→

1404-12-26 تفسیر سوره حجر جلسه 16

⌂

1404-12-26 تفسیر سوره حجر جلسه 16

0:000:00

بسم الله الرحمن الرحیم.
الحمدلله رب العالمین، صلوات و السلام علی سیدنا و نبینا و طبیب قلوبنا و شفیع ذنوبنا، العبد المؤید و الرسول المسدد، المحمود الأحمد، ابی القاسم المصطفی محمد
سه شنبه ۱۴۰۴/۱۲/۲۶تفسیر سوره حجر جلسه(۱۶)

🧿موضوع: تفسیر سوره حجر ایات(۸۷الی۹۳)

🕋إِنَّ رَبَّكَ هُوَ الْخَلَّاقُ الْعَلِيمُ (86)

ﻳﻘﻴﻨﺎً ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺕ ﻫﻤﺎﻥ ﺁﻓﺮﻳﻨﻨﺪﻩ ﺩﺍﻧﺎﺳﺖ .(٨٦)
به درستی که پروردگار تو خلاق علیم است
خلاق؛ بسیار خلق کننده و علیم ؛ بسیار دانا که گفتیم ما عالم خلقت را که نگاه کنیم تکثر موجودات را نگاه کنیم ؛چند نوع حیوان داریم؟ هر کدام چه شکل هایی دارند ؟ چه صورت هایی دارند ؟ چند نوع گیاه داریم؟ چه درختی چه بوته باشد چه علف باشد و هر کدام چه خواصی دارند ،ووو…
▪️ حالا فرشتگان و اینها را نمی گوییم !
بعد موجودات دیگر از اجنه ؛ جن که گفتیم جمع
جنین ، جنیان ؛ آنها هم انواع و اقسامی دارند
آنها چه عالمی دارند برای خودشان؛ چه موجوداتی هستند ؛ و تمام این ها بر اساس علم است
▪️سیستم بدن ما یک انسان چقدر مکانیزم پیشرفته ای دارد ؟! هر کدام از اعضای ما چشم ما الان می بینم متخصص فوق تخصص می شود ووو….
عرض کردم خیلی موجوداتی هستند که اصلا برای ما قابل رویت نیست ! ” خلاق علیم”

🕋وَلَقَدْ آتَيْنَاكَ سَبْعًا مِّنَ الْمَثَانِي وَالْقُرْآنَ الْعَظِيمَ (87)

ﻭ ﺑﻪ ﺭﺍﺳﺘﻲ ﻛﻪ ﻫﻔﺖ ﺁﻳﻪ ﺍﺯ ﻣﺜﺎﻧﻲ [ ﻳﻌﻨﻲ ﺳﻮﺭﻩ ﺣﻤﺪ ]ﻭ ﻗﺮﺁﻥ ﺑﺰﺭﮒ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻋﻄﺎ ﻛﺮﺩﻳﻢ .(٨٧)
▪️ و به تحقیق که عطا کردیم تو را هفت مثانی یا هفت تا از مثانی و قرآن عظیم
گفتیم ” سیعا من المثانی” یعنی سوره حمد و قرآن عظیم این را خداوند بعد از صفت علم می آورد
” خلاق علیم ” بعد می فرماید :
قرآن آنقدر عظمت دارد چون متن نظام هستی است یعنی نظام هستی می شود شرح قرآن و قرآن باز بشود می شود نظام عالم ؛ مختصر بشود می شود این قرآن
▪️یک بار عرض کردم خدمت عزیزان یک وقتی این حضرت اشمائیل نبی که ما در همسایگی اش به سر
می بریم و متبرکیم به وجود نورانی ایشان ! آن حضرت را در عالم رویا زیارت کردیم مطلبی فرمودند که از دهان یک پیامبر قابل بیان بود یعنی کس دیگری اگر می گفت! چون هر حرفی برای هر دهانی نیست هر کسی هر حرفی را نمی شود بزند یعنی آن دهان ؛ گاهی وقت رسول خداص باید یک نکته ای را بگوید
اگر یک عالم بگوید می گوییم حرف شما اینجا سند نیست ! حالا عرض می کنم ایشان چون پیامبر خدا بود حرف برای دهان ایشان بود.
آیه قرآن که می فرماید :
سوره اسراء/۸۵
🕋«ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا».
و ما از علم جز قلیلی به شما ندادیم؛ خطاب به ما انبیاست که می فرماید ؛ در مقابل قرآن به شما انبیاء جز قلیلی از علم ندادیم ؛ یعنی علم شما در مقابل قرآن یک چیز اندکی است ؛ وقتی خداوند می فرماید :
▪️” قرآن العظیم” خداوند آن را به وصف عظمت یاد
می کند و ما الان چی می فهمیم از این قرآن؟!
یک معنی ظاهری انجام می دهیم دو تا کلمه را بالا پایین تفسیر می کنیم رد می شویم و حقیقت قرآن
چه رمز و رازی درش هست؟ و قرآن چه بطونی دارد و قرآن چه حقایقی رل بیان می کند و چه تصرفاتی در این عالم انجام می گیرد و حوادثی که در ذیل این آیات و سوره ها هستند ؟!
▪️روایت:به این مضمون است که؛ کسی که علم قرآن پیدا کند اگر حسرت بخورد به کسی که همه دنیا بهش داده شده است ؛ خیلی ناسپاسی کرده است
یعنی اصلا قابل قیاس نیست همه دنیا ! چرا ؟چون
قُلْ مَتَاعُ الدُّنْيَا قَلِيلٌ
بگو متاع دنیا اندک است
▪️در حالی که این قرآن عظیم اگر قرآن بهتان داده بشود با همه ملک دنیا مقایسه کنید به قرآن ظلم کردید
▪️این حدیث را می شود در قرآن اثبات کرد؟! بله
چون معانی را گفتیم از روایات باید به قرآن ارجاع داده بشود؛ نگاه کنید دنبالش چی می فرماید:

🕋لَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَىٰ مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّنْهُمْ وَلَا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ (88)

ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﺑﻪ ﺍﻣﻜﺎﻧﺎﺕ ﻣﺎﺩﻱ [ ﻭ ﺛﺮﻭﺕ ﻭ ﺍﻭﻟﺎﺩﻱ ] ﻛﻪ ﺑﺮﺧﻲ ﺍﺯ ﮔﺮﻭﻩ ﻫﺎﻱ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩﺍﺭ ﻛﺮﺩﻳﻢ ، ﭼﺸﻢ ﻣﺪﻭﺯ ، ﻭ ﺑﺮ ﺁﻧﺎﻥ [ ﺑﻪ ﺳﺒﺐ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﭘﺬﻳﺮﺍﻱ ﺣﻖ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ] ﺍﻧﺪﻭﻩ ﻣﺨﻮﺭ ، ﻭﭘﺮ ﻭ ﺑﺎﻝ [ ﻟﻄﻒ ﻭ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻲِ ] ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﺆﻣﻨﺎﻥ ﻓﺮﻭ ﮔﻴﺮ .(٨٨)
یعنی امتداد مده هر دو چشمت را به چه؟!
به بهره هایی که به همسالان آنان دادیم ازواج یعنی اصناف گروه ها همسالان چشم ندوز به بهره هایی که به آنان و امثال آنان دادیم؛ یعنی به تو چه داده شده است ! ” سبعا من المثانی والقرآن العظیم ”
که اصلا چشم ندوز به بهره ای که اینها دارند!
اگر پول خوب بود که رسول پیامبر ما فقیر نبود!
” الفقر و فخری” نمی گفت؛ ‘ الفقر” شعار الصالحین است و شعار صالحان فقر است و حسرت نخوری یک موقع چون به تو قرآن عظیم داده شده است
آن از سنخ آخرت است و این از سنخ دنیاست
و هر دو چشمت را مدوز چشم مدوز نگاه نکن چون نگاه کردن یعنی جلب توجه؛ یعنی اینکه نگاه کنید
شما به یک چیزی می گویند جلب توجه کرده است
پس توجه جلب نشود به متاع ! چون این آیه جاهای دیگر هم تکرار شده است ” ازواجهم ” چه زنان زیبایی دارند؛ ووو… به اینها نگاه نکنید ! دنیا بهره ش اندک است
❗این را یادت باشد بهره دنیا اندک است ❗
▪️بعد لذت دنیا به اندازه ی نیازت است و آن اندازه ای که نیاز دارید برآورده می شود و لذت می برید
اگر نیاز نداشته باشید اصلا از داشتنش لذتی نمی برید!
▪️آقا امیرالمومنین ع می فرماید:
▪️ انظر من الدنیا نظر زاهدین فیها
به دنیا نگاه کنید به مانند زاهدان در دنیا بی رغبت
به دنیا- یعنی ماشین آخرین سیستم می بینید چشمت را ندوز بهش که آه چیه هیچی نیست! با ماشین پراید خیلی فرق ندارد یعنی آنقدر فرق ندارد که شمابخواهید همه توجهتان را به او بدهید

تمثل دنیا به صورت زن است و همان جوری که زن عشوه گری دارد ؛ دنیا هم عشوه گری دارد و عشوه گری زن برای جلب توجه مرد است و عشوه گری و حرکاتی می کند که توجه مرد راجلب کند به طرف خودش
دنیا هم همین جوری است ؛ دنیا هم به آب و رنگ
و خال و خط می خواهد توجه انسان را به طرف خودش بکشد ؛ دنیا مثل زنی است که از پشت به او نگاه می کنید خیلی دلفریب است ولی وقتی به طرفت برمی گردد خیلی کریح است.
▪️جناب بابا طاهر می فرماید:
• به دست دیده و دل هر دو فریاد
که هر چه دیده بیند دل کند یاد
بسازم خنجری تیغش ز فولاد
زنم بر دیده تا دل گردد آزاد*
حسرت نخوری تو سبعا من المثانی داری تو قرآن العظیم بهت داده شده است ؛ یک چیزی داده شده که اصلا مقابل با دنیا و آخرت نیست.
▪️کسی آمد پیش امام باقر ع گفت؛ آقا دعا کنید ما برویم بهشت؛ فرمود شما الآن بهشت هستید مگر روایت را نشنیده اید که ولایت علی بن ابی طالب ع جنت است ؛ محبت امیرالمومنین ع بهشت است و
شما الان دربهشت هستید.
▪️روایت:می فرماید : که مومن حقیقی نمی شوید مگر اینکه مرگ را بیشتر از زندگی دوست داشته باشید و فقر را بیشتر از ثروت دوست داشته باشید و مریضی را بیشتر از صحت دوست داشته باشید ؛ طرف گفت آقا اینجوری که ما بیچاره ایم فرمود ؛ چرا ؟
چون ما زندگی را دوست داریم و مرگ را خوشمان نمی آید و ما ثروت را دوست داریم واز فقر بدمان می آید و ما سلامتی و تندرستی را دوست داریم و از مریضی بدمان می آید ؛ آقا فرمود : نه معنای حدیث این نیست! معنای حدیث این که بگو ببینم حاضرید عمر نوح بهتان بدهند؛ اما ولایت ما را از شما بگیرند؟ گفت نه؛ گفت پس شما مرگ را بیشتر دوست دارید مرگ را در راه ولایت ما دوست داشته باشید ؛ نه اینکه بی خودی همینجوری مرگ را دوست داشته باشید در راه ولایت ما مرگ را بیشتر دوست داشتید می گفت بله آقا فرمود ؛ حاضرید ولایت ما را از شما بگیرند همه ثروت دنیا را بهتان بدهند ؟ گفت نه آقا فرمود؛ پس شما فقر را بیشتر دوست دارید فرمود ؛ حاضرید ولایت ما را بگیرند همیشه تن درست باشید؛ و اصلا مریض نشوید؟! گفت نه فرمود؛ پس شما مریضی را بیشتر دوست دارید و همه دنیا را به شما بدهند می گوییم ؛ پس شما یک چیزی دارید؛ یک گوهری دارید که حاضر نیستید که با همه دنیا عوضش کنید پس شما خودتان خیلی پول دار و خیلی غنی هستید و مقایسه نکنید با این آهن پاره ها و آن کسایی که مثلا کاغذ در جیبشان هست ! یهودی هایی که پول ها را ذخیره می کنند و پول ها را انبار می کنند ؛ چون ما برای این کارها آفریده نشدیم که آهن جمع کنیم فلز جمع کنیم.
” لَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَىٰ مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّنْهُمْ”این را با خودتان همیشه زمزمه کنید:
چشم ندوز به دارایی های اینها
▪️ بعد می فرمود :
” ولا تحزن علیهم ” و بر آنان محزون مشو
یکی؛ چشم ندوز دارایی های اینها- آنی که بهره برند یکی محزون مشو بر آنان یعنی محزون مشو بر آنان*
اول فرمود ؛ به دارایی های آنها چشم ندوز که تو یک چیزی داری فوق اینهاست بعد می فرماید :
” ولا تحزن علیهم ” غصه ی آنها را نخور وقتی مصیبتی به آنها می خورد ؛ تو چکار داری !
انسانند باشد ؛ بنا نیست من برای همین غصه بخورم دقت کنید ؛ ” ولا تحزن علیهم ” غصه ی آن ها را نخور – ما ریختیم جلوی اینها علف ها را بخورند تو ناراحت آنها نباش! پس چکار کنم ؟”واخفض جناحک للمومنین”
یعنی پایین آوردن جناح یعنی بال ؛ بالهایت را پایین بیاور برای مومنین ؛ حرکات بدن ما معنا دارد
▪️ خوب دقت کنید ؛ یعنی یک کسی می رسد در خیابان در چشمتان نگاه نگاه می کند یعنی دعوا دارد در حیوانات اگر یک حیوانی از دور آمد نگاه نگاه می کرد در چشمتان مثلا سگ نگاه نگاه می کرد در چشم شما یعنی می خواهد به شما حمله کند
بعد اگر دیدید یک سگی مثلا نگاه می کند آنور واق
واق می کند و نگاه می کند آنور یعنی من به تو کاری ندارم معنا دارد حتی این برای حیوانات هم هست
جناب ابن عربی در کتاب فتوحات که می گوید از قول یکی از صالحان می گوید ؛ زمانی بود که خیلی ظلم و ستم اتفاق می افتاد و من خیلی ناراحت بودم خیلی ناراحت بودم یک شب در کنار دریا بودم شب مهتاب شب بود یک وقت دیدم یک شخصی روی آب دارد
راه می آید؛ فهمیدم که این از رجال الغیب انسان الهی است و آمد آمد تا به من رسید گفت این ظلم ها این مصیبت ها به شما ربطی ندارد ؛ خودت را، دل مشغول این حرفها نکن به عبادت و ذکرت و سیر و سلوک خودت بپرداز که بعد آنجا فهمیدم این حضرت خضر ع بود*

🕋وَقُلْ إِنِّي أَنَا النَّذِيرُ الْمُبِينُ (89)

ﻭ [ ﺑﻪ ﺍﺧﻠﺎﻝ ﮔﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺍﻣﺮ ﺩﻳﻦ ] ﺑﮕﻮ : ﺑﻲ ﺗﺮﺩﻳﺪ ﻣﻦ ﺑﻴﻢ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﺁﺷﻜﺎﺭم .(٨٩)
بگو به درستی که من یک ترساننده ای آشکارم
یعنی آن مقامی که خاتم انبیاء ص دارد ؛
مقام ” آتیناک‌ سبعا من المثانی و القرآن العظیم ”
مقام خودش آن است؛ اما می فرماید ؛ برای مومنین من یک ترساننده ام ؛ من انذار می کنم گناه نکنید
که مومنین چه کنند؟ انس بگیرند با تو و با آن مرتبه رسول الله ص بخواهند برخورد کنند ؛ اصلا جرئت نمی کنند ؛ آن هیبت رسول الله ص اجازه نمی دهد که بخواهند نزدیک بشوند؛ رسول خداص و امامان اهل بیت ع که با آن مقام عظمتی که دارند*
من یک ترساننده آشکارم من کاره ای نیستم اینجوری بگو وقتی می خواهی” واخفض جناحک” کنی بگو من اینجوری هستم ؛ من هیچی نیستم!
چون (واو) ( واو) عطف است ” و اخفض جناحک”
کن و بگو: ” وَقُلْ إِنِّي أَنَا النَّذِيرُ الْمُبِينُ”

🕋كَمَا أَنزَلْنَا عَلَى الْمُقْتَسِمِينَ (90)

[ ﻋﺬﺍﺑﻲ ﺑﻪ ﺳﻮﻱ ﺷﻤﺎ ﻣﻰ ﻓﺮﺳﺘﻴﻢ ]ﻫﻤﺎﻥ ﮔﻮﻧﻪ ﻛﻪ ﺑﺮ ﺗﻔﺮﻗﻪ ﺍﻓﻜﻨﺎﻥ [ ﺩﺭ ﺩﻳﻦ ]ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻳﻢ .(٩٠)
همان گونه که نازل کردیم ما بر مقتسمین یعنی قسمت کننده ها چی را نازل کردیم ؟ عذاب را؟
از کجا می گویید ؟! این تقسیم کنندگان چه هستند!!!
و چه کسی هستند؟؟
که ” همان گونه که نازل کردیم ما بر تقسیم کنندگان”
این یکی از جاهایی که پیچ دارد که این به کجا برمی گردد ؟! همان گونه که ما نازل کردیم بر تقسیم کنندگان تقسیم کنندگان چه کسانی هستند ؟
” همان کسانی که قرآن را متفرق ؛ پاره پاره کردند” بعضی از مفسرین گفتند ؛

🕋وَآتَيْنَاهُمْ آيَاتِنَا فَكَانُوا عَنْهَا مُعْرِضِينَ
ﻭ ﻣﺎ ﺁﻳﺎﺕ ﻭ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻫﺎﻱ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩﻳﻢ ، ﻭﻟﻲ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﻭﻱ ﮔﺮﺩﺍﻥ ﺷﺪﻧﺪ .(٨١)
فرمود : این گونه بودند که از آیات ما روگردان شدند
وَكَانُوا يَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا آمِنِينَ
ﻭ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺍﺯ ﻛﻮﻩ ﻫﺎ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﻣﻰ ﺗﺮﺍﺷﻴﺪﻧﺪ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ [ ﺑﻪ ﺧﻴﺎﻝ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺳﺒﺐ ﺍﺳﺘﺤﻜﺎم ﺁﻥ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎ ] ﺍﻳﻤﻦ [ ﺍﺯ ﺣﻮﺍﺩﺙ ] ﺑﻮﺩﻧﺪ .(٨٢)
فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ مُصْبِحِينَ
ﭘﺲ ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺻﺒﺢ ﺩﺭﺁﻣﺪﻧﺪ ، ﺻﺪﺍﻳﻲ [ ﻣﺮﮔﺒﺎﺭ ﻭ ﻭﺣﺸﺘﻨﺎﻙ ﻭ ﻏﺮّﺷﻲ ﺳﻬﻤﮕﻴﻦ ] ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﻓﺮﺍ ﮔﺮﻓﺖ .(٨٣)
و صیحه عذاب صبحگاهان آنان را گرفت
برمی گردد به اینجا یعنی این آیات جمله معترضه
بوده بعد اینجا دوباره از سر می گیرد
” کما انزلنا علی المقتسمین” همان گونه که نازل کردیم بر سر تقسیم کنندگان یعنی آیات را دادیم؛ امام دادیم به آنها ؛ اما اعراض کردند رو برگرداندند از امام ؛ از تبعیت از امام روگردان شدند از امام معصوم ع و رفتند دنبال کاری که خودشان می خواستند
بعد دقت کنید: ” آیاتنا” ببینید آن بالا چه فرمود؛
آیاتمان را به آنها دادیم اینها اعراض کردند و هم
آیات قرآن را تقسیم کردند* دقت فرمودید ؛
آنجا آیات دادیم یعنی امام دادیم از امام رو برگرداندن اینجا هم مثل همان ها؛ قرآن را تقسیم کردند
اول لغت را بررسی کنیم بعد این مقتسمین که مشخص است قسمت کننده است مقسم تقسیم کننده تقسیم کردند چه کسانی بودند ؟

🕋الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِينَ (91)

ﻫﻤﺎﻧﺎﻥ ﻛﻪ ﻗﺮﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺨﺶ ﺑﺨﺶ ﻛﺮﺩﻧﺪ ﺑﺨﺸﻲ ﺭﺍ ﭘﺬﻳﺮﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﭘﺬﻳﺮﻓﺘﻦ ﺑﺨﺸﻲ ﺩﻳﮕﺮ ﺭﻭﻱ ﮔﺮﺩﺍﻧﺪﻧﺪ .
یعنی اهل قرآن بودند و مسلمان بودند نه فکر کنید کفارند؛ یا مشرکان قریش را نمی گوید؛ مسلمانها را می گوید؛ ” الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِينَ”
عضو؛ اعضا ء می گویند اعضاء به خاطر اینکه جدای از هم هستند متفرقند دست و پا و سر و اینها از هم جدا هستند بعد ما یک ” عضین ” هم در قرآن داریم با ( ز ) است:
فَمَالِ الَّذِينَ كَفَرُوا قِبَلَكَ مُهْطِعِينَ
ﻛﺎﻓﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﭼﻪ ﺷﺪﻩ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺗﻮ ﭼﺸﻢ ﺩﻭﺧﺘﻪ ﺑﻪ ﺳﻮﻳﺖ ﺷﺘﺎﺑﺎﻧﻨﺪ ؟(٣٦)
عَنِ الْيَمِينِ وَعَنِ الشِّمَالِ عِزِينَ
ﺍﺯ ﺭﺍﺳﺖ ﻭ ﭼﭗ ، ﮔﺮﻭﻩ ﮔﺮﻭﻩ ،(٣٧)
آنهایی که کفر می ورزند را چه شده است پیش روی تو سر بلند می کنند به چپ و راستت که می رسند متفرق می شوند” صحبت تفرقه از جدایی است و معنایش نزدیک به همین است منتها این تکه تکه کردن آنجا گروه گروه شدند و معنایش چون یک تفاوتی دارد ؛ و قرآن را تکه تکه می کنند برای چی؟ به بعضی از آیات کفر می ورزند به بعضی از آیات ایمان می آورند و تقسیم بندی می کنند ؛ جدا جدا می کنند و به بعضی از او عمل می کنند و بعضی ها را ندید می گیرند و به بعضی از قسمت های دین عمل می کنند و به بعضی عمل نمی کنند
آنجایی که خوششان می آید عمل می کنند و آنجایی را که خوششان نمی آید می گذارند کنار
” مقتم ” به خاطر این است و قسمت کردن قرآن نیست که مثلا بخش بخش کنند قرآن را و حزب حزب کنند نه ؛

:
از آیات ما رو برگرداندند از امام یعنی امامان اهل بیت ع گفتند راهتان چیه؟ بنا نیست از همه ی حرف های امام را برگرداند ببینید در مسیر خوب دقت کنید: شما یک راهنما می گیرید بروید مثلا یک شهری و راهنما می گوید این جاده را برو میروید بعد می رسید سر یک دوراهی می گوید ؛ بپیچ راست شما همان یک دانه را می پیچید ؛ چپ چی می شود ؟ تمام شد راست گفت به چپ پیچیدید و خراب شد بعد همه چی خراب می شود ! ” جعلوا القرآن عضین ” قرآن را پاره پاره کنند ؛ امام را که از قرآن بگیریداصلا به خیلی از جاها قرآن نمی شود عمل کرد اسلام مثل یک تسبیح است که تمام این دانه ها از درونش نخ ولی رد شده است و این نخ را بکشید بیرون همه اینها به هم می ریزد ؛ ولایت را که از جامعه بگیرید؛ امامت را که از جامعه بگیرید همه چی به هم می ریزد و خیلی بحث هایی داردالان نمی توانیم اینجا وارد بشویم؛ خیلی بحث هایی هست که اسلام چی می گوید چه جور می گوید عمل کنید و بعد وقتی که امام را از جامعه گرفتند تمام اینها بیکار شد! محمل شد ! ” جعلوا القرآن عضین” هم همین جور است چون امام گرفته شده و قرآن برایشان تکه تکه شده است و بعضی تکه ها را می گیرند و بعضی تکه ها را نمی گیرند

🕋فَوَرَبِّكَ لَنَسْأَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ (92)

ﺑﻪ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺕ ﺳﻮﮔﻨﺪ،ﻗﻄﻌﺎً ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﺎﺯﺧﻮﺍﺳﺖ ﻣﻰ ﻛﻨﻴﻢ .(٩٢)
به پروردگار تو قسم از همه آنان سوال خواهیم کرد
با اجازه چه کسی چنین کاری کردید؟خداوند مشرکان را که نمی گوید ؛اهل قرآن را می گوید
اهل اسلام را دارد می گوید ؛ به پروردگار تو قسم هر آینه از همه ی آن ها سوال خواهیم کرد ؛ جمعی ؛ اجمعین جمعی از آنها سوال می کنیم ؛

🕋عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ (93)

ﺍﺯ ﺍﻋﻤﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺍﻧﺠﺎم ﻣﻰ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻧﺪ .(٩٣)
از آنچه بودند عمل می کردند
▪️ آقا امیرالمومنین ع در آن حدیث وصیت کمیل می فرمود و کمیل زمانی بود که جزو اصحاب خاص بود و امیرمومنان ع در زمانی بود که نمی توانست از خلفای قبلی حقیقت را به مردم بگوید و خیلی به سختی چیزهایی می فرمود ؛ و کمیل از اصحاب خاصه بود ؛ حضرت فرمود؛ کمیل دین از آن خداست؛ بله
و کسی حق برپایی دین را ندارد مگر پیامبر یا وصی پیغمبر کسی حق ندارد که بگوید من می خواهم دین اسلام را برپا کنم ؛ شما چکاره ای !؟ خلفا مگر آنها اصحاب پیامبر نبودند ؟ ابوبکر و اینها مگر اصحاب پیامبر نبودند ؛ شما چه کاره اید که بخواهید دین خدا را برپا کنید!؟ فرمود ؛ یا باید پیغمبر باشید یا وصی پیامبرص و بقیه پیروان ایشان کسی حق ندارد بگوید من می خواهم حکومت اسلام را برپا کنم !
لذا ما همه ی خلفا را؛ شیعه برای چی غاصب می داند* “عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ” از هرچه که این ها کردند سوال و بازخواستشان می کنیم ؛ قرآن را تکه تکه کردید؛ از امام روگردان شدید .
(پایان جلسه)
*الحمدلله علی الولایه

دانلود فایل صوتی

13.0 مگابایت

← بعدیقبلی →