گفت: “ببخشید حضرت خلیفه! ما به خدا اعتراض نداریم که چرا روزی ما را نازل نکرده است. ما به تو اعتراض داریم که روزیای که خدا برای ما نازل کرده است را، تو در خزانههایت نگه داشتهای و به ما نمیدهی.” خدا روزی ما را نازل کرده، تو آن را در خزانههایت نگه داشتهای و به دست ما نمیدهی.
▪️ در روایت دیگری داریم که میگوید: “خداوند روزی بندگانش را به تعداد بندگانش نازل میکند.” پس اگر عدهای گرسنه هستند، عدهای دیگر روزی آنها را گرفتهاند و به آنها نمیدهند. وگرنه خدا برای خلایق به اندازه بندگانش روزی نازل میکند.
🕋”وَأَرْسَلْنَا الرِّيَاحَ لَوَاقِحَ فَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَسْقَيْنَاكُمُوهُ وَمَا أَنتُمْ لَهُ بِخَازِنِينَ.” (سوره حجر، آیه ۲۲)
“وَأَرْسَلْنَا” یعنی ما میفرستیم (یا فرستادیم)؛ “الرِّيَاحَ” بادها را؛ “لَوَاقِحَ.”
▪️”لَوَاقِحَ” را دو گونه معنا کردهاند. یکی گفتهاند بارورکننده (بادها را میفرستیم تا بارورکننده باشند). یکی هم گفتهاند به معنای باردار است؛ یعنی آبستن. گفتهاند گاهی معنای “باردارکننده” میدهد و گاهی معنای “باردار”؛ یعنی خود بادها باردار و آبستن هستند یا آبستنکننده هستند. چه چیزی را آبستن میکنند؟
میدانید، عزیزان، ۱۴۰۰ سال پیش این کتاب نازل شده است. آن موقع اصلاً خبر نداشتند که گیاهان نر و ماده دارند. فقط نخل را میدانستند که نر و ماده دارد؛ بقیه گیاهان را اصلاً خبر نداشتند که گردهافشانی گیاهان توسط باد است و باد اینها را (درختان را) حامله میکند. آقا! فقط درختان را؟ نه. باد دیگر چه چیزی را حامله میکند؟ ابرها را آبستن میکند.
ابر هم مگر آبستن میشود؟ بله. بعضی ابرها هستند که نمیبارند. انواع ابرها ((ابر کومولوس، استراتوس، سیروس و اینها. بعضی ابرها بارانزا هستند (ابرهای سیاه)؛ ابرهایی که خیلی سفید هستند مثلاً چیستند؟ باران نمیبارند. یعنی آن ابر آبستن است ولی این یکی آبستن نیست. بعضی ابرها هستند که سریع هستند، سرعت دارند. چرا؟ (یعنی) چه هستند؟ چرا سبک هستند؟ آبشان کم است، آبستن نیستند. میگوید: “ریاح” را میفرستیم برای باروری.
▪️در قرآن داریم: “وَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمُ الرِّيحَ الْعَقِيمَ” (سوره ذاریات، آیه ۴۱)؛ فرستادیم بر آنان باد عقیم، یعنی باد نازا.
یک حدیث بخوانم خدمتتان. میگوید: وقتی باد میآمد، رسول خدا میفرمود: “اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ لَنَا رِيَاحًا وَلَا تَجْعَلْهُ لَنَا رِيحًا.” (خدایا، این را برای ما “ریاح” قرار ده و برای ما “ریح” قرار مده.) “ریاح” جمع “ریح” است؛ یعنی بادها. در قرآن “ریاح” چیست؟ “لَواقِحَ” است. اما “ریح” چیست؟
“رِيحٌ فِيهَا صِرٌّ” (سوره آل عمران، آیه ۱۱۷)؛ بادی که در آن سرمای بسیار شدید است (صِرّ). “ریح العقیم”، باد نازا. بادهای عذاب را همیشه قرآن با کلمه “ریح” بیان میکند. اما آنهایی که خوب هستند، مبشرات، “ریاح” هستند.
▪️حالا چه رمز و رموزی در این هست، چرا “ریاح” را میفرمود، با اینکه این دو واژه نزدیک به هم هستند؟ یک علمی هست به نام بادشناسی. اصلاً ما بادهای مختلفی داریم در سطوح مختلف. شما گاهی اوقات شاید دیده باشید که در بالا دست آسمان گرد و غبار رد میشود، دیدهاید؟ پایین خیلی خبری نیست. یا گاهی اوقات میبینید گرد و غبار در سطح پایین حرکت میکند. این به خاطر لایههای مختلف هواست که باد روی آنها سوار میشود و ابرها را در سطوح مختلف حرکت میدهد.
▪️، “وَأَرْسَلْنَا الرِّيَاحَ لَوَاقِحَ فَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَسْقَيْنَاكُمُوهُ وَمَا أَنتُمْ لَهُ بِخَازِنِينَ.”
➖چقدر از ما نفی میکند! میگوید شما هیچکارهاید. شما نمیتوانید کاری بکنید، چون انسان خودش را خیلی کسی میداند. انسان فکر میکند خیلی مهم است. بعد قرآن هی تذکر میدهد: “بابا! شما کارهای نیستید. ما نازل میکنیم، ما ابر را میفرستیم، ما باد را میفرستیم. شما فقط دارید لذتش را میبرید.”
▪️”وَإِنَّا لَنَحْنُ نُحْيِي وَنُمِيتُ وَنَحْنُ الْوَارِثُونَ.” (سوره حجر، آیه ۲۳)
الله!
▪️چه میگوییم در این آیه؟
دقت کنید در “ما”هایی که قرآن میگوید. میفرمود: “وَإِنَّا” و به درستی که ما؛ “لَنَحْنُ” هرآینه ما؛ “نُحْيِي” زنده میکنیم؛ “وَنُمِيتُ” و میمیرانیم؛ “وَنَحْنُ الْوَارِثُونَ” و ماییم وارثان.
در یک آیه نیمخطی، پنج بار میگوید: “ما”.
“وَإِنَّا لَنَحْنُ نُحْيِي وَنُمِيتُ وَنَحْنُ الْوَارِثُونَ.”
ما، ما، ما.
و به درستی که ما هستیم، هرآینه ما زنده میکنیم و میمیرانیم و ماییم وارثان.
▪️حالا اینها را خداوند فرمود. آفرینش را از ابتدا فرمود دیگر. ما زمین را آفریدیم و کوهها در آن قرار دادیم. هر چیزی رویانندهای را در آن رویانیدیم. بعد بادها را فرستادیم “لَوَاقِحَ”. باران برایتان نازل کردیم. بعد میرسد به حیات انسانی: “وَإِنَّا لَنَحْنُ نُحْيِي وَنُمِيتُ.”
▪️حالا به این مراتب خلقت میرسد و میفرماید: “و به درستی که ماییم که زنده میکنیم.” زندهکردن به دست ماست. این را هم بعد از کجا آورد؟ بعد از آب. چون آیه قرآن میفرمود: “وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ.” (سوره انبیاء، آیه ۳۰) به درستی که از آب قرار دادیم هر چیز زنده را.
لذا اینجا هم پشت سر آب فرمود: “وَإِنَّا لَنَحْنُ نُحْيِي.” ما زنده میکنیم. رسید به مرتبه حیات حیوانی. حیات؛ چون ما با حیوانات در حیات مشترکیم. “حیوان” اصلاً چیزی است که دارای حیات باشد. انسان هم یک نوع حیوان است. میگوید: ▪️”ما زنده میکنیم و ما میمیرانیم.” مرگ و حیات به دست خداست. اینکه الان زندهایم، به خواست کیست؟ به خواست کیست که الان زندهایم؟ وقتی میمیریم، به خواست کیست؟ به خواست خودمان میمیریم؟ هیچکس دلش نمیخواست بمیرد. هیچکس دلش نمیخواست بمیرد. میگوید: “ما همه چیز را زنده میکنیم، نه فقط انسان را؛ سوسک و و و… همه را ما زنده میکنیم و ما میمیرانیم.”
▪️بعد “وَنَحْنُ الْوَارِثُونَ”**؛ و ماییم که وارثیم.
وارث به چه کسی میگویند؟ وارث وقتی کسی میمیرد، اموالی را بهجا میگذارد. وارث کسی است که حق دارد آن اموال مال او باشد. بنده که میمیرم، انشاءالله اموالی از من بهجا میماند. فرزندانم چه میشوند؟ وارث آن اموال میشوند. حالا خداوند میفرمود: “نَحْنُ الْوَارِثُونَ.” هر که هر چه دارد، مال ماست. ابتدایش را که ما آفریدیم، آخرش هم وارث ماییم. همه چیز به ما میرسد.
▪️همه میگذارند و میروند. فراعنه، قیصرها و کسریها؛ آن پادشاهانی که در این عالم بودند و گذاشتند و رفتند. “نَحْنُ الْوَارِثُونَ.”
ما همه چیز را ارث میبریم. هیچ فکر نکنید چیزی مال تو است. حتی این بدنت را اینجا میگذاری برای وارثش که وارثش کیست؟ خداوند است. همه را ارث میبرد.
▪️رسیدیم به مرتبه چه؟ حیوانی. بعد از مرتبه حیوانی چیست؟ انسانی دیگر، ها؟
چه میفرمود؟ “وَلَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَقْدِمِينَ مِنكُمْ وَلَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَأْخِرِينَ.” (سوره حجر، آیه ۲۴)
و به تحقیق، ما میدانیم؛ “الْمُسْتَقْدِمِينَ مِنكُمْ” پیشافتادگانِ شما را. “مستقدم” یعنی کسی که پیشقدم است. “وَلَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَأْخِرِينَ” و میدانیم پسافتادگانِ شما را، پسماندگانِ شما را.
▪️میگوید: “حالا این حیاتی که گفتیم ‘نُحْيِي وَنُمِيتُ’ (همه زنده میشوند و همه هم میمیرند)، اما همه مساوی نیستند.”
آیه قرآن (در واقع شنونده میگوید): “لا یستوی الأحیاء و لا الأموات.”
▪️: “وَمَا يَسْتَوِي الْأَحْيَاءُ وَلَا الْأَمْوَاتُ.”
قبلش چه میفرمود آیه؟ (آیات ۱۹ تا ۲۲ سوره فاطر)
“وَمَا يَسْتَوِي الْأَعْمَىٰ وَالْبَصِيرُ وَلَا الظُّلُمَاتُ وَلَا النُّورُ وَلَا الظِّلُّ وَلَا الْحَرُورُ وَمَا يَسْتَوِي الْأَحْيَاءُ وَلَا الْأَمْوَاتُ.”
ظلمت و نور مساوی نیستند. تاریکی و نور مساوی نیستند. “ظل” و “حرور”؛ سایه و گرما، خنکی و گرما مساوی نیستند. دیگر (اعما و بصیر)؛ کور با بینا، کور با بینا برابر نیستند.
بعد فرمود: “زنده و مرده با هم برابر نیستند،
▪️ “زندگان و مردگان با هم برابر نیستند.” (پاسخ): آها! اشتباه است. “زندگان و مردگان با هم برابر نیستند؟” اولاً که مگر این حرف گفتن دارد اصلاً؟ زندگان و مردگان با هم برابر نیستند؟ مگر میشود خداوند چنین چیزی بگوید؟ معلوم است که زنده و مرده برابر نیستند.
▪️ میفرمود: “وَمَا يَسْتَوِي الْأَحْيَاءُ وَلَا الْأَمْوَاتُ.” زندگان برابر نیستند و نه مردگان. زندگان با هم برابر نیستند. مردگان هم با هم برابر نیستند. این را میگوید، نه اینکه زنده و مرده با هم برابر نیستند. چون سیاق فرمود: “وَمَا يَسْتَوِي الْأَعْمَىٰ وَالْبَصِيرُ.” اعمی و بصیر (نابینا و بینا). اما اینجا چه فرمود؟ “وَمَا يَسْتَوِي الْأَحْيَاءُ وَلَا الْأَمْوَاتُ.” که از نظر ادبی میگویند این “لا” برای چیست؟ فکر میکردند خدا میگوید زنده و مرده برابر نیستند. خیلی از مترجمین و مفسرین اینگونه فکر کردهاند. نه. زندگان با هم برابر نیستند. مردگان هم با هم برابر نیستند.
لذا اینجا که فرمود: “وَإِنَّا لَنَحْنُ نُحْيِي وَنُمِيتُ وَنَحْنُ الْوَارِثُونَ.” ما میمیرانیم، ما زنده میکنیم.
بعد میگوید اینها برابر نیستند: “وَلَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَقْدِمِينَ مِنكُمْ وَلَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَأْخِرِينَ.”
ما به پیشروندگانِ شما علم داریم. و به تحقیق، ما به پسروندگانِ شما علم داریم. اینها را از هم جدا کرد. میتوانست بگوید: “وَلَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَقْدِمِينَ وَالْمُسْتَأْخِرِينَ”، اینگونه هم میشد گفت، ولی نه، جدا کرد. گفت: “ما میدانیم پیشروها را و ما میدانیم پسماندگان را.” یعنی اینها دو گروه جدا از هم هستند.
حالا این “مستقدمین” و “مستأخرین”، پیشرو در چه چیزی؟ بعضی گفتهاند: “مستقدم” یعنی کسی که میدود تا به صف اول نماز برسد، و آنهایی که در صفهای آخر میایستند. آخه آقاجان! خداوند سبحان! مترجمین و مفسرین هم بیچارهها تقصیر نداشتند
بعضی گفتهاند: ” منظور جنگ است. جنگ هم برای مقدمه است، جنگ که اصل نیست. ما آفریده نشدیم که بجنگیم، ما آفریده شدیم برای بندگی. حالا یک موقع انسان لازم است که دشمن را دفع کند، باید بجنگد.
“وَلَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَقْدِمِينَ مِنكُمْ وَلَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَأْخِرِينَ.”
آن کسانی که پیشرو هستند، ما میدانیم. ما علم داریم به آن کسانی که در معرفت، در عبادت، در عبودیت پیشرو هستند. و میدانیم آنهایی را که پسرو هستند. آن هم تازه مال شماست، نه اینکه گناهکارها. حالا بعضیها گفتهاند: “مستقدمین منکم مثلاً بالحسنات، مستأخرین منکم بالسیئات.” آنهایی که با حسنات پیشرو هستند، آنهایی که با سیئات عقب ماندهاند.
▪️، اولاً کلی نفرمود. فرمود: “وَلَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَقْدِمِينَ مِنكُمْ.” از شما. به همه انسانها کار ندارد. چرا؟ آن (زنده و مرده) که برای همه انسانها بود. این کمال دیگر مخصوص یک عده است. یک عده هستند که به کمال میرسند. بعد اینها که به کمال میرسند، دو دسته میشوند. یک دستهای پیشرو هستند؛ “مستقدمین منکم”. یک عده آن عقبها میآیند، “مستأخرین” میشوند
▪️. پرونده (اعمال) میگویند دست امام زمان میرسد. پرونده اعمال همه انسانها؟ نه ، همه انسانها نه، پرونده مؤمنین. پرونده مؤمنین. اصل آنها را که حضرت کار ندارد. پرونده مؤمنین به دست امام عصر میرسد
.▪️، آن “وَإِنَّا لَنَحْنُ نُحْيِي وَنُمِيتُ” گفتیم این مرتبه چیست؟ حیوانیت است؛ زندگی و مرگ حیوانی. بعد این مرتبه “وَلَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَقْدِمِينَ مِنكُمْ وَلَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَأْخِرِينَ” این میشود مرتبه انسانی.
“از جمادی مُردم و نامی شدم
وز نما مُردم ز حیوان سر زدم
مُردم از حیوانی و آدم شدم
پس چه ترسم؟ کی ز مردن کم شدم؟
حملهٔ دیگر بمیرم از بشر
تا برآرم از ملائک بال و پر
بار دیگر از مَلَک پرّان شوم
آنچه اندر وهم ناید، آن شوم
پس عدم گردم، عدم چون ارغنون
گویدَم: **إِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ.”
همین مراتب قرآنی را که دارد میفرمود.
🕋”وَإِنَّ رَبَّكَ هُوَ يَحْشُرُهُمْ ۚ إِنَّهُ حَكِيمٌ عَلِيمٌ.” (سوره حجر، آیه ۲۵)
وقت تمام شده است. این آیه را بخوانیم که از “ولقد” شروع کنیم (یعنی به دنبال آیه قبل بیاید).
▪️اینجا دقت کنید: “وَإِنَّ رَبَّكَ” و به درستی که پروردگار تو؛ “هُوَ” اوست که؛ “يَحْشُرُهُمْ” آنان را محشور میکند؛ “إِنَّهُ حَكِيمٌ عَلِيمٌ.” به درستی که او (یعنی پروردگار تو) خردمند (حکیم) و دانای مطلق (علیم) است.
➖چرا فرمود: “هُوَ يَحْشُرُهُمْ” آنان را محشور میکند؟ در آیه قبل مگر نگفت: “الْمُسْتَقْدِمِينَ مِنكُمْ”؟ ها! خطاب چه بود؟ مستقیم بود (مخاطب). اینجا خطاب غایب شد: “يَحْشُرُهُمْ”. “إِنَّ رَبَّكَ”.
▪️بعد اینجا خطاب از آن طرف به رسولالله (ص): “إِنَّ رَبَّكَ.” به درستی که پروردگار تو؛ در حالی که قبل از آن اصلاً خطاب مستقیم به رسول اکرم (ص) نداشت.
“وَإِنَّ رَبَّكَ هُوَ يَحْشُرُهُمْ ۚ إِنَّهُ حَكِيمٌ عَلِيمٌ.”
روی این ضمایر هم دقت کنید.
“وَإِنَّ رَبَّكَ” و به درستی که پروردگار تو؛ “هُوَ” اوست که؛ “يَحْشُرُهُمْ” آنان را محشور میکند؛ “إِنَّهُ حَكِيمٌ عَلِيمٌ.” به درستی که او (یعنی پروردگار تو) خردمند و دانا است.
الحمدلله علی الولایه
دانلود فایل صوتی